(1)- رابطه بذل مهریه و عسر و حرج زوجه (1)- رابطه اذن دادگاه در ازدواج مجدد و عسر و حرج زوجه

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

حسب محتویات پرونده خانم ک. ع. چ. فرزند م. با وکالت اقای م. ز. ق. ا. در تاریخ 98/8/22 دادخواستی را به طرفیت اقای ح. ا. چ. فرزند ب. به خواسته صدور حکم طلاق به لحاظ عسر و حرج تقدیم دادگستری شهرستان *نموده که جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده است، موکل خواهان در توضیح خواسته خود اعلام نموده است: موکله در سال 93 به عقد دائم خوانده درامده از ابتدای زندگی مورد اذیت و ازار و کتک کاری و فحاشی ناموسی از طرف همسرش قرار گرفته است.یکبار که به ناچار مبادرت به شکایت کیفری نمود به پزشکی قانونی معرفی و نهایتا با تعهد اخلاقی زوج و به امید ادامه زندگی مشترک از شکایت صرفنظر نموده است.اما زوج همچنان ادامه داده و هفته ای 4 الی 5 روز به نزد زوجه مراجعت نمیکرد تا انکه مجددا ناچار به شکایت کیفری گردیده و در شعبه *به اتهام فحاشی و تهدید به مرگ و افترا علیه موکله و خانواده اش محکوم شد حکم تمکین از زوج هم در همین ایام و بدلیل عدم امنیت زوجه در نرفتن به منزل مشترک صادر شده است، ضمنا زوج با اجازه دادگاه ازدواج مجدد نموده است.که نشان دهنده ان است.که بدلیل بدرفتاری زوج همسر ایشان در زندگی او جایگاهی نداشته باشد.

بعد از ازدواج نه منزل ع. حده و نه مراوداتی با ایشان داشته است.و نه طلالش میدهد که همه این موارد نشاندهنده عسر و حرج موکله میباشد. تقاضای صدور حکم به شرح خواسته را دارم. (15) حسب رای منعکس در صفحه 19 و 20 پرونده زوج بدلیل فحاشی و تهدید به مرگ و افترا نسبت به زوجه و خانواده وی به 74 ضربه شلاق و یک سال حبس و همچنین جزای نقدی محکوم شده و این رای در دادگاه تجدیدنظر تایید و نهایتا محکومیت حبس ایشان به مدت دو سال تعلیق گردیده است. وکیل زوجه در لایحه تقدیمی به دادگاه اعلام نمود مدت دو سال است.که زوج همسرش را بدلیل رفتار های سوی از خانه بیرون نموده و سپس از دادگاه رای عدم تمکین گرفته و ازدواج مینماید. در حالی که موتور محرک واقعی این فرایند خود زوج میباشد. و هم اکنون بدلیل عدم عدالت میان زوجین و دو سال بلاتکلیفی موکله در عسر و حرج قرار دارد. (23) زوج به حکایت پرونده (صفحه 27) از طریق شورای حل اختلاف اقدام به استرداد طلاجات و یکعدد انگشتری بمبلغ چهار میلیون و هفتاد هزار تومان نموده که شورا خواسته خواهان را محمول بر صحت تشخیص داده و حکم به الزام زوجه به استرداد طلاجات نموده است.صفحات 24 الی 40 پرونده حاکی از استشهادیه ی متعددی است.که زوج در رابطه با مورد اطمینان و خوش اخلاق بودن خود از همسایگان و مطلعین اخذ و ضمیمه پرونده نموده است. زوج با تقدیم لایحه ای ادعای وکیل زوجه را رد نموده و اعلام داشته که دلیل عدم وظایف زناشویی خاص خود زوجه میباشد. که تمکین نمی نماید. (47) در جلسه مورخ 99/3/8 دادگاه وکیل خواهان اعلام نمود: خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است.مضافا با توجه به ازدواج مجدد خوانده هر چند که با اذن دادگاه بوده است.فی الواقع رعایت عدالت نمیشود. و حدود 2 سال است.که همسر اول رها شده است.خوانده (زوج) نیز اعلام نموده اجازه ازدواج مجدد با اجازه دادگاه بوده است.برای انکه به گناه نیفتم، من همسرم را دوست دارم. (48)

دادگاه قرار ارجاع امر بداوری را صادر و اعلام نموده است. (49) داور زوج اعلام نموده است: زوج همسرش را دوست دارد. اما زوجه حاضر به صلح و سازش نمیباشد. (55) داور زوجه نیز اعلام نمود: تلاش اینجانب در اصلاح به نتیجه مثبت نینجامید (56)

دادگاه در تاریخ 99/5/14 ختم رسیدگی را اعلام و به شرح ذیل مبادرت به صدور رای نموده است: نظر به اینکه زوج با دستور دادگاه نسبت به ازدواج مجدد اقدام نموده است.و از طرفی صدور حکم کیفری زوج به اتهام فحاشی و تهدید دلیلی بر سوی رفتار دائمی زوج نمیباشد. علیهذا برای دادگاه عسر و حرج محرز نمیباشد. مستندا به ماده 197 قانون ایین دادرسی مدنی حکم بر بی حقی خواهان صادر و اعلام میگردد. (58) وکیل زوجه با تقدیم لایحه ای اعلام نموده افرادی که به زوجه مراجعه نمودند صرفا برای این بوده که زوجه مهریه خود را ببخشد تا زوج ایشان را طلاق دهد و حتی داور زوج هم از زوجه خواسته که کوتاه بیاید و مهریه اش را ببخشد تا زوج با طلاق موافقت نماید. که مورد قبول موکله قرار نگرفت (64) علاوه بر این زوج علیه همسر و خانواده او و سردفتر شکایت واهی مبنی بر مهریه غیرواقعی مینماید. که دلیل استمرار بدرفتاری زوج از سالهای شروع زندگی تا به امروز است. (62) از رای صادره توسط وکیل زوجه تجدیدنظرخواهی شده و پرونده به دادگاه‌های تجدیدنظر *ارسال و جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع میشود. این شعبه نیز به این دلیل که درخواست 150 عدد سکه از دویست عدد سکه مهریه توسط زوجه با ادعای ایشان بر وجود عسر و حرج همخوانی ندارد. دادنامه صادره را فاقد ایراد و اشکال دانسته و به استناد مواد 358 و بند الف ماده 368 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی تایید مینماید. (108) از رای صادره توسط وکیل زوجه فرجامخواهی شده و در لایحه فرجامخواهی امده است: 1 - مراجعه زوجه به کلانتری بابت فحاشی و تهدید به مرگ قبل از صدور حکم تمکین علیه زوجه بوده و در واقع بدرفتاریهای زوج موجب شد که موجبات فرار زوجه از منزل مشترک فراهم شود. 2 - اذن در ازدواج مجدد توسط دادگاه نمیتواند دلیل بر بی عدالتی و رها نمودن زوجه شود. این مساله بر خلاف ایه 9 از سوره مبارکه نسای میباشد. 3 - به چه میزان زوجه باید توسری بخورد و توهین شود. تا دادگاه به اقناع وجدانی برسد معیار عسر و حرج یک معیار شخصی است.نه عمومی بند 4 ماده 8 قانون خانواده میگوید … ادامه زندگی برای طرف دیگر غیر قابل تحمل باشد. و تبصره ماده 1130 ق مدنی هم میگوید: بوجود امدن وضعیتی که ادامه زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و غیرقابل تحمل نماید. که نشان دهنده شخصی بودن معیار عسر و حرج است.بند 4 ماده مذکور هم ضرب و شتم یا هرگونه سوی رفتار مستمر زوج را مطرح مینماید. که در مانحن فیه این استمرار وجود دارد. (شکایت غیرواقعی زوج علیه زوجه و خانواده اش) 4 - موکله تنها 19 سال دارد. و تحمل داشتن هوو در این سن و سال ولو به اذن دادگاه مشکل است. 5 - عدم رعایت عدالت، مفارقت جسمانی طولانی مدت و سایر موارد ذکر شده جان موکل را به لب رسانده تا جاییکه مجبور شده طی لایحه ای 50 عدد سکه را بذل نماید. حال اگر مهریه موکل 50 عدد بود حتما دادگاه تجدیدنظر عسر و حرج او را می پذیرفت. 6 - با این حال در این مرحله زوجه حاضر گردیده است.که از تعداد 200 عدد سکه 150 عدد سکه بهار ازادی را بذل نماید. زیرا تحمل این زندگی برای او غیرقابل تحمل میباشد. تقاضای دادنامه فرجامی را دارم. (114 - 113) پرونده در این راستا به دیوان عالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به شعبه پانزدهم دیوان ارجاع گردیده است.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرائت گزارش اقای ح. ح. عضو ممیز و اوراق پرونده، و در خصوص دادنامه شماره *مورخ 99/10/18 مشاوره نموده و به شرح زیر رای صادر می نماید.

فرجامخواهی خانم ک. ع. چ. فرزند م. با وکالت اقای م. ز. ق. ا. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 99/10/18 صادره از شعبه *که به موجب ان با تایید دادنامه شماره *مورخ 99/5/14 صادره از شعبه *عسر و حرج فرجامخواه را محرز ندانسته و حکم بر بی حقی وی صادر نموده است.بدلایل ذیل در خور پذیرش بوده و با بند 3 و 5 از ماده 371 قانون ایین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مطابقت دارد. 1 - مهمترین دلیل شعبه محترم تجدیدنظر در رد تجدیدنظرخواهی فرجامخواه عدم همخوانی میزان بذل مهریه (50 سکه از 200 سکه) با ادعای مشارالیها مبنی بر وجود عسر و حرج میباشد. که در مرحله فرجامخواهی این همخوانی ایجاد گردیده و فرجامخواه یکصد و پنجاه عدد سکه از مهریه خود را بذل نموده که به قیمت روز معادل یک و نیم میلیارد تومان میباشد. که بذل این مقدار از حقوق مالی زوجه نشاندهنده ان است.که ادامه زندگی برای ایشان شاق و غیرقابل تحمل گردیده است.هر چند که مهریه حق شرعی، قانونی، طبیعی و قراردادی زوجه محسوب گردیده و تشخیص عسر و حرج ربطی به بذل مهریه از سوی زوجه ندارد.، دادگاه محترم بر این امر موقوف دارند که مهریه حقی است.طبیعی که خداوند متعال در مقام تکوین ان را برای زنان به ودیعه گذاشته و مقام تشریع از ان تبعیت نموده و به عنوان علت تشریع (نه محصول تشریع) بر ان صحه گذاشته است. 2 - ازدواج مجدد زوج هر چند با اذن دادگاه بیانگر ان است.که زوج هم دیگر علاقه ای نسبت به همسر خود نداشته و اگر حداقل علاقه ای فیمابین ایشان و همسرش وجود داشت تا اتمام فرایند دادرسی در این پرونده به چنین اقدامی دست نمیزد هر چند که این ازدواج (ازدواج مجدد) با اذن دادگاه و از نظر شرعی و قانونی بلامانع است.اما مساله اصلی سنجش میزان علاقه ای است.که زوج نسبت به همسر اولش مدعی ان میباشد. بدیهی است.از نظر زوج زندگی مشترک اولی خدشه دار گردیده و دیگر وجود خارجی ندارد. که مبادرت به ازدواج دوم نموده است.

3 - استدلال دادگاه محترم تجدیدنظر در عدم بذل مقدار قابل توجهی از مهریه بخوبی اظهارات وکیل محترم فرجامخواه را مورد تایید قرار میدهد که در لایحه تقدیمی اعلام نموده است: افرادی که به عنوان میانجی به زوجه مراجعه مینمودند صرفا برای این بوده که زوجه مهریه خود را ببخشد تا زوج ایشان را طلاق دهد و حتی داور زوج هم از زوجه درخواست نموده که کوتاه بیاید و مهریه اش را ببخشد تا شاید زوج با طلاق ایشان موافقت نماید. (ص 64) 4 - اقدامات ایذایی زوج مانند شکایت از زوجه و خانواده او و نیز سردفتر ازدواج بدلیل واهی و به اتهام اقدام برای مهریه غیرواقعی که بیانگر استمرار سوی رفتار و تهدید روحی و روانی زوجه میباشد. 5 - محکومیت کیفری زوج به یک سال حبس و 74 ضربه شلاق بدلیل ایراد فحاشی، افتراء و تهدید به مرگ زوج نسبت به زوجه و خانواده وی، ایا حتما باید مرگی اتفاق بیفتد تا عسر و حرج زوجه محرز و مسلم گردد.، لازم بتوضیح است.این رای در دادگاه تجدیدنظر مورد تایید قرار گرفته است. 6 - در صورتی که حداقل علاقه ای میان زوج و همسر اولش وجود داشت زوج با طرح دعوی نسبت به استرداد طلاجات بمبلغ حدود چهار میلیون تومان نمی نمود 7 - طبق نظر بعضی از فقها بزرگوار حدود شش ماه مفارقت جسمانی برای یک زن جوان مصداق بازر عسر و حرج بوده و در مانحن فیه فرجامخواه حدود 19 سال سن داشته و نگران سپری شدن دوران طلایی عمر خود میباشد. مفارقت جسمانی قریب به سه سال دلیل دیگر قرار گرفتن زوجه در عسر و حرج میباشد. 8 - توصیه شارع مقدس در ایه شریفه 129 از سوره مبارکه نسای مبنی بر منع کالمعلقه نمودن زنان توسط همسرانشان، دادگاه محترم حتما به این نکته واقف هستند دینی که میفرماید با عرف زندگی نمایید در مورد طلاق میفرماید با معروف از انان جدا شوید (و فارقو هن بالمعروف) 9 - اذن دادگاه در مساله ازدواج مجدد موجب تعطیلی قاعده راهگشا پرارج عسر و حرج نمیگردد. و نافی انان نمیباشد. 10 - نظر داور زوجه که ادامه زندگی مشترک را غیرممکن اعلام نموده و دادگاه محترم می‌بایست طبق ماده 27 قانون حمایت خانواده در صورت نپذیرفتن ان بر اساس بنیادهای مستدل نظریه داور را رد نماید. علیهذا با توجه به دلایل مذکور رای صادره در وضعیت حاضر و با وصف مذکور قابلیت تایید ندارد. و به جهات نقص، رای صادره نقض و رسیدگی بعدی به استناد بند 5 از ماده 371 و همچنین بند الف ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی به شعبه صادر کننده رای منقوض محول میگردد. تا با توجه به تامین نظریه دادگاه محترم توسط زوجه (بذل یکصد و پنجاه عدد سکه از مهریه) و فلسفه وضع تبصره ماده 1130 قانون مدنی توسط قانونگذار در جهت حل مشکلات زنان و جوان بودن فرجامخواه که تداوم این وضعیت ممکن است.اسیب های روحی و روانی و اجتماعی برای ایشان ایجاد نماید. و سایر دلایل مذکور رای مقتضی را صادر فرمایند.

شعبه *

رئیس: ج. ق. مستشار: ح. ح.

منبع