تاریخ دادنامه قطعی: 1394/11/10
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: پرداخت نفقه زوجه پس از صدور حکم الزام به تادیه نفقه و قطعیت آن، و در هنگام صدور حکم جلب زوج، مسقط حق زوجه،در جهت اعمال وکالت موضوع شرط ضمن عقد مندرج در سند نکاح نیست.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/11/10
خلاصه جریان پرونده
خانم م. م. با وکالت آقایان ع. ک. و م. ب. به طرفیت آقای ف. نرینانی به خواسته طلاق دادخواستی در تاریخ 93/7/5 در محاکم خانواده تهران مطرح نمودهاند که به شعبه --- خانواده جهت رسیدگی ارجاع شده است وکلای خواهان با استناد به سند نکاحیه 10606 مورخ 82/11/16 که بین موکله آنان و خوانده رابطه زوجیت برقرار شده است گفته اند حاصل زندگی مشترک 1 فرزند دختر 3 ساله است. به دلایل ذیل منجمله عدم پرداخت نفقه از تاریخ 92/5/29 تاکنون که به موجب دادنامه --- دادگاه بدوی که مطابق دادنامه --- دادگاه تجدیدنظر محکومیت زوج به قطعیت رسیده و منجر به صدور اجراییه شده است و با توجه به اینکه از تاریخ 92/5/29 تاکنون زوجه اجبارا منزل مشترک شراکتی را همراه دخترشان ترک نموده زوج هیچ اقدام در جهت سازش ننموده حتی در انجام تکالیف قانونی خود مبنی بر پرداخت نفقه همسر و فرزند خود سرباز زده است حتی با محکومیت و الزام وی به پرداخت نفقه فرزند و همسر بی اثر بوده است. تنها اقدام ایشان پس از محکومیتشان به جهت پرداخت نکردن نفقه تقدیم دادخواست تمکین بوده است که مطابق 758/13 دادگاه تجدیدنظر مورد قطعیت قرار گرفته است. در لایحه ای که احد از وکلای زوجه تقدیم نموده است گفته است خوانده در تاریخ 92/2/17 بدون اذن خواهان با تخلف از بند 12 موارد 12 گانه ذیل شق ب شروط ضمن العقد مینماید. پس از این بی مهری و بی توجهی زوج نسبت به همسر خود موجب شده موکل پس از سه ماه از ازدواج مجدد همسر خود که آگاه میگردد. پس از مشاجره پیش آمده با همسرش مجبور به ترک منزل میگردد. زوج اقدام به تعویض قفل های منزل و طرح شکایت کیفری علیه همسرش مینماید لذا این اقدام زوج مستندا به بند 12 موارد 12 گانه ذیل شرط ب عقدنامه برای موکله حق طلاق ایجاد کرده است. زوجه از همان تاریخ با ندادن نفقه تخلف از ماده 1129 قانون مدنی نموده است که به لحاظ محکومیت قطعی به پرداخت نفقه و صدور اجراییه و برگ جلب آن موقع اقدام به پرداخت نفقه برای اعزام نشدن به زندان کرده است. با توجه به اینکه این رفتار زوج نسبت به زوجه موجب عسر و حرج زوجه گردیده است. مطابق شرط ب ضمن العقد و ماده 1130 قانون مدنی و تبصره آن صدور حکم طلاق زوجه با جامع شرایط ماده 29 قانون حمایت خانواده مورد تقاضاست. در جلسه مورخ 93/8/11 خواهان و خوانده حضور نداشته اند وکیل خواهان به شرح لایحه تقدیمی تقاضای صدور حکم را نموده است. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده است. وکیل زوجه پدر موکلش را به عنوان داور معرفی کرده است. نظریه آقای ح. م. داور زوجه در برگ 33 پرونده اعلام شده است. زوجه به آزمایشگاه پزشکی تشخیص حاملگی توسط دادگاه معرفی شده است. پاسخ داده شده که وی باردار نیست. دادگاه وقت رسیدگی برای تاریخ 93/11/14 تعیین نموده است و طرفین را جهت اخذ توضیح در خصوص حقوق مالی زوجه دعوت نموده است. در وقت مقرر خوانده با وصف ابلاغ اخطاریه حاضر شده است. دادگاه از وکیل زوجه اظهارات خود را به شرح دادخواست تقدیمی دانسته است و گفته است وضعیت مالی زوج مشخص است ظرف 10 روز لایحه ای به دادگاه تقدیم میشود. در لایحه ای که وکیل زوجه تقدیم نموده است. دادنامه --- صادره از شعبه --- خانواده تهران را که مشعر به تعیین تکلیف نفقه معوقه آمده درخواست تایید رای واخواسته را دارم وکیل واخواه گفته است موکل همسرش را دوست دارد آینده فرزند مشترک برای او مهم است و اصرار بر بازگشت زوجه به زندگی مشترک دارد واخواه گفته است من تزویج مجدد با خانم ملیحه محمدحسنی را تکذیب میکنم وکیل زوجه گفته است در پرونده کیفری مدارک هست که ایشان اقرار به این ازدواج نموده قاضی نیز مراتب را صورت جلسه کرده است اگر لازم است استعلام شود. دادگاه با بررسی اوراق و محتویات پرونده ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه --- واخواهی آقای ف. نرینانی را وارد ندانسته مستندا به ماده 305 قانون آیین دادرسی مدنی با رد واخواهی دادنامه واخواسته را عینا تایید نموده است. از این رای ف. نرینانی تجدیدنظرخواهی نموده است. در لایحه تقدیمی مطالب تکراری در لایحه واخواهی او ذکر شده ضمن اینکه گفته است محلی مناسب برای سکونت همسرم اجاره کرده ام از او خواسته شود به زندگی مشترک بازگردد و بر پرداخت 14 سکه از مهریه و مبلغ بیش از 4 میلیون تومان بابت نفقه زوجه تاکید نموده است و ادعای عسر و حرج زوجه را مردود دانسته و نقض رای تجدیدنظرخواسته را برای بازگرداندن همسر و فرزندش خواستار شده است. پس از تبادل لوایح پرونده به شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان ارجاع شده است. هیات شعبه مذکور برای تاریخ 94/9/6 وقت جهت رسیدگی تعیین نمودهاند در جلسه مذکور طرفین حضور داشته اند زوج در این جلسه به این امر که نفقه زوجه را پرداخت کرده و ازدواج مجدد نکرده فعلا هم تعهدی بخواهد راضی هستم و تقاضا دارم به زندگی برگردد تاکید نموده است خانم م. منوچهری گفته است ده سال با هم زندگی مشترک داشتیم یک فرزند 4 ساله دختر داریم دو سال است از منزل مرا بیرون کرده و ازدواج مجدد با خانم ملیحه محمد حسینی نموده و نفقه نداده و با توجه به پیامک ها ادامه زندگی من موجب عسر و حرج است زوج گفته است با توجه به اینکه راضی به ادامه زندگی مشترک نیست اگر تعداد 198 سکه بهار آزادی را بذل راضی به طلاق میشوم. زوجه در این لحظه گفته است تعداد 490 عدد سکه بهارآزادی بابت مهریه را در مقابل طلاق بذل نمودم در صورتی که همسرم منصرف شود من هم از بذل مهریه منصرف نیستم وکیل زوجه نیز مراتب را تایید کرده است زوجه با توجه به تایید دادنامه صادره از شورای حل اختلاف است پیوست لایحه نموده است دادگاه با بررسی اوراق پرونده و ختم دادرسی به شرح دادنامه --- مورخ 93/11/28 مستندا به ماده 1130 قانون مدنی عسر و حرج زوجه را با توجه به عدم پرداخت نفقه زوجه توسط زوج و اینکه زوجه یک ربع سکه از مهریه خود را در قبال طلاق به زوج بذل نموده است و حکم به طلاق زوجه و اجبار زوج به طلاق و اجرای صیغه طلاق و در صورت عدم حضور زوج در دفتر طلاق و استنکاف او از اجرای حکم به سر دفتر نمایندگی داده میشود تا نسبت به اجرای صیغه طلاق اقدام نماید اعتبار رای صادره شش ماه پس از تاریخ ابلاغ رای فرجامی یا انقضای مهلت فرجام خواهی است. رای صادره غیابی اعلام شده است. در تاریخ 94/2/9 آقای ف. م. نسبت به دادنامه مذکور واخواهی نموده است در لایحه واخواه ضمن اعلام مخالفت با طلاق گفته شده در مهر سا ل 93 مبلغ 4/600/000 تومان بابت نفقه زوجه از وی دریافت کرده است و در همین شعبه جناب حسن زاده رئیس شعبه دستور پرداخت را داده بودند. هم چنین برای دلگرمی ایشان سه دانگ منزل شخصی خودم را به نام ایشان زده ام ولی ایشان به منزل مراجعت کرده و مرا آوار خانه پدری کرده است و اصرار دارد که سه دانگ دیگر را نیز به نام ایشان بزنم و طلاقشان دهم بنده با عشق و علاقه ای که به زندگی خانوادگی خود دارم دوری از فرزندم برای من تالمات روحی بسیار ایجاد کرده است راضی به طلاق نیستم ابطال حکم صادره را خواستار شده است. دادگاه وقت جهت رسیدگی به واخواهی زوج تعیین نموده است. در جلسه مورخ 94/3/4 واخواه گفته است من حاضر به طلاق نیستم برای من چرا دو آدرس درست کرده اند در مجتمع ونک یک آدرس در این مجتمع آدرس مذکور در دادخواست در حالی که در آن آدرس نیستم من نفقه پرداخت کرده ام وکیل زوجه گفته است زوج نفقه را پس از الزام قضایی و حکم جلب داده است نفقه نیز پرونده مفتوح در شعبه --- میباشد ضمنا دلیل ما در مورد خواسته تنها عدم پرداخت نفقه نبوده بلکه زوج همسر دوم (خانم ملیحه محمد حسینی) گرفته که در پرونده نیز مطرح شده است دو سال است که زوجه را از منزل بیرون کرده و منزل تهیه نکرده است چون زوجه در عسر و حرج است دادگاه در تاریخ 94/8/11 با بررسی اوراق پرونده و ختم دادرسی به شرح دادنامه --- رای تجدیدنظرخواسته را با وارد ندانستن تجدیدنظرخواهی و اینکه زوجه به شرح صورت جلسه مورخ 94/8/11 حاضر شده است تعداد چهار صد و نود و هشت سکه بهار آزادی از مهریه خود را در قبال طلاق بذل نماید و با قبول بذل از ناحیه زوج با اصلاح دادنامه --- و با وصف اینکه از حیث ماهوی و شکلی ایرادی که موجب نقض رای شود به رسیدگی های به عمل آمده خدشه ای وارد نیست دادنامه تجدیدنظر خواسته را مستندا به مواد 351 و 358 با اصلاح تایید مینماید. از این رای نیز طی لایحه ای ف. نرینالی فرجام خواهی نموده است که هنگام شور لایحه وی با گزارش پرونده قرائت میشود.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای عبدالعلی ناصح عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمد دیوسالار دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر تایید دادنامه شماره --- فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
بر دادنامه فرجام خواسته اعتراض موثری که موجبات نقض رای فراهم شود از ناحیه زوج به عمل نیامده است. عدم پرداخت نفقه زوجه به مدت بیش از یک سال و پس از قطعیت حکم صادره و اجرای آن و صدور حکم جلب و پرداخت آن در لحظه ای که امکان حبس زوج بابت اعمال ماده 2 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی و یا برای جلوگیری از اعمال حق ثابته زوجه ناشی از شرط ضمن العقد موجب اسقاط حق زوجه در استفاده از اعمال وکالت موضوع شرط ب ضمن العقد نمیشود. بنابراین صرفنظر از اینکه ازدواج مجدد زوج نیز بر فرض صحت ایجاد حق مضاعفی از این حیث برای اعمال وکالت زوجه برای اجرای صیغه طلاق خواهد نمود. محتویات پرونده حاکی است دادگاه بدوی و تجدیدنظر با توجه به اینکه زوجه پس از رفتارهای خلاف عرف زوجیت نسبت به زوجه و عدم پرداخت نفقه او به مدت طولانی و ادعای عسر و حرج زوجه ناشی از این امر و بذل 498 سکه از مهریه 514 سکه ای از این باب نیز ادامه زندگی مشترک را برای زوجه غیرقابل تحمل دانسته اند لذا چون رای صادره منطبق با موازین قانونی و شرعی اصدار یافته موجبی جهت نقض رای نمیباشد چون در خصوص امکان ملاقات پدر با فرزند مشترک درخواستی از سوی زوج در مراحل دادرسی نشده و دادگاه نیز در این خصوص تصمیمی اتخاذ نکرده است حق زوج برای تقدیم دادخواست مستقل بدین منظور محفوظ خواهد بود با رد فرجام خواهی آقای ف. نرینانی رای فرجام خواسته مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی ابرام میگردد.
شعبه --- دیوان عالی کشور- رئیس و مستشار و عضو معاون
عبدالعلی ناصح - عباسعلی علیزاده - سعیدعالم