مدت اعتبارحکم طلاق ناشی از اعمال وکالت زوجه

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

در تاریخ 1399/07/27 خانم ه. ع. پ. به طرفیت همسرش اقای ح. ع. پ. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق به لحاظ تحقق شرط ضمن عقد نکاح و عسر و حرج تقدیم نموده که بدوا جهت ایجاد صلح و سازش بین طرفین به شعبه *ارجاع گردید.و شورا پس از تشکیل جلسه به لحاظ عدم حضور طرفین و عدم سازش بین انان پرونده را به دادگستری شهرستان *اعاده نموده که حسب الارجاع در شعبه *حقوقی ثبت و مورد رسیدگی قرار می‌گیرد. خانم ل. ا. وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالتنامه از جانب خواهان (زوجه) اعلام وکالت نموده است.و هم چنین اقای س. م. ت. م. وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالتنامه خود را به عنوان وکیل خوانده (زوج) معرفی نموده و در جلسه رسیدگی مورخ 99/9/10 که با حضور خواهان و وکلای طرفین تشکیل گردیده وکیل خواهان اظهار داشت طلاق به دلیل سوی رفتار و سوی معاشرت زوج به نحوی که ادامه زندگی را برای زوجه غیر قابل تحمل نموده و نیز ابتلای زوج به بیماری تالاسمی و بیماری دیابت که از همان ابتدای عقد از موکل پنهان داشته و نیز از نظر اخلاقی و رفتاری و رابطه زناشویی موکل با مشکل مواجه بوده مستندا به بندهای 2 و 10 عقدنامه می‌باشد. و با وجود گذشت 9 سال از ازدواج طرفین به دلیل مشکلات زوج بچه دار نشده اند و سال گذشته با مراجعه به *شهرستان *و انجام آزمایشهای تخصصی ناباروری زوج ناامید گشته است.و مدارک و در ان مرکز پزشکی موجود است.که استعلام از ان مرجع مورد استدعاست و عنداللزوم ارجاع امر به پزشکی قانونی جهت اثبات ادعا را دارم. بنابراین و با توجه به سوی رفتار با موکل و عدم امکان بچه دار شدن زوج با زوجه عسر و حرج زوجه در ادامه زندگی محرز و مسلم است.استدعای رسیدگی و صدور گواهی عدم امکان سازش از دادگاه محترم را دارم. وکیل خوانده اظهار داشت بدوا به صلاحیت دادگاه ایراد وارد می‌باشد. زیرا دعاوی مقرر از جمله تمکین، استرداد جهیزیه و مهریه در دادگاه عمومی بخش *مطرح و مهریه هم پرونده باز در حال اجرا و اقساط است.لذا دادگاه چمستان دارای صلاحیت رسیدگی است.و اما در ماهیت دعوی طلاق بدلیل عسر و حرج فاقد وجاهت می‌باشد. زیرا موکل گرچه دارای بیماری تالاسمی است.ولی این بیماری از قبل از عقد وجود داشت و پس از عقد بیماری جدید حاصل نشده و به علاوه باردار نشدن از عوامل عسر و حرج نیست و با پیشرفت علم طرفین می‌توانند تحت نظر پزشک باردار گردند به نظر میرسد خواهان از زندگی پشیمان شده که این از مصادیق عسر و حرج نمی‌باشد. لذا تقاضای رد دعوی خواهان را دارم. سپس دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده و نیز از زوج جهت تشخیص قدرت یا عدم قدرت باروری به پزشکی قانونی دعوت به عمل امده وکیل زوج طی لایحه تقدیمی ضمن معرفی داور زوج اعلام داشته با توجه به وضعیت خاص موکل که مبتلا به بیماری تالاسمی شدید می‌باشد. و شیوع بیماری کرونا زوج وی از منزل و مراجعه به پزشکی قانونی را به لحاظ امکان ابتلا به بیماری کرونا غیر مقدور اعلام و انجام امر را در وقت دیگری خواستار گردیده است. داوران منتخب زوجین هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند. دادگاه به درخواست وکیل خواهان، سوابق درمانی زوج و زوجه را از مرکز ناباروری حضرت *شهرستان *مطالبه نموده و پس از وصول مدارک تصویر انها را به پزشکی قانونی ارسال و همچنین زوجین را به پزشکی قانونی معرفی تا با ملاحظه ارسالی وعنداللزوم انجام هرگونه معاینات و اقدامات پزشکی تخصصی بررسی و اعلام دارند که ایا زوج قدرت باروری دارد. یا خیر و ایا عقیم میباشد. یا خیر و ایا زوجه قدرت بارداری را دارد. یا خیر در پاسخ مورخ 99/11/30 پزشکی شعبه *در خصوص زوجه خانم ه. ع. پ. فرزند م. اعلام گردیده شواهدی دال بر ناباروری احراز نگردید.و در خصوص زوج اقای ح. ع. پ. اعلام داشته با توجه به عدم مراجعه نامبرده جهت انجام معاینه و بررسی و مشاوره تخصصی، اظهارنظر در خصوص قدرت باروری و عقیم بودن نامبرده امکان پذیر نمی‌باشد. و وکیل خواهان طی لایحه تقدیمی اعلام داشته که موکل جهیزیه خود را مسترد داشته و در مورد اجرت المثل ایام زندگی مشترک متعاقبا اقدام به طرح دادخواست خواهد نمود و تعداد پنج سکه بهار ازادی موضوع مهریه را گذشت می نماید. و نسبت به مابقی مهریه، پرونده مهریه را ادامه خواهد داد. سرانجام دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره 1955 مورخ 1399/12/19 پس از ذکر خواسته و توضیحات وکیل خواهان و مدافعات وکیل خوانده با اعلام اینکه حسب نظریه داوران زوجین امکان اصلاح ذات البین و انجام مصالحه و سازش میسر نگردیده است.و جهت بررسی ادعای خواهان در خصوص عدم قدرت باروری زوج موضوع به پزشکی قانونی ارجاع گردیده ولی زوج با وصف ابلاغ مراتب به وکیل وی جهت مراجعه به پزشکی قانونی مراجعه ای نداشته و هیچگونه همکاری انجام نداده اند و پزشکی قانونی در مورد زوجه اعلام نموده که شواهدی دال بر ناباروری احراز نگردیده است.لذا با توجه به مراتب مذکور و نیز گذشت بیش از ده سال از زمان وقوع عقد و زندگی مشترک تحقق بند دهم از شروط ضمن عقد مندرج در سند نکاحیه رامحرز و عدم همکاری زوج جهت انجام معاینه پزشکی را قرینه ای مبنی بر عدم قدرت باروری و فرزند اوری وی تلقی نموده و درنتیجه دعوی خواهان را وارد تشخیص و به استناد مواد 24 و 26 و 29 و 34 قانون حمایت خانواده و مواد 1119 و 1145 و 1146 قانون مدنی حکم به احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق از نوع باین خلعی از طرف زوجه صادر و مقرر داشته زوجه در قبال اجرای صیغه طلاق پنج عدد سکه تمام بهار ازادی را بذل مینمایند و سردفتر در زمان اجرای صیغه طلاق باید در راستای ماده 31 قانون حمایت خانواده گواهی پزشکی ذی صلاح را در مورد وجود جنین یا عدم ان از زوجه اخذ نماید. و مدت اعتبار حکم صادره از تاریخ ابلاغ رای قطعی یا قطعی شدن رای سه ماه می‌باشد. پس از ابلاغ رای صادره وکیل زوج در مهلت قانونی نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به مرجع تجدید نظر شعبه *حسب الارجاع در وقت فوق العاده به موضوع رسیدگی و طی دادنامه *مورخ 1400/02/26 اعتراض تجدیدنظرخواه را غیرموجه و دادنامه تجدید نظر خواسته را صایب و موجه و فاقد ایراد و اشکال قانونی تشخیص و ضمن رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه به استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است.پس از ابلاغ رای صادره وکیل زوج در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت می‌گردد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. ع. ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *00/2/26 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

فرجام خواهی وکیل فرجام خواه اقای ح. ع. پ. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/02/26 شعبه *متضمن تایید دادنامه بدوی شماره *صادره از شعبه *که به موجب ان به لحاظ احراز تحقق بند دهم از شروط ضمن العقد مندرج در قباله نکاحیه حکم به احراز شرایط و تجویز اعمال وکالت در طلاق از طرف زوجه فرجامخوانده اصدار یافته است.با توجه به جامع اوراق پرونده مالا وارد بوده و دادنامه فرجام خواسته به علت نقص تحقیق در خور نقض می‌باشد. زیرا هر چند زوج فرجام خواه در مرحله بدوی جهت بررسی و تشخیص قدرت باروری یا عدم باروری به پزشکی قانونی مراجعه ننموده و دادگاه محترم بدوی این امر را قرینه بر عدم قدرت باروری او تلقی و با لحاظ گذشت بیش از ده سال از تاریخ ازدواج و زندگی مشترک طرفین و نیز قدرت بارداری زوجه حسب نظریه پزشکی قانونی پیوست پرونده تحقق بند دهم شرط مندرج در سند ازدواج را محرز تشخیص داده لیکن چون وکیل زوج در دادخواست تجدیدنظرخواهی امادگی موکل خود را در مراجعه به پزشکی قانونی جهت بررسی و تشخیص صحت و سقم موضوع اعلام و تقاضای معرفی زوج به پزشکی قانونی را نموده است.لذا جهت روشن شدن موضوع و احراز واقعیت امر اقتضا داشته که دادگاه محترم زوج (فرجام خواه) را به پزشکی قانونی معرفی تا با انجام معاینات و آزمایشات تخصصی پزشکی لازم صریحا اعلام دارند که ایا زوج قدرت باروری دارد. یا خیر و نیز با توجه به قدرت بارداری زوجه علت صاحب فرزند نشدن زوجین با وصف گذشت حدود ده سال از زندگی مشترک انان چه بوده است.ضمنا لازم است.که تصویر نظریه پزشکی قانونی پیوست پرونده جهت ملاحظه به پزشکی قانونی ارسال گردد. انگاه پس از انجام اقدام مذکور سرانجام بر اساس نتیجه محصله نسبت به صدور رای مقتضی اقدام نماید. ضمنا لازم به ذکر است.که مدت اعتبار حکم احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق مطابق ماده 33 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 شش ماه از تاریخ ابلاغ رای فرجامی یا انقضای مهلت فرجام خواهی می‌باشد. و تعیین مدت سه ماه در دادنامه بدوی خلاف مقرره قانونی میباشد. بنابراین داد نامه فرجام خواسته در وضعیت موجود به علت نقص تحقیق قابلیت ابرام نداشته لهذا مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض ان رسیدگی مجدد به همان دادگاه محترم صادرکننده رای منقوض ارجاع می‌گردد. تا پس از تکمیل تحقیق به شرح مرقوم در فوق نسبت به صدور رای شایسته اقدام نماید.

شعبه *

رئیس شعبه:ح. ع. ع. معاون:ح. م. ه.

منبع