تاریخ دادنامه قطعی: 1399/04/11
خلاصه جریان پرونده:
این است.که بین اقای ق. ا. و ر. ا. اختلاف حقوقی بوده اقای ق. ا. مطابق حکم دادگاه حقوقی مکلف بوده مبلغی به ر. ا. پرداخت کند چون انان تحت پوشش بنیاد شهید بودند توافق می نمایند که جهت حل مشکل خود به بنیاد شهید کلیبر مراجعه نمایند. ظاهرا در بنیاد شهید به نتیجه نمی رسند و سازش نمی نمایند. مجددا در تاریخ 1397/02/19 اقای ق. ا. به همراه پدر و مادرش و خواهرش ر. با جبرییل به بنیاد شهید شهرستان کلیبر رجوع می کنند ظاهرا مسیولین مربوطه به انها توهین کرده و از اداره بیرون می کنند انان در حیاط اداره مذکور می نشیند. اقای ق. ا. که از قبل یک ظرف چهار لیتری بنزین همراه خود داشته مقداری از بنزین را زمین ریخته و اتش می زند و سپس به طوری که فیلم های دوربین های مدار بسته حکایت دارد. مقداری از بنزین را به سر پدر و مادر و خواهرش می ریزد افراد حاضر تلاش می کنند ظرف حاوی بنزین را از دست اقای ق. ا. بگیرند که با سرایت اتش، پدر و مادرش دچار سوختگی شدید شده و طبق اعلام سازمان * فوت می نمایند، علت فوت ا. ا. نارسایی تنفسی به دنبال سوختگی وسیع (حدودا 45 ٪) و علت فوت ص. پ. م. نیز نارسایی تنفسی و سوختگی استنشاقی متعاقب حدود 60 درصد سطح بدن تعیین شده است.متهم ضمن انکار اتهام اظهار می دارد. که بنده بنزین را به سر و روی پدر و مادر و خواهرم نریختم تنها از ان کمی روی چمن ها ریخته و اتش زدم و نمی دانم انها چطور اتش گرفتند (این ادعای متهم با واقعیت مطابقت ندارد. چون در فیلم مشاهده میشود. نامبرده ابتدا کمی از بنزین را روی چمن ها می ریزد و ان را اتش می زند و سپس مقداری از ان را به سر و روی پدر و مادر و خواهرش که با فاصله کمی از او نشسته اند می ریزد و چون بقیه قصد گرفتن ظرف بنزین را از او دارند در این لحظه بقیه بنزین ریخته و همه اتش می گیرند) در دادگاه در هنگام محاکمه شاکی شکایت خود را مطرح نموده و تقاضای قصاس نموده است. متعاقب ان وکیل وی طی لایحه ای مطالب خود را مطرح و در راستای ادعای موکل تقاضای صدور حکم قانونی نموده است.ولی متهم در دادگاه منکر ارتکاب اتش زدن شده و بیان داشته است.ک من هیچ اختلافی با پدر و مادرم نداشته ام تا انها را به قتل برسانم و بنزینی که در اختیارم بوده برای اتش زدن پدر و مادرم نبوده بلکه جهت استفاده در دستگاه چوب بری میباشد. بهمین جهت خودم تلاش نمودم تا اتش را خاموش نمایم و خودم نیز دچار سوختگی شده ام و بنزین را جهت نمایش بالای سر پدر و مادرم چرخانده ولی روی انها نریخته ام و علت ریختن بنزین این است.که ج. که به صحنه وارد شده و ظرف بنزین را از ید موکل (متهم) خارج کند سبب شده است.که بنزین ریخته شده و شعله ور میشود. سایر اولیای دم در دادگاه و در رسیدگی اعتقادی به عمد بودن ندارند. بهمین جهت وکیل متهم اظهار می دارد. که انان درخواست صدور حکم برایت موکل خود را کرده است. دادگاه پس از انجام محاکمه و استماع دفاع متهم و وکیل نامبرده و اخذ اخرین دفاع ختم رسیدگی را اعلام و شرح اتی مبادرت به اصدار دادنامه شماره --- مورخ 98/11/24 نموده است. در خصوص اتهام اقای ق. ا. فرزند ا. متولد 1363 ، متاهل، فاقد سابقه کیفری با وکالت ی. ج. ز. دایر بر قتل عمدی 1 - ا. ا. 2 - ص. پ. از طریق ریختن بنزین و اتش زدن، موضوع شکایت ا. از اولیای دم به نام ر. ا. (با عنایت به اینکه ا. از اولیای دم به نام ر. ا. (محجور) میباشد. و معاونت محترم قوه قضاییه در اجرای ماده 356 قانون مجازات اسلامی در خصوص وی مطالبه دیه کرده است.و سایر اولیای دم به نام های ا.، ج. و ل. شهرت همگی ا. اعلام کرده اند که از ق. ا. شکایتی نداریم ولی اگر دادگاه نامبرده را بر اساس شکایت ر. ا. به قصاص محکوم کند در ان صورت نسبت به سهم خودمان مطالبه دیه می کنیم. اجمال قضیه بدین صورت است.که بین متهم و شاکی اختلاف حقوقی بوده و نامبرده (متهم) مطابق حکم دادگاه حقوقی مکلف بوده مبلغی به ر. ا. پرداخت کند. نامبردگان بخاطر اینکه تحت پوشش بنیاد شهید بودن جهت حل مشکل خود به بنیاد شهید کلیپر مراجعه نموده اند. ظاهرا منجر به سازش نمی شود.، بار دیگر در تاریخ 1397/02/19 متهم به همراه پدر و مادرش (مقتولین ذکر شده) و خواهرش ر. ا.، ج. ا. به بنیاد شهید شهرستان کلیپر رجوع می کنند که حسب گفته متهم، مسیولین مربوطه در انجا به انها توهین کرده و از اداره بیرون می اندازند که انها در حیاط انجا می نشیند. متهم از قبل یک ظر چهار لیتری بنزین همراه خود داشته و ان را با خود حمل میکرده مقداری از بنزین را به زمین ریخته و اتش می زند و سپس حسب محتویات پرونده و فیلم های دوربین های مدار بسته مقدرای از بنزین را به سر پدر و مادر و خواهرش می ریزد که در این لحظه سایرین تلاش می کنند ظرف حاوی بنزین را از دست متهم بگیرند که با سرایت اتش، پدر و مادرش دچار سوختگی شدید شده و حسب گواهی سازمان * فوت می نمایند.متهم ضمن انکار اتهام منتسبه بیان داشته است.که بنده بنزین را به سر و روی پدر و مادر رو خواهرم نریختم …. از نظر دادگاه دفاعیات متهم و وکیل وی مورد قبول نمیباشد. زیرا 1 - متهم بنزین را از پمپ بنزین خریده و در همه جا همراه خود است.توجیهات وی در خصوص علت خرید بنزین (که انرا برای استفاده در دستگاه چوب بری خریده بودم) مورد قبول نیست زیرا معقول و منطقی نیست که نامبرده انرا در همه اتاق های بنیاد شهید همراه خود داشته باشد. و با ان دیگران را تهدید به اتش زدن خود و دیگران کند و در اخر سر پدر و مادرش را با ان به قتل برساند. 2 - حسب محتویات پرونده دوربین های مدار بسته متهم مقداری از بنزین موجود را ظرف را روی چمن ها ریخته و اتش می زند و سپس عمدا بر سر و روی پدر و مادر و خواهرش می ریزد. 3 - متهم در فیلم مربوطه به زبان ترکی می گوید (من بنزین گتمیشم بو دارین اوستونه توکم) یعنی من بنزین اورده ام بر روی اینها بریزم. این گفته قصد و نیت متهم از حمل بنزین و ریختن مقداری ان به سر و روی مقتولین را اثبات می کند. 4 - هر چند قصد ارتکاب بزه معنون (قتل عمدی مرحوم ا. و صونا) از ناحیه متهم اثبات نمی شود.لکن نامبرده عمدا کاری کرده که نوعا موجب قتل میشود. و بر خلاف ادعای وکیل وی که گفته متهم از خاصیت اشتغال زایی بنزین خبر نداشته، علم و اگاهی وی دایر بر اینکه ان کار نوعا موجب جنایت میشود. برای دادگاه محرز میباشد.، زیرا نامبرده از ابتدای رفتن به بنیاد شهید، ظرف حاوی بنزین را همراه خود داشته و حتی گفته است.که می خواستم رییس بنیاد شهید کلیبر و خودم را با ان اتش بزنم. (سطر 12 صفحه 131 ) ایا اینها ثابت نمی کند که نامبرده با اگاهی از خاصیت بنزین انرا به عنوان وسیله تهدید همراه خود داشته و در اخر سر هم نیت خود را عملی ساخته است، لذا مستندا به مواد 140 و 160 و 211 (از جمیع موارد قید شده برای دادگاه علم بر وقوع قتل توسط متهم حاصل شده است) و بند ب ماده 290 و 381 قانون مجازات اسلامی نامبرده را به دو بار قصاص نفس از طریق اویختن به چوبه دار در محوطه زندان *محکوم مینماید. ضمنا با توجه به مطالبه دیه از ناحیه ا. ا.، ج. ا.، ل. ا. و در خواست دیه از طرف معاونت محترم قوه قضاییه در خصوص ولی دم محجور به نام ر. ا. و با توجه به مونث بودن احدی از مقتولین اجرای قصاص، منوط به تودیع سهم دیه وراث فوق الذکر توسط متقاضی قصاص و نیز منوط به پرداخت نصف دیه کامل در حق محکوم علیه (از بابت قصاص مرحوم ص. پ.) از طرف متقاضی قصاص میباشد. پس از ابلاغ دادنامه اقایان ج. و ا. و خانم ل. ه. ا. ش. ق. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1398/01/24 صادره از شعبه اول دادگاه کیفری یک اذربایجان شرقی با تقدیم لایحه تقاضای فرجامخواهی نموده پرونده به دیوان عالی کشور ارسال پس از ثبت در دبیرخانه به شعبه --- (این شعبه) ارجاع شده است. عمده مطالبی که فرجام خواهان در لایحه فرجام خواهی نوشته اند خلاصتا به این شرح است.… اینجانبان ج.، ا. و ل. ا. که به هنگام اتش سوزی مقتولین (پدر و مادر) خویش در صحنه حضور داشتیم هیچ توجهی ننموده است. زیرا اینجانبان در همه جلسات دادگاه عرض نموده و الان نیز موکدا عرض می کنیم که برادرمان به هیچ وجه قصد اتش زدن مرحومین پدر و مادرمان را نداشت … لایحه فرجام خواهان در هنگام شور قرائت میشود. و نیز وکیل اقای ق. ا. با تقدیم لایحه ای به وکالت از نامبرده تقاضای فرجامخواهی نموده است.که عمده مطالب نامبرده خلاصتا به این شرح است.… همان طوری که در دادگاه و در لایحه تقدیمی متذکر شدم موکل قصد قتل و هدفش از اتش زدن قصد نتیجه حاصل شده که قتل باشد. نداشته است.… لایحه نامبرده در هنگام شور قرائت میشود.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ع. ع. عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای ح. د.ار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر: با توجه به مجموع اوراق و محتویات پرونده شکایت اولیایدم مقتولین از جمله معاونت محترم اول قوه قضاییه، گزارشات مرجع انتظامی، گواهی های سازمان * و برگ های گزارش معاینه جسد، اظهارات مرحوم ا. ا. در بیمارستان مبنی بر شکایت از فرزند ش به نام های ق. و ج. که بنده و همسرم و دخترم را به اتش کشیدند با تحریک ج.، ق. بنزین را بر روی ما ریخت و اظهارات شهود و مطلعین در مورد نحوه تهیه بنزین و شعله ور شدن اتش و اتش گرفتن مقتولین، بازبینی دوربین مدار بسته اداره بنیاد شهید شهرستان کلیبر ضبظ شده توسط خبرنگار از صحنه ریختن بنزین بر روی چمن و اتش زدن ان با فندک توسط متهم و اشتعال اتش و نحوه سرایت ان به افراد حاضر از جمله مقتولین و بازسازی صحنه جرم، اقرار متهم به ریختن بنزین ان روی چمن و اتش زدن ان و دفاعیات غیرموجه متهم و وکیل مدافع مبنی بر عدم قصد قتل و با توجه به کشنده بودن عمل متهم چندان موجه نمیباشد. چرا که متهم عمدا کاری کرده که نوعا موجب قتل میشود. و به این مطلب علم و اگاهی داشته است.و نیز سایر امارات و قراین موجود در پرونده به نظر میرسد رای صادره وفق مقررات قانونی و مدارک و موجود در پرونده اصدار یافته، مستندا به ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری بر رد درخواست فرجام خواهی و ابرام دادنامه فرجام خواسته اظهارنظر میگردد. در خصوص دادنامه شماره --- - فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
نظر به مجموع محتویات پرونده و اقدامات انجام شده و گزارش مرجع انتظامی و شکایت اولیه شکات و تحقیقات و بازجوییهای صورت گرفته و اقاریر متهم به ریختن بنزین و سپس اتش زدن ان و در نتیجه سوختگی شدید مقتولین به نام های ا. ا. و مرحومه ص. پ. م. (پدر و مادر متهم سازمان * فوت دو نفر به وسیله سوختگی بوده و صدور قرار مجرمیت و نیز صدور کیفرخواست و انجام محاکمه با حضور شکات و متهم و وکیل نامبرده و دفاع متهم و وکیلش از اتهام منتسبه پس از تفهیم اتهام و احراز مجرمیت متهم برای هییت حاکمه دادگاه و سایر قراین و امارات موجود در پرونده همه حکایت از صحت صدور دادنامه دارد. النهایه بعضی از اولیای دم در لایحه فرجام خواهی مدعی شده اند که ما از برادرمان (متهم) شاکی نیستیم و تقاضای نقض دادنامه را نموده اند. با توجه به اینکه دادنامه با توجه به اظهارات و شکایت انان در دادگاه صادر شده، دادنامه صحیحا صادر شده و پس از صدور دادنامه که اعلام رضایت نمودهاند میتوانند و از اختیاراتشان شرعا و قانونا میباشد. که از اجرای حکم قصاص خودداری نموده و هر جور که صلاح بدانند و با برادرشان (متهم به قتل و قاتل) مصالحه و از شکایت خودشان صرف نظر نمایند. قوه قضاییه در این مرحله هیچ نظری ندارد.؛ علیهذا به استناد قسمت الف ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری ضمن رد تقاضای فرجام خواهی، دادنامه فرجام خواسته ابرام میشود.
شعبه بیست و نهم دیوان عالی کشور
رییس: ع. ع. مستشار: ر. ح.