در تاریخ 1399/08/15 اقای غ. ا. ب. با وکالت خانم م. س. پ. ج. به طرفیت همسرش خانم ع. ا. ب. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق به علت اختلافات فیمابین تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه رسیدگی مورخ 1399/09/02 وکیل خواهان حضور نیافته و طی لایحه تقدیمی با بیان مطالب مندرج در دادخواست اضافه نموده که موکل بدلیل اختلافات فی مابین همسر دیگری اختیار نموده که جدا از خوانده زندگی می کند و ایام زندگی موکل با خوانده 13 سال میباشد. نفقه ایشان به موجب ارای متعدد صادره تاکنون مطالبه شده است.و از سوی موکل پرداخت گردیده است. زوجین یک فرزند مشترک به نام م. دارند که ازدواج کرده است.و جهیزیه خوانده در اختیار خودش میباشد. و مهریه ایشان نیز طبق صورت مهریه عادی پیوست است.که تحویل ایشان شده است. زوجه (خوانده) در جلسه دادرسی حضور یافته و اظهار داشت اینجانب حاضر به طلاق نمی باشم هر چند که شوهر من بدون اجازه من ازدواج مجدد نموده است.ولی باز هم حاضر به طلاق نیستم و الان ایشان که دنبال طلاق میباشد. باید کلیه حق و حقوق من که نحله میباشد. طبق نظر کارشناس پرداخت نماید. در خصوص نفقه قبلا دادخواست مطرح نموده ام که رای صادر شده است.در این پرونده ادعایی ندارم. مهریه اینجانب بر عهده پدر شوهر و مادر شوهر اینجانب بوده است.و در این پرونده ادعایی ندارم. جداگانه طرح دعوی خواهم نمود یک فرزند مشترک پسر 25 ساله داریم که ازدواج نموده و مستقل میباشد. و جهیزیه در اختیار خودم میباشد. و مقداری از ان هم مستهلک شده ادعایی ندارم. سپس دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر مینماید. و داور منتخب خواهان و داور منصوب خوانده هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند. سپس دادگاه جهت تعیین میزان نحله ایام زوجیت زوجه موضوع را بکارشناس ارجاع نموده و کارشناس منتخب دادگاه به شرح نظریه کتبی تقدیمی میزان نحله استحقاقی زوجه را بمبلغ هفت میلیون و نهصد هزار تومان تعیین و اعلام نموده است.و زوجه به نظریه کارشناس اعتراض نموده و دادگاه موضوع را به هیات سه نفره کارشناسان ارجاع و هیات کارشناسان به شرح نظریه کتبی تقدیمی در برگ 51 پرونده میزان نحله خوانده از تاریخ 68/11/22 لغایت *را بمبلغ دویست و نود و نه میلیون و چهارصد و شصت و هفت هزار ریال (299/467/000 ریال) تعیین و اعلام نموده اند. نظریه هیات کارشناسان بطرفین ابلاغ شد فقط وکیل خواهان به ان اعتراض و تقاضای ارجاع امر به هیات پنج نفره کارشناسان را نموده است.و دادگاه موضوع را به هیات پنج نفره کارشناسان ارجاع کرده و هیات کارشناسان به موجب نظریه تقدیمی میزان نحله استحقاقی زوجه را در مدت ایام زوجیت بمبلغ سیصد و بیست میلیون ریال تعیین و اعلام نمودهاند که مورد اعتراض وکیل خوهان قرار گرفته است.و سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره 1254 مورخ 1399/12/18 پس از ذکر خواسته خواهان و اظهارات خوانده و اقدامات قضایی انجام شده و اعلام احراز علقه زوجیت دائم بین طرفین و اینکه مساعی دادگاه و داوران در اصلاح ذات البین موثر نگردیده است.لذا به استناد ماده 1133 قانون مدنی و مواد 24 و 26 و 27 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق از نوع رجعی صادر و مدت اعتبار گواهی صادره را سه ماه از تاریخ ابلاغ رای قطعی یا قطعیت رای اعلام و توضیح داده که طرفین فاقد فرزند مشترک نابالغ میباشند و راجع به مهریه و نفقه و جهیزیه زوجه ادعایی ندارد. و دادگاه مواجه با تکلیفی نیست و زوج مکلف است.طبق نظریه هیات سه نفره کارشناسان در زمان اجرای صیغه طلاق مبلغ 299/467/000 ریال بابت اجرت المثل ایام زناشویی به زوجه پرداخت نماید. ارائه گواهی پزشک ذیصلاح در مورد وجود جنین یا عدم وجود ان برای ثبت طلاق الزامی است. نوع طلاق رجعی و عده ان سه طهر میباشد. زوجه در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به دادنامه مزبور تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/04/15 با اعلام اینکه صرفنظر از انکه زوجه در مرحله بدوی اعلام داشته در خصوص مهریه ادعایی ندارد. نظر به اینکه زوجه اظهار داشته مهریه وی بر عهده پدر و مادر زوج میباشد. و حسب سند عادی ارائه شده از ناحیه ایشان پدر و مادر زوج تعهد بر پرداخت اقلام مهریه را نمودهاند لذا تجدیدنظرخواهی در این قسمت با هیچ یک از شقوق ماده 348 قانون ایین دادرسی مدنی منطبق نمیباشد. و با عنایت به اینکه سن تجدیدنظرخواه بیش از 60 سال سن بوده و یایسه میباشد. و نوع طلاق مطابق ماده 1145 قانون مدنی باین میباشد. ضمن اصلاح نوع طلاق به باین به استناد مواد 351 و 358 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته را با اصلاح صورت گرفته ضمن رد تجدیدنظرخواهی تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/04/16 به طرفین ابلاغ شد و زوجه در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به ان فرجامخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.لوایح طرفین به هنگام شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
فرجامخواهی خانم ع. ا. ب. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/04/15 شعبه *متضمن اصلاح و تایید دادنامه شماره 1254 - 99 صادره از شعبه *که به موجب ان به درخواست زوج (فرجامخوانده) گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق اصدار یافته است.با توجه به جامع اوراق پرونده وارد و موجه نیست زیرا زوج فرجامخوانده متقاضی طلاق همسرش بوده و با اختیار حاصله از ماده 1133 قانون مدنی میتواند هر وقت که بخواهد زوجه اش را طلاق دهد و دادگاه هم در اجرای مقررات ماده مرقوم مبادرت به صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق نموده و مخالفت و عدم رضایت زوجه فرجامخواه در خصوص مورد موثر در مقام نمیباشد. و از طرفی هم در اجرای ماده 29 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 در دادنامه بدوی راجع به حقوق مالی زوجه تعیین تکلیف به عمل امده و در خصوص مهریه قطع نظر از اینکه وکیل زوج مدعی پرداخت ان بوده چون حسب مندرجات قباله نکاحیه پرداخت اقلام مهریه به عهده والدین زوج میباشد. لذا چنانچه زوجه در مورد اقلام مهریه ادعایی داشته باشد. بایستی جداگانه از متعهد به پرداخت ان مطالبه و حقوق خود را استیفای نماید. و هم چنین چون زوجه در مراحل دادرسی بدوی و تجدیدنظرخواسته اساسا اجرای شرط تنصیف دارایی را خواستار نگردیده و در این رابطه اموال موجود زوج به دست امده در ایام زوجیت را تعرفه ننموده است.لذا درخواست نامبرده در خصوص مورد در این مرحله از دادرسی قابلیت توجه و ترتیب اثر را نداشته و در صورت وقوع طلاق چنانچه اموالی از زوج که مشمول شرط تنصیف بوده موجود باشد. میتواند نسبت به استیفای حقوق ناشی از شرط تنصیف خود اقدام نماید. بنابراین اعتراض زوجه فرجامخواه در خصوص مهریه و شرط تنصیف دارایی وجاهت قانونی نداشته و عدم تعیین تکلیف نسبت به انها خدشه ای بر دادنامه معترض عنه وارد نمیسازد بنا به مراتب اشعاری از انجاییکه دادنامه های بدوی وفرجامخواسته با لحاظ مجموع اوراق و محتویات پرونده و اقدامات و رسیدگی های معموله موجها و مطابق موازین شرعی و مقررات قانونی اصدار یافته و اعتراض زوجه فرجامخواه در حدی نیست که خلل و خدشه ای بر ان وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد و از حیث رعایت اصول و تشریفات دادرسی ایراد موثری بر دادنامه معترض عنه مترتب نمیباشد. لهذا ضمن رد فرجامخواهی فرجامخواه به استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته ابرام میگردد.
رئیس شعبه *: ح. ع. مستشار: ح. م. ه.