تاریخ دادنامه قطعی: 1391/10/06
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: ملاک صلاحیت دادگاه اطفال، سن متهمان در زمان وقوع بزه است.
به دلالت دادنامه شماره --- - 21/11/89 شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی بخش (از استان)، آقایان 1 - س.ه. فرزند ج. 2 - ح.ک. فرزند ع. 3 - ر.ب. فرزند ق. 4 - الف.ک. 5 - ب.ش. فرزند ع.، از حیث اتهام تهدید و انجام عمل شنیع لواط به صورت تفخیذ، به علاوه ردیف اول تا سوم، دایر بر آدم ربایی، موضوع شکایت آقایان ع. و ر.ک.، تحت تعقیب قرار گرفته و برابر استدلال مقید در دادنامه صدرالذکر، مجرمیت مشارالیهم احراز و مستندا به مواد 18 ، 47 ، 105 ، 120 ، 121 ، 621 و 669 از قانون مجازات اسلامی، حکم بر محکومیت هر یک از متهمین بابت تهدید، به تحمل 74 ضربه شلاق تعزیری و از حیث لواط تفخیذی، به تحمل یک صد ضربه شلاق و از جهت آدم ربایی، با اعمال ماده 22 قانون مجازات اسلامی، ردیف اول به تحمل 30 ماه حبس تعزیری و ردیف دوم و سوم به تحمل 15 ماه حبس محکوم و با تجدیدنظرخواهی از رای مزبور، شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان رسیدگی و به شرح دادنامه شماره --- - 13/6/90 ، اعتراض شاکی (مجنی علیه) آقای ر.ک.، از حیث قلت مجازات در بحث آدم ربایی وارد تشخیص و مجازات متهمین س.ه.، ح.ک. و ر.ب.، با توجه به نحوه وقوع جرم، انگیزه وقوع جرم و استفاده از وسیله نقلیه در آدم ربایی و سن مجنی علیه در زمان وقوع جرم، و به لحاظ بیم متهمین و سایرین، با استناد به تبصره 3 ماده 22 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب، تشدید و ردیف اول به تحمل ده سال، ردیف دوم و سوم هر کدام به تحمل هفت سال حبس محکوم و راجع به متهمین الف.ک. و ب.ش.، دایر بر وسیله تهدید قرار دادن فیلم مستهجن، با توجه به محتویات پرونده و مقررات ماده 5 قانون نحوه مجازات اشخاصی که در امور سمعی و بصری فعالیت های غیر مجاز می نمایند، رسیدگی به موضوع را خارج از صلاحیت دادگاه بدوی و در صلاحیت ذاتی دادگاه انقلاب اسلامی لار تشخیص و اعتراض تجدیدنظرخواه را در این قسمت وارد تشخیص و ضمن نقض این قسمت از دادنامه بدوی، پرونده به دادگاه انقلاب اسلامی لار ارجاع گردیده است. دادسرای عمومی و انقلاب، در خصوص اتهام وسیله تهدید قرار دادن عکس و فیلم مستهجن گرفته شده از شاکی، برای تمامی پنج نفر یادشده قرار مجرمیت و کیفرخواست صادر و دادرس دادگاه انقلاب اسلامی، عهده دار رسیدگی شده و شرح رای شماره --- - 28/5/91 ، با این استدلال که متهمین در هنگام طرح شکایت، طفل محسوب می شده اند و حدود شش ماه بعد از وقوع بزه، مبادرت به طرح شکایت شده است، خود را صالح به رسیدگی ندانسته و مستندا به ماده 54 قانون آیین دادرسی کیفری، قرار عدم صلاحیت به شایستگی دادگاه عمومی بخش به جانشینی از دادگاه اطفال صادر و پرونده پس از ارسال و وصول به شعبه اول دادگاه عمومی بخش ارجاع و شعبه موصوف به شرح رای شماره --- - 21/9/91 علی رغم اذعان به سن متهمین درکمتر از 18 سال در زمان وقوع جرم و صراحت تبصره ماده 220 قانون یادشده، صلاحیت خویش را نپذیرفته و با حدوث اختلاف، پرونده جهت رسیدگی و حل اختلاف به دیوان عالی کشور ارسال و رسیدگی، پس از وصول و ثبت به کلاسه فوق، به این شعبه محول شده است.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای صابر، عضو ممیز و بررسی اوراق پرونده مشاوره نموده، چنین رای می دهد:
در خصوص اختلاف واقعه به شرح قرارهای اصداری، نظر به اینکه برابر محتویات پرونده و اسناد ابرازی، میزان سن تمامی متهمین در زمان وقوع جرم، به کمتر از 18 سال تمام، محرز و مسلم است، لهذا مستندا به دلالت آراء وحدت رویه صادره از هیات عمومی دیوان عالی کشور به شماره های 6514 - 3/8/79 ، 686 - 5/2/85 و 687 - 2/3/85 ، عقیده دادرس دادگاه انقلاب اسلامی صحیح و موجه تشخیص و با تایید صلاحیت رسیدگی دادگاه عمومی بخش، ترجیحا شعبه اول و نقض قرار صادره ذیربط، «حل اختلاف»; و پرونده، جهت ادامه رسیدگی به دادگاه اخیرالذکر اعاده میگردد.
رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور - عضو معاون
صابر - خلف رضایی