درخواست طلاق به دلیل ازدواج مجدد زوج

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/09/14
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: در صورتی که مدت زمان قابل توجهی از ازدواج مجدد زوج سپری شود و زوجه در طول این مدت علیرغم زندگی مشترک با همسر دوم، اعتراضی نداشته باشد، این وضعیت قرینه موافقت ضمنی وی با ازدواج مجدد همسرش است و چنانچه عدم اذن ضمنی او در تجدید فراش زوج متصور باشد قرائن مذکور، ظهور در اسقاط وکالت ایجاد شده در نتیجه ازدواج مجدد برای زوجه دارد.

رای خلاصه جریان پرونده

در تاریخ 93/6/16 خانم غ.گ. ط. به طرفیت همسرش آقای م. ی. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق به لحاظ تحقق بندهای 10 و 12 شروط مندرج در سند نکاحیه تقدیم و توضیح داده که به موجب سند نکاحیه پیوست به زوجیت خوانده در آمده ام و علیرغم گذشت سی سال از زندگی مشترک خوانده به علت مشکل فرزند دار نمی شود و نیز بدون اجازه بنده اقدام به ازدواج مجدد نموده و از همسر دومش نیز فرزند ندارد تقاضای رسیدگی و صدور حکم نموده است. دادخواست مطروحه مالا در شعبه اول دادگاه حقوقی ف. ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. جلسه اول دادرسی به تاریخ 93/7/16 با حضور زوجین تشکیل گردید در این جلسه خواهان با تکرار مطالب مندرج در دادخواست اضافه نموده که بخاطر تخلف از شروط ضمن عقد تقاضای طلاق دارم ایشان مدت 15 سال است که خانه من نیامده است کلیه حقوق مالی ناشی از نکاح را تقاضا دارم و مهریه ام صد هزار تومان بوده که به نرخ روز میخواهم جهیزیه خود و نیز طلا را میخواهم. خوانده دفاعا اظهار داشت ایشان را طلاق نمی دهم من با اجازه خود این خانم زن گرفته ام و ایشان خودش راضی بوده که من ازدواج مجدد کردم من ایشان را در مشهد و تهران دکتر برده ام خودم مشکل ندارم مشکل از خواهان است جواب آزمایش خود را دارم. پزشکی قانونی بفرستید. سپس دادگاه زوجین را جهت تشخیص علت فرزند دار نشدن زوجین به پزشکی قانونی معرفی نموده و در جوابیه پزشکی قانونی ف. به شرح برگ 25 پرونده در باره زوجه اعلام شده که نامبرده حدود سه سال است که یائسه شده و توانائی باروری را ندارد و در برگ 26 پرونده درباره زوج خوانده اعلام شده بر اساس مشورت تخصصی به عمل آمده و مدارک موجود نامبرده مشکلی از لحاظ باروری و فرزند دار شدن ندارد. در جلسه بعدی دادرسی به تاریخ 93/12/4 که از طرفین جهت ملاحظه نظریات پزشکی قانونی دعوت به عمل آمده زوجه خواهان حضور نیافته ولی زوج خوانده حاضر شده و اظهار داشت همسرم از همان اول توان بارور شدن را نداشته است ولی من هیچ مشکلی برای بچه دار شدن ندارم و هر دو همسرم برای فرزند دار شدن مشکل داشته اند یکنفر آنها یائسه و نفر دیگر کیست داشته که چند مرحله به تهران و یزد برای درمان و معالجه رفته ایم و پول زیادی نیز هزینه کرده ایم ولی مشکلمان حل نشده است سپس دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده که در این اثنا آقای م. پ. وکیل پایه یک و مشاور حقوقی با تقدیم وکالتنامه از جانب زوجه خواهان اعلام وکالت نمود. پس از معرفی داوران از ناحیه زوجین و طی تشریفات هر یک از داوران منتخب زوجین نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند در جلسه دادرسی مورخ 94/2/19 که با حضور خوانده و وکیل خواهان تشکیل گردیده خوانده اظهار داشت خواهان به صورت شفاهی به من اجازه ازدواج داد و من با اذن همسر اول خودم در سال 1372 ازدواج مجدد کردم دو همسر من 21 سال است که با هم زندگی می کنند و تا حالا با هم سرسخن نشده اند اگر خواهان به ازدواج مجدد من راضی نبود یا اعتراض داشت همان سال اول شکایت میکرد در حالی که 21 سال با همسر دوم من زندگی کرده است من به چه دلیل باید زن خودم را طلاق بدهم وکیل خواهان اظهار داشت خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است و با توجه به تخلف زوج از شروط ضمن عقد مبنی بر ازدواج مجدد بدون اذن همسر و بدون اذن دادگاه تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش به منظور طلاق را دارم و با توجه به اقرار خوانده در جلسه رسیدگی مبنی بر ازدواج مجدد و اینکه هیچگونه دلیلی بر اذن از ناحیه دادگاه یا موکل ارائه نداده است و با توجه به اعلام موکل که صراحتا اعلام نموده به هیچ عنوان رضایت یا اذنی از موکل نداشته و کاملا بدون اذن ایشان ازدواج مجدد نموده است لذا صدور حکم شایسته مورد استدعاست. سر انجام دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره --- مورخ 94/2/21 پس از ذکر مقدمه ای از چگونگی اقامه دعوی و احراز رابطه زوجیت دائم بین طرفین با استدلال اینکه در نظریه پزشکی قانونی اعلام شده که زوج توانائی تولید نسل دارد ولی زوجه مدت سه سال است که یائسه گردیده است و با توجه به اینکه زوج در خصوص ازدواج مجدد خود اظهار داشته که 21 سال قبل با اذن شفاهی خواهان تجدید فراش کرده است و اینکه خواهان به همراه همسر دوم زوج به مدت 21 سال در کنار یکدیگر زندگی عادی خود را دنبال میکرده اند و اینکه وکیل خواهان اظهار داشته که گذشت زمان از تاریخ ازدواج مجدد ساقط کننده حق زوجه در مطالبه طلاق نمی‌باشد به نظر دادگاه این دفاع وکیل زوجه موجه به نظر نمی رسد و اصولا اسقاط حق نیازی به انجام فعل خاص ندارد لذا دعوی خواهان را محرز ندانسته و حکم به رد آن صادر نموده است. پس از ابلاغ رای صادره وکیل زوجه نسبت به آن تجدیدنظر خواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان خراسان شمالی به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره --- - 94 مورخ 1394/04/02 با اعلام اینکه استدلال دادگاه بدوی قانونی بوده و پس از گذشت 21 سال از ازدواج مجدد زوج و عدم مخالفت زوجه با آن در واقع موافقت عملی با ازدواج مجدد زوج صورت گرفته است و به نوعی زوجه اسقاط حق نموده است لذا اعتراض وکیل تجدیدنظر خواه را غیر موجه تشخیص و ضمن رد آن دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1394/04/21 بوکیل زوجه ابلاغ شد و زوجه شخصا در تاریخ 1394/05/05 با تقدیم دادخواست نسبت به آن فرجام خواهی نموده که نسخه ثانی دادخواست به زوج فرجام خوانده به نحو قانونی ابلاغ شد ولی لایحه جوابیه ای از ایشان در پرونده مشهود نیست. پرونده پس از وصول به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی به هنگام شور قرائت می‌گردد.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای حسن عباسیان عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

فرجام خواهی خانم غ.گ. ط. نسبت به دادنامه شماره --- - 94 مورخ 1394/04/02 شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان خراسان شمالی که در جهت تایید دادنامه بدوی متضمن حکم به رد دعوی زوجه فرجام خواه به خواسته صدور حکم طلاق انشاء گردیده وارد و موجه نیست زیرا زوجه فرجام خواه به شرح دادخواست تقدیمی و توضیحات بعدی در جلسات دادرسی به لحاظ اینکه علیرغم گذشت حدود سی سال از زندگی مشترک هنوز از شوهرش (فرجام خوانده) صاحب فرزند نشده و به علاوه نامبرده بدون اجازه او اقدام به ازدواج مجدد نموده است لذا به لحاظ تحقق بندهای 10 و 12 شروط مندرج در سند نکاحیه تقاضای صدور حکم طلاق را نموده است در حالی که اولا: در نظریات پزشکی قانونی پیوست پرونده صریحا اعلام شده که زوج فرجام خوانده برای باروری و فرزند دار شدن مشکلی ندارد ولی زوجه فرجام خواه حدود سه سال است که یائسه شده و توانائی باروری را ندارد بنابراین و با توجه به نظریات پزشکی قانونی تحقق بند 10 شرط ضمن العقد منتفی محسوب می‌گردد. ثانیا: زوج فرجام خوانده در مدافعات خود اعلام نموده که در سال 1372 با اذن شفاهی زوجه فرجام خواه اقدام به ازدواج مجدد نموده و در طول این مدت دو همسرش در کنار هم زندگی مشترک داشته اند و در طول این مدت از طرف زوجه فرجام خواه هیچ اعتراضی نسبت به ازدواج مجدد او به عمل نیامده است از آنجایی که از تاریخ ازدواج مجدد زوج فرجام خوانده حدود 21 سال سپری شده و در طول این مدت زوجه فرجام خواه به اتفاق همسر دوم زوج در کنار هم زندگی مشترک داشته و در این مدت طولانی از طرف زوجه فرجام خواه هیچ اعتراضی نسبت به تجدید فراش همسرش به عمل نیامده است. لذا قرائن مذکور بر موافقت ضمنی زوجه فرجام خواه در ازدواج مجدد همسرش داشته و چنانچه عدم اذن ضمنی او در تجدید فراش زوج متصور باشد قرائن مذکور بر ظهور بر اسقاط حق از طرف زوجه فرجام خواه که با ازدواج مجدد همسرش برای او ایجاد گردیده دارد بدین لحاظ تحقق بند 12 شرط ضمن العقد ثابت و محرزنخواهد بود از این رو دادنامه ها ی بدوی و فرجام خواسته با توجه به جامع اوراق پرونده و اظهارات طرفین در مراحل دادرسی و استدلال منعکس در آراء صادره موجها و منطبق بر موازین قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر آراء مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات فرجام خواه در حدی نیست که به مبانی استنباط وتشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه فرجام خواسته خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض آن را فراهم سازد فلذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد.

شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار و مستشار

حسن عباسیان - مسعود کریم پورنطنزی - سیروس کیقبادی

منبع