شرایط دعوای تنفیذ فسخ قرارداد اجاره

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1393/07/29
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: دعوای تنفیذ فسخ و تخلیه تا زمانی که فسخ قرارداد اجاره توسط موجر از طریق قانونی (اظهارنامه) محقق نشده باشد، سالبه به انتفا موضوع بوده و قابلیت استماع ندارد و تقدیم اظهارنامه پس از تاریخ دادخواست نیز موثر در مقام نیست.

رای دادگاه بدوی

در خصوص دعوی ف.الف. و ب.ط. به طرفیت ب.ش. به خواسته تنفیذ فسخ قرارداد اجاره شماره... و تخلیه مورد اجاره با احتساب خسارات دادرسی با عنایت به مفاد دادخواست تقدیمی و نظر به اینکه حسب قرارداد اجاره مورخ 1392/05/04 وقوع عقد اجاره فی‌مابین طرفین محرز و مسلم است و نظر به اینکه در مانحن فیه مطابق بند 4 - 6 ماده 4 شروط ضمن عقد قرارداد تنظیمی، طرفین توافق نموده‌اند در صورتی‌که مستاجر از پرداخت اجاره‌بها بیش از یک ماه تاخیر نماید موجر می‌تواند قرارداد را فسخ و تخلیه مورد اجاره را تقاضا نماید و با توجه به اینکه خوانده نیز علیرغم ابلاغ و استحضار از دستور دادگاه در جلسه رسیدگی حاضر نگردیده و دلیل و مدرکی که حاکی از پرداخت اجاره‌بها باشد به دادگاه ارائه ننموده است، لذا دادگاه دعوی مزبور را ثابت و مسلم دانسته و با استناد به مواد 198 و 519 و 520 قانون آیین دادرسی مدنی و مواد 219 و 230 و 466 و 468 و 490 قانون مدنی حکم به تنفیذ فسخ قرارداد اجاره از مورخ 1392/01/16 و تخلیه مورد اجاره از بابت اصل خواسته و پرداخت مبلغ 118/000 ریال به‌عنوان خسارت دادرسی در حق خواهان صادر و اعلام می‌نماید. رای صادره حضوری و ظرف مهلت 20 روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان می‌باشد.

رئیس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران

بیگی

رای دادگاه تجدیدنظر استان

تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه تجدیدنظرخواه آقای ب.ش. به‌طرفیت تجدیدنظر خوانده ف.الف. و ب.ط. و نسبت به دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره --- مورخ 1393/02/10 شعبه --- محترم دادگاه عمومی حقوقی تهرآن‌که بر صدور حکم به تنفیذ فسخ قرارداد اجاره از مورخ 1392/01/16 و تخلیه مورد اجاره موضوع قرارداد عادی اجاره شماره... که تاریخ آن در رونوشت ابرازی معلوم و مشخص نمی‌باشد و با احتساب خسارت دادرسی در حق خواهان بدوی (تجدیدنظر خوانده) اشعار داشته مآلا وارد و موجه بوده و دادنامه در وضعیت اصداری قابلیت و استعداد تایید و استواری را نداشته و به علت مباینت با موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده مستلزم نقض می‌باشد. زیرا اولا، در دادخواست حاوی دعوی بدوی و در سطر سوم آن خواهان (تجدیدنظر خوانده) به ارسال اظهارنامه اعلام فسخ قرارداد اجاره مرقوم استناد نموده و این در حالی است که دادخواست مرقوم طی شماره 00103 در تاریخ 1393/01/16 به ثبت و در همان تاریخ به شعبه --- محترم بدوی ارجاع شده و علیرغم استناد خواهان یادشده به اظهارنامه اعلام فسخ، هیچ‌گونه مستندی در آن خصوص تقدیم و ارائه نداشته و بدون ارائه مستند ادعائی دعوی را مطرح نموده و در رسیدگی بدوی نیز مراتب موردبررسی واقع‌شده. ثانیا، پس از تذکر مورخ 1393/04/21 این دادگاه مشارالیها (تجدیدنظر خوانده) لاجرم مجبور به تقدیم نسخه‌ای از اظهارنامه مرقوم و به‌ضمیمه لایحه تقدیمی وارده به شماره 93 - 1068 مورخ 1393/04/31 مندرج در برگ 26 پرونده گردیده که از ملاحظه آن کاشف است در تاریخ تقدیم دادخواست حاوی دعوی بدوی ( 1393/01/16 ) اظهارنامه مرقوم وجود خارجی نداشته زیرا مطابق نسخه تقدیمی اظهارنامه یادشده در تاریخ 1393/01/17 تقدیم شده و مطابق برگ 9 پرونده اظهارنامه مرقوم در تاریخ 1393/01/24 به مخاطب (تجدیدنظرخواه) ابلاغ گردیده. بنابراین در تاریخ 1393/01/16 تقاضای تنفیذ فسخ قراردادی شده که تا آن تاریخ مسبوق به سابقه نبوده و اصولا مشمول فسخی نشده که این مهم به‌کلی در رسیدگی بدوی مغفول باقی‌مانده. ثانیا، از آنجایی که فسخ قرارداد اجاره یاد شده در تاریخ تقدیم دادخواست صورت نپذیرفته. فلذا تنفیذ آن نیز فاقد موقعیت قانونی و در وضعیت غیرقابل استماعی قرار داشته و از آن مهم‌تر آنکه مادام که فسخ قرارداد به طریق قانونی اعمال نگردیده باشد تخلیه عین مستاجره به آن سبب و به آن لحاظ منتفی، کان لم یکن و سالبه به انتفاء موضوع بوده که در رسیدگی بدوی نیز لحاظ نشده. ثالثا، در دادنامه تجدیدنظر خواسته صرفا تخلیه مورد اجاره اعلام‌شده و اثباتا حکم ماهیتی ایجابی در آن خصوص صادر نگردیده و محکوم‌علیه آن نیز معین و مشخص نشده و به عبارتی معلوم نشده که چه کسی محکوم‌به تخلیه شده ضمن آنکه اصولا حکم تخلیه‌ای صادر نگردیده، بناء علی‌هذا و با عنایت به‌مراتب معنونه مبینه مارالذکر، دادگاه با قبول و پذیرش تجدیدنظرخواهی مطروحه، مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی و رعایت ماده 356 ناظر به مواد 2 ، 3 و بندهای 7 ، 8 و 9 ذیل ماده 84 و ماده 89 قانون پیش‌گفته، ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته قرار رد (عدم استماع) دعوی خواهان بدوی را صادر و اعلام می‌دارد. رای دادگاه قطعی است.

رئیس و مستشار شعبه --- دادگاه تجدید نظر استان تهران

طاهری - موحدی

منبع