تردید در فسخ نکاح

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

رای دادگاه تجدیدنظر استان

گردشکار:به تاریخ 1401/07/27 در وقت فوق العاده شعبه *، به تصدی امضای کنندگان ذیل تشکیل است، پرونده ی کلاسه ی *تحت نظر است. بر اساس محتویات پرونده، اقای و. ت. فرزند م.، با وکالت خانم ر. ش. م. فرزند ح.، به طرفیت خانم س. ق. فرزند ن.، با وکالت اقای م. خ. فرزند ن. ا.، دعوای خود را به خواسته ی فسخ نکاح به دلیل فریب در ازدواج مطرح نموده، با این توضیح که، خواهان ادعا می نماید.؛ اینجانب درتاریخ30/ 11/ 1399با خوانده ازدواج نمودم واکنون در دوران عقد به سر می بریم.و در ماه اول دوران عقد متوجه بیماری تیرویید وی شدم وبیماری های دیگر وی شروع شدو ایشان دچار اسم و تنگی نفس و سردرد شدید و دیسک کمر و زانودرد شده بود.و من از بیماری های وی قبل از وقوع عقد ازدواج اطلاع نداشتم.و ایشان مرا فریب داده است.لذا خواستار فسخ نکاح به دلیل فریب در ازدواج می باشم.)، نامبرده در جلسه دادرسی دادگاه نخستین، اظهار میدارد.؛ اینجانب فقط بیماری تیرویید دارم. و قبل از وقوع عقد ازدواج خواهان را از وجود بیماری مطلع نموده بودم.و بیماری دیگری ندارم.و قبلا اسم و سردرد داشتم که برطرف شده است.و خواهان مشکل اعصاب و روان دارد.وبیماری من جزی عیوب موجب فسخ نکاح نمی‌باشد. وکیل خوانده نیزدر دفاع اظهار نموده؛ 1- موکل و خواهان محترم در تاریخ 30/ 11/ 1399 به عقد دایم یکدیگر درامده اند. قریب به یک سال بعد از ثبت نکاح، زوج اقدام به ثبت دعوی حاضر با خواسته ی فسخ نکاح نموده است. با عنایت به موارد مذکور در قانون جهت فسخ نکاح و سخت گیری قانونگذار جهت تحکیم مبانی خانواده، در راستای رد خواسته ی مستفاد از مدلول ماده 1123 از قانون مدنی هیچ یک از مصادیق مورد نظر قانونگذار که واجد خصوصیت است.و اوصاف ان در موکل مفقود است.2- به شرح مفاد دادخواست و اظهارنامه ابلاغی به موکل خواهان اظهاراتی بی اساس در ابتلای موکل به علایم ارتروز زانو، دیسک کمر، تیرویید، میگرن، افتادگی پوست!!! و ….اشاره نموده اند.که هیچ یک از موارد مذکور در دادخواست و اظهارنامه مشمول امراض موجب فسخ نکاح نبوده و قانونگذار همواره بر تحکیم مبانی خانواده مصر بوده است. حتی در خصوص امراض مذکور در ماده 1123 نظر اساتید و دکترین نیز بدین صورت است.که: فرض این است.که این عیوب درمان ناپذیر است.یا به دشواری درمان می‌شود.، پس اگر علم پزشکی عیبی مانند برص یا قرن را به سادگی درمان پذیر سازد اختیار فسخ مبنای خود را از دست می دهد و اگر به وسیله ی عمل جراحی یا به وسایل درمانی دیگر این عیوب از بین برود، حق فسخ مبنای حقوقی خود را از دست می دهد و به استناد عیب سابق نمی توان نکاح را فسخ کرد.نتیجه حاصل این می‌باشد. که به طریق اولی، حتی در فرض وجود امراض ادعایی زوج با وجود انواع روش های درمانی در علم پزشکی، به دلیل از بین رفتن زمینه ضرر و مبنای فسخ، محلی برای فسخ نکاح باقی نمی ماند.3- موکل و خواهان، قبل از ازدواج با یکدیگر مراوادت در حد معمول قبل از ازدواج را داشته و هیچ پنهان کاری ای از سوی موکل صورت نپذیرفته و به نظر می‌رسد که زوج، از زمان اخذ تصمیم به اتمام زندگی، با مشورت و اگاهی یافتن از تفاوت اثار حقوقی منتج از طلاق و فسخ نکاح، برای فرار از پرداخت مهریه، راه فسخ نکاح را برگزیده است! 4- بر اساس ماده ی ماده 647 از کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی، محقق شدن جرم فریب در ازدواج زمانی رخ می دهد که زوج یا زوجه امری مثبت و پسندیده را که خلاف واقع و حقیقت بوده و در وی وجود و واقعیت نداشته است.صراحتا اعلام نمایند که وجود دارد. و عقد ازدواج می‌بایست بر مبنای ان امر واهی، واقع شده باشد.و در مانحن فیه، هیچ فریبی از سوی موکل صورت نپذیرفته و با عنایت به تمامی مطالب معنونه در فوق، عدم وجود بیماریهای مصرح در قانون، در مانحن فیه، عدم انجام هرگونه فریب و پنهان کاری از سوی ایشان، ضرورت حفظ استحکام ارکان خانواده، صدور حکم به بی حقی خواهان و رد خواسته ی ایشان مورد استدعا است. دادگاه پس از بررسی ادعای خواهان واخذ دفاعیات خوانده و وکلای ایشان، اینگونه انشای رای نموده است؛ … با عنایت به گواهی پزشکی قانونی، مبنی بر این که ((طبق مشاوره تخصصی به عمل امده ونتایج آزمایشات درخواستی نامبرده (زوجه) بیماری مقاربتی غیر قابل درمانی که از طریق امیزش قابل انتقال به زوجین باشد.احراز نگردید.)) ونیزگواهی پزشکی قانونی مورخ 11/ 2/ 1401مبنی براین که؛ ((با توجه به مشاوره تخصصی به عمل امده نامبرده (زوجه) مبتلا به پرکاری تیرویید می‌باشد. که با درمان دارویی تحت کنترل می‌باشد. و جزی بیماری های صعب العلاج نمی‌باشد.طبق مشاوره تخصصی به عمل امده در حال حاضر مبتلا به سنگ کلیه وبیماری های گوارشی و دیسک کمر نمی‌باشد.)) و نظر به این که طبق ماده ی 1123 قانون مدنی، عیوب زن که موجب حق فسخ برای مرد می‌باشد. منحصر در6 مورد است.که شامل بیماری های مدعای خواهان نسبت به خوانده نمی گردد.همچنین طبق ماده 1128 قانون مدنی (هرگاه دریکی از طرفین (زوجین) صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود. که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود خواه وصف مذکوردرعقد تصریح شده یا عقد متباینا بران واقع شده باشد.) که درمانحن فیه هنگام وقوع عقد ازدواج شرط عدم وجود وبیماری های مدعای خواهان نسبت به خوانده محرز نمی‌باشد.علیرغم این که طبق گواهی های پزشکی قانونی فوق الذکر زوجه (خوانده) مبتلا به بیماری های مورد نظر خواهان (زوج) نمی‌باشد. و صرفا مبتلا به پرکاری تیرویید می‌باشد. که با درمان دارویی تحت کنترل می‌باشد.که این امر موجبی برای فسخ نکاح و عسر و حرج در زندگی زناشویی نمی‌باشد.ومقصود مقنن از فسخ نکاح ناظر به مواردی است.که رابطه زوجین را مختل می کند و زوجین نمی توانند رابطه زناشویی برقرار نمایند و هدف ازدواج که تولید نسل و برقراری ارامش برای طرفین است.محقق نشود. باقید این که فسخ نکاح فوری می‌باشد. وچنان چه زوجین پس از علم و اطلاع از عیب طرف مقابل حق فسخ را جاری نکنند نکاح قابل فسخ نمی‌باشد.علیرغم این که برای زوج حق طلاق نیز محفوظ می‌باشد.بنابراین دادگاه خواسته خواهان را وارد و ثابت ندانسته ومستندا به مواد 1123و1128 قانون مدنی و ماده 197 قانون ایین دادرسی مدنی حکم بر رد دعوی صادر و اعلام می نماید. ….. از رای صادره در مهلت قانونی توسط خوانده، تجدید نظر خواهی شده وجهت رسیدگی به این شعبه *، پس از قرائت گزارش پرونده و با توجه به محتویات ان و مفاد دادخواست تجدیدنظرخواهی، با اعلام کفایت مذاکرات، ختم دادرسی را اعلام و به اتفاق نظر و با استعانت از خداوند متعال، به شرح زیر مبادرت به صدور رای می نماید./ج

رای دادگاه

بسمه تعالی در خصوص تجدید نظر خواهی اقای و. ت. فرزند م.، به طرفیت خانم س. ق. فرزند ن.، نسبت به دادنامه ی شماره *تاریخ 1401/05/30 صادره از شعبه *، که به موجب ان بنا به جهات واستدلال قاضی محترم دادگاه بدوی به شرح فوق الذکر حکم به رد دعوی (که صحیح ان؛ حکم بر بطلان دعوا، می‌باشد.)، صادر گردیده است.از توجه به مفاد دادخواست تجدیدنظر و لوایح اعتراضی پیوست، اعتراض تجدید نظرخواه به جهات ذیل وارد نمی‌باشد.، زیرا؛ اولا:طبق نتیجه استعلام از پزشکی قانونی زوجه دچار بیماری های بیماری مقاربتی، دیسک کمر، بیماری های گوارشی و معده، نمی‌باشد. و بیماری پرکاری تیرویید وی، قابل درمان است.و زوجه نیز منکر بیماری های مزبور است، هر چند عیوب موضوع ادعایی تجدید نظر خواه، هیچ یک، مشمول ماده 1123 قانون مدنی نمی‌باشد. و بر فرض وجود بیماری های مذکور، زوج فورا اقدام ننموده و عدم علم وی به فوریت حق فسخ ثابت نیست.ثانیا:ادعای زوج با ماده ی 1128 قانون مدنی نیز منطبق نمی‌باشد.، زیرا؛ یا باید در عقد نکاح صریحا سلامت از بیماری خاص شرط شود. یا عاقد صیغه عقد را، متبانیا بر وصف خاص وسلامت زوجه از بیماری جاری نماید.، که در سند نکاحیه وحین عقد، چنین شرطی محقق نشده است.ثالثا: عقد نکاح عقدی استثنایی بوده واز سایر عقود متمایز است.ومصلحت ان به جهت حفظ کیان خانواده وعدم فروپاشی ورعایت اصل لزوم عقد نکاح ایجاب می نماید.تا از تزلزل به دور باشد. وحتی در مقام شک وتردید در جهت امکان یا عدم امکان فسخ ان باید مطابق اصل لزوم اتخاذ تصمیم وتفسیر صورت بگیرد.لذا تجدیدنظرخواه هیچگونه دلیل معتبری که موجبات فسخ رای صادره را ایجاب نماید. به دادگاه ارائه ننموده ورای صادره نیز از توجه به جهات ومبانی مندرج در ان با هیچ یک از جهات وشقوق ماده 348از قانون ایین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی قابل انطباق به نظر نمی رسد واز حیث رعایت تشریفات واصول دادرسی نیز فاقد ایراد واشکال موثر قانونی بوده بنا براین ضمن حذف ماده 197 قانون ایین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی از دادنامه مورد اعتراض به جهت عدم ارتباط با موضوع والحاق ماده 1257 قانون مدنی به ان، با رد اعتراض تجدید نظر خواه دادنامه تجدید نظر خواسته به استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی تایید می‌گردد.این رای قطعی است.وظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور می‌باشد.

مستشاران شعبه *

س. ش. ا. ب. م. ه. ج.

منبع