تاریخ دادنامه قطعی: ۱۳۹۳/۱۱/۰۷
شماره دادنامه قطعی: ۹۳۰۹۹۷۰۹۰۶۱۰۰۶۷۴

پیام: کارآموزان وکالت نمی توانند در مرحله فرجام خواهی مداخله کنند و بنابراین چنانچه درخواست فرجام خواهی توسط ایشان اقامه شود قابلیت طرح در دیوان عالی کشور را ندارد.

رأی خلاصه جریان پرونده

چنین است که خانم ز.ر. فرزند ن. دادخواستی به طرفیت آقای ع.ح. با وکالت غ.ر. به خواسته صدور حکم طلاق به انضمام دلایل و مدارک پیوستی به لحاظ عدم پرداخت نفقه و ضرب و شتم وی در ملاء عام و غیرقابل تحمل شدن ادامه زندگی به دادگاه‌های عمومی شیراز تقدیم و به شعبه نوزدهم دادگاه عمومی خانواده ارجاع گردیده است. شعبه مذکور با اصدار دادنامه شماره ۹۳۰۹۹۷۰۷۰۴۳۰۰۳۳۷ مورخ ۱۳۹۳/۲/۱۲ به جهت عدم موفقیت داوران در ایجاد صلح و سازش و احراز عسر و حرج خواهان برای ادامه زندگی مشترک به استناد مادتین ۱۱۳۰ و ۱۱۲۹ قانون مدنی و مواد ۳۹ - ۲۴ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱/۱۲/۱ حکم به مطلقه نمودن خواهان توسط خوانده را صادر می‌نماید. رأی صادره مورد اعتراض خوانده واقع و پرونده به شعبه ۲۲ دادگاه تجدیدنظر استان فارس ارجاع و آن شعبه با صدور دادنامه شماره ۹۳۰۹۹۷۷۱۲۱۸۰۰۷۲۶ مورخ ۱۳۹۳/۶/۱۹ ضمن رد تجدیدنظرخواهی خوانده با حذف و اصلاح قسمتی از دادنامه بدوی را تأیید می‌نماید، خوانده با وکالت آقای ح.ک. که کارآموز وکالت است، فرجام‌خواهی نموده و مستشار شعبه با درج این مطلب ذیل دادخواست فرجام‌خواهی که وفق تبصره ۳ ماده ۶ قانون کیفیت اخذ پروانه وکالت دادگستری کارآموزان حق وکالت در دعاوی که مرجع تجدیدنظر از احکام آن دیوان‌عالی‌کشور است ندارند و در موضوع طلاق تجدیدنظرخواهی آن در صلاحیت دادگاه تجدیدنظر می‌باشد نه دیوان‌عالی‌کشور، دستور ارسال پرونده به دیوان‌عالی‌کشور را صادر کرده و پرونده به دیوان‌عالی‌کشور ارسال گردیده و به این شعبه ارجاع گردیده است.

هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای اکبری عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده، چنین رأی می‌دهد:

رأی شعبه دیوان عالی کشور

منظور مقنن از تصویب قسمت اخیر تبصره ۳ ماده ۶ قانون کیفیت اخذ پروانه دادگستری مصوب ۱۳۷۶/۱/۱۷ مبنی بر اینکه: «کارآموزان وکالت قبل از اخذ پروانه وکالت حق وکالت در دعاوی که مرجع تجدیدنظر از احکام آن‌ها دیوان‌عالی‌کشور می‌باشد را ندارند.» رعایت اهمیت و شأن و جایگاه والای دیوان‌عالی‌کشور و به تبع آن اهمیت مواردی است که در آن مرجع عالی رسیدگی می‌شود و مرحله فرجام‌خواهی درواقع به لحاظ اهمیت موضوع و لزوم دقت بیشتر در آن از نظر اصول دادرسی، در مرتبه‌ای بالاتر از مرحله تجدیدنظرخواهی است. بنابراین چون دادخواست فرجام‌خواهی فرجام‌خواه توسط کارآموز وکالت تقدیم گردیده و ایشان وفق مفهوم و مستفاد از تبصره ۳ ماده ۶ قانون مذکور در فوق، فاقد سمت جهت طرح اعتراض فرجامی بوده است، لذا سمت وی طبق بند سوم از ماده ۳۸۱ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی احراز نگردید و پرونده با وصف موجود قابلیت طرح در دیوان‌عالی‌کشور را ندارد. پرونده اعاده می‌گردد تا دادگاه محترم به وظیفه قانونی خود عمل نماید.

اعضای معاون شعبه اول دیوان‌عالی‌کشور

حیاتی - اکبری