تاریخ دادنامه قطعی: 1401/03/21
پیام: خیار فسخ نکاح فوری است و مطرح کردن فسخ به دلیل جنون بعد از چند سال زندگی مشترک دلیل بر صرف نظر کردن از فسخ میباشد.
خلاصه جریان پرونده:
به حکایت محتویات پرونده محاکماتی، اقای ع. ل. فرزند ع. با وکالت اقای م. ب. دادخواستی به طرفیت خانم ع. م. ا. فرزند ق. به خواسته فسخ نکاح تقدیم دادگستری بابل نموده و در متن ان شرح داده است.که خوانده محترم به موجب قباله نکاحیه (که تصویر ان را پیوست نموده) همسر شرعی و قانونی خواهان میباشد. که بنا به اظهار موکل همسر ایشان دارای بیماری صرع میباشد. و قبل از وقوع عقد هیچگونه اطلاعی به موکل نداده، لذا بیماری وی بعد از وقوع عقد اشکار شده است.که این موضوع باعث عدم ادامه زندگی مشترک شده است. بنابراین موکل اینجانب (خواهان) اصرار بر فسخ ادامه زوجیت دارد.، لذا از محضر دادگاه محترم خانواده تقاضای صدور حکم و انفساخ عقد نکاح خواهان و خوانده را خواستارم. ضمنا خوانده از طریق ثبت اسناد خواهان مطالبه مهریه نموده و سازمان *مربوط مبادرت به صدور اجراییه نموده که در این خصوص تقاضای توقف اجراییه صادره را وفق مقررات جاریه دارم. ضمنا چنانچه خوانده نسبت به بیماری انکار نماید. تقاضای معرفی به پزشک متخصص و در نهایت پزشکی قانونی را خواستارم. دادخواست و ضمایم به شعبه *ارجاع و رییس محترم دادگاه دستور تعیین وقت و ارسال نسخه دوم دادخواست و ضمایم برای خوانده و دعوت طرفین به جلسه دادرسی را صادر نموده است. اخطاریه به سامانه ابلاغ ارسال و مشاهده شده است. در تاریخ 1400/05/02 در وقت مقرر جلسه دادگاه با حضور خواهان و وکیل وی تشکیل، لکن خوانده با وصف ابلاغ حاضر نشده است. خواهان اظهار داشته خانم تشنج دارد.، حدود هشت ماه پیش عقد نموده و هنوز زندگی مشترک شروع نشده و حدود 3 یا 4 ماه پیش در منزل من تشنج کرد و با خانواده وی تماس گرفته ان را به بیمارستان بردم. در زمان عقد به من نگفته که بیماری تشنج دارد. اگر به من می گفت قبول نمی کردم. دادگاه دستور معرفی خوانده را به پزشکی قانونی جهت بررسی بیماری صرع صادر نموده است. پاسخ استعلام حکایت از ابتلای خوانده (زوجه) به بیماری صرع میباشد. ولی به دلیل مصرف دارو کنترل شده است.و فاصله بین حملات خیلی کم میباشد. زوجه طی لایحه ای اظهار داشته قبل از وقوع عقد در مراسم خواستگاری موضوع بیماری خود را با زوج در میان گذاشته است.و حتی از طریق واسطه نیز به ایشان گفته شده، ایشان گفتند نباید خانواده ام در جریان قرار گیرند، ادعای وی مبنی بر عدم اطلاع از بیماری صحت ندارد. و گواهانی دارم. بیماری من نمی تواند از موارد فسخ نکاح باشد.، او از اول مطلع بودند لذا تقاضای رد دعوای خواهان را نموده است. نظر قاضی محترم مشاور بر استماع اظهارات شهود خوانده است. لکن دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/07/21 حکم بر اثبات فسخ نکاح زوجین صادر و اعلام نموده، رای را غیابی اعلام و قابل واخواهی و سپس تجدیدنظر و قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور اعلام کرده اند. دادنامه ابلاغ و محکوم علیها با وکالت اقای ح. خ. از ان واخواهی نموده و متعاقب ان وقت رسیدگی تعیین شده است. در تاریخ 1400/08/19 جلسه دادرسی با حضور واخواه و وکیل ایشان و بدون حضور واخوانده و وکیل وی تشکیل گردیده است. وکیل وی اظهار داشته خواسته به شرح دادخواست واخواهی است.و اضافه نموده زوج از بیماری زوجه مطلع بوده و تاریخ عقد 1399/04/08 میباشد. و زوج یک سال بعد در تاریخ 1400/04/15 اقدام به طرح دعوای فسخ نکاح نمودهاند تا از پرداخت حق و حقوق مالی زوجه خویش در امان بمانند. دادگاه قرار استماع شهادت شهود صادر نموده و از شهود استماع شهادت شده است. پس از استماع شهادت شهود و اطلاع وکیل واخوانده و وی از مفاد شهادت اظهار داشته اند شهادت شهود را به جهت اینکه از بستگان واخواه هستند را قبول ندارند، که متعاقبا قاضی مشاور محترم خانواده به فسخ دادنامه واخواسته اظهارنظر نموده و به صدور حکم بر بطلان دعوای خواهان نظر داده اند. متعاقبا دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/10/07 دادنامه واخواسته را فسخ و حکم بر بطلان دعوای خواهان صادر و رای را قابل تجدیدنظر اعلام و دادنامه ابلاغ گردیده است. سپس اقای ع. ل. (زوج) با وکالت اقای م. ب. از دادنامه مذکور تجدیدنظرخواهی نموده که پرونده به شعبه *ارجاع که پس از تبادل لوایح مرحله تجدیدنظر دادگاه مذکور طی دادنامه شماره --- مورخ 1400/11/19 دادنامه معترض عنه را تایید نموده است. رای صادره قابل فرجام خواهی اعلام شده است، که پس از ابلاغ دادنامه مذکور، زوج با وکالت اقای م. ب. از دادنامه مذکور فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لوایح مرحله فرجامی، پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای دکتر ح. ا. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای ی. ی. گ. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر: صرفنظر از ادعای فرجام خوانده مبنی بر اطلاع فرجام خواه از مریضی صرع وی و انعقاد عقد نکاح، با این وصف و ادامه این رابطه تا یک سال از زمان بستن پیمان نکاح، نظر به اینکه وفق ماده 219 قانون مدنی اصل بر لزوم قراردادها میباشد. مگر اینکه به علت قانونی که قانونگذار به یکی از طرفین داده بتواند ان عقد را به هم بزند. موارد فسخ عقد نکاح در ماده 1123 همین قانون شمارش شده و با توجه به این ماده و همچنین فقه امامیه نظر قاطع به محدود بودن موارد فسخ نکاح و عدم گسترش موارد فسخ در سایر موارد میباشد.، زیرا جواز فسخ و بر هم زدن عقد نکاح موکول به وجود نص و تجویز صریح قانونگذار است.و جایگاهی برای توجیهات عقلی و ملاحظات اجتماعی و انسانی و استدلالات مبتنی بر مصلحت و قیاس و استحسان نمیباشد. و در پرونده حاضر مرض صرع از موارد مذکور در قانون جهت فسخ نکاح بیان نشده است، لذا به تجویز ماده 370 قانون آیین دادرس مدنی عقیده به رد اعتراض و تایید دادنامه فرجام خواسته دارم. در خصوص دادنامه شماره --- مورخ 1400/11/19 فرجام خواسته، مشاوره نموده و چنین رای می دهد:
رای شعبه
فرجام خواهی اقای ع. ل. فرزند ع. با وکالت اقای م. ب. به طرفیت خانم ع. م. ا. فرزند ق. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1400/11/19 صادره از شعبه *که به موجب ان دادنامه شماره --- مورخ 1400/10/07 شعبه *مشعر بر بطلان دعوای فرجام خواه به طرفیت فرجام خوانده مبنی بر فسخ نکاح تایید گردیده است.وارد و موجه نیست، زیرا دادنامه فرجام خواسته مطابق موازین بوده و از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی نیز فاقد ایراد موثری که نقض ان را ایجاب نماید. میباشد.، بنابراین با عنایت به مواد 366 و 370 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن رد درخواست فرجام خواهی، رای فرجام خواسته ابرام میگردد. مقرر می دارد. دفتر پرونده به دادگاه صادر کننده رای اعاده گردد.
شعبه *
رییس: دکتر ح. ا. عضو معاون: س. ح. ن.