در این پرونده خانم ا. خ. دادخواست طلاق به طرفیت ی. ک. تقدیم شعبه *نموده و اظهار داشته در تاریخ 76/6/6 با خوانده ازدواج نمودم یک فرزند مشترک پسر 22 ساله است.به دلیل سوی رفتار زوج و عدم تفاهم و اذیت و ازار زوج نسبت به اینجانبه و عدم پرداخت نفقه از تاریخ 98/2/25 تاکنون و صدور حکم محکومیت و اجراییه و حکم جلب نسبت به ان در عسر و حرج قرار دارم. از دادگاه تقاضای رسیدگی طلاق دارم. دادگاه قرار داوری صادر نموده و نظریه داوران را جلب کرده و سپس زوجه خانم م. س. را به عنوان وکیل به دادگاه معرفی نموده است.زوجه گواهی مورخ 99/8/14 دستور جلب محکوم علیه زوج به نفقه به علت عدم پرداخت ان را ارائه داده زوج در لایحه دفاعیه مورخ 99/12/10 اظهار داشته اولا طلاق در دست مرد است.و زن حق طلاق ندارد. ثانیا زوجه هیچ گونه دلیل بر طلاق و عسر و حرج ارائه ننموده است.و در مورد محکومیت نفقه نسبت به تقسیط ان اقدام نموده ام و در حد وسع خود اقدام نموده ام درنهایت دادگاه در تاریخ 99/12/16 مبادرت به صدور حکم بطلان دعوی طلاق به لحاظ عدم احراز عسر و حرج نموده است.سپس زوجه به شرح لایحه وکیل خود نسبت به رای صادره مذکور دادخواست تجدیدنظر تقدیم نموده و به دلیل عدم توجه دادگاه به عدم پرداخت نفقه و سوی معاشرت زوج نسبت به زوجه تقاضای نقض رای صادره و صدور حکم طلاق را دارد. که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و دادگاه مذکور نیز در تاریخ 1400/01/30 مبادرت به صدور رای به رد درخواست تجدیدنظرخواهی و تایید دادنامه تجدیدنظرخواسته نموده است.متعاقبا زوجه نسبت به رای صادره معترض است.و از دیوان عالی کشور تقاضای فرجامخواهی نموده که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و مطرح رسیدگی میباشد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. م. ه. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
در خصوص دادخواست فرجامخواهی خانم ا. خ. با وکالت م. ع. س. نسبت به رای شماره *مورخ 1400/01/30 شعبه *متضمن تایید دادنامه تجدیدنظرخواسته شماره *مورخ 99/12/19 شعبه *مبنی بر صدور حکم بطلان دعوی طلاق به لحاظ عدم احراز عسر و حرج زوجه با توجه به محتویات پرونده فرجامخواهی وارد میباشد. زیرا اولا زوجه علت طرح دعوای طلاق را سوی معاشرت و سوی رفتار زوج نسبت به خود از جهت اذیت و ازار و عدم پرداخت نفقه از تاریخ 98/2/25 تاکنون و محکومیت زوج به پرداخت ان توسط شورای حل اختلاف و صدور اجراییه و صدور حکم جلب تاکنون که منجر به عسر و حرج گردیده اعلام نموده است.ثانیا زوج در مقام دفاع اظهار داشته اولا طلاق در دست مرد است.و زن حق طلاق ندارد. ثانیا زوجه هیچ گونه دلیل بر عسر و حرج و طلاق ارائه ننموده است.و در مورد محکومیت نفقه هم درخواست اعسار تقدیم نموده ام لذا از دادگاه تقاضای رد دعوی طلاق را دارم. ثالثا با عنایت به مراتب مذکور اولا مسلم است.و هیچ گونه تردیدی نسبت به ان وجود ندارد. که زوج برابر رای شورای حل اختلاف بابت نفقه معوقه زوجه به مبلغ نه میلیون و سی و چهار هزار تومان محکومیت قطعی به پرداخت ان حاصل نموده و تاکنون برابر گواهی مورخ 99/8/14 واحد اجرای احکام شورای حل اختلاف محکوم به نفقه توسط زوج پرداخت نشده است.و اگر قسمتی از ان هم برحسب ادعای زوج پرداخت شده توسط دادگاه در این زمینه تحقیق نشده است.لذا ضرورت دارد. ابتدای پرونده استنادی محکومیت نفقه و پرونده اجراییه مربوطه از مرجع صادرکننده رای درخواست شده ضمن تهیه گزارش مفید از ان مشخص شود. ایا محکوم به نفقه تا زمان تقدیم دادخواست مورخ 99/11/25 توسط زوج پرداخت شده است.یا خیر و ایا زوج برابر ماده 34 قانون اجرای احکام مدنی نسبت به تکلیف خود در پرداخت با تودیع محکوم به به واحد اجرای احکام جهت اجرای رای محکومیت نفقه اقدام نموده است.یا خیر در صورتی که تا ان زمان پرداخت نکرده باشد. شرایط مقرر در ماده 1129 قانون مدنی محقق گردیده و دادگاه با در نظر گرفتن مواد 1129 و 1130 قانون مذکور اقدام مقتضی در صدور رای معمول دارد. ثانیا زوجه مدعی است.زوج در زندگی مشترک نسبت به وی سوی معاشرت و سوی رفتار داشته است.و دادگاههای بدوی و تجدیدنظر محترم در راستای اختیارات حاصله از ماده 199 قانون ایین دادرسی مدنی هیچ گونه تحقیقی در مورد مذکور معمول نداشته اند و با عجله مبادرت به صدور رای نمودهاند در صورتی که اقتضای داشته جهت کشف واقع تحقیقات لازم را از طرفین و مراجع ذیربط معمول داشته و سپس در ماهیت امر رای مقتضی اصدار نمایند و در این راستا با ارجاع امر تحقیق به واحد مددکار اجتماعی و تحقیق از بستگان زوجین و همسایگان و خصوصا فرزند مشترک که در سن رشد بسر می برد در مورد علت بروز اختلاف زوجین و مدت مفارقت انان از یکدیگر و ادعای سوی معاشرت زوج نسبت به زوجه با ذکر جزییات تحقیقات لازم معمول نموده سپس با توجه به نتایج حاصله از فرایند تحقیقات مذکور رای مقتضی اصدار نمایند درنتیجه رای فرجامخواسته در وضعیت مذکور قابلیت ابرام ندارد. مستندا به مواد 371 و 401 قانون ایین دادرسی مدنی انرا نقض کرده و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به شعبه *ارجاع می نماید.
رئیس شعبه *: ح. ع. عضو معاون: ح. م. ه.