فرجام خواهی نسبت به قرار ابطال دادخواست تایید شده توسط دادگاه تجدیدنظر

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1391/07/25
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: قرار ابطال دادخواستی که از سوی دادگاه بدوی صادر می‌شود و در دادگاه تجدیدنظر نیز عینا تایید می‌گردد قابل رسیدگی فرجامی نیست.

رای خلاصه جریان پرونده

در تاریخ 1389/08/02 آقای ح.الف. به وکالت از طرف خانم گ.ش. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق به طرفیت آقای ن.پ. مجهول‌المکان تقدیم و توضیح می‌دهد خواهان در تاریخ 1376/02/12 به استناد تصویرهای مصدق سند ازدواج شماره 3351 دفتر ازدواج شماره 419 تهران و شناسنامه با خوانده ازدواج نموده اما به موجب استعلامیه محلی، خانه را ترک و به آنجا مراجعت نکرده است واین امر به لحاظ فوق، عسر و حرج زوجه را فراهم نموده لذا باتقدیم دادخواست، تقاضای رسیدگی و صدور حکم به شرح خواسته می‌شود. پرونده برای رسیدگی به شعبه --- دادگاه خانواده تهران ارجاع می‌گردد دادگاه در تاریخ 1389/10/18 با حضور خواهان و وکیل او تشکیل جلسه می‌دهد خوانده دعوا که از طریق مطبوعات دعوت به دادرسی شده که در جلسه شرکت نکرده است وکیل خواهان توضیح می دهد موکل با خوانده دارای دو فرزند مشترک دختر پنج‌ساله و ده ساله می‌باشد و مدت دو سال است که به لحاظ مشکلات مالی، زوج زندگی مشترک را ترک نموده است و زوجه در عسر و حرج قرارگرفته است. محل اقامت خوانده به وسیله دادگاه از نظام پزشکی تهران استعلام می‌گردد (خوانده پزشک است) که در آدرس اعلام شده نامبرده به دادرسی دعوت می‌گردد ولی اخطاریه به علت عدم شناسائی بدون ابلاغ اعاده می‌گردد «دادگاه ضمنا وکیل خواهان را جهت پاره‌ای موارد، برای اخذ توضیح، ارائه دلیل ترک خانواده، دعوت می‌کند »; دادگاه در تاریخ 26/6/90 در وقت مقرر بدون حضور طرفین تشکیل جلسه داده و با اعلام ختم دادرسی حسب رای شماره --- - 900 - 1390/06/30 «به علت عدم ابلاغ اخطاریه و عدم امکان رسیدگی بدون اخذ توضیح از خواهان دادگاه مستندا به ماده 95 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب سال 1379 قرار ابطال دادخواست خواهان را صادر می‌نماید »; که پس از ابلاغ خانم گ.ش. با وکالت آقای ح.الف. نسبت به آن تجدیدنظرخواهی می‌کند که پرونده برای رسیدگی به شعبه یازدهم دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع می‌گردد دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طی رای شماره --- - 1391/01/16 دادنامه تجدیدنظرخواسته را با توضیحاتی در خصوص حکم صادرشده تایید و استوار می‌نماید رای در تاریخ 1391/02/09 به زوجه ابلاغ و آقای ح.ح. به وکالت از طرف مشارالیه نسبت به آن در تاریخ 1391/02/17 فرجام‌خواهی می‌کند پرونده پس از تبادل لوایح و ابلاغ رای به خوانده از طریق مطبوعات به دیوان عالی کشور ارسال که برای رسیدگی به این شعبه ارجاع میگردد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل است پس از قرائت گزارش آقای قدرت اله طیبی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می‌دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

قطع نظر [از] اینکه شعبه --- دادگاه خانواده تهران پس از تعیین نشانی خوانده از طریق نظام پزشکی تهران حسب صورتجلسه مورخ 1390/06/08 طرفین را به دادرسی دعوت نموده و در متن تصمیم مورخ 1390/06/08 وکیل خواهان را جهت ارائه دلیل بر ترک زندگی مشترک توسط زوج و ادای توضیح در این‌باره دعوت به دادرسی نموده و اخطاریه مربوط به جلسه دادرسی 1390/06/27 ساعت 30/10 به وکیل خواهان ابلاغ شده است و نامبرده در جلسه دادرسی مذکور حضور نیافته و موضوع اخذ توضیح نیز در اخطاریه وکیل خواهان به‌طور واضح درج گردیده است و صرفنظر از اینکه دادگاه نخستین در خصوص دعوای مطروحه به استناد ماده 95 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب سال 1379 مبادرت به صدور قرار ابطال دادخواست خواهان...کرده است و حکمی در خصوص مورد نداده، ولی در رای شماره --- - 1391/01/16 دادگاه تجدیدنظر استان تهران در مورد حکم استدلال شده است که به‌نظر می‌رسد مبنی بر اشتباه باشد زیرا در صدور رای خود به دادنامه تجدیدنظرخواسته اشاره نموده و موضوع آن را که در قرار ابطال بوده، به صراحت در رای خود آورده است ولی اساسا قرار ابطال دادخواستی که از سوی دادگاه نخستین صادر و به کیفیت فوق با قید (قرار) از سوی شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان صادر گردیده است، به استناد بند 1 قسمت (ب) ماده 368 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب سال 1379 قابل طرح و رسیدگی در دیوان عالی کشور نیست چه به صراحت بند 1 از قسمت ب ماده 368 قانون مذکور در مقام احصاء قرارهای قابل‌رسیدگی فرجامی می‌باشد آمده است « قرار ابطال یا رد دادخواست که از دادگاه تجدیدنظر صادرشده باشد »; درحالی که حسب مندرجات پرونده قرار ابطال دادخواست بدوا از شعبه --- دادگاه خانواده تهران صادرگردیده که به شرح پیش‌گفته از سوی دادگاه تجدیدنظر استان تهران بعدا تایید و استوار گردیده لذا از جمله قرار ابطال دادخواستی نبوده است که راسا از ناحیه دادگاه تجدیدنظر استان صادر شده باشد بر این مبنا درخواست فرجام‌خواهی خانم گ.ش. با وکالت آقای ح.الف. نسبت به قرار یاد شده قابل طرح دردیوان عالی کشور نمی‌باشد [و] براین اساس درخواست رد می‌شود.

رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور - مستشار

طیبیحیدری

منبع