جعل به عنوان مقدمه کلاهبرداری

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1395/01/17
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: ارتکاب بزه جعل، چنانچه مقدمه بزه کلاهبرداری باشد، فاقد مجازات مستقل است.

رای خلاصه جریان پرونده

به موجب دادنامه شماره --- - 1392/07/02 شعبه --- دادگاه عمومی جزایی شهرستان کرج مستقر در فردیس آقایان 1 - م. م.ز. 2 - الف م.ز. (متواری) مبنی بر کلاهبرداری از طریق تبانی برای بردن مال غیر و جعل و اخذ حکم به نفع خود موضوع شکایت آقایان الف.ق. و الف.ن. و خ. ع. بنا به دلایل احصایی از جمله شکایت شاکیان و نظریه کارشناس، نامبردگان را مجرم شناخته و از حیث تبانی برای بردن مال غیر هر یک را به تحمل سه سال حبس محکوم نموده و با توجه به این که جزای نقدی و رد مال، قابلیت محاسبه ندارد مجازات را امکان پذیر ندانسته و در مورد جعل و استفاده از سند مجعول به تحمل دو فقره یک سال حبس محکوم کرده است و رای را نسبت به متهم ردیف اول حضوری و نسبت به متهم دیگر غیابی اعلام نموده است. آقای ی. م.ز. تقاضای تجدیدنظر نموده است که شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان البرز طبق دادنامه شماره --- - 1392/09/09 رای بدوی را تایید کرده است. از این رای درخواست اعاده دادرسی گردیده است که پرونده در این شعبه (شعبه --- دیوان عالی کشور) مطرح گردیده و پرونده به دادگاه هم عرض ارجاع گردیده است و به موجب دادنامه شماره --- - 1393/05/28 درخواست آقای م. م.ز. پذیرفته شده و پرونده به دادگاه هم عرض ارجاع گردیده است. پرونده بار دیگر به شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان البرز ارجاع شده و پس از رسیدگی به موجب دادنامه شماره --- - 1393/10/09 درخواست وی را موجه ندانسته و حکم بدوی را تایید کرده است. آقای م. م.ز. تقاضای اعاده دادرسی نموده و مدارکی من جمله نظریه معاونت محترم دادستان کل کشور را که حاکی از محق بودن وی می‌باشد ضمیمه کرده است. مشروح لایحه مربوطه به هنگام شور قرائت می‌شود. پرونده در دیوان عالی کشور مطرح و رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. پیرو گزارش سابق که که پرونده محاکماتی مربوطه مطالبه شده بود اکنون پرونده امر واصل گردیده است خلاصه آن است که آقایان الف. ق. و الف.ن. با وکالت آقای ح. ر. شکایتی علیه آقایان م. و الف. شهرت هر دو نفر م.ز. دایر بر کلاهبرداری و بردن مال غیر مطرح نموده و توضیح داده اند که ابتدا الف. اقدام به فروش مال به نام خود می‌نماید و بعد که ثمن معامله را از خریدار گرفت مبادرت به تنظیم سند رسمی می‌نماید و پس از آن مشارالیه با تنظیم مبایعه نامه ای دیگر به نام برادر خود یعنی م. م.ز. با تبانی یکدیگر با طرح شکایت کلاهبرداری علیه برادر خویش آن هم به صورت غیابی مبادرت به اخذ حکم به رد مال می کند و در دادگاه‌ها اعلام می‌نماید که برادرم متواری بوده و هیچگونه اطلاعی از وی ندارم و سپس آقای م. م.ز. مبادرت به تقدیم دادخواست حقوقی علیه خریداران می‌نماید و از این طریق مبالغ هنگفتی را تصاحب کرده اند (صفحه 5 ) فتوکپی دادنامه شماره --- - 1389/07/21 شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران که حاکی از محکومیت آقای الف م.ز. (متواری) به اتهام انتقال مال غیر می‌باشد نیز ضمیمه شده است. (صفحه 1 ) معاونت دادسرای کرج در خصوص شکایت مطروحه دستورات لازم را صادر کرده است (صفحه 6 ) همچنین معاونت دادسرای کرج با اعطاء نیابت قضایی در مورد سوابق متهمان از دادسرای تهران استعلام به عمل آورده است (صفحه 10 ) پاسخ رسیده حاکی است که آقایان الف. و م. م.ز. دارای چندین فقره سابقه مبنی بر انتقال مال غیر - کلاهبرداری - خیانت در امانت - نزاع جمعی و ایراد صدمه بدنی عمدنی می‌باشند (صفحه 16 - 19 ) از آقای م. م.ز. 62 ساله نظامی بازنشسته تحقیق شده و شکایت شکات به وی تفهیم شده اظهار داشته جانباز شیمیایی هستم و برادرم الف. م.ز. دو قطعه زمین در... و... در سال 1377 به من فروخت چون اسناد آن آماده نبوده اعلام کرد پس از دریافت سند آن را به نام من منتقل می کند چون برادرم بود اطمینان کردم و سپس او مبادرت به فروش دو قطعه زمین فوق به غیر نموده است که در دادگستری کرج تشکیل پرونده دادم و در تهران هم پرونده تشکیل شده حکم محکومیت او را گرفتم حرفهای شکات را قبول ندارم (صفحه 35 ) از آقای د.م.ز. (برادرزاده متهمان) به نام مطلع تحقیق شده اظهار داشته سال 1377 زمین... را الف. به م. م.ز. فروخت و قسم می خورم معامله صوری نبوده است (صفحه 74 ) آقای الف. م. نیز به عنوان گواه گفته است الف. زمین موضوع پرونده را به م. داد و من هم به عنوان شاهد امضا کردم (صفحه 57 ) ر. م.ز. نیز شهادت داده است که معامله (بین الف. و م.) واقعی بوده است (صفحه 76 ) سرانجام در تاریخ 1390/05/30 شعبه --- بازپرسی کرج در مورد شکایت مطروحه قرار منع تعقیب صادر نموده است که این قرار به موافقت دادسرا رسیده است (صفحه 84 ) نسبت به این قرار اعتراض شده است که پرونده در شعبه --- دادگاه جزایی کرج رسیدگی شده و این دادگاه نسبت به رسیدگی دادسرا اعلام نقص تحقیقات نموده و پرونده را اعاده کرده است (صفحه 95 ) از طرف دادسرا موضوع به کارشناس ارجاع گردیده که کارشناس رسمی دادگستری نظر خود را مبنی بر اضافه شدن تاریخ 1377/03/20 به متن سند اعلام داشته است (صفحه 122 ) آقای م. م.ز. طی لایحه ای اعلام نموده که صرفنظر از بیع نامه، وکالت رسمی بلاعزل نیز دارد (صفحه 130 ) سرانجام شعبه --- دادگاه عمومی کرج اعتراض معترض را وارد دانسته و قرار معترض عنه را نقض کرده است (صفحه 149 ) دادسرای کرج اتهام کلاهبرداری و تبانی برای بردن مال غیر را به م. م.ز. تفهیم نموده نامبرده اظهار داشته قبول ندارم معامله واقعی با برادرم کرده ام که متواری شده است (صفحه 150 ) آقای بازپرس شهرستان کرج در تاریخ 1391/08/14 قرار مجرمیت آقایان م. و الف. م.ز. را به اتهام کلاهبرداری و تبانی برای بردن مال غیر صادر کرده است (صفحه 197 ) که پس از موافقت دادسرا کیفرخواست نیز علیه ایشان صادر گردیده است (صفحه 198 ) پرونده به شعبه --- دادگاه عمومی شهرستان کرج (در فردیس) ارجاع شده است و این شعبه نیز پس از احضار متهم الف. م.ز. از طریق مطبوعات (صفحه 206 ) و رسیدگی های لازم سرانجام به شرحی که در گزارش سابق آمد حکم محکومیت متهمین مزبور را صادر کرده است (صفحه 237 به بعد) که شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان البرز رای مزبور را تایید کرده است (صفحه 285 ) پرونده به اجرای احکام ارسال شده و حکم صادره در جریان اجرا قرار گرفته است. براساس تقاضای آقای م. م.ز. پرونده در دادستانی کل کشور مطرح گردیده و معاونت محترم دادسرا طی شرحی موضوع را منطبق با بند 6 ماده 272 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1378 دانسته و موضوع را قابل درخواست اعاده دادرسی اعلام نموده است (صفحه 321 ) پس از درخواست اعاده دادرسی پرونده در این شعبه (شعبه --- دیوان عالی کشور) مطرح گردیده و به موجب دادنامه شماره --- - 1393/05/28 درخواست وی پذیرفته شده است (صفحه 323 ) بار دیگر پرونده در شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان البرز مطرح شده و طبق دادنامه شماره --- - 1393/10/09 رای بدوی مبنی بر محکومیت م. م.ز است که اکنون مجددا با درخواست اعاده دادرسی پرونده در این شعبه مطرح گردیده است مشروح لایحه مربوطه مجددا به هنگام شور قرائت می‌شود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای سید عباس بلادی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره --- - 1393/10/09 مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

در خصوص درخواست اعاده دادرسی آقای م. م.ز. نسبت به دادنامه معترض عنه که به موجب آن مشارالیه به اتهام کلاهبرداری از طریق تبانی برای بردن مال غیر و جعل حسب مورد به تحمل حبس محکوم گردیده است با عنایت به نظریه مورخ 1392/10/09 معاونت محترم دادستان کل کشور (صفحه 320 - 321 ) و استدلال منعکس در دادنامه شماره --- - 1393/05/28 این شعبه (شعبه --- دیوان عالی کشور) که به اختصار حاکی از آن است که اولا شکات سمتی در طرح شکایت نداشته اند ثانیا هیچ دلیلی بر تبانی جز ادعای شکات علیه متهمین وجود ندارد ثالثا شکات دارای سند رسمی هستند و ملک را در اختیار دارند، طرح شکایت تحت عنوان تبانی و جعل چه معنایی دارد؟ درخواست محکوم علیه قابل رسیدگی مجدد به نظر می‌رسد مضافا بر این که با فرض وقوع جعل از سوی محکوم علیه مذکور نیز ظاهرا این امر مقدمه کلاهبرداری به نظر می‌رسد که نمی تواند مجازاتی جداگانه داشته باشد. بنابراین موضوع با بند 6 ماده 272 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال 1378 (قانون حاکم در زمان وقوع بزه) و نیز بند چ ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال 1392 منطبق است و مستندا به بخش نخست ماده 476 قانون اخیرالذکر با پذیرش درخواست و تجویز اعاده دادرسی پرونده جهت رسیدگی به شعبه دیگر از محاکم تجدیدنظر استان البرز محول می‌شود.

شعبه سی و هفتم دیوان عالی کشور- رئیس و عضو معاون و عضو معاون

سید عباس بلادی- غلام حسین حیدری - محمدرضا خسروی سهل آبادی

منبع