نظریه مشورتی شماره 7/1404/486 مورخ 1404/09/15

تاریخ نظریه: 1404/09/15
شماره نظریه: 7/1404/486
شماره پرونده: 1404-3/1-486ح

استعلام:

1- به طور معمول دادگاه بخش با تصدی یکی از دارندگان پایه قضایی اداره می‌شود؛ در این وضعیت قاضی صادر کننده رای و مجری حکم واحد است؛ آیا در چنین مواردی می‌توان ماده 3 قانون نحوه اجرای محکومیت‌‌های مالی مصوب 1394 را در قالب دستور قضایی و بدون ارسال پرونده و ثبت در شعبه دادگاه عمومی اعمال کرد و یا آنکه این امر مستلزم ارسال پرونده به شعبه کیفری و احراز موارد مذکور در ماده یک آیین‌نامه اجرای محکومیت‌های مالی مصوب 1399/6/18 و صدور دستور بازداشت توسط رئیس دادگاه عمومی است؟
2- همانگونه که مستحضرید در اجرای ماده 540 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 تبعیت از مواد قانون نحوه اجرای محکومیت‌های‌ مالی در اجرای چنین محکومیت‌هایی امری ضروری است؛ لذا چنانچه ملکی با دستور دادستان توقیف و در نتیجه مزایده به افراد متعددی منتقل شود؛ اما پس از چند سال دادگاه تجدیدنظر با نقض دستور دادستان، بر اعمال ماده 39 اجرای احکام مدنی مصوب 1356 اتخاذ تصمیم کند، آیا این تصمیم شامل ابطال اسناد صادره و انتقال به نام ضامن (صاحب سند اول) می‌شود و یا آنکه این امر نیازمند طرح دعوا و تقدیم دادخواست از سوی متقاضی است؟

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه:

1- مطابق بخش اخیر ماده 2 دستورالعمل ساماندهی و تسریع در اجرای احکام مدنی مصوب 1398/7/30 رئیس قوه قضاییه،‌ در حوزه‌های قضایی بخش، ‌اجرای احکام مدنی بر عهده رئیس دادگاه بخش یا دادرس منتخب است. در فرض سوال که دادگاه بخش تحت تصدی یک مقام قضایی اداره می‌شود، اجرای احکام مدنی و احراز شرایط اعمال ماده 3 قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی مصوب 1394 با متصدی دادگاه بخش است و ثبت و ارسال پرونده نزد دادگاه کیفری منتفی است.
2- در فرض سوال، در صورت نقض دستور ضبط وثیقه و رفع اثر از آن، در خصوص مزایده‌ای که بر اساس دستور ضبط وثیقه صورت گرفته است، موضوع مشمول ماده 39 قانون اجرای احکام مدنی مصوب 1356 است و با توجه به اطلاق این ماده، تمامی اقدامات اجرایی؛ از جمله انجام مزایده و حتی انتقال سند اجرایی و انتقال‌های بعدی که متکی بر سند انتقال اجرایی است به دستور قاضی اجرای احکام به حالت قبل باز می‌گردد و لزومی به ارائه دادخواست نیست.

◀ منبع