جنبه عمومی ایراد ضرب و جرح عمدی در محیط منزل

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1392/09/16
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: ضرب و جرح عمدی که منجر به نتایج مذکور در ماده 614 قانون مجازات اسلامی 1375 نشود و یا ناشی از کاربرد آلات جرح مندرج در تبصره این ماده نباشد فاقد جنبه عمومی است

رای دادگاه بدوی

به موجب کیفرخواست دادسرای ناحیه 4 تهران آقای ک.ر. فرزند ر. متهم است به ایراد ضرب و جرح عمدی و توهین نسبت به کارگران پمپ گاز آقایان ح.ت. و م.م. در مورخه 23/1/92 بدین شرح که شکات اظهار می نمایند: متهم به اتفاق چند نفر دیگر با یک دستگاه خودرو پژو 405 وارد جایگاه پمپ گاز شدند، پس از سوختگیری بدون پرداخت پول گاز قصد فرار داشتند که با تذکر شکات با آن ها درگیر شدند. دادگاه با توجه به محتویات پرونده و گزارش مرجع انتظامی و کیفرخواست دادسرا و گواهی پزشکی قانونی و مدافعات بلاوجه متهم مبنی بر این که پول کمی همراه داشته و قصد داشت از طریق کارت پرداخت نماید و سرنشینان خودرو وی مسافر بودند در حالی که پس از درگیری آن ها را از محل درگیری منتقل نموده است و با توجه به شهادت شهود در مرجع انتظامی و سایر قرائن موجود در پرونده ارتکاب بزه انتسابی محرز است و مستندا به مواد 608 و 382 و 480 و 484 و تبصره 2 ماده 269 قانون مجازات اسلامی نامبرده را بابت اتهام توهین به پرداخت یک میلیون ریال جزای نقدی و بابت صدمات وارده به پرداخت دیات ذیل محکوم می‌نماید: 1 - ده درصد دیه ( 10 %) بابت شکستگی استخوان بینی 2 - سه دهم درصد دیه ( 3/0 %) بابت کبودی زیر چشم چپ در حق آقای ت. و پرداخت 1 - دو درصد دیه بابت جراحت حارصه روی پل بینی و پس سر 2 - چهل و پنج صدم دیه ( 45/0 %) بابت کبودی روی پیشانی و ران چپ در حق آقای م.، بابت جنبه عمومی بزه ایراد صدمات نیز با توجه به احراز بیم تجری مرتکب و دیگران نامبرده را با رعایت بند 2 ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین به پرداخت چهارده میلیون ریال بدل از شش ماه حبس محکوم می‌نماید. رای صادره حضوری و ظرف مدت 20 روز پس از ابلاغ، قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می‌باشد.

رئیس شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران - شاکرنژاد

رای دادگاه تجدیدنظر استان

در خصوص تجدیدنظرختواهی آقای ک.ر. فرزند ر. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1392/07/30 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران که به موجب آن تجدیدنظرخواه به اتهام فحاشی به پرداخت مبلغ یک میلیون ریال به عنوان جزای نقدی به نفع دولت و به اتهام ایراد صدمه عمدی بدنی به پرداخت دیه در حق تجدیدنظرخواندگان و پرداخت چهارده میلیون ریال بدل از 6 ماه حبس محکوم گردیده است؛ با بررسی جمیع اوراق و محتویات پرونده و مشاوره و با در نظر گرفتن مفاد لایحه اعتراضیه تجدیدنظرخواه اولا: صرف نظر از این که در مورد محکومیت به دیه به مواد منسوخه 382 و 480 و 484 از قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 استناد گردیده است که به جای آن مواد می‌بایست به مواد 593 و 709 و 714 و بند ب ماده 488 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392/02/01 استناد می گردید و در این مورد به دادگاه محترم بدوی تذکر داده می‌شود. با عنایت به این که دیه مورد حکم و معینه کمتر از خمس دیه کامل می‌باشد و رای صادره در این قسمت از دادنامه تجدیدنظرخواسته قطعی است مستندا به مفهوم مخالف از بند د ماده 232 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری قرار رد درخواست تجدیدنظرخواهی صادر می‌گردد. در خصوص محکومیت به پرداخت جزای نقدی از حیث اتهام فحاشی و ایراد صدمه بدنی (جنبه عمومی) ایراد موثری که موجبات نقض و بی اعتباری دادنامه تجدیدنظرخواسته را فراهم نموده و اساس آن را مخدوش سازد و منطبق با شقوق مختلف ماده 240 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری باشد به عمل نیامده است و از حیث رعایت تشریفات دادرسی نیز دادنامه مذکور اشکال موثری ندارد ولی صرف نظر از این که در مورد جنبه عمومی ایراد صدمه عمدی بدنی به ماده منسوخه تبصره 2 ماده 269 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 استناد گردیده است از آن جایی که با شکستگی استخوان بینی عمل تجدیدنظرخواه منطبق با ماده 614 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 می‌باشد بنابراین تبصره 2 ماده 269 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 که منسوخه می‌باشد به ماده 614 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 اصلاح و بند 2 ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین از دادنامه حذف می‌گردد. هم چنین از آن جایی که شاکی یا دادستان به دادنامه اعتراض ننموده است این دادگاه حق تشدید مجازات را ندارد و مجازات ماده 614 نیز دو تا پنج سال حبس می‌باشد، به ناچار بند ث ماده 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392/02/01 به دادنامه الحاق و به استناد تبصره های 3 و 4 قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب به دادگاه محترم بدوی تذکر داده می‌شود و با این اصلاح و الحاق و حذف ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته در این قسمت که مورد تجدیدنظرخواهی است مستندا به بند الف ماده 257 قانون صدرالذکر تایید و استوار می‌گردد. این رای قطعی است.

رئیس شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه

صلاحی - موذن

منبع