تاریخ دادنامه قطعی: 1395/01/15
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: 1 - در دعوی اثبات حجر، در حالت شک در سلامت یا سفاهت شخصی که سلامت قبلی وی محرز است، سلامت قوای دماغی وی استصحاب میشود. 2 - از آنجا که تشخیص اعتبار نظریه کارشناسی با دادگاه است، در صورتی که پزشکی قانونی با احراز سفاهت فرد، وی را محجور اعلام کند اما مفاد استشهادیه محلی و شهادت گواهان،او را از نظر روحی و روانی سالم بداند، دادگاه میتواند به دلیل مغایر بودن نظریه کارشناسی با اوضاع و احوال مسلم، از آن عدول کرده و برخلاف آن حکم دهد.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه سوم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/06/23 - 12 : 06 قاضی: رسول شاملو قاضی: حسن غفارپور
خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 1389/03/26 آقای ن.الف. ک. فرزند جهانبخش دادخواستی به طرفیت آقای ک. م. فرزند مرتضی به خواسته الزام خوانده به انتقال مبذر سیزده هکتار ملک زراعی واقع در پلاک --- روستای زعفران به عنوان مورد رهن مستندا به قرار داد رهنی مورخ 1388/06/16 مقوم به پنجاه و پنج میلیون ریال با احتساب خسارات به استناد مدارک ضمیمه پرونده تسلیم دادگاه عمومی سر پل ذهاب نموده و چنین توضیح داده است که طبق برگ عادی مورخ 1388/06/16 عقد رهن به عنوان مرتهن و راهن بین اینجانب و خوانده منعقد گردیده است مبذر سیزده هکتار ملک زراعی آبی واقع در پلاک --- زعفران شهرستان سرپل ذهاب که مالکیت خوانده (راهن) از حیث اعیان و منافع بر آن مبرهن است مورد رهن واقع شده یک باب ساختمان پلاک --- فرعی از --- اصلی واقع در روستای زعفران سر پل ذهاب به عنوان تامین وثیقه راهن مال الرهانه واقع گردیده است خوانده نسبت به فک رهن یا عدم رفع بازداشت از مال الرهانه اقدام ننموده و این مهم موجبات استحقاق انتقال مورد رهن به اینجانب (خواهان) را فراهم نموده الزام خوانده به انتقال مورد رهن با خسارات مورد استدعاست. پرونده در شعبه اول مطرح شده در تاریخ 89/4/13 به شورای حل اختلاف ارسال سپس شعبه اول شورای حل اختلاف دادگستری سر پل ذهاب در تاریخ 89/9/21 قرار عدم صلاحیت به اعتبار دادگستری شهرستان سرپل ذهاب صادرو اعلام گردیده پرونده به دادگستری ارسال به شعبه دوم حقوقی ارجاع و وقت رسیدگی تعیین و طرفین دعوت شده اند خواهان مدافعات و شرح درخواست خود را بیان داشته خوانده وکیل معرفی کرده و وکیل وی در جلسه مزبور اظهار داشته است که به وکالت مع الواسطه از آقای ک. م. وی را محجور اعلام و اضافه نموده هرگونه معامله با اشخاص محجور از درجه اعتبار ساقط میباشد و صدور حکم بر بی حقی خواهان را درخواست کرده است و اعلام داشته که حکم حجر و قیم نامه از سال 1386 صادر گردیده و قبل از عقد رهن بوده است. سپس مقرر شده که حکم حجر ابراز گردد خواهان آقای ابوالحسن شامحمدی را به وکالت خود معرفی نموده و آقای جعفر عظیمی پویا نیز به وکالت مع الواسطه از خوانده حکم حجر شماره 154 -- 89/1/30 و شماره 1541 -- 89/8/1 مبنی بر شروع حجر از 1386/05/02 خوانده ک. م. و قیمومت خانم پ. م. را ارائه کرده وکالتنامه مع الواسطه را نیز پیوست آن نموده است. آنگاه دادگاه به استناد ماده 423 از قانون آیین دادرسی مدنی قرار تاخیر در رسیدگی صادر و اعلام داشته و مقرر شده به دعوی اعتراض وکیل خواهان به حکم حجر پرونده ثبت کل شعبه دوم حقوقی شده و وقت رسیدگی به این موضوع (اعتراض ثالث طاری) تعیین و طرفین به دادرسی دعوت شوند سپس دادگاه در وقت رسیدگی 1391/02/24 پس از استماع اظهارات حاضرین به شرح دادنامه شماره --- -- 1391/02/26 چنین رای صادر و اعلام کرده است: « ابوالحسن شامحمدی به وکالت از ن.الف. ک. دعوایی علیه ک. م. با قیمومت پ. م. با وکالت جعفر عظیمی پویا مبنی بر اعتراض ثالث طاری نسبت به آراء 154 -- 89/1/3 و 1541 -- 89/8/1 شعبه --- دادگاه عمومی تهران اقامه نموده است. وی در توضیح خواسته بیان نموده است... آقای ک. م. شخصی است که دارای عقل و اراده و آگاهی تام میباشد... مدارک و مستنداتی هست که دلالت بر عدم محجوریت وی دارد و کارها و اموری است که از انسانهای عاقل بر می آید از جمله مدارک وکالتنامه 79572 تنظیمی در دفتر 30 اسناد رسمی کرمانشاه بین ک. و پ. م. است لوایح تنظیمی و به خط و امضای خطاب به شعبه دوم بازپرسی شعبه دوم حقوقی و.... است صورتجلسات و دفاعیات حضوری وی در دادسرای سرپل ذهاب که با خط و امضای ایشان است. تنظیم قراردادهای متعدد با اشخاص حقیقی و... است... وکیل خوانده ایراداتی چون تاریخ تنظیم اسناد و... بیان نموده است قطع نظر از اینکه محل اقامت ک. م. غیر از دادگاهی بوده که آراء مذکور را صادر نموده و این اقدامات بر اساس ماده 11 قانون امور حسبی صحیح است لیکن از آنجا که مستند صدور رای پاسخ استعلام شماره 1485/31/01 -- 89/1/3 پزشک قانونی تهران بوده است که طی آن بیان شده ک. م. به درجاتی از افت قوای عالیه مغزی ناشی از کبر سن و زوال عقل دچار شده است که قادر به اداره امور مالی و مهم زندگی خود نمیباشد و وضعیت روانی موصوف در این شرایط معادل سفاهت است حسب اینکه سفاهت نتیجه تکرار زیاد معاملات سفهی است و امری است بیرونی و از طریق بررسی جسمی قابل تشخیص نمیباشد و انعکاس این وضعیت روحی در اعمال فرد از طریق متعارف قابل تشخیص است و پزشک قانونی نیز به مانند دیگر افراد به واسطه بررسی رفتاری فرد بدین نتیجه رسیده است و نظریه مزبور نیز چنانچه با امارات و دلایل دیگر ضدیت یابد قابلیت استناد نخواهد داشت و از آنجا که اسناد اقامه شده از سوی معترض ثالث طاری بیانگر رشد وی و دغدغه ک. م. برای نگهداری اموالش میباشد که با سفاهت تناسبی ندارد لذا دادگاه دعوی معترض ثالث را وارد دانسته و مستند به ماده 425 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به نقض دادنامه --- -- 89/1/30 و 1541 -- 89/8/1 شعبه --- دادگاه عمومی تهران صادر و اعلام میدارد.»; با ابلاغ این دادنامه وکیل مع الواسطه آقای ک. م. از آن تجدیدنظر خواهی نموده است و شعبه هشتم دادگاه تجدیدنظر استان کرمانشاه به شرح دادنامه شماره --- -- 1391/05/31 با استدلالی که به عمل آورده رای بر تایید و ابرام دادنامه تجدیدنظر خواسته صادر و اعلام نموده است. خانم پ. م. به قیمومت از ک. م. نسبت به دادنامه اخیر فرجامخواهی نموده است. دفتر دادگاه تبادل لوایح را انجام و پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال داشته که در دستور کار این شعبه قرار گرفته است ماحصل فرجام خواهی اینستکه مواد 199 قانون آیین دادرسی مدنی و 14 و 54 قانون امور حسبی مراعات نشده دادگاه صالح دادگاهی بوده که حکم حجر و قیمومت را صادر کرده است در ثانی خواهان حق اعتراض ثالث عادی داشته است و میتوانسته به طریق عادی به حکم حجر و قیمومت اعتراض نماید ثالثا دادگاه صلاحیت رسیدگی نداشته و در ماهیت هم تحقیقات لازم را انجام نداده است ونظریه کارشناسان را جلب ننموده لذا درخواست نقض نموده است سپس هیات شعبه سوم دیوان عالی کشور با توجه به محتویات پرونده و با توجه به لوایح فرجامی طرفین چنین رای صادر نموده است: «اولا وکیل فرجامخوانده وکالتنامه تمبر شده برای مرحله فرجامی پیوست ننموده و اقدام وی در این مرحله قابل ترتیب اثر نیست. ثانیا - بر دادنامه فرجام خواسته با توجه به نقص تحقیقات اشکالات زیر وارد است: 1 - دادگاه در مقام رسیدگی به اعتراض ثالث طاری پرونده های مربوط به احکام مورد اعتراض را مطالبه ننموده و دلائل و مستندات آن را ملاحظه نکرده است. 2 - به دلائل و مدارک و مستندات طرفین توجه نشده نظریه کارشناس یا کارشناسان پزشکی قانونی و متخصصین روان پزشکی در مورد حجر و شروع آن و نفی حجر کسب نگردیده است. 3 - مواد 199 قانون آیین دادرسی مدنی و 57 و 58 قانون امور حسبی دادگاه را مکلف به هرگونه تحقیق یا اقدام برای کشف حقیقت علاوه بر رسیدگی به دلائل مورد استناد طرفین دعوی نموده که این مهم صورت نگرفته است بنابراین چون دادنامه فرجام خواسته با توجه به نقص تحقیقات صادر شده قابل تایید نیست مستندا به شقوق 3 و 5 ماده 371 با رعایت به بندهای الف مواد 401 و 405 قانون آیین دادرسی مدنی با نقض آن رسیدگی مجدد به دادگاه صادر کننده آن ارجاع میشود تا با مطالبه سوابق امر و ملاحظه تحقیقات انجام شده در آن ها و عندالاقتضاء کسب نظر کارشناسان متخصص و با توجه به نتایج حاصله رای مقتضی صادر و اعلام دارند »; دادگاه پس از اعاده پرونده طرفین را جهت رسیدگی مجدد دعوت نموده است و در جلسه مقرره برای روز بیست و هشتم خرداد ماه 1393 و استماع اظهارات و توضیحات وکلای طرفین و دو نفر از گواهان که در آن جلسه معرفی شده اند باسامی آقایان حسن عسکری فرزند حسین متولد 1342 و عبدالرضا رستمی فرزند خدا مروت متولد 1352 حاکی از بی اطلاعی آنان از محجوریت در تاریخ استماع شهادت ( 93/3/28 ) و متعارف و معمولی بودن وضعیت سابق وی دادگاه مرجوع الیه پرونده های حجر و ملحقات آن را مطالبه کرده و آقای ک. م. را هم در معیت قیم خود جهت معرفی بپزشکی قانونی و کمیسیون های مربوطه دعوت نموده است. در تاریخ 1393/06/05 دادگاه در وقت احتیاطی پرونده کلاسه --- / 45 / 176 را ملاحظه نموده و ماحصل آن را چنین نوشته است که آقای محمد حسن م. فرزند آقای ک. م. در تاریخ 89/1/29 از ریاست ناحیه 25 دادسرای عمومی و انقلاب تهران (امور سرپرستی) تقاضا میکند تا نسبت به حجر یا عدم حجر آقای ک. م. اقدام قانونی لازم به عمل آورند اداره امور سرپرستی در همان تاریخ آقای ک. م. را به مدیریت کل پزشکی قانونی معرفی میکند تا از نامبرده معاینه دقیق به عمل آورند و صریحا اظهار نظر نمایند که آیا در حال حاضر دچار نوعی از جنون و اختلاس حواس میباشد یا نه و همچنین آیا قادر به اداره امور خود میباشد یا خیر ؟ و چنانچه وی مبتلا به بیماری روانی است در مورد نوع بیماری و تاریخ ابتلا و اینکه بیماری وی متصل به زمان صغر بوده یا خیر اظهار نظر نمایند اداره کل پزشکی قانونی در تاریخ 89/1/30 به شرح شماره 1285 / 31 / 1 - 89/1/30 در پاسخ نامه شماره 580 - 89/1/29 از آقای ک. م. معاینه روانی به عمل آورده و با بررسی مدارک موجود اعلام داشته نامبرده مبتلا به درجاتی از افت قوای عالیه مغزی ناشی از کهولت سن و زوال عقل است و قادر به اداره امور مالی و مهم زندگی خود نمیباشد وضعیت موصوف در شرایط فعلی معادل با سفاهت است اعلام تاریخ شروع با توجه به ماهیت تدریجی این وضعیت و فقدان مدارک کافی مقدور نمیباشد ولی با توجه به شدت علائم فعلی میتواند از مدتها قبل باشد رئیس اداره سرپرستی و امور محجورین با ارسال پرونده 89 / 12 / 15 به شعبه --- دادگاه عمومی تهران اعلام میدارد راجع به آقای ک. م. که اعلام جنون او شده و اداره پزشکی قانونی طی نامه شماره 1285 / 31 / 1 - 89/1/30 نامبرده را مختل الحواس تشخیص داده است تقاضای رسیدگی و صدور حکم حجر وی را دارد رئیس شعبه --- دادگاه عمومی تهران به موجب نامه شماره 4589 / 176 - 89/1/30 از اداره سرپرستی و محجورین دادسرای تهران درخواست معرفی نماینده ای جهت شرکت در جلسه دادگاه را مینماید که در همان تاریخ یعنی 89/1/30 خانم حمیده آقاپور به عنوان نماینده امور سرپرستی معرفی میگردد مشارالیها با تقدیم لایحه که به شماره 235 - 89/1/30 ثبت و درج در پرونده گردیده از ریاست محترم شعبه --- دادگاه عمومی تهران درخواست صدور حکم حجر آقای ک. م. را مینماید دادگاه با تشکیل جلسه و اخذ اظهارات آقای ک. م. وفرزندش آقای محمد حسن م. در نهایت با ختم دادرسی به شرح دادنامه شماره --- - 89/1/30 موضوع پرونده های کلاسه --- / 45 / 176 بدلیل اینکه آقای ک. م. مختل الحواس وافت قوای مغزی میباشد و قادر به اداره امور خود نیست با استناد به بند دوم ماده 1207 و ماده 1208 قانون مدنی حکم حجر نامبرده را صادر و اعلام میدارد و حجر مشارالیه متصل به زمان صغر نمیباشد ولکن تاریخ شروع حجر بیمار را اعلام نمی دارد و رای دادگاه را حضوری اعلام میدارد ضمنا به لحاظ این که ظرف مدت مقرر قانونی دادنامه موصوف مصون از تعرض مانده قطعیت یافته است این بود ما حصل آنچه که در پرونده کلاسه --- / 45 / 176 مندرج گردیده است و در پایان دستور داده پرونده به شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران مجتمع شهید بهشتی تهران اعاده گردد 0 و پرونده 89 / 716 از همان شعبه مطالبه گردیده و به قیم هم اخطار شده آقای ک. م. را برای معرفی بپزشکی قانونی حاضر نماید که در تاریخ 93/8/6 پرونده 716/89 شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران واصل و پیوست گردیده در پرونده مرقوم خانم پ. م. به قیمومت از ک. م. طی دادخواست از شعبه --- دادگاه حقوقی تهران تعیین تاریخ حجر محجور ک. م. را درخواست نموده است دادگاه وقت رسیدگی تعیین و از قیم محجور و اداره سرپرستی دعوت نموده است نماینده سرپرستی طی لایحه ای که به شماره 2276 - 89/7/14 ثبت شده است به استناد نامه پزشکی قانونی تاریخ حجر را 86/5/2 اعلام نموده است قیم محجور هم در جلسه دادگاه موضوع را به درخواست ارجاع داده است و نظریه پزشکی قانونی را پذیرفته است بعد از آن دادگاه پایان رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره --- - 89/8/1 تاریخ 86/5/2 را تاریخ شروع حجر اعلام نموده است به این رای اعتراض نشده و قطعی شده است در پایان دادگاه از صفحات 1 و 2 و 15 تصویر تهیه شده ضمیمه پرونده را خواستار شده است در تاریخ 93/9/15 آقای رسول پروین خود را به وکالت خانم پروین م. قیم ک. م. معرفی و وکالتنامه ارائه نموده است در برگ 185 پرونده نظریه شماره 17918 / م / 8 - 93/11/18 اداره کل پزشکی قانونی استان کرمانشاه پیوست گردیده که به شرح آن در همان تاریخ کمیسیون پزشکی مرکب از دو متخصص اعصاب و روان و یکنفر پزشک قانونی تشکیل شده و آقای ک. م. فرزند مرتضی 81 ساله را با توجه به مصاحبه به عمل آمده باوی بدلیل افت قوای شناختی قادر به اداره امور مالی خویش ندانسته و تاریخ شروع بیماری را 86/5/21 اعلام داشته اند در تاریخ 1393/12/07 دادگاه قرار استماع شهادت شهود را صادر نموده وقت اجرای قرار بروز 1394/02/01 تعیین شده است که به علت عدم ابلاغ بوکیل آقای ک. م. تجدید شده است - سرانجام در تاریخ 94/5/21 تعیین شده است که به علت عدم ابلاغ بوکیل آقای ک. م. تجدید شده است - سرانجام در تاریخ 94/5/21 در حضور وکلای طرفین از گواهان تعرفه شده استماع شهادت به عمل آمده همگی ویرا از لحاظ عقلی و جسمی سالم معرفی کرده اند - سپس به حکایت اوراق 223 و 224 پرونده نسخه ماشین شده رای شعبه هشتم دادگاه تجدیدنظر استان کرمانشاه به شماره 9409978324800385 - 94/5/22 پیوست گردیده که پس از ذکر مقدمه و گردش کار پایان دادرسی را اعلام و چنین رای صادر و اعلام کرده است « نظر به اینکه اولا آنچه از مفاد استشهادیه محلی که حدود بیست نفر از افراد محلی که از اعضاء شوراهای اسلامی روستا هستند آن را امضا کرده اند و شهادت گواهانی که شهادت آنها وفق مقررات قانونی شنیده شده است استنباط و استنتاج میشود این استکه آقای م. فاقد عارضه سفاهت و به پیروی از آن محجوریت بوده است ثانیا انجام دادن معاملات و تنظیم اسناد رسمی و عادی بعد از تاریخی که به عنوان تاریخ شروع حجر آقای ک. منوجهری اعلام شده است ( 86/5/2 ) از جمله وکالتنامه رسمی مورخ 88/12/19 در دفترخانه شماره 30 کرمانشاه و رضایت نامه رسمی مورخ 89/7/24 دفترخانه شماره 52 حوزه های ثبتی کرمانشاه جملگی بر این امر دلالت دارد نامبرده محجور نبوده است ثالثا دادگاهها زمانی به ترتیب اثر دادن به نظر کارشناس مکلف هستند که نظر کارشناسی با اوضاع و احوال مسلم و محقق قضیه مطابق باشد به نظر این دادگاه نظر کارشناسی پزشکی قانونی با عنایت به اوضاع و احوال حاکم بر موضوع نمی تواند با واقع منطبق باشد. زیرا شوراهای 20 روستا که حد شیاع محلی رسیده است بر سلامت روحی و روانی و عقلی آقای م. گواهی داده اند علاوه بر این در حالت شک در سلامت یا سفاهت شخص سالم باید سلامت وی استصحاب شود رابعا وکیل قبلی و فعلی وکیل تجدیدنظرخواه دلیل و مدرکی که سبب از هم گسیختن رای مورد تجدیدنظر می گر دد به دادگاه ارائه نکرده اند رای مزبور هم وفق مقررات صادر شده است بنابراین دادگاه به استناد قسمت دوم ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی رای تجدیدنظرخواسته را با رد درخواست تجدیدنظرخواهی وکیل تجدیدنظرخواه به شماره 9100173 - 91/2/26 شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی سرپل ذهاب استوار مینماید رای دادگاه حضوری و در مهلت بیست روز از هنگام ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور است »; باابلاغ این دادنامه وکیل مع الواسطه ک. م. نسبت به آن درخواست رسیدگی فرجامی کرده است ما حصل اعتراض اینستکه با شهادت شهود و اصل عملیه استصحاب و شهود که بعضا از خویشان فرجام خوانده بوده و نظریه پزشکان قانونی که اماره قضایی است نمیتوان نسبت به عقل معاش و قدرت تشخیص یکنفر در امور مالی استناد نمود دفتر دادگاه پس از دوبار اعاده پرونده برای رفع نقص و تکمیل سر انجام اعلام داشته که پرونده تکمیل است و آن را ارسال داشته وکیل فرجام خوانده نیز پاسخ کتبی فرستاده و ابرام رای فرجام خواسته را خواستار شده است - پرونده پیرو سابقه به این شعبه ارجاع و بکلاسه بالا ثبت و در دستور کار قرار گرفته است اوراق لازم از سوابق ارسالی و لوایح فرجامی وکلای طرفین هنگام شور قرائت میشود 0 هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای رسول شاملو عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد:
با توجه به خواسته و رسیدگی های انجام شده و تکمیل رسیدگی و تحقیقات از شهود و سایر قرائن و امارات دادنامه صادره و استنتاج دادگاه تجدیدنظر از دعوی مطروحه مطابق محتویات پرونده و دلائل و مستندات موجود در آن و قوانین موضوعه و موازین شرعیه است و اعتراضات هیچ یک موثر در مقام نیست لذا مستندا به بند الف ماده 368 و ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد فرجام خواهی دادنامه صادره نتیجتا ابرام میشود.
رئیس شعبه سوم دیوان عالی کشور: حسن غفارپور مستشاردیوان عالی کشور: رسول شاملو