پیرو و متعاقب گزارش تنظیمی از سوی این شبعه 49 دیوان عالی کشور از پرونده کلاسه *که مطابق دادنامه شماره *مورخ 1400/10/29 صادر شده از شعبه *در خصوص اتهام اقای س. ز. فرزند ر. دایر بر قتل عمدی زن مسلمان خانم ا. ص. ت. مشهور به ر. فرزند و. - با وکالت اقای د. س. و خانم ف. ز. با استدلال مرقوم در دادنامه و عدم احراز موضوع از باب لوث حکم بر برائت متهم صادر و اعلام شده است.پس از ابلاغ رای و درخواست فرجام خواهی اقای م. ر. به وکالت و نمایندگی از اقای وزیر ص. ت. و ارجاع پرونده جهت رسیدگی به این شعبه *- مطابق رای شماره *مورخ 1401/01/22 به شرح ذیل رای فرجام خواسته نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به همان شعبه صادر کننده رای منقوض ارجاع میگردد.:
(رای شعبه در خصوص فرجام خواهی اقای م. ر. به نمایندگی و وکالت از اقای وزیر ص. ت. از دادنامه فوق الذکر صادره از شعبه *که طی ان به صدور حکم برائت متهم معترض میباشد. با عنایت به محتویات پرونده و مبانی استدلالی دادنامه و مساله 3 باب لوث کتاب القصاص تحریر الوسیله حضرت ا. خ. رحمه الله مبنی بر اینکه: لو لم یحصل اللوث فالحکم فیه کغیره فی الدعاوی فلا قسامه و لا تغلیظ و البینه ع. ا. و الیمین ع. ا. علیه فللولی مع عدم البینه احلاف المنکر یمینا واحدا. و ضرورت رعایت ذیل مساله فوق فرجام خواهی فرجام خواه وارد تشخیص داده میشود. و به استناد شق ب بند دوم ماده 469 قانون ایین دادرسی کیفری ضمن نقض دادنامه پرونده جهت رسیدگی مجدد به همان شعبه ارجاع میگردد./) ٪ پس از اعاده پرونده دادگاه دستور تعیین وقت رسیدگی و دعوت از طرفین و وکلا و دادستان را صادر نموده است.و دادگاه در تاریخ 1401/03/30 با تشکیل جلسه اعلام شده دادستان یا نماینده ایشان حضور ندارند - اولیا دم مقتوله و وکیل ایشان اقای م. ر. و متهم و وکلا ایشان در جلسه حضور دارند - دادگاه وارد رسیدگی شده - برای شاکیان و وکیل ایشان رای دیوان عالی کشور قرائت و این به این مفهوم است.که طبق ماده 315 قانون مجازات اسلامی شما حق دارید که متهم را یکبار بر برائت خودش قسم دهید و از نظر دادگاه مورد جز موارد لوث نمیباشد. چه پاسخی دارید - اقای وزیر ص. ت. و خانم ک. پ. ب. طرت تنها اولیا دم میباشند بیان نمودند ما قسم متهم را قبول نداریم و تقاضای رسیدگی داریم و از حق خودمان نمی گذریم - مدافعات وکیل اولیا دم استماع و اظهار داشته با عنایت به محتویات پرونده و گزارش پزشکی قانونی که به صراحت اعلام نموده که اثار درگیری بر روی گردن مقتول مشهود است.و پیامک های واصله در گوشی مشترک فی مابین ایشان دلیل بر خودکشی نمیباشد. و میتواند انگیزه قتل باشد. مضافا اینکه سوگند یاد کردن متهم حق اولیا دم میباشند که نمی پذیرند قسم یاد کند دادگاه خطاب به متهم ایا حاضر به قسم بر برائت خود می باشید - متهم اظهار داشته بله حاضرم الان حاضرم و ده سال دیگر هم بیایم این جا حاضرم بر برائت خود قسم یاد کنم قسم می خورم که او را نکشته ام - از وی سوال شده ایا جاضرید بر عدم علم خود نیز قسم بخورید - متهم اظهار داشته بله این را هم قسم می خورم که من نمی دانم و اطلاعی از کشتن او ندارم. - از وی سوال شده ایا دیدید که خودش را پرت کرد از تراس - اظهار داشته خیر ان لحظه را من ندیدم چونکه توی اتاق بودم من گریه می کردم و سرم پایین بود - مجددا دادگاه خطاب به شکات نظر دادگاه این است.که طبق ماده 315 قانون مجازات اسلامی متهم یکبار بر برائت خود قسم یاد کند و این ایراد قسم دادن متهم از حقوق شاکی و اولیا دم است.و اگر شما نخواهید امکان قسم دادن متهم نمیباشد. چه پاسخی دارید - اظهار داشته اند ما قسم او را قبول نداریم. وکیل شاکیان بیان نموده بهتر است.از شعبه *راسا میتواند قسم را از متهم بخواهد - اجرای قسم را یا جز به تقاضای اولیا دم ممکن نمیباشد. دادگاه مدافعات وکلای متهم را استماع و در پایان اظهار داشته موکل برای برائت خود در حال حاضر نیز حاضر به ادای سوگند میباشد. دادگاه خطاب به متهم - با توجه به اینکه در رای این دادگاه قید شده که طبق ماده 315 قانون مجازات اسلامی متهم با ادای یک سوگند تبریه شود. و این سوگند جز به تقاضای ولی دم ممکن نیست با این وجود شعبه *م که همسرم ر. را نکشته ام و از قتل او هیچ اطلاعی ندارم.، قبل از اجرای قسم متهم بیان نمود پاک هستم و غسل به گردن من نیست و در دادگستری تجدید وضو نمود در پایان جلسه وکلا طرفین بیان نمودند تقاضای حکم مقتضی را داریم سپس دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و با تنظیم گزارش به شرح ذیل:
(اتهام: قتل عمدی زن مسلمان به نام خدا دادگاه به تاریخ فوق در وقت فوق العاده شعبه *به تصدی امضا کنندگان ذیل تشکیل و پرونده به کلاسه فوق تحت نظر است.در این پرونده دادنامه شماره *از این شعبه صادر شده است.که با فرجام خواهی وکیل اولیا دم پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شده است.و شعبه محترم 49 طی دادنامه شماره *اشاره به مساله 3 از تحریر الوسیله نمودهاند که به مفهوم قسم دادن متهم مبنی بر بی گناهی میباشد. و این دادگاه در جلسه مورخه 1401/03/30 ابتدا از اولیا دم سیوال کرده که ایا قسم متهم را می خواهید که پاسخ داده اند ما قسم او را قبول نداریم و این دادگاه با توجه به رای دیوان و از جهت فصل خصومت و نیز امادگی متهم برای اجرای قسم به متهم اعلام نموده بر برائت خود و بی اطلاعی از قتل مرحوم ا. ص. ت. مشهور به ر. قسم یاد نماید. و متهم طبق ماده 315 قانون مجازات اسلامی قسم یاد نموده است. هیات دادگاه پس از مطالعه پرونده و ملاحظه پرونده شخصیت متهم و مشاوره و حصول توافق ختم دادرسی را اعلام وبه شرح ذیل انشا رای می نماید.) ٪ سپس مطابق دادنامه شماره *مورخ 1401/03/31 به شرح ذیل مبادرت به صدور رای شده است:
(رای دادگاه: در این پرونده اقای س. ز. فرزند ر. متولد 1376 فاقد سوابق محکومیت کیفری فعلا ازاد به قید وثیقه که از تاریخ 1399/04/16 تا مورخه 1400/10/28 تحت قرار بازداشت موقت در زندان *بوده است، دایربرقتل عمدی زن مسلمان خانم ا. ص. ت. مشهور به ر. فرزند و. متولد 1380در تاریخ 1399/04/16 در *که وکالت متهم را اقای د. س. وخانم ف. ز. بر عهده دارند موضوع شکایت اقای وزیر ص. ت. و خانم گ. پ. ب. طرت که اقای م. ر. نماینده حقوقی سازمان *وکالت از شاکیان را به عهده دارند، بدین توضیح که متهم شوهر مرحوم خانم ص. بوده است.وبه قصد انجام مقدمات زندگی مشترک وبرگزاری جشن عروسی از *امده اند ومشغول آزمایشات وسایر اقدامات بوده اند و پدر ومادر مرحوم در *زندگی میکنند وبه علت تراکم کاری مرحوم نمیتواند نزد پدر ومادرش در روستا برود ودر منزل پدرشوهر خود در *مانده است.وبعد از صرف شام ویا همزمان با ان متهم در گوشی مشترک مورد استفاده خود وهمسرش پیامک هایی میبیند که براشفته میشود. واز مقتول سوال میکند این شخصی که پیامک داده است.کیست ؟ وبعد از ان مقتول گوشی را بلافاصله از شوهرش میگیرد و متهم که از این موضوع ناراحت بوده این موضوع را درنزد پدرومادرش عنوان مینماید. واضافه میکند که مرحوم از ابتدا دروغگو بوده و موضوع ازاله بکارت ناشی از ازدواج قبلی خودرا مخفی نموده است.و مقتول پاسخ خاصی به این موارد نمیدهد وناگهان مادر متهم خانم ز. ر. ز. به پسرش میگوید ر. به سمت تراس رفت و متهم که سرش پایین بوده میگوید من بلافاصله به سمت تراس امدم ودیدم که ر. به پایین افتاده است.وبلافاصله اورژانس وپلیس 110 وارد عمل میشوند وبعد از اعزام مرحوم به بیمارستان واعلام فوت ایشان اقای س. ز. در هملان شب دستگیر وبازداشت میشود. و دادسرا با توجه اظهارات متهم ومادرش که ابتدا گفته اند مقتول در حال پهن نمودن لباس در تراس بوده که افتاده است.وبعد اظهارات دیگری را بیان نمودهاند ونیز وجود کبودی هایی در گردن وپاهای مقتول وبا توجه به شکایت اولیا دم که مدعی قتل عمدی و خواهان قصاص قاتل بوده اند مورد را جز موارد لوث تشخیص داده وکیفرخواست صادر نموده است.واین دادگاه جلسات رسیدگی را با حضور متهم و وکلای ایشان برگزار نموده وبا توجه به دفاع متهم که کرارا بیان نموده پیامک هایی به گوشی همسرم امده بود که از جمله نوشته بود ع. هستم از توکو ومن این پیامک ها را در گوشی مشاهده نمودم امادر مرحله تحقیقات این پیامک ها استخراج نشده واین احتمال هم هست که مقتول در اخرین لحضات پیامک ها را حذف نموده فلذا دادگاه دستور استخراج پیامک ها را از طریق اطلاعات صادر نموده است.که پاسخ واصله به شرح اوراق شماره 246 الی 260 پرونده حاکی از صحت ادعای متهم میباشد. و با توجه به موارد ذیل دلیلی بر وقوع جنایت عمدی وایجاد لوث علیه متهم وجود ندارد. 1 - مقتول انگیزه خودکشی داشته است.چون که در ازدواج دوم خود که مصر به حفظ ان بوده به نحوی با شکست مواجه شده است. ومخصوصا در لحضات اخر عمر با این حس که اسرار کاملا شخصی ایشان (درگردش کار توضیح داده شد) افشا شده است. ولذا احساس ناراحتی شدید و ضایعه غیر قابل جبران داشته است.2 - در صورتجلسه پلیس 110 ارتفاع تراس 130 سانتی متر ذکر شده است.وبا توجه به اینکه وسایلی در تراس بوده مقتول میتوانسته با استفاده از ان وسایل خود را به پایین پرت نماید. 3 - با فرض جنایی بودن موضوع باید اثار ضرب وجرح در مقتول یا در متهم مشاهده میشد چونکه پرتاب کردن عمدی یک انسان از ارتفاع 130 سانتی متری تراس بعید است.وقطعا با مقاومت شدید همراه است.4 - اثار ماده سمی یا مخدر یا روانگردان در مقتول گزارش نشده است.5 -در صورت جنایت عمدی مقتول با سرو صدا وجیغ زدن میتوانست توجه دیگران را جلب نماید. 6 وجود کبودی کوچک در گردن متوفی وکبودی قسمت داخلی بازوی راست وقدام شانه چپ وقدام مچ ودر انگشتان دوم وسوم و چهارم پای چپ به لحاظ جزیی بودن صدمات نمیتواند قرینه ای بر لوث تلقی شود. 8 - تعارض در اظهارات متهم مخصوصا اینکه متهم ابتدا نزد پلیس 110 در حالتی که همسایه ها جمع بودند گفته اند مرحوم داشت لباس پهن میکرد که از تراس سقوط نمود، قرینه ای بر ارتکاب جنایت عمدی نیست چونکه سقوط از تراس به صورت اتفاقی و بدون اراده با توجه به ارتفاع 130 سانتی متری دیوار محافظ بعید است.و محتمل است.که متهم در نزد همسایه ها نخواسته موضوع خود کشی را عنوان نماید.، ضمن اینکه در سایر موارد ومراحل تعقیب تعارضی در اظهارات متهم وپدر ومادرش دیده نمیشود. 9 - هرچند متهم بنابراظهار خودش در برگ 13 پرونده برخی پیامک ها را که از فردی ناشناس به نام ع. ت. امده جواب داده است.اما نسبت به پیامک های وارده نمیتوان متهم را مسئول دانست، متهم در اظهارات خود از حیث مشاهده پیامک های فرد مزاحم صادق بوده است.چونکه تحقیقات دادگاه این موضوع را اثبات نموده است.و پیامک ها به شرح اوراق شماره 246 الی 260 پرونده استخراج شده است. فلذا دادگاه با توجه به مجموع اوراق و محتویات پرونده و مطالب مذکور لوث را محرز نمیداند وقراین موجود که در کیفرخواست به ان تصریح شده است.با توجه به مواد 314 و 315 قانون مجازات اسلامی در حد ایجاد لوث نمیباشد. و طبق ماده 315 قانون مذکور متهم ادا سوگند نموده است.فلذا مستند به اصل 37 قانون اساسی حکم بر برائت متهم به جهت عدم احراز وقوع جرم صادر می نماید. وبا توجه به اینکه مقتول با فعل خود موجب جنایت شده است.دیه منتفی است. حکم صادره ظرف مدت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوانعالی کشور میباشد.) ٪ پس از ابلاغ رای در تاریخ 1401/03/31 به اقای م. ر. به نمایندگی از اقای وزیر ص. ت. و به شخص اقای وزیر ت. - در تاریخ 1401/04/20 اقای م. ر. به نمایندگی از اقای وزیر ص. - از رای صادر شده فرجام خواهی نمودهاند و پرونده جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است.مراتب گزارش میگردد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای م. ش. عضو ممیز ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای ح. خ. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر: نقض به جهت عدم رعایت موازین در باب مدعی و منکر مطابق مقررات و فتاوای معتبر و اقدام شایسته پس از ان را دارم. در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه دیوان عالی کشور
فرجام خواهی اقای وزیر ص. ت. با نمایندگی اقای م. ر. نسبت به دادنامه شماره *مورخه 1401/03/31 صادر شده از شعبه *در پرونده کلاسه *با توجه به مجموع محتویات پرونده و به لحاظ اینکه دادگاه بدون التماس و مطالبه مدعی - اولیا متوفی - متهم را سوگند داده و رای بر برائت وی صادر نموده است.و حال انکه در غیر موارد لوث اگر صاحب حق - مدعی - بینه نداشته باشد. حق احلاف منکر را دارد. چنانچه مدعی از احلاف منکر امتناع و او را سوگند ندهد دعوی متوقف میشود. لذا با توجه به مراتب و با عنایت به فتوای ا. ر. قدس س. در مسیله 3 تحریرالوسیله کتاب القضا ص 528 لولم یحصل اللوث فالحکم فیه کغیره من الدعاوی فلا قسامه و لاتغلیظ و البینه ع. ا. والیمین ع. ا. علیه - فللولی مع عدم البینه احلاف المنکر یمینا واحدا و مسیله 2 کتاب القضا ص 418 لیس للحاکم احلاف المنکر الا بالتماس ا. و فتوای م. م. ر. در کتاب ره توشه قضایی ص 84 - س: در غیر موارد لوث اگر مدعی از اذن دادن به مدعی علیه جهت ادای سوگند ابا کند، تکلیف چیست ایا دادگاه میتواند راسا متهم را سوگند دهد یا خیر؟! ج: دادگاه نمیتواند بدون التماس مدعی - منکر را قسم دهد و در فرض مرقوم دعوی متوقف می ماند. نتیجتا موجه تشخیص و رای صادر شده با کیفیت مطروحه قابلیت ابرام را نداشته است.فلذا ضمن نقض ان و استنادا به بند 2 از شق ب ماده 469 قانون ایین دادرسی کیفری پرونده جهت رسیدگی مجدد وفق ضوابط قانونی و شرعی به همان دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع میگردد./ب
شعبه *
س. ح. ج. (رئیس) م. ش. (مستشار)