تاریخ دادنامه قطعی: 1394/02/27
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: زن غیر مدخوله همانند زن یائسه عده ندارد و ازدواج وی بلافاصله پس از طلاق فاقد وصف کیفری است.
در پی شکایت آقای م. علیه متهم ب. و خانم ن. به اتهام ازدواج قبل از انقضاء عده منجر به مواقعه در شعبه دوم دادگاه کیفری استان الف. مطرح رسیدگی قرار گرفته است که با استدلال اینکه: به جهت منقطع بودن نکاح متنازع فیه و بذل مدت از ناحیه زوج و عدم وجود حق رجوع و قطع رابطه زناشویی و مآلا بزه دیده تلقی نشدن شاکی و ممنوعیت تحقیق در جرائم منافی عفت قرار منع تعقیب اصدار یافته که با اعتراض شاکی شعبه سیزدهم دیوان عالی کشور (این شعبه) به جهت نقص تحقیقات دادنامه صادره را نقض و به همان شعبه جهت رسیدگی دقیق مجددا عودت داده است. شعبه در مقام رفع نقص از متهمه دعوت و مدعی عدم نزدیکی با شاکی در ایام زوجیت موقت و بذل مدت گردیده و اشعار داشته است که ح. از شوهر فعلی خود (ب.) 6 ماهه باردار میباشد با توجه به اینکه شاکی حسب الادعا با متهمه نزدیکی نکرده و بذل مدت نیز معمول گردیده است. فلذا حقوقی برای شاکی در مانحن فیه متصور نمیباشد با عدم احراز وقوع بزه و با استعانت از قاعده درء و با تمسک به اصل برائت به استناد اصل 37 قانون اساسی طی دادنامه شماره --- مورخه 1393/11/28 حکم بر برائت متهمین صادر و اعلام میدارد. رای را ظرف مهلت بیست روز قابل تجدیدنظرخواهی در دیوان عالی کشور معرفی نموده است. و هماکنون شاکی آقای م. به دادنامه اعتراض و تقاضای رسیدگی مجدد نموده است، در لایحه تایپ شده نزدیک به سه صفحه خود بیان داشته است: چنانچه خانم د. از بنده باردار بوده طبق شرع و قانون باید تا اتمام عده (که زایمان فرزند است) در عده باقی میماند و بعد از چند روز متوجه شدم باز {ازدواج کرده}مثل رای قبلی برائت به متهمین داده است... مگر کسی میتواند بعد از 6 سال عدم نزدیکی با همسرش را ثابت نماید. اگر اینطور بوده چرا حرف بنده را قبول نکردهاند؟ چرا خانم ن. مدعی شده که 6 ماه هست که از آقای م. ب باردار میباشد... عضو ممیز متذکر میشود، در جلد دوم تحریر الوسیله امام خمینی قدس سره در فصل فی عده الفراق طلاقا کان او غیره در مسئله 1 فرموده اند: لا عده علی من لم یدخل بها و لا علی الصغیره وهی من لم تکمیل التسع و ان دخل بها و لا علی الیاسه سواء بانت فی ذالک کله بطلاق او فسخ او هبه مدت او انقضائها ترجمه زنی که مدخوله نیست عده ندارد، 2 صغیره هم و آن کسی است که نه سال تمام ندارد و لو مدخوله باشد. 3 یائسه هم عده ندارد و فرق نمیکند که این زنها با طلاق یا فسخ عقد یا بخشیدن مدت (در عقد انقطاعی یا انقضاء مدت از شوهر جدا شده باشند. در مسئله 8 میفرمایند موجب عده اموری است: 1 - مرگ 2 - طلاق به اقسامه 3 - فسخ بالعیوب 4 - انفساخ مثل الارتداد او الاسلام اول... و الوط بالشبهه مجردا عن العقد اومعه و انقضاء المدت اوهبتها فی المتعه و یشترط فی الجمیع کونها مدخولا بها الا الاول. ترجمه: سبب لزوم عده نگهداشتن اموری میباشد 1 - مرگ 2 - طلاق به اقسامه 3 - فسخ شدن عقد به خاطر عیوبی که در مرد و یا زن قبل از عقد وجود داشته است 4 - انفساخ عقد یعنی عقد بدون اینکه کسی او را به هم بزند و فسخ کند، فسخ میشود و به هم میخورد مثلاینکه مرد یا زن ارتداد پیدا نمایند یعنی از دین برگردند و یا مرد و زن کافر که زن و شوهر در ملک و مذهب خودشان شدهاند اکنون مسلمان بشوند که موجب به هم خوردن عقد نکاح میشود و یا رضاع. یعنی شیرخوارگی که اگر دختر و پسری کوچک را اولیاء آنها به عقد هم دیگر درآوردند و سپس یکی از آنها مثلا دختر از شیر مادر پسر آن اندازه شیر خورد که رضاع حاصل شده که آنوقت آن دختر خواهر رضاعی آن پسر میشود و عقد نکاح منفسخ میشود 5 - وطی و نزدیکی به شبهه چه نزدیکی از روی اشتباه بدون عقد باشد مثلاینکه در تاریکی شب مردی دختر نامحرمی را به خیال اینکه همسر اوست با او نزدیکی نماید پس از عمل جنسی معلوم شود که اشتباه کرده است که این زن باید عده نگه دارد و پس از اتمام عده میتواند به عقد دیگری درآید و با او زناشویی و نزدیکی نماید و یا در نزدیکی با محرم بهاشتباه عقد هم صورت گرفته باشد. مثلاینکه یکی از محارم خود را به خیال اینکه بیگانه است صیغه موقت کرد و با او نزدیکی نمود و سپس معلوم شد که مثلا دختر خواهرش بوده و عقد باطل بوده و یا زمانی که صیغه کرده است و با او هم خوابی و نزدیکی کرده مدت عقد انقطاعی تمام شود و یا مرد مدت را ببخشد که این زن باید عده نگه دارد (عضو ممیز متذکر میشود در صورتی که یائسه نباشد والا عده ندارد). در همه این موارد شرط عده نگهداری، این است که زن مدخوله بشود تا عده داشته باشد الا قسم اول که عده وفات است شرط آن مدخوله بودن نیست. حسب آنچه در دادنامه صادره از شعبه دوم دادگاه کیفری استان الف. آمده است خانم ن. ادعا نموده که با شاکی (م) در ایام زوجیت موقت همبستر نشده و بذل مدت نیز معمول گردیده است بنابراین عده نداشته است تا عده نگه دارد و ازدواج پس از بذل مدت بلافاصله منع شرعی و قانونی نداشته است. اعتراض سه صفحه تایپی آقای م. با توضیحاتی که داده شد وارد به نظر نمیرسد و خدشه بر رای که موجب نقض آن بشود دیده نمیشود علیهذا نقض نمیشود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای علیاصغر باغانی عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمدحسین ارجمند دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر صدور رای شرعی و قانونی با توجه به محتویات پرونده مورد استدعاست. دادنامه شماره --- - 1393/11/28 تجدیدنظر خواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد:
تجدیدنظرخواهی آقای م. از دادنامه صادره از شعبه دوم دادگاه کیفری استان الف. با توجه به اینکه پس از بذل مدت از سوی شاکی و عدم نزدیکی شاکی در مدت نکاح موقت با همسر متعه اش یعنی ن. حسب اقرار و اذعان زوجه به عدم مواقعه عده برای زن نبوده که محکوم به نگهداری آن باشد، این زن چون غیرمدخوله بوده همانند زن یائسه است که پس از طلاق میتواند بلافاصله شوهر نماید. علیهذا با ردّ اعتراض و تجدیدنظرخواهی آقای م. دادنامه تجدیدنظر خواسته تایید و ابرام میشود و این رای قطعی است.
رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور- مستشار
علیاصغر باغانی- علیاکبر یساقی