رای دادگاه تجدیدنظر استان
به حکایت پرونده کلاسه *مطروحه در شعبه *وراث مرحوم ع. ی. به اسامی اقایان و خانم ها: ح.، ر.، م.، ع.، م.، ا.، ز.، ف.، س. و ح. همگی ی. و خانم ب. ا. س. ضمن تقدیم دادخواستی به طرفیت اقای ش. ا. ر. تقاضای صدور حکم به محکومیت خوانده به پرداخت الباقی مطالبات خود (شامل 625/000/000 ریال پرداختی توسط مورث خواهانها بابت خرید ملک مشترک تحت پلاک ثبتی 24 *و مبلغ 415/000/000 ریال بابت هزینه هایی که مورث انها در مورد ملک مشترک متحمل شده است) جمعا به مبلغ 1/040/000/000 ریال به انضمام خسارات دادرسی و خسارت تاخیر تادیه از تاریخ 86/12/3 لغایت اجرای حکم در حق خود نموده اند. دادگاه محترم بدوی پس از رسیدگی به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/03/11 با استناد به دادنامه شماره *مورخ 99/11/16 صادره از شعبه *و دادنامه شماره *مورخ 1400/03/09 صادره از این دادگاه (شعبه 2 تجدیدنظر) که در ان میزان مطالبات و حق و حقوق خواهانها تعیین و مشخص شده است.دعوی خواهانها را ثابت دانسته و خوانده به نام اقای ش. ا. ر. را به پرداخت مبلغ 1/040/000/000 ریال بابت اصل خواسته به انضمام خسارات دادرسی و خسارت تاخیر تادیه از تاریخ تقدیم دادخواست (99/12/5) تا زمان اجرای حکم براساس شاخص بانک مرکزی در حق خواهانها به نسبت سهم الارث انها محکوم نموده است، و نسبت به مطالبه خسارت تاخیر تادیه از تاریخ 86/12/3 تا زمان تقدیم دادخواست با استدلال مرقوم در رای دعوی خواهانها را موجه ندانسته و حکم بر بطلان دعوی انها صادر کرده است. پس از ابلاغ رای، خوانده به نام اقای ش. ا. ر. و خواهانهای بدوی ضمن تقدیم دادخواست های جداگانه نسبت به ان تجدیدنظرخواهی و تقاضای رسیدگی مجدد کرده اند. با این توضیح که اقای ش. ا. ر. نسبت به اصل محکومیت خود اعتراض نموده است.و مدعی است.که به ناحق محکوم شده است.و خواهانهای بدوی نسبت به بخشی از رای که به موجب ان در مورد مطالبه خسارت تاخیر تادیه از تاریخ 86/12/3 تا زمان تقدیم دادخواست حکم بر بطلان دعوی انها صادر گردیده اعتراض نموده اند. در مورد تجدیدنظرخواهی اقای ش. ا. ر. نسبت به دادنامه شماره **00/3/11 ملاحظه میگردد. دادگاه محترم بدوی به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/06/30 تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه مذکور را به علت خارج از فرجه بودن مردود اعلام نموده است. (منظور دادگاه بدوی از مردود بودن تجدیدنظرخواهی قرار رد دادخواست تجدیدنظر است.) پس از ابلاغ قرار اخیرالذکر اقای ش. ا. ر. در فرجه قانونی به ان اعتراض و اعلام کرده است.او از تاریخ 1400/04/01 تا تاریخ 1400/05/12 به علت بیماری کرونا قادر نبوده است.در فرجه قانونی دادخواست تجدیدنظرخواهی خود را تقدیم نماید. این دادگاه در مورد اعتراض اقای ش. ا. ر. نسبت به قرار شماره *باتوجه به اوراق و محتویات پرونده اعتراض او را وارد نمی داند زیرا نامبرده در زمان تقدیم دادخواست تجدیدنظر مدارک مربوط به معذوریت خود را در سه برگ تقدیم نموده است.که به موجب یک برگ از انها پزشک معالج به علت مشکوک بودن بیمار به کووید 19 چهارده روز برای وی استراحت تجویز نموده است.و این سند هر چند به طور قطعی دلالت بر ابتلای به بیماری کرونا ندارد. ولی دادگاه محترم بدوی در قرار مورد اعتراض مدت مزبور را جزی معافیت و عذر موجه وی دانسته است.ولی علیرغم لحاظ نمودن مدت مورد اشاره باز هم دادخواست خارج از فرجه قانونی تقدیم شده است.که دادگاه بدوی قرار رد دادخواست تجدیدنظر صادر نموده است. البته تجدیدنظرخواه بعد از صدور قرار رد دادخواست تجدیدنظر گواهی پزشکی دیگری (که تاریخ صدور در ان قید نشده) ارائه نموده که در ان قید شده است.اقای ش. ا. ر. به علت همان بیماری از تاریخ 1400/04/14 لغایت 1400/05/12 (دقیقا همان تاریخی که در قرار مورد اعتراض قید شده) نیاز به استراحت دارد. که قرائن و شواهد از جمله قید تاریخ 1400/05/12 حاکی از ان است.که این گواهی بعد از صدور قرار رد دادخواست تجدیدنظر صادر گردیده است.و مثبت عذر موجه مورد ادعای وی نمیباشد. بنابراین دادگاه با توجه به مراتب فوق به استناد ماده 353 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن رد اعتراض اقای ش. ا. ر. رای بر تایید قرار شماره *صادر می نماید. و اما در مورد تجدیدنظرخواهی وراث مرحوم ع. ی. نسبت به صدور حکم بطلان دعوی راجع به مطالبه خسارت تاخیر تادیه از تاریخ 86/12/3 لغایت زمان تقدیم دادخواست دادگاه اعتراض نامبردگان را نسبت به بخشی از خسارت تاخیر تادیه مورد مطالبه وارد می داند و نسبت به بخشی دیگر اعتراض را وارد نمی داند. با این توضیح که از مبلغ مورد مطالبه (10/040/000/000 ریال) مبلغ 625/000/000 ریال از ان بابت سهم اقای ش. ا. ر. از ثمن معامله است.که مورث تجدیدنظرخواهان تا تاریخ تنظیم قرارداد مورخ 86/12/4 ان را پرداخت کرده است.بنابراین همانطور که در دادنامه شماره 117 مورخ 1400/03/09 صادره از این دادگاه تصریح گردیده است.تجدیدنظرخوانده موظف بوده است.سهم خود را از ثمن معامله در تاریخ 86/12/4 به مورث تجدیدنظرخواهان پرداخت نماید. و لکن پرداخت نکرده است.لذا مطالبه خسارت تاخیر تادیه مبلغ باقیمانده (625/000/000 ریال) از تاریخ 86/12/4 موجه و مطابق قانون میباشد. و اعتراض تجدیدنظرخواهان را در این قسمت وارد است. در نتیجه دادگاه به استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته به استناد ماده 522 قانون مزبور، تجدیدنظرخوانده به نام اقای ش. ا. ر. را به پرداخت خسارت تاخیر تادیه باقیمانده ثمن (مبلغ 625/000/000 ریال) از تاریخ 86/12/4 تا زمان تقدیم دادخواست بدوی (99/12/4) براساس شاخص بانک مرکزی در حق تجدیدنظرخواهان (به نسبت به سهم الارث هرکدام) محکوم می نماید. و بخشی دیگر از مبلغ مورد مطالبه مربوط است.به هزینه های انجام شده برای ملک مشترک که طبق نظر کارشناس سهم تجدیدنظرخوانده معادل 415 میلیون ریال میباشد. در این قسمت دادنامه تجدیدنظرخواسته مطابق قانون صادر شده است.زیرا هزینه های انجام شده از لحاظ کمیت و کیفیت برای طرفین نامعلوم بوده است.و از طریق انجام کارشناسی میزان ان مشخص گردیده است. بدیهی است.تا میزان دین معلوم نباشد. مدیون تکلیفی به پرداخت ان نداشته است. پس از انجام کارشناسی و مطالبه ان از سوی تجدیدنظرخواهان، تجدیدنظرخوانده تکلیف داشته است.نسبت به پرداخت ان اقدام نماید. بنابراین تا قبل از تقدیم دادخواست، مطالبه خسارت تاخیر تادیه فاقد توجیه قانونی است.و دادگاه در این قسمت به استناد ماده 358 قانون اخیرالذکر ضمن رد درخواست تجدیدنظرخواهی رای بر تایید دادنامه تجدیدنظرخواسته صادر می نماید. این رای قطعی است.
رئیس شعبه *- ص. ا. مستشار شعبه *- ا. چ.
رونوشت برابر اصل و اداریست و جهت هرگونه ابلاغ به تهیه و ارسال میگردد.
مدیر دفتر شعبه *- ح. ل. ف.