(1)- حقوق پرداخت کننده ثمن در معامله مال غیر(2)- ادعای وقوع هبه از طرف غیر مالک (3)- اصل حاکم در تحقق عمل حقوقی

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1395/01/18
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: در صورتی که ثمن یا مثمن معامله، عین متعلق به غیر باشد آن معامله برای صاحب عین خواهد بود، ولی درمعاملاتی که ثمن پرداختی به عنوان وجه نقد یا چک است مبیع متعلق به شخصی است که به عنوان خریدار معرفی شده است و در فرضی که ثمن معامله توسط ثالث پرداخت شده باشد، صرفا می‌تواند وجه پرداختی رادر صورت اثبات استحقاق مسترد کند. و نسبت به مبیع حقی ندارد.چنانچه شخصی که ثمن معامله را به جای خریدار پرداخت کرده مدعی وقوع هبه آن مال به خریدار بوده و از دادگاه اثبات وقوع عقد هبه و رجوع از آن را درخواست کند، ادعایش مسموع نیست؛ زیرا واهب باید مالک مالی باشد که آن را هبه می کند ولی در این فرض عقد مستقیما میان فروشنده و خریدار منعقد شده و مدعی در این فاصله مالکیتی بر این مال پیدا نکرده است.هرگاه در تحقق و یا عدم تحقق عقد و یا ایقاعی تردید حاصل شود، اصل بر عدم انعقاد عقد و ایقاع است، مگر این که خلاف آن به اثبات برسد.

رای دادگاه بدوی

شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/06/09

رای دادگاه

در خصوص دادخواست خواهان آقای م. ر. فرزند ر. با وکالت آقای ب. ن. به طرفیت خوانده خانم م. م.ی. مبنی بر دستور موقت منع نقل و انتقال و صدور حکم اثبات هبه و تائید رجوع از آن نسبت به یک باب آپارتمان پلاک ثبتی شماره 125 - 17056 و نیز صدور حکم اثبات هبه و تائید رجوع از آن نسبت به یکدستگاه اتومبیل سواری 206 مدل رانا به شماره انتظامی 228 ه 29 ایران 55 مقوم به 5/100/000 و الزام به تنظیم سند رسمی ملک و خودروی متنازع فیه و استرداد اموال منقول و غیر منقول با توجه به محتویات و اوراق پرونده و مفاد دادخواست خواهان و عنایتا به مبایعه نامه عادی شماره 222268 مورخ 89/7/15 منضم دادخواست در خصوص ملک متنازع فیه که فروشنده آقای م. الف. ی و خریدار آن خوانده بوده و نیز سند رسمی انتقال قطعی اتومبیل متنازع فیه نیز به شماره 33225 مورخ 93/1/11 که فروشنده آن نیز شخصی به نام ابوالفضل عسگری و خریدار خوانده خانم م. م.ی. می‌باشد که در هیچ یک از معاملات یاد شده خواهان دخالت و سمتی نداشته لذا دادگاه دعوی خواهان را غیر وارد تشخیص و مستندا به ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه‌های عمومی و انقلاب حکم به برائت ذمه خوانده و بی حقی و بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام مینماید رای صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه‌های تجدیدنظر استان تهران می‌باشد.

رئیس شعبه --- دادگاه حقوقی تهران - جعفر گلدار

رای دادگاه تجدیدنظر استان

شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1395/01/18

رای دادگاه

تجدیدنظرخواهی آقای ب. ن. به وکالت ازآقای م. ر. به طرفیت خانم م. م.ی. ازدادنامه شماره --- - 94/6/9 صادره ازشعبه محترم --- دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب دعوی تجدیدنظرخواه به اثبات هبه وتایید رجوع ازآن نسبت به یک باب اپارتمان پلاک ثبتی --- - 17056 (تنظیم سند آن به انضمام یک دستگاه اتومبیل سواری 206 مدل رانا به شماره پلاک --- ایران 29 محکوم به بطلان اعلام شده وارد نیست زیرا آقای وکیل مدعی است موکیل ایشان اموال مورد نزاع راخریداری وثمن آن را پرداخت و براساس عرف حاکم برجامعه ایران به تجدیدنظرخوانده به عنوان همسر خود هبه نموده لذا با توجه به رجوع ازهبه درخواست صدور حکم دارد دادنامه به این که هرچند بنابه حکم ماده 197 قانون مدنی در صورتی که ثمن یامثمن معامله عین متعلق به غیرباشد آن معامله برای صاحب عین خواهد بود ولی درمعاملات انجام شده ثمن پرداختی به عنوان وجه نقد یا چک ازشمول عین منظور نظر مقنن منصرف است و بالحاظ ماده 196 این قانون واین که تجدیدنظرخوانده به عنوان خریدار معرفی شده معاملات انجام گرفته ازجانب فروشندگان باخریدار برای وی صورت گرفته و دلیلی مبنی براین که این معامله برای تجدیدنظرخواه واقع شده باشد وجود ندارد و بافرض این که ثمن معامله ازجانب ایشان پرداخت شده باشد می‌تواند وجه پرداختی رادر صورت اثبات استحقاق مسترد کند همچنین باعنایت به اینکه دلیلی به انتقال مالکیت اموال به تجدیدنظرخواه وجود ندارد انجام هبه مورد ادعا نیز قابل استماع نیست زیرا برابرماده 797 این قانون واهب باید مالک مالی باشد که هبه می کند و چون انتقال مالکیت اموال محلی نزاع مستقیما ازفروشنده به تجدیدنظرخوانده انتقال یافته لذا تجدیدنظرخواه مالکین رادر فاصله زمانی مالکیت فروشنده تاتجدیدنظرخوانده نداشته تابتواند آن مورد عقد هبه قراردهد وباعنایت به این که هبه به حکم ماده 795 قانون مدنی ازجمله عقود است وبرابر ماده 191 عقد محقق میشود به قصد انشا به شرط مقرون بودن به چیزی که دلالت به آن کند و بنابه حکم کلی ماده 339 پس از توافق بایع ومشتری درمبیع وقیمت آن عقد بیع به ایجاب قبول واقع میشود و لازمه انعقاد عقود وجود قصد انشاء متشکل ازایجاب وقبول می‌باشد ودرپرونده دلیلی که صراحتا یابه طور ضمن اعم از قول وفعل به انشاء ایجاب وقبول عقد هبه مورد واعمال تجدیدنظرخواه ازجانب اصحاب پرونده وجود ندارد وبنابه اصاله العدم هرگاه درتحقق ویاعدم تحقق عقد وبا ابقاعی تردید حاصل گردد اصل به عدم انعقاد عقد و ابقاع می‌باشد مگر این که خلاف آن به اثبات برسد و باعنایت به آن که ادعای هبه براموال محل نزاع به معنی ادعای مالکیت برآن به قبل از تحقق عقد هبه ازجانب تجدیدنظرخواهی باشد و ادعای مالکیت برمال غیر مستلزم ارایه دلیل می‌باشد که پرونده فارغ از هرگونه دلیل اثباتی به مالکیت ایشان است با توجه به ان که در روند دادرسی نیز خللی وارد نبوده و دادگاه محترم صادرکننده رای تجدیدنظرخواسته رعایت تشریفات دادرسی رابه عمل آورده است لذا دادگاه به استناد مواد فوق و 348 و 358 قانون آیین دادرسی دادگاه عمومی و انقلاب در امورمدنی رای تجدیدنظرخواسته را عینا تایید می‌نماید رای حضوری وقطعی است.

شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار و مستشار

یوسف یعقوبی محمودآبادی - علی مداح

منبع