تاریخ دادنامه قطعی: 1394/01/25
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: ( 1 )نظریه کارشناسی، صرفا جنبه طریقت دارد و چنانچه با علم قضات مغایرت داشته باشد، محکوم به ردّ است. ( 2 )حکم حجر متهم که قبلا در دادگاهی اثبات شده، نمی تواند مانعی برای آن چه نزد دادگاه دیگر در خصوص مسئولیت کیفری وی اثبات میگردد، باشد.
حسب محتویات پرونده الف. به اتهام قتل عمدی مرحوم ع. با وارد نمودن ضربات متعدد چاقو به وی تحت تعقیب دادسرای ش. قرار گرفته است. متهم بلافاصله به وسیله نیروی انتظامی دستگیر و در تحقیقات اظهار داشته است که با همدیگر درگیری لفظی داشتیم، ایشان با حرفهای رکیک و تحقیرآمیز مرا کوچک میکرد چندین بار به ایشان تذکر دادم توجه ننمود که درگیر شدیم و با چاقو به بدن ایشان زدم و چاقوی کشف شده مال من میباشد. از وی سوال شد شما در زمان درگیری حالت طبیعی داشتید؟ جواب داد خیلی عصبانی بودم ولی در حالت طبیعی بودم. ناراحتی اعصاب داشتم و در پزشکی قانونی الف. پرونده دارم و در ب. در سال 1384 دوره درمانی 50 روزه داشتم. متهم دو بار سابقه درگیری و نزاع داشته پزشکی قانونی علت فوت مرحوم ع. را بریدگی های متعدد احشاء قفسه سینه و شکم ناشی از اصابت جسم برنده و نوک تیز ناشی از بریدگی های شیارهای مندرج در گواهی که 19 عدد تعیین نموده است. اولیاء مرحوم: پدر، مادر، همسر و فرزندان 17 ساله و 9 ساله در دادسرا حاضر شده و علیه متهم شکایت نموده و درخواست قصاص قاتل را کردهاند. کمیسیون ر. در پاسخ به استعلام شعبه اول بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب الف. نسبت به وضعیت روحی و روانی متهم الف. بیان داشته است که: مبتلا به اختلال اسکیزوفرنیا است. نیاز به درمان مادام العمر روانپزشکی دارد در زمان وقوع قتل ( 1388/05/24 ) جنون نداشته و مسئول اعمال خود بوده است. نامبرده از نظر روانی و شخصیتی، مستعد تکرار جرم میباشد و رها کردن وی بدون نظر دادستان و معاینه مجدد در این مرکز به شدت مخاطره آمیز است. وکیل تسخیری متهم به نظریه کمیسیون روانپزشکی الف. اعتراض و درخواست موکل وی به کمیسیون تخصصی مرکزی ستاد سازمان پزشکی قانونی کشور واقع در... معرفی تا در زمینه وضعیت جنون موکل وی در زمان وقوع قتل و نیز شرایط حاضر نظر تخصصی خود را به دادگاه اعلام نمایند. جلسه کمیسیون روانپزشکی مرکز ر. در تاریخ 1393/01/26 برگزار و چنین نظر داده است: نامبرده مبتلا به اختلال مزمن روانی همراه با علائم روانپزشکی است که نیاز به درمان جدی روانپزشکی دارد. در صورت عدم درمان میتواند برای خود و دیگران خطرناک باشد. به استناد مدارک پزشکی و شواهد موجود در پرونده قضایی، هنگام ارتکاب جرم مطروحه نیز دچار اختلال روانی بوده به حدی که قوه تشخیص و تمیز را از وی سلب نموده است. لازم است با انجام اقدامات تامینی در یک مرکز روانپزشکی بستری گردد. شعبه --- دادگاه کیفری استان الف. با توجه به شکایت اولیاء دم مقتول، نظریه پزشکی قانونی که علت مرگ را خونریزی شدید و عوارض آن در اثر بریدگیهای متعدد احشاء قفسه سینه و شکم ناشی از اصابت جسم برنده و نوک تیز اعلام نموده است، اقاریر صریح و مقرون به واقع متهم در تحقیقات مقدماتی و دادگاه دفاعیات غیرموجه وکیل تسخیری متهم مبنی بر جنون وی را با دلائل مندرج در دادنامه نپذیرفته و بیماری متهم را رافع تکلیف و مسقط مجازات و مسئولیت ندانسته است و مطابق ماده 149 قانون مجازات اسلامی اختلال روانی را متضمن رافع مسئولیت دانسته که مرتکب فاقد اراده و قوه تمیز باشد و در مانحنفیه متهم این چنین نبوده است. همچنین حکم حجر متهم که قبلا در دادگاهی اثبات شده نمیتواند مانعی باشد برای آن چه در نزد دادگاه دیگر اثبات میگردد، زیرا در این دادگاه اعضاء به اتفاق آراء در داشتن مسئولیت کیفری و حواسجمعی کامل متهم در زمان وقوع قتل به آن رسیدهاند. اما نظریه روانپزشکی مرکز که اعلام نموده متهم هنگام ارتکاب جرم دچار اختلاف روانی بوده به حدی که قوه تشخیص و تعیین را از وی سلب کرده و برخلاف نظریه کمیسیون روانپزشکی الف. میباشد که متهم را در زمان وقوع جرم دارای مسئولیت کیفری دانسته است، برخلاف اظهارات متهم که با ذکر جزئیات، جریان قتل را بیان نموده میباشد و نیز به نظر دادگاه نظریه کمیسیون مرکز برخلاف اوضاع و احوال محقق قضیه است و لذا با این وصف قابلیت استناد ندارد و نظریه کارشناس، صرفا جنبه طریقت دارد و چنانچه با علم قضات مغایرت داشته باشد محکوم به رد است. متهم در تحقیقات اظهار داشته مقتول به من فحاشی کرد من بعد از این که آب داخل تانکر را تخلیه کردیم من با او درگیر شدم این امر نشانگر آن است که جنون آنی نداشته زیرا اگر جنون مذکور وجود داشت باید همان لحظه فحاشی واکنش نشان میدادند نه این که بعد از مدتی اقدام به قتل نماید. علی هذا دادگاه متهم را نسبت به اتهام انتسابی (قتل عمد) به جهت اقرار و علم قاضی محرز و مسلم دانسته است و لذا با استناد به مواد 250 بند ب ماده 206 ، 207 ، 219 ، 227 بندهای 1 و 4 ماده 231 ، 232 ، 257 ، 261 و 265 قانون مجازات اسلامی نامبرده را به قصاص نفس محکوم نموده است. پس از ابلاغ دادنامه به طرفین پرونده مورد اعتراض محکومعلیه و وکیل تسخیری وی قرار گرفته و با تقدیم لایحه اعتراض درخواست تجدیدنظر نموده است پرونده پس از ارسال به دیوان عالی کشور به این شعبه ارجاع شده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای نبیاله راجی عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای حسین خاتوندهی دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر اتخاذ تصمیم قانونی و شایسته به شرح محتویات پرونده دادنامه شماره --- - 1393/08/19 مشاوره نموده چنین رای می دهد.
در خصوص تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه شماره --- - 1393/08/19 صادره از شعبه --- دادگاه کیفری استان الف. که متهم الف. را به اتهام قتل عمدی مرحوم ع. با وارد کردن ضربات متعدد چاقو به قصاص نفس محکوم نموده آقای وکیل تسخیری محکوم علیه به دادنامه اعتراض نموده معترض با توجه به نظریه کمیسیون پزشکی مرکز که گواهی نموده است: «نامبرده مبتلا به اختلال مزمن روانی همراه با علائم روانپزشکی است... هنگام ارتکاب جرم مطروحه دچار اختلال روانی بوده به حدی که قوه تشخیص و تمیز را از وی سلب نموده است.» اما قضات محترم رسیدگی کننده پرونده با توجه به کمیسیون پزشکی استان الف. که اعلام نموده «متهم به اختلال اسکیزوفرنیا مبتلا است.... در زمان وقوع قتل جنون نداشته و مسئول اعمال خود بوده است و تشخیص قضات محترم رسیدگیکننده نیز به اتفاق آراء مبنی بر داشتن مسئولیت کیفری و حواس جمعی کامل متهم در زمان وقوع قتل بوده و تردیدی در حواس جمعی متهم نداشتهاند. علی هذا به استناد ماده 308 قانون مجازات اسلامی در صورت عدم تردید در حواس جمعی دادگاه به نظریه خود عمل نماید و لذا تصمیم دادگاه و دادنامه صادره وفق مقررات و موازین اصدار یافته و به لحاظ این که تجدیدنظرخواه دلیل موجهی که موجبات نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته را ایجاب نماید ارائه ننموده است. بلکه همان مطالبی که در دفاعیات عنوان نموده تکرار کرده و دادگاه با عنایت به مسائل مطروحه توسط وکیل شاکی مبادرت به صدور رای نموده و لذا ضمن ردّ تجدیدنظرخواهی به استناد بند الف ماده 265 قانون آیین دادرسی کیفری دادنامه معترضعنه را عینا ابرام مینماید.
رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور- مستشار
نبیاله راجی- رضا حاتمی