رسیدگی به درخواست طلاق به دلیل تحقق شروط عقدنامه و نقص در رای بدوی توسط دیوان عالی کشور

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1400/03/03

رای خلاصه جریان پرونده

خلاصه جریان پرونده:

به حکایت محتویات پرونده خانم ع. ک. در تاریخ 1398/05/10 به طرفیت همسرش اقای ر. ع. دادخواستی به خواسته طلاق بدلیل تحقق بند یک و هفت از شروط عقد نامه به دادگاه‌های خانواده *تقدیم نموده است.که در ادامه رسیدگی توسط وکیل انتخابی وی تحقق بند 7 و 8 از شروط عقد نامه دلیل خواسته اعلام شده است.خواهان به عنوان مدرک استنادی یک برگ استشهادیه که بامضای 7 نفر رسیده و اظهارات او را مبنی بر ترک زندگی از ناحیه زوج تایید نموده‌اند ارائه و ضمیمه پرونده گردیده است.ضمنا خواهان اعلام کرده است.دارای یک فرزند پسر حاصل این ازدواج می‌باشد. رسیدگی به شعبه *ارجاع گردیده است.خوانده با ارسال لایحه ای از حضور در دادگاه اعلام عذر کرده و گفته است.زندگی و فرزند م را دوست دارم. و نظری به طلاق ندارم. مقدمات تمکین را فراهم نموده ام خواستار بازگشت هشتم و حتی مانع دیدار فرزند م شده است. برابر تصویر دادنامه شماره --- مورخ 1397/11/01 صادره از سوم دادگاه خانواده شهرستان *زوج به پرداخت نفقه جاری فرزند مشترک محکوم گردیده است. خانم ا. س. ع. با ارائه وکالتنامه وکالت از ناحیه خواهان را به عهده گرفته است.وکیل نامبرده با تقدیم لایحه ای در توضیح خواسته موکل خود اعلام کرده است.موکله در تاریخ 92/1/30 به عقد دائم خوانده محترم در امده اند. ماحصل ازدواج انها یک فرزند پسر حدودا 5 ساله به نام ب. می‌باشد. طبق اظهارات موکله و استشهادیه پیوست خوانده بدلیل اعتیاد شدید به مواد مخدر قادر به اجرای تعهدات خود از جمله تامین مخارج زندگی و اجرای تعهدات اخلاقی نبوده و به دلیل نپرداختن اجاره بهای منزل از ناحیه صاحب خانه تخلیه و موکله به منزل پدر خود پناه اورده حدودا 5 سال است.زوج موکله را به همراه فرزند ش ترک نموده و موکله در عسر و حرج می‌باشد. در صورت لزوم شهود حاضر به ادای شهادت در محضر دادگاه هستند در اجرای محکومیت خوانده به پرداخت نفقه فرزند حکم جلب او هم صادر لیکن به دلیل متواری بودن امکان اجرای حکم میسر نشده است.خوانده در مدت 5 سال هیچ اقدامی از قبیل اعزام واسطه و یا طرح دادخواست تمکین در جهت حفظ و بقای زندگی خود ننموده و موکله همچنان بلاتکلیف است.دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده است.در جلسه مورخ 1398/06/10 خوانده علیرغم ابلاغ حاضر نشده است.وکیل زوجه ضمن تکرار مطالب قبل اضافه کرده است.که موکل 30 عدد سکه تمام بهار ازادی و سایر حقوق ناشی از زوجیت را در قبال طلاق به زوج بذل می‌نماید. دادگاه قرار استماع شهادت شهود صادر نموده است. در جلسه مورخ 98/6/21 دادگاه خوانده با وصف ابلاغ حاضر نشده است.خواهان و وکیل وی همراه یک نفر شاهد در دادگاه حاضر شده اند اقای ه. ر. ف. به عنوان گواه ترک منزل از ناحیه خوانده پس از بدنیا امدن فرزند شان با اتیان سوگند شهادت داده است. وکیل خواهان از دادگاه خواستار فرصت جهت معرفی سایر شهود گردیده است.داور زوجه امکان ادامه زندگی از ناحیه زوجین را میسر ندانسته است. بدلیل عدم معرفی داور از سوی زوج اقدام به نصب داور از ناحیه وی نموده است.داور انتخابی دادگاه از ناحیه زوج نیز امکان ادامه زندگی را میسر ندانسته است. قاضی مشاور خواسته زوجه را فاقد دلیل تشخیص داده است.دادگاه در تاریخ 98/7/17 ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره --- مورخ 1398/07/23 با اعلام اینکه خواهان جهت اثبات تخلف از بند 7 شروط عقد نامه دلیلی ارائه ننموده است.و در خصوص بند 8 نیز صرفا یک نفر شاهد معرفی و حاضر به ادای شهادت گردیده است.با لحاظ نظریه قاضی محترم مشاور و به استناد ماده 1257 قانون مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان صادر نموده است.با اعتراض وکیل خواهان نسبت به این دادنامه شعبه *به موجب دادنامه فرجامخواسته ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظر خواسته را عینا تایید نموده است.سپس وکیل زوجه نسبت به این دادنامه فرجامخواهی نموده است.که پرونده پس از وصول و ثبت در دفتر دیوانعالی کشور جهت رسیدگی باین شعبه ارجاع گردیده است.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردیده و پس از قرائت گزارش اقای ج. ق. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه

دادنامه صادره از شعبه *به شماره فوق الذکر که حسب مفاد ان با تایید دادنامه صادره از خخ. حکم به بطلان دعوی طلاق ف.خواه به طرفیت فرجامخوانده صادر گردیده است.دارای نقص و اشکال به شرح زیر است.و قابل تایید نمی‌باشد. 1 حسب مفاد ماده 27 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 دادگاه موظف است.در صورت نپذیرفتن نظریه داوران ان را با استدلال رد نماید. دادگاه به این تکلیف عمل ننموده است. 2 شهادت یک نفر گواه قرینه بر صحت ادعای خواهان می‌باشد. 3 محکومیت خوانده به پرداخت نفقه فرزند و عدم امکان اجرای حکم علیرغم صدور حکم جلب قرینه دیگری بر صحت اظهارات او می‌باشد. 4 عدم حضور خوانده در هیچ یک از مراحل و جلسات رسیدگی و عدم معرفی داور همگی دلالت بر بی توجهی خوانده به زندگی و دلیل اثبات دعوی بدلیل عدم ابراز هرگونه دفاع از سوی خوانده است. بنابر مراتب مزبور به استناد بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن نقض دادنامه فرجامخواسته رسیدگی مجدد را به دادگاه محترم صادر کننده دادنامه منقوض ارجاع می‌نماید.

پس از اعاده پرونده شعبه *بدوا دستور داده است.از محل سکونت زوجین در خصوص زندگی انها و اینکه کدامیک جدای از خانواده زندگی می‌نماید. و علت ان تحقیق شود. از تحقیقات مامورین اعلام بدلیل عدم اطلاع تحقیق شوندگان نتیجه ای حاصل نشده است. دادگاه با تعیین وقت رسیدگی زوجین را به دادرسی دعوت نموده است.زوج یکروز قبل از موعد رسیدگی باتقدیم لایحه اعلام کرده است.همسر و فرزند خود را دوست دارد. و به هیچ وجه با طلاق موافق نمیباشد. در جلسه مورخ 99/6/2 دادگاه زوج حاضر نشده است.تجدیدنظر خواه (زوجه) گفته است: از مفاد لایحه همسرم مطلع شدم ولی قبول ندارم. ایشان گفته مرا با بچه را دوست دارد. ولی دروغ میگوید بچه الان 7 ساله است.ولی پدرش را نمی شناسد و هیچ خبری نگرفته و نمی گیرد ریالی خرجی نمی دهد و از 6 سال قبل که صاحب خانه بخاطر ندادن اجاره گفت خانه را تخلیه کنید وخانه را تخلیه کردیم و رفتیم خانه پدرم دیگر من شوهرم را ندیده ام و یکبار هم سرنزده است.… و در هیچ دادگاهی هم شرکت نمی کند فقط لایحه می دهد اعتیاد دارد.، شیشه مصرف میکند توضیحات بیشتر را وکیل زوجه ارائه داده است.دادگاه دستور داده زوج جهت معرفی برای تست اعتیاد دعوت و از محل زندگی زوجه توسط نیروی انتظامی تحقیق شود. در جلسه مورخ 99/7/12 دادگاه زوج علیرغم اطلاع واقعی از وقت حاضر نشده است.دادگاه از 3 نفر شهود تعرفه شده توسط زوجه تحقیق نموده است.که هر سه نفر اعتیاد زوج را تایید وگواهی نموده‌اند تحقیقات انجام شده از محل زندگی پدر زوجه حاکی است.نامبرده 6 سال است.در منزل پدرش زندگی می کند و این خانم تنها با فرزند ش زندگی می کند وکسی شوهرش را ندیده است. دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره --- مورخ 1399/10/13 پس از درج خلاصه سیر رسیدگی با اشاره به بررسی پرونده واظهارات مجدد زوجه و اظهارات شهود و نتیجه تحقیقات محلی توسط مرجع انتظامی تجدیدنظرخواهی را وارد تشخیص ومستندا به بند ه و ج ماده 348 و 358 قانون آیین دادرسی مدنی وماده 1119 قانون مدنی و ماده 26 قانون حمایت خانواده ضمن نقض دادنامه معترض عنه حکم به احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق با شرایط مندرج در ذیل دادنامه به نفع زوجه (خواهان بدوی) صادر نموده است. سپس براساس فرجامخواهی زوج پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و جهت رسیدگی با این شعبه ارجاع گردیده است.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ج. ق. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره*فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد.

رای شعبه دیوان عالی کشور

رای شعبه

فرجامخواهی اقای ر. ع. فرزند م. نسبت به دادنامه صادره از شعبه *به شماره فوق الذکر که به موجب ان پس از نقض دادنامه بدوی صادره از شعبه *حکم به احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق به نفع فرجامخوانده (زوجه) صادر گردیده است.وارد نمی‌باشد. دادنامه فرجامخواسته با توجه مبانی استدلال دادگاه برابر مقررات قانونی صحیحا صادر گردیده است.و فرجامخواه مطلب موجه و مستدلی که موجب نقض ان گردد. ابراز ننموده است.از جهت رعایت اصول و قواعد دادرسی نیز ایرادی در ان ملاحظه نمی گردد. بنابراین به استناد مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن رد فرجامخواهی فرجامخواه دادنامه فرجامخواسته را تایید و ابرام مینماید./ا 400/3/10

شعبه *

رییس شعبه: ج. ق. مستشار: دکتر ح. ح.

منبع