نظریه مشورتی شماره 7/1404/583 مورخ 1404/11/29

تاریخ نظریه: 1404/11/29
شماره نظریه: 7/1404/583
شماره پرونده: 1404-187/3-583ک

استعلام:

1- اعضای زوج و فرد (مشمول دیه صد و یا پنجاه درصد) از بین قلب، مغز و مخچه، ریه‌ها، کلیه‌ها، حالب‌ها، مثانه، تخمدان‌ها، رحم، غدد فوق کلیوی، لوزالمعده، معده، تیروئید و پاراتیروئید کدامند؟ آیا می‌توان مغز و مخچه، قلب و کبد (اعضای فرد) و کلیه‌ها و ریه‌ها (اعضای زوج) را اعضای مشمول دیه و دیگر اعضا را مشمول ارش دانست؟
2- در صورتی‌که رحم مشمول تعریف عضو قرار گیرد، آیا رحم زنی جوان که در سن باروری است با رحم زنی مسن که دیگر قابلیت باروری ندارد، دارای ارزش یکسان است و هر دو دارای یک دیه کامل می‌باشند؟
3- آیا آتروفی هر یک از اعضا که با از بین رفتن عملکرد آنها همراه باشد، حکم از بین رفتن عضو را دارد؟
4- در موارد شکستگی یا خردشدگی استخوان‌های بلند که دیه مقدر دارند، چنانچه در فرآیند درمان بخشی از آنها خارج شود، آیا بابت نقص ایجاد شده در ساختار استخوان، می‌توان ارش مازاد را لحاظ کرد؟
5- وضعیت التیامی شکستگی‌های استخوانی در اندام‌ها، ترقوه و ستون فقرات که مصدوم پیش از التیام فوت می‌کند چگونه اعلام می‌شود؟ (اعم از درمان شده یا درمان نشده)
6- مقصود از عبارت موضحه دنده یا موضحه ترقوه چیست؟ آیا در مواردی که جراحت پوست در محاذات دنده یا ترقوه باشد و به پوست نازک روی آن‌ها برسد، هم موضحه پوست و هم موضحه ترقوه یا دنده تعلق می‌گیرد یا فقط موضحه دنده یا ترقوه؟ این موضوع از این جهت واجد اهمیت است که چنانچه موضحه دنده تعلق گیرد، جراحت سمحاق آن ناحیه دو درصد ارش است؛ اما جراحت موضحه آن بر روی دنده‌های غیر محیط بر قلب، بیست و پنج صدم درصد دیه دارد که با عدالت قانون در تضاد است.
7- آیا جراحتی که به پرده نازک استخوان دست یا پا مانند ناحیه ساعد برسد و آن را کنار بزند، فقط مشمول موضحه پوست است و یا آنکه برای موضحه استخوان هم ارش یا دیه‌ای متصور است؟
8- آیا در مهره‌های ستون فقرات، جمجمه و دنده، آسیب‌هایی مانند «کنده شدن تکه‌ای از استخوان» «ترک» «خردشدگی» یا «نفوذ در استخوان» مصداق دارد؟ چنانچه این آسیب‌ها موضوعیت دارد، به آنها دیه تعلق می‌گیرد یا ارش؟ به چه میزان؟
9- در بند «ب» ماده 647 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 (شکستگی ستون فقرات) دیه کامل مربوط به شکستگی ستون فقرات است یا متعلق به منفعت از بین رفته می‌باشد و یا برای مجموع آنها محاسبه می‌شود؟
10- در بند «پ» ماده 647 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 (شکستگی ستون فقرات)، چنانچه شکستگی ستون فقرات بی‌عیب درمان شود؛ اما به از بین رفتن چند منفعت (به جای یک منفعت) منجر شود، حکم قضیه چیست؟ مانند آنکه حکم خسارت نهایی در فرضی که عدم توان نشستن و راه رفتن به شکستگی ستون فقرات منتسب شود و زوال دیگر منافع جداگانه لحاظ شود، با زمانی که عدم توانایی کنترل ادرار به شکستگی ستون فقرات منتسب شود و برای عدم زمان نشستن و راه رفتن جداگانه ارش تعیین شود، متفاوت خواهد بود.
11- مقصود از خمیدگی در تبصره 2 ماده 647 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 چیست و چه میزان از خمیدگی مدنظر است؟
12- آیا برای با عیب درمان شدن مهره‌های ستون فقرات مانند فرضی که ارتفاع مهره کاهش یافته است، می‌توان ارش مازاد بر دیه شکستگی مهره (ده درصد) تعیین کرد؟
13- آیا دیه جراحت و شکستگی استخوان‌های بند انگشت به نسبت ارزش آن انگشت است و یا ارزش هر بند انگشت؟
14- آیا شکستگی تیغه میانی بینی که از نظر علم پزشکی شکستگی بینی محسوب می‌شود، از نظر فقهی نیز شکستگی بینی محسوب می‌شود؟
15- در شکستگی بینی که با عیب و نقص بهبود یابد، آیا مجموع شکستگی و عیب مشمول ارش است یا فقط عیب آن مشمول ارش است و خود شکستگی دیه مقدر (ده درصد) دارد؟
16- با عنایت به اینکه در ناحیه فرج، لب‌های بزرگ و کوچک و اجزاء دیگری مانند تکمه تناسلی وجود دارد، مقصود از قطع و از بین بردن اندام تناسلی زن کدام قسمت است؟ آیا شامل ناحیه تناسلی داخلی نیز می‌شود؟
17- در مواردی که بیضه به علت آسیب وارده دچار آتروفی شده و به حدی کوچک می‌شود که کارایی ندارد، آیا از مصادیق از بین بردن بیضه است؟ چنانچه بیضه آتروفیک که فاقد کارایی است و به مانند یک نسج زائد شده است، در اثر حادثه آسیب ببیند و خارج شود، چه حکمی دارد؟
18- آیا در زنان عدم توان مقاربت (واجد دیه کامل) موضوعیت دارد و یا آنکه در زنان فقط موضوع عدم لذت مقاربت (واجد ارش) مصداق دارد؟
19- آیا ارش صدمات و منافع زن نیز به مانند دیه، در صورت رسیدن به ثلث یا بیشتر، نصف می‌شود؟
20- در بسیاری موارد اختلال در منفعت ضبط مدفوع یا ادرار به صورت احتباس مدفوع یا ادرار است و فرد باید با روشی غیر طبیعی مانند استفاده از انگشت یا تنقیه اجابت مزاج کند و یا با تعبیه سوند ادرار را خارج کند؛ در این موارد در صورت عدم تخلیه مدفوع پس از چند روز یا ادرار پس از چندین ساعت، سرریز می‌شود و نشت مدفوع یا ادرار اتفاق می‌افتد. آیا این موارد مشمول ارش است یا دیه عدم توان ضبط مدفوع / ادرار تعلق می‌گیرد؟

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه:

5- چنانچه شخص به لحاظ صدمات وارده، دچار شکستگی به شرح مذکور در استعلام شود و سپس به علت دیگری فوت کند، تا زمانی که مجنی‌علیه در قید حیات بوده و شکستگی وی بدون عیب و نقص درمان نشده تا مشمول قسمت آخر بند «الف» ماده 569 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و دیگر مواد مربوط؛ از جمله ماده 656 و بند «ت» ماده 647 این قانون شود، درمان شدن بدون عیب و نقص، با توجه به سیاق مواد قانونی؛ از جمله بند «الف» ماده 569 قانون یادشده، استثنایی بر میزان دیه شکستگی است که مستلزم اثبات‌ آن با دلیل است؛ بنابراین، تنها در صورتی که در نتیجه تحقیقات قضایی احراز شود شکستگی پیش از فوت، بدون عیب و نقص درمان شده است، مشمول دیه متعلقه در حالت درمان بدون عیب و نقص است.
9 و 10- اولاً، از بندهای «ب» و «ت» ماده 647 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 چنین مستفاد است که قانونگذار با در نظر گرفتن درمان بی‌عیب شکستگی ستون فقرات، در فرض «از بین رفتن یکی از منافع» وفق بند «ب» این ماده، به پرداخت دیه کامل حکم نموده است؛ بر این اساس، در بند «ب» یادشده، دیه شکستگی ستون فقرات که بی‌عیب درمان شده است با دیه زوال منفعت تداخل نموده و برای مجموع آنها یک دیه کامل ثابت است.
ثانیاً، همان‌گونه که آورده شد، شکستگی ستون فقرات در فرضی که بی عیب درمان شود و باعث از بین رفتن صرفاً یک منفعت شود، وفق بند «ب» ماده 647 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 موجب یک دیه کامل است؛ اما چنانچه در نتیجه شکستگی ستون فقرات که بی‌عیب درمان شده است، بیش از یک منفعت از بین برود، با عنایت به اصل عدم تداخل دیات و با لحاظ حکم ماده 544 همین قانون، به تعداد منافع از بین رفته مازاد یا صدمات دیگر حسب مورد، دیه یا ارش تعلق می‌گیرد.
11- منظور از خمیدگی پشت مذکور در تبصره 2 ماده 647 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392، انحنای پشت در حد محسوس است و تشخیص آن با کارشناس (پزشکی قانونی) است و میزان خمیدگی موثر در مقام نیست.
13- بند انگشت عضو تلقی نمی‌شود؛ بلکه وفق ماده 641 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 هر انگشت به عنوان یک عضو دیه مشخصی دارد (یک دهم دیه کامل) که بین مقدار بندها تقسیم می‌شود؛ بنابراین دیه جراحت یا شکستگی بند انگشت بر اساس دیه انگشت سنجیده و محاسبه می‌شود و نه دیه بندهای انگشتان؛ زیرا مواد 568، 569 و 709 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 ناظر به عضو (انگشت) است.
15- ماده 593 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 در خصوص دیه شکستن بینی، چهار حالت را پیشبینی کرده است؛ در فرض سوال که شکستگی بینی با عیب و نقص بهبود یافته است، وفق ماده یادشده موجب ارش است و ارش مقرر در این خصوص برای مجموع شکستگی بینی و عیب و نقص آن است.
16- ماده 664 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 مقرر داشته است «قطع و از بین بردن هر یک از دو طرف اندام تناسلی زن موجب نصف دیه کامل و قطع و از بین بردن بخشی از آن، به همان نسبت دیه دارد»؛ مقصود از حکم این ماده، قطع و از بین بردن دو لب (شفر) یعنی دو گوشتی است که عورت و آلت تناسلی را احاطه نموده است و ناحیه تناسلی داخلی را شامل نمی‌شود.
18- به موجب ماده 707 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 «از بین بردن کامل قدرت مقاربت، موجب دیه کامل است»؛ حکم این ماده به صورت مطلق وضع شده است و مرد و زن را شامل می‌شود. در صورتی که صدمه و آسیبی موجب از بین بردن کامل قدرت مقاربت زن شود؛ به گونه‌ای که امکان مقاربت و جماع را برای او میسر نسازد، موجب دیه کامل است. بر این اساس، حکم مقرر در ماده ذکر شده، با حکم ماده 706 همین قانون که در صورت از بین بردن لذت مقاربت زن، ارش را ثابت دانسته است، متفاوت بوده و دو موضوع جداگانه می‌باشد.
19- با توجه به مواد 17 و 449 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392، «ارش»، دیه غیر مقدر است و مطابق ماده 562 این قانون، در «ارش» تفاوتی میان زن و مرد نیست؛ اما میزان ارش جنایت وارده به اعضاء و منافع زن نباید بیش از دیه اعضاء و منافع او باشد.

منبع