تاریخ دادنامه قطعی: 1394/04/15
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: چنانچه در متن وکالتنامه اعطایی زوج به زوجه جهت طلاق قید شده باشد درضمن عقد خارج لازمی موکل حق عزل وکیل را از خود سلب کرده است؛ در صورت عدم احراز وقوع عقد خارج لازم و با تمسک به اصل استصحاب، بقاء وکالت و اختیار موکل در عزل وکیل قابل پذیرش است.
در تاریخ 1393/08/23 خانم م. گ. به وکالت از خانم ف. ک. دادخواستی به طرفیت آقای ر. ع. به خواسته گواهی عدم امکان سازش به استناد وکالتنامه محضری تقدیم دادگاههای عمومی شهرستان ساری نموده و توضیح می دهد مطابق سند وکالت به شماره... دفتر اسناد رسمی شماره... ساری که خوانده محترم وکالت محضری به موکلم خانم ف. ک. به صورت بلا عزل درامر صیغه طلاق در دادگاه ودرهر دفتر خانه بدون حضورشان داده است و موکل بابذل قسمتی از مهریه تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش دارد رسیدگی به شعبه دهم محاکم عمومی ساری ارجاع میگردد آقای م. ا. با تقدیم یک برگ وکالتنامه از سوی خوانده آقای ر. ع. اعلام وکالت مینماید جلسه دادگاه در تاریخ 1393/09/16 باحضور زوجین ووکلای آنها تشکیل وکیل خواهان اظهار داشته خواسته مطابق دادخواست بوده وضمنا موکل جهیزیه خود رامسترد نموده و نفقه و اجرت المثل ایام زندگی مشترک خود را کامل بخشیده است وازکل مهریه به تعداد 350 سکه تمام بهار آزادی میزان 50 سکه بهار آزادی را به خوانده بذل و مابقی را مطالبه مینماید وکیل خوانده اظهار داشته موکل به همسرش علاقه فراوان دارد وهم اکنون نیز که زوجه برای گرفتن مهریه خود وی را 25 روز زندانی کرد مع ذالک به همسرش علاقه مند است و به هیچ وجه حاضر به طلاق وی نیست چون مشکلی که از موجبات طلاق باشد دراو نیست و زوجه نیز دلیل شرعی و قانونی ارائه نکرده است دلیل وی این است همسرش حدود 7 سال است که از موکل تمکین نمی کند و اجازه ازدواج مجدد هم گرفته ولی اقدام نکرده و اما وکالتنامه به دو دلیل بی اعتبار است اولا وکالت ذاتا عقد جائزی است و هیچ کس حق ندارد آن را به عقد لازم در آورد به علاوه شرطی که اعلام شده است در ضمن عقد (ضمن عقد خارج لازم) این قسمت از وکالتنامه کاملا صوری وبی اعتبار است چون بین طرفین هیچگونه عقد لازم دیگری در آن دفتر خانه ویا دفتر اسناد رسمی دیگر تنظیم نگردیده و اگر بین این دو نفر عقد لازم دیگری تنظیم گردیده باید ارائه فرمایند بنابراین با فقدان عقد لازم دیگر عقد جائز وکالت به عقد لازم تبدیل نمی شود وعند الشک اصل استصحاب که جواز عقد وکالت را ایجاب مینماید محکم است دلیل دوم اینکه موکل بابیان مطالب فوق طی اظها نامه رسمی وکیل خود را رسما از وکالت در طلاق عزل نموده وهمین اظهارنامه با همین مضمون را به دفتر خانه اعلام نموده است وموضوع دیگری که لازم است بیان گردد موکل از روی اکراه واجبار اقدام به این وکالت نموده به این معنی که همسر موکل به اشتباه آگاه شد که او بازن دیگری رابطه نامشروع دارد موکل برای حفظ حیثیت خانوادگی هردو طرف باهمسرش مذاکره وسرانجام به این توافق می رسند که ایشان علیه شوهرش تحت عنوان رابطه نامشروع شکایت نکند ومتقابلا ایشان هم به همسرش حق طلاق بدهد ولی همسرش علیه وی شکایت نمود که خوشبختانه بی گناهی وی ثابت شد و قرار منع تعقیب صادر گردید در نهایت تقاضای صدور حکم به بطلان دعوی خواهان نموده است وکیل خواهان ضمن انکار ادعای خوانده در خصوص عدم تمکین زوجه واقدام خوانده به تحصیل اجازه ازدواج مجدد حکایت ازعدم علاقه وی به موکل دارد وادعای علاقه ناصحیح میباشد و در خصوص بی اعتباری وکالت بلاعزل در جواب اعلام داشته ازدواج یک عقد لازم بوده که بعداز آن وکالت بلاعزل از سوی خوانده جهت امر طلاق درهر محکمه ای به موکل داده شده تابتواند طلاق بگیرد بنابراین وکالت بلاعزل صوری نبوده و وجاهت شرعی وقانونی داشته است وکیل خوانده درجواب اظهار داشته چون مطالب همکارمحترم قانونی نیست احتیاج به پاسخ ندارد به خصوص اینکه موضوع اجبار واکراه را منکر نگردیده است دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر و طرفین داوران منتخب خود رامعرفی می نمایند داوران طی دو مکتوب جداگانه عدم توفیق خود را در جهت اصلاح ذات البین اعلام داشته اند ص 41 و 43 دادگاه بااعلام ختم رسیدگی برابر دادنامه شماره --- مورخ 1393/10/30 در خصوص دادخواست خانم ف. ک. باوکالت خانم م. گ. به طرفیت آقای ر. ع. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش پس از احراز علقه ازدواج دائم و بین طرفین از تاریخ 1386/01/23 پس از انعکاس اظهارات وکیل خواهان در خصوص استناد به وکالت بلاعزل در خصوص طلاق ومدافعات وکیل خوانده باعنایت به عدم توفیق داوران ودادگاه درجهت حصول سازش باعنایت به متن وکالتنامه وقید بلاعزل بودن آن و معتبر بودن سند ضمن وارد دانستن دعوی به استناد ماده 1119 ق مدنی حکم به طلاق صادر واعلام مینماید ومیزان بذل راهم مشخص مینماید آقای م. ا. از رای صادره تجدیدنظرخواهی نموده شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان مازندران به موجب دادنامه شماره --- مورخ 1393/12/25 تجدیدنظر خواهی آقای ر. ع. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1393/10/30 صادره از شعبه دهم دادگاه حقوقی ساری که متضمن صدور حکم طلاق به درخواست زوجه میباشد قابل پذیرش دانسته است زیرا عقد وکالت از عقود جائزاست وبا نوشتن جمله وکالت بلاعزل در وکالت نامه موجب لزوم عقد نمی شود که موکل نتواند وکیل را عزل نماید مگر اینکه عدم اختیار عزل وکیل در ضمن عقد لازم دیگری شرط شده باشد در وکالتنامه موضوع پرونده اگر چه زوج به زوجه وکالت برای طلاق داده و در وکالتنامه قید شده درضمن عقد خارج لازمی موکل حق عزل وکیل را از خود سلب کرده است ولی تجدیدنظرخواه در تاریخ 1392/09/14 ضمن اظهارنامه ای که برای خانم ف. ک. ونیز ارسال اظهارنامه برای سر دفتر اسناد رسمی شماره... ساری اعلام نموده وکیل خود خانم ف. ک. را از وکالت عزل نموده واضافه کرده هیچ گونه عقد خارج لازمی بین ایشان ووکیل (زوجه) در دفترخانه یاجای دیگر منعقد نشده است تا وکالت جایز لازم گردد واین جمله به صورت صوری در وکالت نامه قید شده است در قبال اظهارنامه سردفتر رسمی و خانم ف. ک. علیرغم ابلاغ اظهارنامه در پاسخ تجدیدنظر خواه ایراد واعتراض نکرده اند علیهذا باعدم احراز وقوع عقد خارج لازم و با تمسک به اصل استصحاب بقاء وکالت و اختیار موکل در عزل وکیل به استناد ماده 358 وبند الف ماده 368 و 397 ق آ دم ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته رای بربطلان دعوی خواهان اولیه خانم ف. ک. صادر واعلام مینماید رای صادره در تاریخ 1394/01/25 ابلاغ و در تاریخ 1394/02/09 دادخواست فرجامی تقدیم گردیده است درلایحه فرجامی وکیل خانم ک. اولا تجدیدنظر خواهی وکیل زوج را خارج از مهلت مقرر در ماده 336 ق آ دم اعلام و رای صادره راازاین جهت مخدوش دانسته در ثانی طرفین پیرو توافق وتراضی لازم الاجرایی اقدام به تنظیم وکالت نامه بلاعزل نمودهاند ودادگاه تجدیدنظر بااستنباطی مغایر از اعتبار دادن به سند رسمی خودداری نموده است از طرفی اقرار فرجامخوانده به موجب سند رسمی مشمول مواد 1259 و 1275 ورای وحدت رویه 54 - 1351/10/13 وماده 202 آیین دادرسی مدنی بوده و ازجمله ادله اثباتی شرعی و قانونی است واین امر قابل نفی نمیباشدو همین که در وکالتنامه قید گردد ضمن عقد خارج لازمی بین آنان شرط بلاعزل بودن وکیل از طرف موکل شده برای بلاعزل بودن وکیل کافی است ودلالت دارد که شرط مذکور در عالم خارج به وقوع پیوست است و موید این نظر ماده 70 ق ثبت است وصرف اظهارنامه حقی را ایجاد ننموده و سردفتر تکلیفی جهت پاسخ ندارد واصل استصحاب درجائی جریان دارد که امری محل تردید باشد ودراین خصوص تردیدی نیست ودر آخر اعلام داشته گواهی عدم امکان سازش دادگاه نخستین براساس وضعیت وسوء رفتار فرجامخوانده ونظریه داوران وعدم تاثیر مساعی دادگاه جهت ایجاد صلح وسازش بوده است درخاتمه باتوصیف رای صادره بر خلاف مقررات شرع و حقوق مکتسبه موکل خود تقاضای رسیدگی ونقض آن را نموده است پرونده پس از طی مراحل قانونی به دیوان عالی کشور ارسال ورسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقا ی جعفری عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد:
ازناحیه فرجامخواه اعتراض موجه ومستدلی نسبت به رای فرجامخواسته به عمل نیامده است وایراد بردادنامه از حیث استدلال و استناد به قانون ورعایت قواعد دادرسی درحدی نیست که نقض آن را موجب گردد، لذا استنباط دادگاه از دلائل ومحتویات پرونده خالی از ا شکال موثر تشخیص و رای شماره --- - 93/12/25 صادره از شعبه سیزدهم دادگاه تجدیدنظر استان مازندران نتیجتا ابرام میگردد.
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار
یعقوب انصاری - موسی جعفری