اثر مفارقت جسمانی زوجین بر احراز عسرو حرج زوجه

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1395/06/29
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: صرف مفارقت جسمانی زوجین که غالبا به دلیل تنفر زوجه حادث می‌گردد، موجب احراز عسروحرج زوجه در زندگی مشترک نیست.

رای شعبه دیوان عالی کشور

شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه هجدهم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/06/29 - 13 : 07 قاضی: حسین جان طالبی قاضی: سعید عمرانی

خلاصه جریان پرونده

آقای الف. م. در تاریخ 92/9/24 با تقدیم دادخواستی به وکالت از خانم ف. ح.پ. فرزند م. به طرفیت آقای محتبی ج. فرزند ح. به خواسته صدر گواهی عدم امکان سازش به دادگستری شهرستان زاهدان توضیح داده است موکل بنده مطابق سند نکاحیه پیوست دادخواست در عقد دائم خوانده (م. ج.) می‌باشد از ابندای زندگی خوانده با سوء رفتار و ضرب و شتم و آزار موکل بنده موجبات عسر و حرج ایشان را بوجود آورده است به طوری که برای موکل امکان زندگی با ایشان وجود ندارد لذا خواستار صدور حکم گواهی عدم امکان سازش جهت جاری ساختن صیغه طلاق می باشم. »; پرونده جهت رسیدگی به شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی زاهدان ارجاع شده است. دادگاه دستورات اولیه اعم از ثبت پرونده و تعیین وقت رسیدگی و دعوت از طرفین را با ارسال نسخه ثانی ابلاغ صادر نموده است وقت رسیدگی دادگاه با ارسال ابلاغ برای طرفین در تاریخ 93/5/14 تعیین و در تاریخ مقرر به لحاظ مرخصی بودن رئیس شعبه به تاریخ 93/8/14 تجدید شد خوانده آقای م. ج. در لایحه ای که در برگ ردیف 34 پرونده مضبوط است در دفاع اعلام نموده است خواسته خواهان برای صدور گواهی عدم امکان سازش برای طلاق به علت عسر و حرج فاقد دلیل است و برخلاف اصل است زیرا طبق اصل شرعی و قانونی طلاق در اختیار مرد است و اقدامی برخلاف این باید با دلیل و مدارک قانونی همراه باشد و خواهان در دعوای خود برابر استشهادیه محلی سوء رفتار و آزار و اذیت را مطرح کرد و آن را از ادله عسر و حرج خویش دانسته است و در حالی که ایشان در یک نوبت شکایت کذب در دادگاه نهبندان مطرح نموده است که دردادسرا منع تعقیب صادر شد و قرار صادره از سوی دادگاه تایید شد که تصویر دادنامه تقدیم محضر دادگاه می‌گردد و اینجانب در مدت حدود دوماه زندگی مشترک جز محبت چیزی دیگر به همسرم روا نداشتم و تمامی لوازم زندگی آرام و دور از تنش را برای او فراهم نمودم وایشان فقط به دلیل دخالت بیجای خانواده زندگی مشترک را ترک نموده است علاوه بر این من در شعبه اول حقوقی نهبندان برابر پرونده کلاسه --- تقاضای تمکین نمودم علیرغم صدور حکم بر تمکین و قطعیت آن در بازگشت به منزل مشترک و تمکین خودداری کرده است و دادنامه مربوط به این موضوع نیز تقدیم محضر دادگاه می‌شود و ایشان در استشهادیه سراسر دروغ مدعی تهدید و ضرب و شتم گردیده است و این دروغ محض است باید شاهد اقامه نماید ضمن اینکه افراد امضا کننده ذیل استشهادیه معمولا از اقربای ایشان می‌باشند و مضافا به اینکه همسرم ساکن نهبندان است و کارمند اداره آب و فاضلاب شهری می‌باشد و نشانی اعلام شده در دادخواست منزل پدرش است لذا چون نه بنده ساکن زاهدان هستم و نه همسرم ساکن زاهدان است به نظر می‌رسد دادگاه زاهدان فاقد صلاحیت محلی است و در صورتی که زاهدان خود را صالح بداند تقاضای صدور حکم بر بطلان دعوا را دارم. در تاریخ 93/8/4 دادگاه تشکیل گردید وکیل خواهان مجدادا به طرح دعوا به شرح گذشته مدعی گردیده است خوانده موکلش رادر تاریخ 90/8/25 از منزل بیرون کرد و تاکنون هیچ نفقه ای به وی پرداخت نکرده است چندین بار موکل من را مورد ضرب و شتم قرارداد که موکل من برای حفظ آبروی خودش به پزشکی قانونی مراجعه نکرده و خوانده پدر و مادر موکل را در جلوی دادگستری نهبندان مورد ایراد ضرب قرار داده و محکوم به دیه شده است لذا زوجه در عسر و حرج است لذا درخواست صدور حکم طلاق به استناد عسر و حرج را دارم و ایشان حکم تمکین گرفت موکل من مراجعه نموده است با درب بسته روبرو شده است لذا به دلیل ناتوانی از پرداخت نفقه و خوف جانی درخواست حکم عادلانه را دارم. دادگاه در پایان جلسه قرار استماع شهادت شهود خواهان را صادر و پرونده برای 93/11/29 تجدید گردید آقای ح. ع.ن. به عنوان وکیل خوانده به پرونده ورود پیدا کرده است دادگاه در تاریخ مقرر گواهی چند نفر از گواهان را اخذ و سرانجام پس از رسیدگی به شرح دادنامه شماره --- - 94/3/28 با ذکر جزئیات اظهارات طرفین به شرح پیش گفته و آنچه که در دادنامه منعکس شده است چنین رای داده است: «.... دادگاه با توجه به اظهارات خواهان و وکیل وی به شرح دادخواست ومحضر دادگاه دفاعیات موثر خوانده و وکیل وی و اینکه خواهان هیچ دلیل و مدرک مثبت و محکمه پسندی که بتواند صحت ادعای او را به اثبات برساند به دادگاه ارائه ننموده است و از طرفی قانون گذار در ماده 1133 قانون مدنی مقرر داشته مرد می‌تواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید و زن نیز می‌تواند با وجود شرایط مقرر در مواد 1119 و 1129 و 1130 این قانون از دادگاه تقاضای طلاق نماید شرایط مقرر در مواد مذکور شامل ندادن نفقه و عسر و حرج و تخلف از شروط ضمن عقد می‌باشد که هیچ کدام از آنها توسط زوجه به اثبات نرسیده است و صرف ادعا می‌باشد و و در سایر موارد مذکور نیز دادگاه دلیلی بر عسر و حرج زوجه احراز نکرد و صرف تنفر زوجه از زوج دلیلی بر جدائی و طلاق نیست چرا که در مقابل آن زوج سوگند شرعی عشق و علاقه قبلی خود را به زوجه ابراز نموده است بنابراین دادگاه دعوی مطرح شده از ناحیه خواهان را وارد و ثابت ندانسته مستندا به ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی رای بر بطلان دعوی وی صادر و اعلام می‌دارد و در خصوص ایراد وکیل زوج به صلاحیت دادگاه نهبندان هر چند قانون گذار در ماده 12 قانون حمایت خانواده مقرر داشته چنانچه دعاوی مربوط به اختلاف زوجین در دادگاهی مطرح شده باشد سایر دعاوی در همان دادگاه مطرح می‌گردد لیکن اولا زمانی که آن دعاوی در نهبندان مطرح شد زوجه در آن شهرستان ساکن و محل اشتغال او بوده است لیکن اکنون زهدان زندگی می کند و محل اقامت و سکونت وی زاهدان می‌باشد ثانیا حسب اعلام زوجه تمامی پرونده های مطروحه در رسیدگی نهبندان مختومه شده است بنابراین ایراد وکیل زوج وارد نمی داند.»; پس از ابلاغ دادنامه مورد اعتراض و تجدیدنظرخواهی خانم ف. ح.پ. با وکالت ج. ر.ز. قرار گرفته است و پرونده برای رسیدگی به دادگاه تجدیدنظر استان سیستان و بلوچستان ارسال و به شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر آن استان ارجاع گردید شعبه مرقوم پس از رسیدگی به موجب دادنامه شماره --- - 94/7/9 دادنامه بدوی را تایید نموده است پس از ابلاغ دادنامه دادگاه تجدیدنظر مورد اعتراض و فرجام خواهی خانم ف. ح.پ. با وکالت آقای ج. ر.ز. قرار گرفت و پرونده جهت رسیدگی به دیوان عالی کشور ارسال و پس از ثبت در دبیرخانه دیوان عالی کشور به این شعبه (شعبه هجدهم) ارجاع گردید پرونده حکایت دیگری ندارد ضمنا لوایح فرجامی در مقام مشورت مورد ملاحظه قرار خواهد گرفت. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای سعید عمرانی عضو ممیز و ملاحظه پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد

رای شعبه

اعتراض و فرجام خوهی خانم ف. ح.پ. از دادنامه شماره --- مورخ 94/7/9 صادره از شعبه چهارم دادگاه تجدینظر استان سیستان و بلوچستان، مستظهر به دلایل و مدارک متقن و قابل اعتنا جهت اثبات ادعای خود مبنی بر اینکه در زندگی مشترک در عسر و حرج قرار گرفته، نیست و حجت قانونی و شرعی برای نقض رای وجود ندارد، ضمن اینکه صرف مفارقت جسمانی که غالبا براثرتنفرزوجه حادث میشود موجب احراز عسروحرج نیست و مطالبی که در لایحه فرجام خواهی بیان شده بیشتر مربوط به ماهیت قضیه بوده که موجها در استدلال دادگاه مردود اعلام شده است. رای صادره از حیث رعایت تشریفات قانونی نیز با اشکال عمده و موثری مواجه نیست، فرجام خواهی با هیچ یک از شقوق مذکور در ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد فلذا به تجویز ماده 396 قانون پیش گفته ابرام و پرونده اعاده می‌شود.

ح. طالبی - رئیس سعید عمرانی - مستشار

منبع