قراین دلالت کننده بر عسر و حرج زوجه

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/09/02
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: در صورتی که زوجه حاضر شود در قبال طلاق کل مهریه خود را بذل کند و از زندگی با فرزندان خود که شدیدا به آنها مانوس بوده است، صرف نظر کند، این امور قراینی بر عسر و حرج وی در ادامه زندگی مشترک است.

رای خلاصه جریان پرونده

پیرو گزارش مشروح قبلی این شعبه( 26 دیوان عالی کشور) اجمالا اینکه خواهان زوجه خانم ل. ت. فرزند غ. 41 ساله خانه دار با وکالت خانم س. ی.م. طی دادخواست تقدیمی به ریاست محترم دادگاه‌های عمومی و انقلاب شیراز پیوست سند ازدواج به طرفیت خوانده شوهرش آقای س. ع. فرزند م. 45 ساله محل اقامت زوجین شیراز تقاضای صدور حکم طلاق به لحاظ تحقق شرایط ضمن عقد نکاح نموده است و اظهار داشته این جانب طبق سند نکاحیه در تاریخ 70/12/29 با خوانده با عقد ازدواج دائم ازدواج و دارای دو فرزند می باشیم متاسفانه خوانده به لحاظ اعتیاد به مواد مخدّر با اینجانب رفتار سوء داشته و بارها مرا مورد ضرب و شتم قرار داده و از پرداخت نفقه و تامین معاش خودداری و در حال حاضر نیز بیش از سه سال است که زندگی مشترک را ترک نموده و استشهادیه پیوست موید آنست لذا شروط دوم و هفتم و هشتم محقق شده و تقاضای صدور حکم مبنی بر اجازه طلاق دارم و پرونده پس از تشریفات ثبت و ارجاع در شعبه --- دادگاه خانواده شیراز مطرح و در جلسه اولیه دادگاه خواهان و وکیلش اظهار داشته اند خواسته به شرح دادخواست است و وکیل خوانده اظهار داشته اعتیاد که مطرح کرده اند خلاف واقع است و زوج دلبستگی شدید به همسر و فرزندانش دارد و ماهیانه حدود 500 هزارتومان به حساب فرزند بزرگش واریز می کند و داور انتخابی زوجه اظهار داشته زوجه با دلائل مذکور در دادخواست مصرّ به طلاق است و داور انتصابی زوج گفته زوج می گوید به هیچ وجه حاضر به طلاق نمی باشم و دادگاه در دادنامه شماره --- - 92/3/28 ضمن اینکه علقه زوجیت بین طرفین را محرز دانسته نوشته نظر به اینکه خواهان و وکیلش دلیلی که موجب اثبات دعوی مطروحه باشد ارائه نکرده اند دعوی زوجه را غیروارد تشخیص و حکم به بطلان دعوی زوجه صادر نموده که پس از اعتراض و تجدیدنظرخواهی زوجه به وکالت خانم س. ی.م. پرونده در شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان فارس مطرح و پس از تحقیقات از شهود در دادنامه شماره --- - 92/8/13 به دلائلی که ذکر کرده ضمن ردّ تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است که از ناحیه زوجه با وکالت خانم س. ی.م. مورد اعتراض و فرجام خواهی نموده است لذا پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه( 26 دیوان عالی کشور) ارجاع گردیده است و خانم ل. ت. که جهت پیگیری پرونده به شعبه --- دیوان عالی کشور مراجعه کرده بود و طی لایحه ای اعلام داشته به دلیل اینکه در عسروحرج به سر می برم حاضرم کل مهریه خود را که 750 عدد سکه بهارآزادی است در قبال طلاق بذل نمایم لذا این شعبه دیوان عالی کشور در دادنامه --- - 93/10/8 به دلائل مذکور در دادنامه، دادنامه فرجام خواسته را نقض و پرونده را جهت رفع نواقص و صدور حکم مقتضی به دادگاه عودت داده است. متعاقبا شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان فارس پس از تحقیقات مجدد از طرفین دعوی و استماع اظهارات شهود در دادنامه شماره --- - 94/3/25 در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم ل. ت. فرزند غ. با وکالت خانم س. ی.م. به طرفیت آقای س. ع.ن. با وکالت آقای ع. ر. نسبت به دادنامه شماره --- - 92/3/28 صادره از شعبه نوزدهم دادگاه عمومی خانواده شیراز که به موجب آن دعوی طلاق به لحاظ تخلف از شروط ضمن عقد محکوم به بطلان شده است اولا زوج در طول مدت زناشویی و مفارقت جسمانی هزینه های زندگی زوجه و فرزندان را تامین نموده و هم اکنون در منزلی که با پول اعطایی شوهرش خریداری نموده زندگی می کند و منزل دیگری را هم که سه دانگ مشاعی آن متعلق به شوهرش می‌باشد اجاره داده که اجاره بهای آن کفاف مخارج وی را می کند. ثانیا هیچ دلیلی بر سوءرفتار و سوءمعاشرت زوج ارائه نشده و صرف یک گواهی پزشکی قانونی در طول زندگی مشترک نمی تواند حکایت از سوءرفتار مستمر زوج داشته باشد. ثالثا هیچ دلیلی بر اعتیاد زوج به مواد مخدر یا سایر مواد مضرّ ارائه نشده و گواهی پزشکی قانونی نیز دلالتی بر اعتیاد وی ندارد. رابعا زوج در محل کار خود یعنی جهرم که دارای باغ میوه است و به باغداری مشغول است منزلی بزرگ و در دو طبقه تهیه نموده و در اختیارش می‌باشد که دارای کلیه لوازم و اسباب و اثاث لازم می‌باشد و متناسب برای زندگی است و زوجه ملزم به زندگی مشترک با زوج می‌باشد که حاضر به متابعت و مشایعت با همسرش نشده است. خامسا زوجه با دویست میلیون تومان پولی که زوج در سال 1388 به او داده یک منزل خریده که قطعا هم اکنون مبلغ معتنابهی ارزش دارد و همچنین سه دانگ منزل دیگر را نیز تصاحب نموده و به نوعی بخش عمده ثروت زوج را تصاحب و تصرّف نموده و بدیهی است بخشش مهریه نمی تواند قرینه ای بر عسروحرج زوجه تلقی گردد بنابراین دادنامه تجدیدنظرخواسته موجّه است لذا با اعلام ردّ اعتراض تایید می‌گردد که از ناحیه خانم ل. ت. با وکالت س. ی.م. مورد اعتراض و طی دادخواست فرجامی و لایحه پیوست فرجام خواهی نموده و وکیل زوج آقای ع. ر. نیز در مقام تبادل لوایح طی لایحه ای و مدارک پیوست از دادخواست فرجامی پاسخ داده است به شرح دادخواست و لوایح طرفین بدین جهت پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به جهت سابقه پرونده به این شعبه( 26 دیوان عالی کشور) ارجاع گردیده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای رضا انصاری عضو ممیز و اوراق پرونده و دادنامه شماره --- - 94/3/25 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

با توجه به محتویات پرونده و سیر مراحل آن که قبلا نیز در این شعبه( 26 دیوان عالی کشور) مطرح و در مورد رسیدگی قرار گرفته است اعتراض و فرجام خواهی زوجه خانم ل. ت. با وکالت خانم س. ی.م. به طرفیت فرجام خوانده شوهرش آقای س. ع.ن. با وکالت آقای ع. ر. نسبت به دادنامه فوق صادره از شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان فارس که برای بار دوم اعتراض زوجه خانم ل. ت. را نسبت به دادنامه شعبه --- دادگاه خانواده شیراز مبنی بر حکم به بطلان دعوی زوجه به خواسته صدور حکم طلاق غیر موجّه و ضمن ردّ اعتراض حکم به بطلان دعوی زوجه را تایید نموده وارد است و دادنامه فرجام خواسته مخدوش است زیرا دادگاه محترم تجدیدنظر در دادنامه فرجام خواسته نوشته اولا زوج در طول مدت زناشویی و مفارقت جسمانی هزینه های زندگی زوجه و فرزندان را تامین نموده و هم اکنون در منزلی که با پول اعطایی شوهرش خریداری نموده زندگی می کند و منزل دیگری را هم که سه دانگ مشاعی آن متعلق به شوهرش می‌باشد اجاره داده که اجاره بهای آن کفاف مخارج وی را می کند در صورتی که نسبت به تامین هزینه های مفارقت جسمانی و همانطور نسبت به منزل های مذکور فقط اعتماد به اظهارات و ادّعای زوج کرده و مدرک کافی برای آن ذکر نگردیده است و زوجه منکر است و مدارکی را زوجه ارائه و ضمیمه پرونده کرده است که خلاف آن را نشان می دهد زیرا دادگاه نوشته ثانیا هیچ دلیلی بر سوءرفتار و سوءمعاشرت زوج ارائه نشده و صرف یک گواهی پزشکی قانونی نمی تواند حکایت از سوءرفتار مستمر زوج باشد در صورتی که گواهانیکه استشهادیه ضمیمه پرونده را امضا کرده اند و نیز گواهانیکه در جلسه دادگاه بدوی و پس از آن در جلسه دادگاه تجدیدنظر حضور یافته اند به اذیت و آزار و ضرب و شتم زوجه شهادت داده اند و جای تاسف است که چگونه دادگاه آنها را نادیده گرفته است و همینطور دادگاه نوشته خامسا زوجه با دویست میلیون پولی که زوج در سال 88 به او داده یک منزل خریده که این خامسا تکرار اولا است و اضافه کرده زوجه به نوعی بخش عمده ثروت زوج را تصاحب کرده که زوجه کلا منکر است و ظاهرا دادگاه محترم محتویات و مدارک موجود را دقیق بررسی نکرده است و مستفاد از مدارک غیر آنست وانگهی اظهار نظر کرده و گفته بدیهی است بذل زوجه مهریه اش را که 750 عددسکه بهار آزادی است نمی تواند قرینه ای بر عسروحرج زوجه تلقی گردد در صورتی که در عرف عموم مردم آن را قرینه عسروحرج تلقی می کنند و در تعبیر معروف زوجه که در تنگنای شدید قرار می‌گیرد می گوید مهرم حلال جانم آزاد به علاوه در موضوع پرونده زوجه نه فقط مهریه اش را که رقم خیلی بالااست بذل کرده حاضر شده بچه هایش که شدیدا به آنها مانوس بوده بروند پیش پدرشان زندگی کنند که این قرینه ای بر عسروحرج زوجه در ادامه زندگی مشترک است لذا با فرجام خواهی موافقت می‌شود و ضمن نقض دادنامه فرجام خواسته پرونده طبق بند ج ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه‌های عمومی و انقلاب به شعبه دیگر دادگاه تجدیدنظر استان فارس ارجاع می‌گردد.

شعبه --- دیوان عالی کشور- رئیس و عضو معاون

رضا انصاری - محمد ربّانی نژاد

منبع