در این پرونده اقای ح. ن. ب. دادخواست صدور گواهی عدم امکان سازش به طرفیت خانم ف. ن. ب. تقدیم شعبه *نموده و اظهار داشته در تاریخ 78/2/1 با خوانده ازدواج نمودم دو فرزند مشترک پسر و دختر داریم به دلیل عدم تفاهم قادر به ادامه زندگی مشترک با زوجه نمی باشم از دادگاه تقاضای رسیدگی دارم. ضمنا از دادگاه تقاضای تقسیط مهریه و نحله و نفقه زوجه را دارم. زوجه در لایحه مورخ 1399/11/16 در مقام دفاع اظهار داشته اینجانبه به هیچ وجه قصد جدایی و طلاق ندارم. زوج قبلا یک بار اقدام به دادخواست گواهی عدم امکان سازش نمود ولی به دلیل عدم اقدام در مهلت مقرر قانونی حکم بی اعتبار گردید.در صورتی که زوج اصرار به طلاق داشته باشد. تمامی حقوق قانونی خود از جمله مهریه و نفقه و اجرت المثل ایام زندگی مشترک را از ایشان می خواهم نفقه اینجانب از تاریخ 97/8/30 تاکنون پرداخت نشده و مهریه ام پانصد عدد سکه بهار ازادی و سه دانگ خانه است.از دادگاه تقاضای رسیدگی دارم. دادگاه در تاریخ 99/11/19 تشکیل جلسه داده و طرفین را جهت رسیدگی دعوت نموده است.خواهان درخواست خود را به شرح دادخواست بازگو نموده و خوانده هم دفاعیات خود را به شرح لایحه تقدیمی بازگو کرده است.دادگاه قرار داوری صادر کرده و نظریه داوری را جلب کرده است.دادگاه در مورد تعیین نفقه معوقه و جاری و نحله موضوع را به کارشناس ارجاع داده و نظریه کارشناسی را جلب کرده است.زوجه در اظهارات خود اضافه کرده که نفقات زوجه را پرداخت نمودم که زوجه منکر پرداخت نفقات خود از تاریخ 97/8/30 میباشد. زوجه برابر صورت جلسه مورخ 1400/06/27 اموالی را اعم از منقول و غیرمنقول از زوج به دادگاه معرفی نموده است.و مدعی است.زوج بعضی از اموال مذکور را در طول مدت چهار سال اختلاف و مفارقت به برادر و خواهر خود منتقل کرده است.و از دادگاه تقاضای محاسبه دقیق اموال به دست امده در زمان زوجیت و محاسبه ان را در خصوص شرط تنصیف اموال برابر عقدنامه نموده است.درنهایت دادگاه در تاریخ 1400/06/31 مبادرت به صدور گواهی عدم امکان سازش نموده است. (دادگاه در مورد نصف دارایی زوج و استحقاق یا عدم ان اظهار نظر نموده است) سپس زوجه نسبت به رای صادره مذکور که عمدتا ناظر به حقوق مالی است.دادخواست تجدیدنظر تقدیم داشته که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده است.دادگاه مذکور نیز در تاریخ 1400/12/04 مبادرت به صدور رای به رد درخواست تجدیدنظرخواهی و تایید دادنامه تجدیدنظرخواسته نموده است.رای صادره در تاریخ 1400/12/07 به زوجه و وکیل وی و زوج ابلاغ شده و وکیل زوجه در تاریخ 1400/12/25 دادخواست فرجام خواهی تقدیم داشته دادگاه در تاریخ 1400/12/28 اخطار رفع نقص دادخواست برای وکیل زوجه و فرجامخواه ارسال داشته است. (در پرونده مشخص نیست نقص دادخواست چه بوده و دستور قاضی نسبت به رفع نقص در پرونده مشاهده نشده است) دادگاه در تاریخ 1401/01/16 مبادرت به صدور قرار رد درخواست فرجامخواهی به لحاظ عدم رفع نقص در مهلت مقرر نموده است. متعاقبا زوجه به شرح لایحه وکیل خود نسبت به رای مذکور دادخواست فرجامخواهی تقدیم داشته که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و مطرح رسیدگی میباشد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. م. ه. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
در خصوص دادخواست فرجامخواهی خانم ف. ن. ب. با وکالت خانم ف. ع. نسبت به رای شماره *مورخ 1401/01/17 شعبه *مبنی بر صدور قرار رد دادخواست فرجامخواهی، با توجه به محتویات پرونده نظر به اینکه فرجامخواه در موعد مقرر دادخواست فرجامخواهی نسبت به رای شماره *مورخ 1400/12/04 شعبه *تقدیم کرده ولی شعبه *به علت عدم رفع نقص در موعد مقرر قرار رد دادخواست فرجامخواهی را صادر کرده است، در صورتی که با توجه به متن اخطاریه ارسال شده برای وکیل فرجامخواه که قید گردیده لایحه فرجامخواهی ضمیمه نگردیده، لذا مورد مذکور نمیتواند از موارد نقص دادخواست فرجامخواهی تلقی گردد. زیرا فرجامخواه در متن دادخواست فرجامخواهی علت و جهت فرجامخواهی خود را ذکر کرده و لذا در این صورت ضرورتی به ضمیمه نمودن لایحه جداگانه نبوده است. علی هذا قرار صادره مبنی بر رد دادخواست فرجامخواهی وجاهت قانونی ندارد. لذا مستندا به مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی قرار صادره را نقض کرده و پرونده را جهت تبادل لوایح نسبت به رای ماهوی صادره به شعبه *ارجاع و ارسال می دارد.
رئیس شعبه *: ح. ع.
مستشار: ح. م. ه. مستشار: م. ح. م.