صدور حکم طلاق به دلیل عسر و حرج و رفتار خشونت‌آمیز؛ تایید دیوان عالی کشور و رد فرجام‌خواهی خوانده

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1400/02/25

رای خلاصه جریان پرونده

خلاصه جریان پرونده:

در این پرونده خانم س. ح. فرزند ح. با تقدیم دادخواست به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش برای اجرای طلاق به لحاظ سویمعاشرت زوج و عسر و حرج به طرفیت اقای ش. ف. طرح دعوی نموده و اظهار داشته مرتب مورد ضرب و جرح مکرر قرار گرفته و امنیت جانی ندارد. دو فقره گواهی پزشکی قانونی مربوط به سال 96 که حاکی از صدمات وارده به خواهان می‌باشد. ضم دادخواست است. مرکز مشاوره دادگستری کامیاران با مذاکره با طرفین عدم سازش ایشان را اعلام نموده است. شعبه *در مورخه 97/12/14 تشکیل جلسه داده است.خواهان گفته به علت ضرب و جرح و فحاشی مستمر و چاقو کشی که دستم مجروح و جراحی شده تحمل زندگی را ندارم. بخاطر یک لیوان اب یک چاقو به من زده است.حتی بخاطر ضرب و جرح من سقط کردم. حاضرم حق و حقوق خودم را بذل کنم. خوانده گفته: طلاق نمی دهم. لایحه تقدیم می کنم. و در لایحه ضرب و جرح زوجه را انکار نموده است.دادگاه قرار ارجاع به داوری صادر نموده است. داور زوجه به شرح ص 25 اعلام کرده مصلحت زوجین در طلاق و متارکه است، داور زوج اعلام کرده به نظر می‌رسد سازش و ادامه زندگی بهترین راه حل باشد. شعبه *به موجب دادنامه شماره *مورخه 98/3/23 حکم به رد خواسته صادر نموده است. خانم س. ح. نسبت به دادنامه اعتراض نموده است. شعبه *به موجب دادنامه شماره *مورخه 98/5/7 دادنامه بدوی را تایید نموده است. اقای م. ا. ا. به وکالت از س. ح. از دادنامه فرجام خواهی نموده که متن لایحه تقدیمی وکیل و پاسخ فرجامخوانده در زمان شور قرائت می‌گردد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردیده پس از قرائت گزارش اقای س. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره */ 5/7 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه

فرجامخواهی خانم س. ح. با وکالت م. ا. ا. نسبت به دادنامه شماره *مورخه 98/5/7 صادره از شعبه *که به موجب ان حکم رد دعوی فرجام خواه از جهت درخواست صدور حکم طلاق به لحاظ عسر و حرج و سوی معاشرت فرجامخوانده صادر گردیده وارد و موجه میباشد. زیرا اولا فرجامخواه در دادخواست به شهادت شهود اشاره نموده لیکن دادگاه نسبت به این خواسته مشارالیها توجه ننموده و استماع شهادت شهود در جهت رفتار زوج امری ضروری است. ثانیا مدارک پزشکی قانونی حکایت از ضرب و شتم زوجه دارد. لیکن دادگاه در خصوص این ادعا می‌بایست با مواجهه حضوری زوجین تحقیق می نمود ثالثا اینکه رد دعوی تمکین زوج خود دلیل بر اینستکه زوج نتوانسته زندگی امن و ارامی را برای زوجه مهیا نماید. رابعا اینکه زوجه به دلیل همین رفتار زوج حاضر شده تمامی حقوق شرعی و قانونی خود را در قبال طلاق بذل نماید. که خود دلیل دیگر بر عسر و حرج و تنفر ایشان بر ادامه زندگی است. و داوران زوجین نیز هیچگونه دلیلی را ارائه نداده اند که زوجین بر مبنای ان حاضر به سازش و ادامه زندگی باشند. لذا با توجه به مراتب مذکور مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته را نقض و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع می‌نماید.

بانقض دادنامه و اعاده پرونده شعبه *تشکیل جلسه داده است. زوجه به سوی رفتار و معاشرت زوج اشاره واینکه چندین بار او را کتک زده است. من ایشان را ببینم تنم می لرزد. یکبار کتف من را شکست. زوج گفته: من او را نزدم در *کتف او شکسته بود به قران قسم می خورم.زوجه گفته یکبار زد تاندوم دستم پاره شد و ربات ان کشیده شده بود. اقای ت. شاهد است. من شکایت کردم. ولی بعد امد دنبالم و رضایت گرفت. مستمر مرا زده است.زوج گفته گاها حرفمان می شد. الکی شکایت کرده است. زوجه گفته من گواه دارم. می توانم حاضر کنم. وکیل زوجه گفته درخواست تمکین زوج رد شده به خاطر خوف و ضرر جانی زوجه بوده و زوج تحت نظر روانپزشک است. زوج گفته یکبار به خاطر اصرار خانم به دکتر رفتم. و اخیرا رای تمکین هم صادر شده است. زوج به پزشکی قانونی معرفی شده و پاسخ حکایت از این دارد. که اختلال عمده روانپزشکی ندارد. ص 182 دادگاه مقرر نموده وقت تجدید و شهود معرفی شوند. جلسه بعدی در 99/9/18 تشکیل گردیده است. اقای ت. م. به شرح برگ 122 پرونده با گواهی امضای 1 - توسط دفتر اسناد رسمی اعلام نموده در حضور اینجانب بارها ش. ف. خانم ح. را مورد ضرب و شتم قرارداده و او را با مشت ولگد می زد. من بارها شاهد بوده ام. 2 - ن. ف. (شاهد) مادر زوجه: دخترم را می زد. گفتم نزن اگر می زنی بکش فلج نکن که امد خانه ما با تیزبر همیشه دخترم را می زد الان سه سال است.دخترم خانه من باشد. یکبار زده بود دست دخترم را بخیه زدند. سوی معاشرت دارد. 2 - ل. ح. (خواهرخواهان) همیشه با هم جدل داشتند. خواهرم زنگ می زد ومی گفت که او را می زند. من شنیدم که به پدرم فحش می داد. که من گوشی را گرفتم گفتم چرا فحش میدهی گفت الان می روم خواهرت را با اسلحه می کشم من گفتم غلط کردم. این کار را نکن، زوجه نیز اظهار داشته 4 بار بخاطر ضرب و جرح جراحی شدم. تهدید می کند که عکس من را پخش می کند خوانده گفته حاضر به طلاق نیستم. وکیل زوجه گفته اقای ت. م. هم نتوانسته به دادگاه بیاید شهادت نامه با گواهی دفتر اسناد رسمی فرستاده است. زوج به موجب دادنامه مورخه 98/9/27 به پرداخت نفقه زوجه از *لغایت اجرای حکم محکوم گردیده است. دادگاه با ختم دادرسی به موجب دادنامه شماره * 99/11/28 با توجه به سوی معاشرت زوج به دلالت شهود که در دادگاه از ایشان استماع شهادت گردیده است. و محکومیت زوج به پرداخت نفقه زوجه و بذل کلیه حقوق توسط زوجه در قبال طلاق و نظریه داوران بر عدم سازش و تنفر شدید زوجه دادنامه بدوی را نقض و حکم به الزام زوج به طلاق زوجه صادر نموده است. اقای ش. ف. از دادنامه فرجامخواهی نموده که متن لایحه تقدیمی ایشان و پاسخ وکیل فرجامخوانده م. ا. ا. در زمان شور قرائت می‌گردد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای س. م. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره --- */ 11/28 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد.

رای شعبه دیوان عالی کشور

رای شعبه

فرجامخواهی اقای ش. ف. نسبت به دادنامه شماره *مورخه 99/11/28 صادره از شعبه *که به موجب ان با نقض دادنامه بدوی واحراز عسر و حرج فرجامخوانده حکم به الزام فرجامخواه به طلاق ایشان صادر گردیده وارد و موجه نمیباشد. و دادنامه فرجامخواسته با توجه به سوی رفتار زوج به استناد شهادت شهود و محکومیت وی به پرداخت نفقه معوقه زوجه و بذل حقوق مالی توسط زوجه با اعلام کراهت و تنفر از زوج و نظریه داوران بر عدم سازش مطابق مقررات و موازین قانونی صادر و ایراد و اعتراض موجه و موثری که موجبات نقض دادنامه فرجامخواسته را مطابق مقررات مندرج در ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی ایجاب نماید. از ناحیه فرجامخواه ارائه نگردیده است. لذا مستندا به مواد 370 و 396 قانون مارالذکر با رد فرجامخواهی به عمل امده دادنامه فرجامخواسته را تایید و ابرام می‌نماید./ا 400/3/1

شعبه *

رییس شعبه: ج. ق. مستشار: س. م. ت.

منبع