تاریخ دادنامه قطعی: 1393/11/26
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: وصل نمودن سیم متصل به جریان برق به بدن مقتول، عرفا فعل نوعا کشنده محسوب میگردد و قتل ارتکابی در این فرض، عمدی است.
به تاریخ 1391/02/15 ساعت 10 : 15 در پی اعلام فوریتهای پلیس 110 مبنی بر فوت مشکوک پسربچهای در آدرس... منزل ف. مامورین کلانتری مرکز.... به محل مراجعه و مشاهده نمودند در جلوی درب پذیرایی منزل جسد پسربچهای به هویت الف.، متولد 1379 افتاده است و همراه جسد یک نوشته در کاغذ معمولی به متن آقای ف. «بگرد تا بگردیم این اقدام اولی بود منتظر اقدام بعدی باش» و متعاقب آن پزشکی قانونی و بازپرس محترم کشیک در محل، حاضر و مشاهدات خودشان را مکتوب و ضمیمه پرونده نمودهاند(صفحه 1 - 11 ). و در ساعت 10 : 21 همان روز در پی اقدامات نیروی انتظامی و بازپرس محترم از مظنون به قتل خ. تحقیق شد. در صورتجلسه بازسازی صحنه قتل(ساعت 10 : 21 مورخ 1391/02/15 ) با حضور دادستان محترم محل، ابتدا بازپرس از متهمه میخواهد موضوع قتل الف. را شرح دهد که او بیان میدارد: من در اتاق خواب بودم میخواستم حمام بروم دیدم شلوار الف. کثیف است شلوار او را درآوردم تا بشویم دیدم داخل جیب الف. ترقه وجود دارد وقتی از او سوال کردم بهدروغ گفت دوستم به من داده است و من به او گفتم دروغ میگویی و همیشه فضولی میکنی. او نیز گفت که هیچکس مرا قبول ندارد مرا بکش تا راحت شوم و من گفتم که دستهایت را میبندم تا تنبیه شوی و تا آمدن پدرت اینطور باشد که دیدم میخواهد دستهای خود را بازنماید که من سیم برق را زدم و گفتم تو را با برق میکشم و او نیز گفت مرا بکش تا راحت شوم. من دستهای او را بسته بودم با طناب سفیدرنگی که در منزل داشتیم پاهای او را نیز بسته بودم و او نیز هیچ مقاومتی نشان نمیداد. طناب را کاملا به دوردستها و پاهای الف. بسته بودم و گره زده بودم و متهمه (خ.) با نشان دادن یک عدد پریز برق پشت دو طاقه فرش تکیه داده شده به دیوار میگوید: سیم را به آن پریز زده بودم و یکسر سیم برق نیز در دست بنده بود و میخواستم الف. را بترسانم و یکسر دیگر سیم را داخل دستان مقتول که دستهای او را بسته بودم گذاشتم و یکدفعه دیدم الف. لرزید و یکچیزی گفت رفتم به برنج که روی اجاق گذاشته بودم نگاه کنم دوباره آمدم دیدم هیچ حرکتی نمیکند او را صدا زدم دیدم جواب نمیدهد. سریع رفتم چاقو را آوردم و طناب و سیم را که در دست او بود بریدم کمی آب بهصورت الف. زدم. الف. به حالت بیجان افتاده بود و سرش روی شانهاش بود ترسیده و به شوهرم زنگ زدم گفتم شاید زنده باشد و شوهرم بیاید و او را به دکتر ببرد. شوهرم گفت در دارایی است قطع کردم و الف. را کشیدم و به جلو درب بیرون آپارتمان بردم تا آمدم داخل یک نفر خانم همسایه درب را زده و گفت که این بچه مال شماست اینجا افتاده من مجددا الف. را به داخل بردم و آن خانم گفت به 115 زنگ بزن زنگ زدم نتوانستم صحبت کنم تا اینکه آن خانم با 115 صحبت کرد و اورژانس نیز آمدند و بعد هم پلیس آمد و موضوع را پرونده کردند. این صورتجلسه به امضا متهمه و مامور نیروی انتظامی و بازپرس و دادستان محل رسید(صفحه 14 ، 15 ). در تحقیقات بعدی که از متهم به عمل آمد ضمن تکرار اقاریر فوقالذکر گفت: اتهام قتل عمدی فرزند ناتنیام الف. را قبول دارم. میخواستم او را تنبیه کنم چون فضولی میکرد و ماجراها را به پدرش میگفت که من او را تنبیه میکنم... آشغالها را دادم الف. برد خالی کرد و آمد شلوار او کثیف بود... خیلی ناراحت بودم دست و پای او را بستم و سیم برق را به برق زدم و سر دیگر را به انگشتان او زدم و او نیز میگفت مرا بکش و... دیگر حرکت نکرد طناب و سیم را با چاقو بریدم و به دستشویی انداختم و سیفون توالت را کشیدم. چون نمیدانستم چکار کنم مقتول را به بیرون آپارتمان انتقال دادم و آن نوشته که داخل نایلون بود من قبلا نوشته بودم و روی این گذاشته بودم (پس از واقعه). به شوهرم ع. که زنگ زدم گفتم الف. رفته بیرون نگران هستم زود بیا و دوباره زنگ زد گفت میآیم و سپس مقتول را به بیرون آپارتمان انتقال دادم و جلوی درب گذاشتم. س: خراشهای بدن شما ناشی از چه است؟ ج: فرزند کوچک من چنگ زده است و دستم نیز به ظرفشویی گیر کرده بود. س: حسب اظهارات شوهرتان شما حامله هستید؟ ج: بله دوماهه یا سهماهه حامله هستم(صفحه 19 - 21 ). نگهبان مجتمع آقای م. اظهار داشت: مشغول نگهبانی بودم که حدود ساعت 2/5 بعدازظهر آقای ص. بهصورت هراسان و با اضطراب به نگهبانی مراجعه و اظهار داشت که پسر آقای ف. در راهپله مقابل درب ورودی به زمین خورده و تکان نمیخورد و با وی به محل مراجعه کردم که در بین راه آقای م. را همصدا کردیم سهنفری به محل رفتیم و مشاهده کردیم که درب آقای ف. باز است و پسر ایشان بهصورت درازکش دم درب افتاده است. بنده با لیوان آب بهصورت وی زدم ولی احساسی از وی مشاهده نشد و بعد آقای ص. به اورژانس زنگ زد و بنده به آقای ف. زنگ زدم که زودتر بیاید پسرش زمین خورده است. چون مرگ مشکوک بوده به پلیس 110 زنگ زدند که مامورین نیز آمدند. قبلا به اظهار آقای ص. پسر ف. دم درب بوده و ما او را داخل منزل مشاهده کردیم، گویا خانم ف. وی را به درون منزل برده بود(صفحه 22 ). آقای ص. همسایه مقتول اظهار داشت: ساعت 2/5 بعدازظهر به منزل رسیدم از پلهها بالا رفتم دیدم الف. در پلهها بهصورت درازکش افتاده، بنده صدا زدم دیدم جواب نمیدهد یکلحظه انگشت خونآلود او را دیدم رفتم بالا به همسرم گفتم و همسرم نیز به همسایه بغلی ما خانم ش. گفت آمدیم پآیین و ش. خانم نگاه کرد و گفت آقای ص. این مرده اصلا حرکت ندارد. و من سریع زنگ زدم اورژانس و رفتم به نگهبان آقای م. اطلاع دادم و م. نیز آمد و بعد به پلیس زنگ زدیم وقتی من او را دیدم پاهای جسد بهطرف درب ورودی خودشان و سر جسد بهطرف روبروی همسایه بود(صفحه 59 ). و مامورین در صورتجلسه مورخ 1391/02/15 اعلام نمودند که با تحقیقات بهعملآمده مشخص گردید که جنازه نخست در بیرون از آپارتمان بود که توسط نامادری مقتول به داخل آپارتمان منتقل شد و در بررسی اطراف جسد یک برگ با متن «آقای ف. بگرد تا بگردیم این اقدام اولی بود منتظر اقدام بعدی باشد و شنیدم که یه پسر دیگری هم داری» کشف گردید. در داخل نایلون پلاستیکی و بر روی کاردستی و در بررسی کیف مدرسه مقتول نمونه همان برگ موجود بود و نیز در بررسی کمد داخل اتاق طناب سفیدرنگ و قرمزرنگ داخل پلاستیک بود(صفحه 57 ). آقای ف. پدر مقتول اظهار داشت: من شکایتی ندارم، به خاطر فرزندم که یکی م. و دیگر نیز همسرم حامله و باردار است و از خدا تقاضای عفو برای همسرم(خ.) دارم و من نمیدانم چرا همسرم(مادر ناتنی مرحوم الف.) اقدام به این کار نموده است. وی با حضور در دفتر اسناد رسمی نیز رضایت خود را اعلام و اظهار داشت: بدینوسیله رضایت قطعی و غیرقابلبرگشت و بیقیدوشرط خود را ازنظر کیفری و حقوقی از نامبرده را اعلام و هرگونه ادعا و اعتراض بعدی و احتمالی را از خود سلب و ساقط مینمایم(صفحه 31 ، 42 ، 52 ). ن. مادر مقتول شکایت خود را از نامادری مقتول خ. و پدرش ف. اعلام و تقاضای اشد مجازات را نمود(صفحه 32 ) و توضیح داد که الف. فرزند من بوده و از آقای ف. همسر قبلی اینجانب است. و در خصوص فوت ایشان از خ. با توجه به عمدی بودن قتل درخواست قصاص نفس دارم. من در مورخ 1388/02/03 از همسرم جدا شدم و حدود یک سال و نیم از ایشان نگهداری کردم، نه سال دادگاه ما طول کشید تا از ف. جدا شوم حتی در دادسرا... هم از ایشان شکایت کردم جهت ندادن فرزندم(صفحه 37 ، 38 ). و متهمه خ. در مورخ 1391/02/16 پس از تفهیم قتل عمدی مرحوم الف. اظهار داشت: قبول دارم. من قصد قتل نداشتم میخواستم ایشان را تنبیه کنم یکدفعه دیدم ایشان نفس نمیکشد جهت ترساندن به ایشان سیم برق وصل کردم و سیم را داخل پریز کردم و سر دیگر سیم را به داخل انگشتان ایشان گذاشتم و یکلحظه متوجه بیهوش شدن ایشان شدم جنازه را کشانکشان به بیرون آپارتمان بردم و انداختم چون دستپاچه شده بودم و بعد درب را بستم همسایهمان آمد و گفت پسرت بیرون غش کرده است و با ایشان کمک کردیم و جسد را به داخل آپارتمان آوردم، بعد اورژانس و پلیس آمدند. با همسرم اختلافی نداشتم ولی روی الف. با ایشان اختلاف داشتم و یادداشتها را به این جهت به شوهرم نوشتم و شوهرم قبل از ازدواج به من نگفت ازدواج کرده و فرزند دارد و گفت مجرد است اگر واقعیت را به من میگفت چهبسا ازدواج رخ نمیداد و الف. هم در... زندگی میکرد و حدود 7 ماه الف. نزد ما زندگی میکرد. س: سیم برق و طناب را از کجا تهیه کردهاید؟ ج: طناب و سیم برق در منزل ما بود نمونه آنها هم در منزل ما بود و منبعد از استفاده آنها را انداختم دستشویی و سیفون را کشیدم(صفحه 43 - 46 ). نامبرده در آخرین دفاع در دادسرا اظهار داشت: قصد کشتن مرحوم را نداشتم میخواستم او را بترسانم که فوت نمود(صفحه 92 ). پزشکی قانونی در مورخ 1391/02/16 از جسد معاینه به عمل آورد و ضمن اینکه تاریخ فوت را مورخ 1391/02/15 اعلام نمود شرح داد که جسد متعلق به پسری 12 ساله است و در معاینه ظاهری اندامها پلاک واضح برقگرفتگی(سوختگی خشک با بستر رنگپریده) بهصورت حلقه کامل به پهنای حدود 2 - 3 میلیمتر در بند میانی و بند ابتدایی انگشت دوم هر دو دست مشاهده شده و همچنین سوختگی پلاک برقگرفتگی بند میانی انگشت چهارم سوم دست راست در پشت انگشت مشاهده شد و آثار فشاری بهصورت کبودی مختصر حلقوی هر دو آرنج ساعد و مچ دستها در امتداد هم مشاهده شد ساییدگی مختصر شانه و آرنج چپ مشاهده شد و... درمجموع با توجه به موارد فوق علت فوت برقگرفتگی و عوارض آن تعیین گردید(صفحه 89 ). پزشکی قانونی... در مورخ 1391/50/16 اعلام کرد در مورد فوت الف. بر اساس آزمایش سمشناسی انجام گرفته، سم یا داروی خاص گزارش نشده است و در آزمایش آسیبشناسی از پوست دست راست علائم برقگرفتگی تایید شده است و درمجموع همانطوری که قبلا اعلام شده است علت فوت برقگرفتگی و عوارض آن است(صفحه 90 ). بازپرس در قرار نهایی در خصوص شکایت ف. پدر مقتول علیه خ. با توجه به گذشت وی و قابلگذشت بودن جنبه خصوصی قضیه در مورد ایشان، مستندا به بند ب ماده 6 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری قرار موقوفی تعقیب صادر مینماید. ولیکن در خصوص شکایت مادر متوفی خانم ن. نسبت به متهمه مذکور خ. قرار مجرمیت صادر مینماید(صفحه 94 ). و دادستان عمومی و انقلاب.... طی کیفرخواست شماره 000477 - 1391/09/09 در خصوص اتهام خ. به اتهام قتل عمدی مرحوم الف. از دادگاه تقاضای تعیین کیفر نمود(صفحه 95 ) و پرونده به شعبه دوم دادگاه کیفری استان... ارجاع گردید. و در جلسه مورخ 1392/01/19 دادگاه شاکیه ن. بهعنوان مادر و ولی دم مقتول الف. از دادگاه شکایت خود را مطرح و گفت از خ. به علت ارتکاب قتل عمدی فرزندم شاکی هستم و نیز از ف. پدر مقتول شکایت دارم. پسر یازدهساله را بدون دلیل و علت به قتل رسانده است، تقاضای قصاص خ. را دارم. و نماینده دادستان نیز در خصوص کیفرخواست اظهارات خود را بیان کرد و با توجه به شکایت ولیدم و نظریه پزشکی قانونی و تحقیقات بهعملآمده و اقرار خود متهم در دادسرا و کیفرخواست صادره ارتکاب قتل عمدی مرحوم الف. به متهم تفهیم شد، متهم پاسخ داده: من قصد قتل نداشتم و الف. خیلی شلوغ میکرد و در منزل اختلاف ایجاد میکرد من قصد تنبیه وی را داشتم و ایشان در منزل کاردستی با وسایل برقی درست میکرد که ناراحت شده بودم و به خاطر تنبیه دست و پای وی را بستم و سیم در دست الف. بود. من یکلحظه آن سیم را به پریز زدم و قصدم ترساندن بود که در یکلحظه الف. را برق گرفت و فوت کرد و من از روی ترس الف. را به بیرون از منزل بردم جلوی درب منزلمان گذاشتم. و وکیل وی نیز ضمن تکرار اظهارات متهم گفت که: موکلش نامادری الف. بوده و به قصد تنبیه مرحوم کاردستی الکتریکی را که مرحوم درست کرده بود و در دستشان بود به پریز برق زده و مرحوم در همان لحظه به دلیل ترس و شوک متاسفانه جان خود را از دست داده است و موکله اطلاعی نداشت از اینکه برق خانگی جان انسان را میگیرد فقط فکر میکرد م.(منظور وکیل محترم الف. طفل مقتول است. عضو ممیز) دیگر موکلم را آزار و اذیت نمیدهد(صفحه 109 - 111 ). دادگاه پس از اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره --- - 1392/01/21 چنین رای داد: در خصوص اتهام خ. دایر به ارتکاب قتل عمدی مرحوم الف. با توجه به نظریه پزشکی قانونی در معاینه ظاهری اندامهای مقتول پلاک واضح برقگرفتگی(سوختگی خشک با بستر رنگپریده) بهصورت حلقه کامل در بند میانی و بند ابتدایی انگشت دوم هر دو دست و همچنین سوختگی پلاک برقگرفتگی بند میانی انگشت چهارم و سوم دست راست در پشت انگشت و آثار فشار بهصورت کبودی مختصر حلقوی هر دو آرنج ساعد و مچ دستها در امتداد هم که نظر به موارد فوق علت فوت مرحوم برقگرفتگی و عوارض آن تعیین شده است و این امر به حکایت تحقیقات بهعملآمده و اقاریر متهمه، ناشی از اقدامات وی بوده بهطوریکه نامبرده حسب اظهاراتش در مورخ 1391/02/15 در منزل مسکونی خویش برای تنبیه و ترساندن مرحوم، اقدام به بستن دست و پای مقتول کرده و سپس با بستن سیم به انگشتان وی نهایتا سیم مذکور را به پریز برق خانگی وصل کرده و مبادرت به قتل عمدی نامبرده کرده است. متهمه بعد از به قتل رساندن الف. جسد مقتول را به خارج از منزل(آپارتمان) برده و در راهپله گذاشته و پس از مدتی با مشاهده همسایگان موضوع به مرجع انتظامی اطلاع داده شده است. هرچند متهمه(نامادری مقتول) در دفاعیات خویش اظهار داشته که: قصد قتل نداشته ولی با عنایت به شرح مذکور، اساسا اقدام نامادری، نوعا نسبت به مقتول کشنده بوده، لذا ضمن احراز بزهکاری مشارٌالیها و توجها به تقاضای قصاص نفس از سوی ولی دم (مادر مرحوم) به استناد مواد 206 (بند ب) و 231 (بند 1 ) 232 و 264 قانون مجازات اسلامی خ. را به قصاص نفس از طریق آویختن به حلقه دار محکوم مینماید که پس از ابلاغ رای در مورخ 1392/01/28 به خانم خ. و مورخ 1392/02/09 به س. وکیل نامبرده، وکیل محترم در مورخ 1392/02/29 بدین شرح نامهای مرقوم داشت: ریاست محترم و مستشاران ارجمند شعبه دوم دادگاه کیفری استان...، اینجانب س. به وکالت از ناحیه موکله خانم خ. مراتب اعتراض و تجدیدنظرخواهی خویش را در مهلت قانونی نسبت به دادنامه شماره --- که در مورخه 1392/02/09 به اینجانب ابلاغ شده را به حضور عالی تقدیم میدارد. لازم به ذکر است که لایحه تجدیدنظرخواهی تکمیلا متعاقبا به حضور ایفاد خواهد گردید(صفحه 123 ) و نامبرده دیگر هیچگونه لایحه و دلایل و مدارکی ارائه ننمود و جهات اعتراض خود را نیز اعلام نداشته است.
با توجه به گزارش نیروی انتظامی و بازپرس محترم که در محل وقوع قتل حاضر شده و مشاهدات خود را به شرح صفحات 1 تا 11 پرونده مکتوب و ضمیمه پرونده نمودهاند و اقاریر صریح متهمه خ. بهکرات در نیروی انتظامی و در دادسرا در نزد بازپرس محترم و در صحنه بازسازی قتل مبنی بر اینکه: من قتل عمدی فرزند ناتنیام الف. را قبول دارم میخواستم او را تنبیه کنم چون فضولی میکرد و ماجراها را به پدرش میگفت که من او را تنبیه میکنم و آن روز آشغالها را دادم و الف. برد خالی کرد اما شلوار او کثیف بود و خیلی ناراحت بودم. به او گفتم تو همیشه فضولی میکنی او نیز میگفت هیچکس مرا قبول ندارد مرا بکش تا راحت شوم دست و پای او را بستم دیدم میخواهد دستهای خود را باز کند که من سیم برق را زدم و گفتم تو را با برق میکشم او نیز میگفت مرا بکش تا راحت شوم. من دستهای او را بسته بودم با طناب سفیدرنگی که در منزل داشتیم پاهای او را نیز بسته بودم طناب را کاملا به دور دستها و پاهای الف. بسته بودم و گره زده بودم و در بازسازی صحنه قتل، متهمه با نشان دادن یک عدد پریز برق که پشت دو طاقه فرش تکیه داده شده به دیوار بود میگوید سیم برق را به این پریز زدم و یک سر سیم برق نیز در دست بنده بود و یک سر دیگر سیم را داخل دستان و انگشتان مقتول که دستهای او را بسته بودم گذاشتم و یکدفعه دیدم الف. لرزید و یکچیزی گفت رفتم به برنج که روی اجاق گذاشته بودم نگاه کنم. دوباره آمدم دیدم هیچ حرکتی نمیکند او را صدا زدم دیدم جواب نمیدهد بهصورت الف. زدم، الف. به حالت بیجان افتاده بود سرش روی شانهاش بود طناب و سیم را که به او بسته بودم بریدم و آنها را به داخل دستشویی انداختم و الف. را کشیدم به بیرون جلوی درب آپارتمان بردم و آن نوشته که داخل نایلون بود آن را من قبلا نوشته بودم روی آن گذاشتم و خودم به داخل منزل آمدم تا زن همسایه زنگ زد و گفت بچه شما اینجا افتاده است. و متهمه در خصوص نوشتهای که کنار جنازه کشف گردیده و در بررسی کیف مدرسه مقتول نیز نمونه همان برگ موجود بوده و مطلب ذیل در آن درج گردیده: آقای ف. بگرد تا بگردیم این اقدام اولی بود، منتظر اقدام بعدی باش و شنیدم یک پسر دیگر هم داری؛ اظهار داشت: آن نوشته را من قبلا نوشته بودم و گذاشتم و این یادداشتها را به این جهت نوشتم که شوهرم قبل از ازدواج به من نگفت که ازدواج کرده و فرزند دارد و گفت مجرد است اگر واقعیت را میگفت چهبسا ازدواج رخ نمیداد (صفحات 14 ، 15 ، 19 ، 21 ، 46 ، 43 ، 92 ،...) و متهمه در دادگاه نیز اظهار داشت: به خاطر تنبیه دست و پای وی را بستم و سیم در دست الف. بود من آن سیم را به پریز زدم که در یکلحظه الف. را برق گرفت و فوت کرد که اقاریر وی با گزارشات نیروی انتظامی و صورتجلسه تنظیمی از مشاهدات بازپرس و نظریه پزشکی قانونی که آثار سوختگی از برقگرفتگی در انگشتان دستهای مقتول و کبودیهای حاصل از ضربات بر بدن متوفی را تشریح نموده و مشروحا در گزارش عضو ممیز آمده و علت تامه مرگ را برقگرفتگی و عوارض آن اعلام نموده است(صفحه 89 ، 90 ) و اظهارات آقایان م. نگهبان مجتمع مسکونی محل وقوع قتل(صفحه 22 ) و ص. همسایه مقتول(صفحه 59 ) و کشف دستنوشته وی و دیگر محتویات پرونده و کیفیات منعکس در آن مطابقت دارد. و حاکی از آگاهی و توجه وی به این امر بوده که اقدام وی(وصل کردن سیم برق لخت به طفلی که دستوپاهای وی را بسته است و زدن آن به پریز برق) موجب جنایت مذکور میگردد و دستنوشتهای که راجع به قتل مقتول است و حسب اقرار متهم قبل از کشته شدن مقتول آماده نموده و بعد از قتل آن را در کنار جنازه و کیف مدرسه وی گذاشته است و سایر موارد پیشگفته، اگر موید آن نباشد که مرتکب عمدا قصد کشتن مقتول را داشته است، لااقل موید این امر میباشد که عمدا کاری را انجام داده که میدانسته نوعا کشنده است. لذا با لحاظ مراتب مذکور و نظر به اینکه تجدیدنظرخواهی س. به وکالت از خانم خ. که حتی بدون ذکر جهات اعتراض مرقوم داشته اعتراض و تجدیدنظرخواهی خویش را در مهلت قانونی تقدیم میدارد(صفحه 123 )، (مطلب دیگری در خصوص اعتراض از وی در پرونده انعکاس ندارد) نمیتواند موجبات نقض و گسیختگی رای را فراهم آورد و ازلحاظ تشریفات دادرسی نیز ایراد قابلذکری که بر اساس رای لطمه وارد نماید، مشاهده نشده است. لذا ضمن ردّ تجدیدنظرخواهی بهعملآمده دادنامه تجدیدنظرخواسته مستندا به بند الف ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری تایید و ابرام میشود. لازم به ذکر است نظر به اینکه اینچنین جنایتی احساسات عمومی را جریحهدار میکند، در صورت لزوم دادستان محل میتواند با استفاده از ماده 428 قانون مجازات اسلامی 1392 اقدام مقتضی معمول دارد.
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون
حسین انتظاری- حسین طالبی