در این پرونده خانم ش. ا. با وکالت ه. ع. دادخواست طلاق به طرفیت اقای ع. ا. تقدیم شعبه *نموده و اظهار داشته موکله در تاریخ 98/6/21 با خوانده ازدواج نموده موکله در حال حاضر قادر به ادامه زندگی مشترک با زوج نمیباشد. از دادگاه تقاضای طلاق به علت عسر و حرج دارد. دادگاه در تاریخ 1400/07/26 وقت رسیدگی تعیین نموده و طرفین را دعوت به رسیدگی کرده است.وکیل خواهان درخواست موکله را به شرح دادخواست تقدیمی بازگو کرده و اضافه کرده موکله و زوج زندگی مشترک را به طور رسمی شروع ننمودند زیرا زوج حاضر به تهیه منزل مستقل نمیباشد. دادخواست الزام به تمکین زوج هم از طرف دادگاه رد شده است.و این امر باعث عسر و حرج موکله را فراهم اورده است.موکله نفقات معوقه خود را از طرف شورای حل اختلاف مطالبه نموده است.شاهد هم دارم. حاضرم به دادگاه معرفی کنم زوج خانم ا. ه. را به عنوان وکیل به دادگاه معرفی کرده و در مقام دفاع اظهار داشته موکل. ..*است.و هنگام ازدواج موکل این امر را به زوجه بیان داشت که باید در *سکونت و زندگی کنی و خواهان ان را قبول کرد در حال حاضر زوجه مهریه و نفقه را دریافت می کند لذا هیچ دلیلی بر عسر و حرج زوجه ارائه نشده بلکه زوجه با ممنوع خروج کردن موکل وی را در عسر و حرج قرار داده است.حسابهای وی را مسدود کرده است.موکل خانه در حد توان خود تهیه کرده است.ولی در صورتی که زوجه مهریه و سایر حقوق مالی خود را ببخشد موکل حاضر به طلاق زوجه میباشد. در غیر این صورت با طلاق موافق نیست و تقاضای رد دعوی طلاق را دارد. دادگاه تصویر رای محکومیت زوج به پرداخت نفقه زوجه را پیوست نموده است.همچنین تصاویر اظهارنامه های ارسال شده طرفین پیوست پرونده گردیده است.زوج، زوجه را دعوت به زندگی مشترک کرده و زوجه در جواب اظهار داشته اگر منزل تهیه نمایی حاضر به زندگی می باشم دادگاه قرار داوری صادر کرده و نظریه داوران را جلب کرده است.وکیل زوجه در لایحه مورخ 1400/10/11 خود اضافه کرده زوج جهت زیارت اربعین از کشور خارج شده و در کشور حضور ندارد. موکله اعلام نموده حتی اگر زوج در *خانه تهیه نماید. حاضر است.با زوج زندگی کند دادگاه برابر صورت جلسه مورخ 1400/10/13 اظهارات دو نفر گواهان را استماع نموده است.دادگاه درنهایت در تاریخ 1400/11/11 مبادرت به صدور حکم به طلاق به لحاظ احراز عسر و حرج زوجه نموده است.سپس زوج به شرح لایحه وکیل خود نسبت به رای صادره مذکور دادخواست تجدیدنظر تقدیم داشته که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده است.دادگاه تجدیدنظر نیز در تاریخ 1401/01/27 مبادرت به صدور رای به رد درخواست تجدیدنظرخواهی و تایید دادنامه تجدیدنظرخواسته نموده است.متعاقبا زوج نسبت به رای صادره مذکور معترض است.و از دیوان عالی کشور تقاضای فرجام خواهی کرده که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و مطرح رسیدگی میباشد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. م. ه. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
در خصوص دادخواست فرجامخواهی اقای ع. ا. با وکالت خانم ا. ه. ف. نسبت به رای شماره *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ 1400/11/11 شعبه *مبنی بر صدور حکم طلاق به لحاظ احراز عسر و حرج زوجه با توجه به محتویات پرونده فرجامخواهی وارد نمیباشد. زیرا، اولا- زوجه علت طرح دعوای طلاق را بروز اختلاف با زوج به علت اینکه زوج حاضر نیست منزل مستقل جهت شروع زندگی مشترک تهیه نموده و مرا از بلاتکلیفی که از زمان انعقاد عقد مورخ 98/6/21 میباشد. رهایی بخشد لذا تداوم این وضع برایم ممکن نیست و به علت عسر و حرج از دادگاه تقاضای طلاق دارم. اعلام نموده است. ثانیا -زوج در مقام دفاع اظهار داشته من و زوجه قبل از انعقاد عقد نکاح با یکدیگر بر اینکه زندگی مشترک ما در *می باشم باید باشد. و در انجا سکونت داشته باشیم و خواهان ان را قبول کرد مضافا بر اینکه منزل برای شروع زندگی مشترک را فراهم نمودم لذا با توجه به اینکه زوجه دلیل بر عسر و حرج و طلاق ندارد. از دادگاه تقاضای رد دعوی وی را دارم.ثالثا -با عنایت به مراتب مذکور اولا- مسلم است.زوجین مدتها است.به دلیل بروز اختلاف از یکدیگر جدا زندگی می کنند و از زمان انعقاد عقد نکاح تاکنون موفق به شروع زندگی مشترک نشدند.ثانیا -با توجه به اینکه زوج دادخواست الزام زوجه به تمکین تقدیم داشته و برابر رای دادگاه به علت اینکه زوج منزل مناسب جهت زندگی مشترک تهیه ننموده است.دادخواست مذکور منتهی به رد گردیده است.که این امر و سایر قرائن موجود در پرونده از جمله اظهارات خوانده در صورت جلسه دادگاه مورخ 1400/07/26 و مفارقت جسمانی طولانی و عدم توفیق زوج در رفع بلاتکلیفی زوجه من حیث المجموع دلالت بر صحت ادعای زوجه و موجه بودن ارای صادره دادگاههای بدوی و تجدیدنظر دارد. در نتیجه فرجام خواهی فرجام خواه به کیفیتی نیست که خلل و خدشه ای به ارای صادره و استنباط و تشخیص دادگاههای بدوی و تجدیدنظر وارد اورد النهایه چون زوجه (فرجام خوانده) خود متقاضی طلاق از شوهرش بوده و تعیین تکلیف نسبت به حقوق مالی وی ناشی از زوجیت در دعوی طلاق مطروحه از شمول حکم مقرر در ماده 29 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 که صرفا در دعوی طلاق به درخواست زوج جهت حفظ بنیان خانواده و جلوگیری از سوی استفاده مرد از اختیار مطلقش در طلاق همسر خویش قابل اعمال و اجرا بوده خروج موضوعی داشته و چنانچه زوجه (فرجام خوانده) خواستار مطالبه حقوق ناشی از زوجیت خود بوده باشد. بایستی جداگانه با طرح دعوی در مرجع ذیصلاح قضایی نسبت به استیفای حقوق خود اقدام نماید. بنابراین الزام زوج فرجام خواه به پرداخت تعداد 52 قطعه سکه تمام بهار ازادی و یک جلد کلام اله مجید و ایینه و شمعدان و یک شاخه نبات به عنوان باقیمانده مهریه در حق زوجه به شرح مقرر در دادنامه بدوی به لحاظ تجاوز از حدود خواسته مندرج در دادخواست بدوی با موازین قانونی مطابقت نداشته و درنتیجه به تجویز ماده 403 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه های بدوی و فرجام خواسته در این قسمت نقض بلاارجاع میگردد. و دادنامه فرجام خواسته در سایر قسمت چون ایراد و اشکال موثری بر ان مترتب نمیباشد. لهذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه به استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی ابرام میگردد.
رئیس شعبه *: ح. ع.
مستشار: ح. م. ه. مستشار: م. ح. م.