فسخ نکاح به دلیل عدم بیان بیماری

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1400/02/20

پیام: عدم توانایی زوجه در باروری و بچه دار شدن از موارد فسخ نکاح نیست.

رای خلاصه جریان پرونده

خلاصه جریان پرونده:

برابر محتویات پرونده فرجامخواه با وکالت وکلای مذکور در فوق در تاریخ 1399/02/30 به طرفیت فرجامخوانده دادخواستی به خواسته فسخ نکاح به جهت تدلیس زوجه به دادگاه عمومی بخش *تقدیم کرده و توضیح داده است. موکل به موجب سند رسمی در تاریخ 1393/11/10 با خوانده عقد دائم نموده است.که حاصل این ازدواج فرزند 4 ساله به نام ا. می‌باشد. مشارالیها حسب اظهار موکل در زمان خواستگاری و انعقاد عقد خود را دوشیزه و باکره معرفی نموده لیکن اخیرا موکل متوجه گردیده که خوانده دعوی دوشیزگی نداشته و این موضوع را از موکل مخفی نگه داشته است. مطابق تصویر عقد نامه رسمی مورد استناد خواهان در صفحه مشخصات زوجه در قسمت نام، بانو م. ف. درج گردیده ودر سطر انتهایی جمله بیوه و مطلقه خلعیه شده است.قید شده است. سردفتر ثبت کننده عقد نیز گواهی نموده است.که ازدواج قبلی و طلاق زوجه را به زوج گفته شد و به خانم مذکور گفتم که اقای ع. ح. دوبار سابقه ازدواج دارد. که همسرشان را مطلقه نموده است.دادگاه قرار عدم صلاحیت خود را با توجه به اعلام محل اقامت خوانده از سوی خواهان به صلاحیت دادگاه‌های عمومی حقوقی استارا صادر نموده است.شعبه *پس از تشکیل چند جلسه رسیدگی واستماع اظهارات طرفین نهایتا پس از اعلام ختم رسیدگی به شرح دادنامه شماره --- مورخ 1399/09/20 چنین رای صادر نموده است: با توجه به اوراق و محتویات پرونده نظر به اینکه خواهان با اطلاع از مطلقه بودن خوانده اقدام به ازدواج با وی نموده و حسب اظهارات خواهان به شرح صورتجلسه تاریخ 1399/09/05 بیش از 6 سال از تاریخ ازدواج سپری شده و دارای فرزند مشترک چهارساله می‌باشند چنانچه خواهان مطلع از فسخ نکاح بوده می‌بایست در مدت عرفی متداول و اوایل ازدواج به قید فوریت نسبت به حق فسخ خود اقدام و عدم این اقدام حکایت از مطلع بودن خواهان از عدم باکره بودن خوانده و شرایط وی در ازدواج سابق داشته و همچنین ملاحظه پاسخ استعلام واصله از پزشکی قانونی مبنی برعدم امکان تشخیص ترمیم بکارت با گذشت بیش از 6 سال که جملگی موارد فوق خارج از شمول ماده 1131 از قانون مدنی و حق فسخ نکاح برای خواهان می‌باشد. لهذا بنا به جمیع جهات معنون دادگاه مستندا به رکن قانونی مارالبیان وماده 1257 قانون مدنی حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر واعلام می‌نماید. با اعتراض وتجدیدنظرخواهی وکلای خواهان شعبه *به موجب دادنامه فرجامخواسته با رد اعتراض تجدیدنظرخواه دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. سپس با فرجامخواهی وکلای زوج پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ج. ق. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره*فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد.

رای شعبه دیوان عالی کشور

رای شعبه

فرجامخواهی اقای ع. ح. با وکالت اقای ا. ن. و اقای ز. ع. نسبت به دادنامه صادره از شعبه *به شماره فوق الذکر که حسب مفاد ان با تایید دادنامه بدوی صادره از شعبه *در خصوص دعوی فرجامخواه به طرفیت فرجامخوانده به خواسته فسخ نکاح حکم بر بطلان صادر گردیده است. با هیچ یک از شقوق مندرج در ماده 371 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی انطباق ندارد. دادنامه فرجامخواسته با توجه به مبانی استدلال منعکس در ان و متن عقد نامه رسمی زوجین برابر مقررات صحیحا صادر گردیده است.از ناحیه وکلای فرجامخواه مطلب مدلل و مستندی که موجب نقض ان گردد. ابراز نشده است.و از جهت رعایت اصول و مقررات دادرسی نیز ایرادی در ان مشاهده نمی گردد. بنابراین به استناد مواد 370 و 396 قانون مرقوم ضمن رد فرجامخواهی فرجامخواه دادنامه فرجامخواسته را تایید و ابرام می‌نماید./ا 400/2/29

شعبه *

رییس شعبه: ج. ق. مستشار: دکتر ح. ح.

منبع