تاریخ دادنامه قطعی: 1395/05/20
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: عقد وکالت عقدیست جایز و قابل عزل بودن وکیل در آن حکم است نه حق و قابل اسقاط نیست؛ مگر اینکه وکالت وکیل یا عدم عزل در ضمن عقد لازمی شرط شده باشد. بنابرین صرف اینکه در وکالتنامه رسمی قید شود موکل حق عزل وکیل ندارد، فاقد اثر حقوقی و قانونی است و موجب اسقاط حق موکل برای عزل وکیل نیست.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه هشتم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/05/20 - 13 : 53 قاضی: مسعود کریم پورنطنزی قاضی: جعفر پوربدخشان قاضی: حسن عباسیان
خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 94/1/26 خانم ف. م. به طرفیت همسرش آقای الف. ه.و. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق به لحاظ احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق تقدیم و در متن دادخواست توضیح داده که به موجب سند نکاحیه پیوست در تاریخ 93/1/21 با صداق یکصد و ده عدد سکه تمام بهار آزادی به عقد دائم خوانده درآمده ام که هنوز ازدواج و عروسی نکرده و در دوران عقد بسر می برم به موجب وکالتنامه رسمی تنظیمی در دفترخانه شماره 58 کبودرآهنگ خوانده اقدام به اعطاء وکالت بلاعزل جهت تقدیم دادخواست طلاق به منظور مطلقه نمودن خویش و صدور حکم طلاق به اینجانب نموده است حال اینجانب با استفاده از اختیارات خویش تقاضای رسیدگی و صدور حکم به طلاق را دارم. ضمنا مهریه و نفقه خویش را به موجب دعاوی جداگانه مطالبه نموده ام خواهان به ضمیمه دادخواست رونوشت سند ازدواج و تصویر وکالتنامه شماره 9919 مورخ 93/9/3 دفتر اسناد رسمی شماره 58 کبودرآهنگ را تقدیم نموده است. دادخواست مطروح در شعبه اول دادگاه حقوقی شهرستان کبودرآهنگ ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد خانم زینب یوسف صنعتی وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالتنامه از جانب زوج خوانده اعلام وکالت مینماید و هم چنین خانم افسانه شایگان زاهد وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالتنامه از طرف زوجه خواهان اعلام وکالت نموده و در جلسه اول دادرسی به تاریخ 94/4/23 که با حضور زوجین و وکلای آنان تشکیل گردیده وکیل خواهان همان مطالب دادخواست را بیان نموده و وکیل خوانده در قسمتی از اظهارات خود بیان داشته در خصوص وکالت در طلاق زوجه با توجه به اینکه نفس عقد وکالت جایز میباشد و قابل عزل از طرف موکل اینجانب بوده است موکل بنده زوجه را از وکالت در طلاق عزل نمودهاند ضمنا کلیه مراجع تقلید نظر بر این دارند که در صورتی که عقد لازمی در دفترخانه جاری نشود تا عقد وکالت را لازم گرداند هر چند در سند رسمی وکالت بلاعزل قید شده باشد نفس عقد وکالت را از جایز بودن خارج نمی کند و عقد همچنان جایز است و زوج حق عزل وکیل خود (زوجه) را دارد چرا که موکل اینجانب به صراحت منکر وجود هیچگونه عقد لازم دیگری در دفترخانه شده و خواهان نیز صراحتا در دادگاه از این موضوع اظهار بی اطلاعی نمودند لذا با توجه به بقای جایز بودن وکالت اعطائی از جانب موکل و عزل ایشان به موجب اظهارنامه ارائه گردیده و عدم وجود هیچگونه حقی برای زوجه نسبت به این مورد تقاضای رد دعوی خواهان را دارم وکیل خواهان اظهار داشت موکل دختری روستائی و تقریبا بی سواد میباشد که هنگام حضور در دفتر اسناد رسمی به قصد و اراده اعطای وکالت بلاعزل به اتفاق خوانده در دفترخانه حاضر شده است و همه کارها از سوی دفترخانه انجام شده و ایشان و خوانده ذیل اوراق را امضا و اظهارات سردفتر را کلا قبول نمودهاند و هم چنین در خصوص ادعای وکیل خوانده باستحضار می رساند وکالت اعطایی به موکل جهت مطلقه نمودن خود مطابق قانون جدید حمایت خانواده ماده 36 میباشد که در آنجا قانونگذار اظهار داشته است که زوجه میبایست در اجرای صیغه طلاق وکالت بلاعزل داشته باشد لذا با این وصف وکالت بلاعزل مورد حکم طبق قانون صحیح میباشد و عقد لازمی میباشد که قابل عزل وکیل از سوی موکل نمیباشد وکیل خوانده در پاسخ به اظهارات وکیل خواهان مطالبی بیان نموده که در صورتمجلس منعکس گردید. تصویر اظهارنامه مورخ 94/4/7 در برگ 30 پرونده حاکیست که آقای الف. ه.و. به موجب این اظهارنامه خطاب به خانم ف. م. و پیرو وکالت اعطائی به جهت جایز بودن عقد وکالت نامبرده از وکالت خود عزل نموده است و این اظهارنامه در تاریخ 94/4/23 به خانم ف. م. تحویل و ابلاغ گردید. سرانجام دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره --- مورخ 94/7/9 پس از ذکر خواسته خواهان و خلاصه اظهارات وکلای طرفین با اعلام اینکه حسب وکالتنامه استنادی به شماره 9919 دفتر اسناد رسمی 58 کبودرآهنگ، خواهان، وکیل از ناحیه خوانده در مطلقه نمودن خود بوده است لیکن خوانده حسب اظهارنامه مورخ 94/4/7 با توجه به جایز بودن عقد وکالت، موکل را عزل نموده است (عضو ممیز: وکیل را عزل نموده است صحیح میباشد) بنابراین ایشان اختیار و استحقاق مطلقه نمودن خود را ندارد مستندا به مواد 656 و 678 و 679 قانون مدنی حکم بر بطان دعوی خواهان صادر نموده است. پس از ابلاغ رای صادره وکیل زوجه خواهان نسبت به آن تجدیدنظرخواهی نموده و در لایحه تجدیدنظر توضیح داده که وکالت اعطایی از سوی تجدیدنظر خوانده به موکله ام بلاعزل بوده و به همین دلیل تجدیدنظرخوانده حق عزل وکیل (موکله ام) را نداشته است و ارسال اظهارنامه مبنی بر عزل وکیل دارای اثر قانونی نمیباشد. پرونده پس از طی تشریفات قانونی و وصول بمرجع تجدیدنظر استان همدان و ثبت در شعبه دهم دادگاه تجدیدنظر، شعبه مرجوع الیه در وقت فوق العاده به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره --- - 95 مورخ 1395/02/08 با استدلال اینکه در وکالتنامه استنادی خواهان بدوی (تجدیدنظرخواه) در متن آن بوجه لازمی حق عزل وکیل از موکل سلب و ساقط نگردیده و صرفا قید شده حق عزل وکیل ندارد که این خلاف بند 1 ماده 678 و قسمت صدر ماده 679 قانون مدنی است و لذا فاقد اعتبار است و حق موکل برای عزل وکیل را ساقط نمی کند لذا اعتراض تجدیدنظرخواه را غیر موجه و دادنامه تجدیدنظرخواسته را منطبق بر موازین قانونی تشخیص و ضمن رد اعتراض مطروح دادنامه معترض عنه را تایید نموده است. دادنامه اخیر در تاریخ 95/3/3 به وکیل زوجه ابلاغ شد و زوجه شخصا در تاریخ 95/3/22 با تقدیم دادخواست نسبت به آن فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لوایح و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت میگردد.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای حسن عباسیان عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد.
رای شعبه
فرجام خواهی خانم ف. م. نسبت به دادنامه شماره --- - 95 مورخ 1395/02/08 شعبه دهم دادگاه تجدیدنظر استان همدان که در جهت تایید دادنامه بدوی متضمن حکم بر بطلان دعوی فرجام خواه به خواسته صدور حکم طلاق (اذن اعمال وکالت در طلاق) انشاء گردیده با توجه به جامع اوراق پرونده وارد و موجه نیست زیرا عقد وکالت از عقود جائزه بوده و طبق ماده 679 قانون مدنی موکل میتواند هر وقت که بخواهد وکیل را عزل نماید و قابل عزل بودن وکیل نیز « حکم »; بوده نه حق و بهمین جهت قابل سلب و اسقاط از موکل نیست مگر اینکه طبق قسمت اخیر ماده مذکور وکالت وکیل یا عدم عزل در ضمن عقد لازمی شرط شده باشد که در این صورت مادامی که عقد لازم بقوت و اعتبار خود باقی بوده شرط مقرر در آن مبنی بر وکالت وکیل یا عدم عزل هم بقوت و اعتبار خود باقی بوده و در نتیجه موکل حق عزل وکیل را نخواهد داشت در مانحن فیه همانطوریکه در دادنامه فرجام خواسته استدلال شده در متن وکالتنامه استنادی که به موجب آن از سوی زوج (فرجام خوانده) به زوجه (فرجام خواه) اعطاء وکالت شده تا خود را مطلقه نماید، حق عزل وکیل به وجه لازمی از فرجام خوانده به عنوان موکل سلب و ساقط نشده و صرف قید اینکه حق عزل وکیل ندارد چون اشتراط در عقد لازمی نبوده این عبارت خلاف بند 1 ماده 678 و صدر ماده 679 قانون مدنی محسوب و هیچ اثر حقوقی و قانونی بر آن مترتب نبوده و مآلا موجب اسقاط حق موکل برای عزل وکیل نخواهد بود و ازآنجایی که زوج فرجام خوانده طی اظهارنامه مورخ 94/4/7 که در تاریخ 94/4/23 به زوجه فرجام خواه ابلاغ واقعی و تحویل گردیده بالصراحه نامبرده را از وکالت خود عزل نموده است بنابراین وکالت زوجه فرجام خواه باعتبار عزل او از سوی فرجام خوانده (موکل) قانونا مرتفع بوده و استحقاق استفاده از آن را جهت مطلقه نمودن خود ندارد از این رو دادنامه فرجام خواسته با عنایت به مجموع اوراق و محتویات پرونده و مستندات پیوست آن و اظهارات و مدافعات وکلای طرفین و استدلال منعکس در آن موجها و منطبق بر موازین قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر دادنامه مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات فرجام خواه در حدی نیست که خدشه ای بر دادنامه فرجام خواسته وارد و موجبات نقض آن را فراهم سازد فلذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد.
رئیس شعبه هشتم دیوان عالی کشور: حسن عباسیان مستشار: مسعود کریمپور نطنزی عضو معاون: جعفر پوربدخشان