تاریخ دادنامه قطعی: 1395/01/31
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: نادیده گرفتن ارزشهای اخلاقی و بی اعتنایی و تحقیر زوجه در بین اقوام و دوستان وی (مانند عدم عیادت از پدر زوجه در مدت بیماری طولانی وی، عدم حضور در مراسم ترحیم پدر زوجه و عدم همدردی با او پس از فوت پدرش)، حاکی از نامتعارف بودن روابط خانوادگی و مصداق عسر و حرج زوجه در زندگی مشترک است.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه بیست و ششم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/01/31 - 14 : 46 قاضی: رضا انصاری قاضی: محمد ربانی نژاد
خلاصه جریان پرونده
خواهان زوجه خانم س. الف. فرزند ب. خانه دار محل اقامت برازجان با وکالت آقای ش. خ.د. طی دادخواست تقدیمی به ریاست محترم دادگاه عمومی دشتستان پیوست سند نکاحیه به طرفیت خوانده همسرش آقای م. الف. محل اقامت گناوه تقاضای صدور حکم طلاق نموده است و وکیل مزبور توضیح داده که موکله به موجب سند نکاحیه پیوست همسر دائمی و قانونی خوانده دعوی میباشد و از تاریخ 91/2/15 تا زمان تقدیم این درخواست بیش از یک سال ونیم می گذرد که بین زوجین مراسم عروسی(ازدواج) صورت نپذیرفته و خوانده اصولا موکله را در بلاتکلیفی رها نموده است که موجب عسروحرج برای موکله میباشد لذا تقاضای صدور حکم شایسته را نموده است و پرونده پس از تشریفات ثبت و ارجاع در شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی دشتستان مطرح و در جلسه اول دادگاه که علی رغم ابلاغ وقت رسیدگی به خوانده حضور نداشته است وکیل خواهان اظهار داشته موکله در تاریخ 91/2/15 به عقد دائمی قانونی با مهریه 500 سکه بهارآزادی درآمده و پس از عقد به مدت 2 الی 3 ماه با موکله رابطه قابل قبولی داشته و پس از آن به خاطر اختلافات خانوادگی که از قبل به صورت طایفه ای بوده است به رخ موکله می کشاند و هر روز با ایجاد فضای کاملا متشنّج موکله را اذیت مینماید و هیچگونه سراغی از وی نمی گیرد و چندین مرحله تقاضای طلاق به موکله می دهد و هیچگونه نفقه ای به موکله پرداخت نمی کند و اختلافات به حدّی رسیده که موکله ناچار به تقدیم دادخواست طلاق شده است و موکله در عسروحرج است و حتی یارانه موکله را دریافت و به وی پرداخت نمینماید لذا از دادگاه خواسته دستور دهد یارانه وی را جداگانه به حساب وی واریز کنند و دادگاه طی دادنامه شماره --- - 92/12/27 برای فرماندار دشتستان نوشته یارانه وی را جداگانه و به حساب خودش وارد کنند و خوانده هیچ یک از وعده هایی که داده عمل نکرده است لذا تقاضای طلاق داردو نوشته با اینکه پدر موکله شش ماه بستری بوده از ایشان هیچ عیادت نکرده و بعد از فوت ایشان در مراسم فاتحه خوانی شرکت نکرده و از زوجه اش سراغی نگرفته است و دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر، داور زوجه نوشته مطالبی در راستای داوری اعلام تقاضای تصمیم مقتضی را دارم. 1 - خواهان فقط عقد نموده است و ازدواج صورت نگرفته 2 - خوانده نفقه خواهان را پرداخت ننموده است 3 - خوانده یارانه وی را پرداخت ننموده است 4 - زوج مدت یک سال و 2 ماه است هیچگونه سراغی از زوجه نگرفته است 5 - مشکلات آنها به حدی است که ادامه زندگی مشترک برای آنها غیرمقدور 6 - اختلاف آنها قبیله ای است قابل حلّ نمیباشد به علاوه زوجه استشهادیه ای که به امضا چند نفر رسیده مبنی بر اینکه همسرش یک سال و نیم است هیچ سراغی از وی نگرفته و نفقه پرداخت نکرد و بلاتکلیف رها کرده و در عسروحرج میباشد و اختلافات اخلاقی و مشکلات طائفه ای دارند ارائه و ضمیمه پرونده میباشد و داور زوج که پدرش میباشد نوشته از آنجایی که زوجه از بستگان نزدیک این جانب بوده است علی رغم مراجعات مکرر شوهرش اینجانب و ریش سفیدان نیز جهت تشکیل زندگی مشترک با زوج به وی مراجعه که نامبرده بدون هیچگونه عذر یا دلیل موجّه حاضر به تمکین نسبت به همسرش نمیباشد و از نظر مخارج نیز زوج مرتب هم به صورت دستی و هم به صورت انتقال از طریق بانکی به وی نفقه پرداخت نموده است و زوج جوانی است سالم و مومن و زحمت کش و دادگاه میتواند در صورت لزوم تحقیق نماید و درخواست طلاق از سوی زوجه بی مورد است و از روی احساسات زودگذر است و دادگاه پس از تحقیقات انجام شده در دادنامه شماره --- - 93/11/27 در خصوص دادخواست خانم س. الف. با وکالت ش. خ.د. به طرفیت م. الف. با وکالت س. ط.ز. به خواسته صدور حکم طلاق با عنایت به جامع محتویات پرونده از جمله تصویر مصدق نکاحنامه وجود علقه زوجیت بین آنها را به سبب عقد نکاح دائم محرز و مسلم دانسته و از طرفی تلاش دادگاه و داوران جهت ایجاد صلح و سازش بین آنها موثر واقع نشد و خواهان اجمالا اعلام نموده است همسر شرعی و قانونی خوانده هستم تحت هیچ شرایطی امکان ندارد زندگی مشترک را شروع نمایم در مدتی که پدرم بستری بود ایشان از پدرم ملاقاتی نداشته و حتی در تشییع جنازه پدرم شرکت نکرده وکیل وی اظهار داشت در این مدت عقد خوانده دعوی هیچ گونه سراغی از خانمش نگرفته و هیچگونه نفقه ای به ایشان نداده و با توجّه به اختلافات طرفین موکله در عسروحرج شدید میباشد دادگاه با عنایت به مراتب یاد شده و اظهارات طرفین و وکلای آنها در جلسه دادگاه و با توجه به اظهارات پدر خوانده که در جلسه دادگاه اظهار داشته در تشییع جنازه پدرخانم الف. شرکت کردیم ولی مادرش ما را بیرون کرد لذا در مجموع تحقق شرایط بند 1 و 2 از شرایط ضمن عقد برای دادگاه محرز و مسلم است. لذا با عنایت به مواد قانونی که ذکر نموده است گواهی عدم امکان سازش بین زوجین مترافعین را صادر و به خواهان اجازه داده است به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق مراجعه و با اعمال وکالت حاصله خود را مطلقه و نسبت به ثبت رسمی آن اقدام نماید که از ناحیه زوج آقای م. الف. با وکالت خانم س. ط.ز. مورد اعتراض و طی دادخواست تجدیدنظر تقاضای تجدیدنظر نموده است لذا پرونده در شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان بوشهر مطرح و در دادنامه شماره --- - 94/6/17 راجع به تجدیدنظرخواهی آقای م. الف. با وکالت خانم س. ط.ز. و آقای ح. الف. نسبت به دادنامه شماره --- شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی دشتستان که به موجب آن گواهی عدم امکان سازش صادر شده است دادگاه با عنایت به اینکه اختلافات موجود اصولی و اساسی نیست و صرفا ناشی از اختلاف سلائق میباشد و موارد مطروحه توسط زوجه موجب احراز عسروحرج و صدور گواهی عدم امکان سازش نمی شود لذا دادگاه تجدیدنظر خواهی را وارد دانسته و ضمن نقض رای تجدیدنظرخواسته حکم به بطلان دعوی خواهان بدوی صادر نموده است. متعاقبا خانم س. الف. با وکالت آقای شهرام خرّم دل نسبت به دادنامه شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر مذکور اعتراض و طی دادخواست و لایحه پیوست فرجام خواهی نموده است بدین جهت پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه( 26 دیوان عالی کشور) ارجاع گردیده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای رضا انصاری عضو ممیز و اوراق پرونده و دادنامه شماره --- - 94/6/17 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد:
رای شعبه
با توجه به محتویات پرونده در خصوص اعتراض و فرجام خواهی زوجه خانم س. الف. با وکالت آقای شهرام خرّم دل به طرفیت فرجام خوانده شوهرش آقای م. الف. با وکالت خانم س. طیّب زاده نسبت به دادنامه فوق صادره از شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان بوشهر که به موجب آن دادنامه شماره --- - 93/11/27 شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی دشتستان مبنی بر گواهی عدم امکان سازش نقض گردیده است اعتراض و فرجام خواهی وارد است زیرا رفتار زوج با زوجه در جریان بیماری پدر زوجه و بستری شدن وی به مدت طولانی در بیمارستان و عدم عیادت از وی و عدم همدردی با زوجه اش و پس از فوت مرحوم پدر زوجه عدم شرکت در مراسم تشییع و تدفین و مجالس ترحیم حاکی از غیرمتعارف بودن رابطه خانوادگی است و موجب آزار مستمر روحی زوجه گردیده درحدّیکه زوجه حاضر شده قسمت عمده ای از مهریه اش در قبال طلاق بذل نماید و این معنی ناشی از اختلافات سلائق نیست که دادگاه ذکر نموده بلکه ناشی از نادیده گرفتن ارزشهای اخلاقی و بی اعتنایی و تحقیر زوجه در بین فامیل های زوجه و دوستان وی میباشد مضافا اینکه مویّد ادعای زوجه مبنی بر اینکه در این مدت سراغی از وی نگرفته و با اینکه یارانه زوجه را نیز دریافت می کرده به وی هیچگونه نفقه حتی یارانه اش را هم نمیداده آن است که زوجه از دادگاه درخواست کرده که یارانه زوجه را به حساب خود زوجه واریز کنند و دادگاه نیز موضوع را برای فرماندار دشتستان نوشته و دستور داده یارانه وی را به حساب خودش واریز کنند بهر تقدیر به نظر میرسد اظهارات زوجه مبنی بر اینکه رفتار و اعمال زوج قابل تحمّل نیست مسموع میباشد لذا ضمن نقض دادنامه فرجام خواسته پرونده طبق بند ج ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاههای عمومی و انقلاب به شعبه دیگر دادگاه تجدیدنظر استان بوهشر ارجاع میگردد./ر
رضا انصاری(رئیس) م. ربّانی نژاد (عضو معاون)