تاریخ دادنامه قطعی: 1393/02/29
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: مهلت واخواهی از تاریخ ابلاغ واقعی آغاز میشود و نه از تاریخ ابلاغ قانونی.
در خصوص دعوی آقای ت.ح. به طرفیت آقای م.الف. به خواسته محکومیت خوانده به پرداخت دویست و شصت میلیون ریال بابت حق الزحمه احداث استخر با احتساب هزینه دادرسی بدین شرح که خوانده مدعی است که از بابت احداث استخر برای خواهان، معادل مبلغ فوق هزینه نموده است ولیکن تاکنون خوانده از پرداخت دستمزد خودداری نموده است. دادگاه جهت کشف حقیقت در بدو امر قرار استماع شهادت شهود را صادر نمود. مودای شهادت شهود که مصون از هرگونه جرح خوانده باقی مانده است موید صحت ادعای خواهان میباشد و متعاقبا جهت برآورد میزان و نوع و نحوه تکمیل استخر احداثی و اجرت مربوط به آن قرار ارجاع امر به کارشناسی صادر گردید و از بین کارشناسان رسمی آقای ح.ش. استقراعا انتخاب گردید نظریه کارشناسی که مصون از هرگونه ایراد طرفین باقی مانده است میزان اجرت ساخت و کار استخر را به میزان 350/000/000 ریال تعیین نموده است. دادگاه با عنایت به محتویات دادخواست و منضمات آن، نظریه کارشناس رسمی و سایر قرائن و امارات موجود با تذکر این مطلب که دادگاه در حد «خواسته»; مکلف به اظهارنظر است و نه بیشتر، دعوی خواهان را مقرون به صحت تشخیص، مستندا به مواد 198 ، 229 ، 257 و 519 از قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی و 265 از قانون مدنی حکم به محکومیت خوانده به پرداخت مبلغ دویست و شصت میلیون ریال اجرت احداث و کار استخر و هشت میلیون و صد و چهل هزار ریال هزینه دادرسی در حق خواهان محکوم مینماید. این رای غیابی بوده و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل واخواهی در این مرجع و پس از انقضای مدت فوق ظرف بیست روز قابل اعتراض در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران میباشد.
رئیس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی دماوند - مطیعی
رای دادگاه
در خصوص دادخواست آقای ع.ذ. به وکالت از جانب آقای م.الف. به طرفیت آقای ت.ح. به خواسته واخواهی از دادنامه غیابی شماره 9209972210300437 مورخ 1392/08/28 صادره در پرونده کلاسه --- این دادگاه نظر به اینکه دادنامه واخواسته در تاریخ 1392/09/19 به واخواه ابلاغ قانونی گردیده درحالی که دادخواست واخواهی در تاریخ 1392/12/05 و خارج از مهلت بیست روزه مقرر در ماده 306 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی تقدیم گردیده و وکیل واخواه نیز در دادخواست و لایحه پیوست آن مدعی عدم اطلاع از مفاد دادنامه نشده و از طرفی حکم مقرر در تبصره 3 ماده مرقوم (تلقی واخواهی به عنوان تجدیدنظرخواهی) نیز ناظر به مواردی است که دادنامه غیابی به صورت واقعی ابلاغ گردیده باشد چراکه در تبصره مذکور از عبارت «عذر موجه»; استفاده نمود که ناظر به واخواهی خارج از مهلت در خصوص دادنامه هایی است که به صورت واقعی به محکوم علیه غیابی ابلاغ شده باشد و در خصوص ابلاغ قانونی، مقنن صرفا عبارت «عذر عدم اطلاع»; را استخدام نموده که مصادیق آن متفاوت از «عذر موجه»; میباشد. علی هذا بنا به مراتب فوق و مستندا به تبصره یک ماده 306 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی قرار ردّ دادخواست واخواهی صادر و اعلام میگردد. قرار صادره ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران میباشد.
رئیس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی دماوند - مطیعی
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م.الف. به طرفیت آقای ت.ح. با وکالت آقای م.الف. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1392/12/13 شعبه سوم دادگاه حقوقی شهرستان دماوند به ردّ واخواهی تجدیدنظرخواه از دادنامه شماره --- مورخ 1392/08/28 به لحاظ اینکه خارج از فرجه قانونی تقسیم گردیده است دادگاه با بررسی محتویات پرونده نظر به اینکه دادنامه غیابی شماره 437 مورخ 1392/08/28 در تاریخ 1392/09/19 به نشانی آقای م.الف. الصاق گردیده است و تجدیدنظرخواه مدعی اطلاع از مفاد دادنامه مزبور به تاریخ 1392/12/01 گردیده که در فرجه قانونی اقدام به تقدیم دادخواست واخواهی نموده است نظر به اینکه به موجب صراحت ماده 306 قانون آیین دادرسی مدنی مبدا مهلت واخواهی از احکام غیابی تاریخ ابلاغ واقعی به خوانده میباشد بنابراین رای معترض عنه مخالف نص قانونی تشخیص به استناد ماده 353 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته نقض و پرونده به منظور رسیدگی ماهیتی به دادگاه بدوی اعاده میگردد این رای قطعی است.
رئیس شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه
نورزاد - جلالوند