در این پرونده اقای س. س. دادخواست ابطال ثبت واقعه ازدواج (ابطال نکاح و به تبع ان ابطال سند نکاحیه) به طرفیت خانم م. ع. پ. تقدیم شعبه *نموده است.و اظهار داشته مستندا به سند رسمی نکاحیه مورخ 96/6/7 به دلیل اینکه نکاح مذکور مطابق مذهب شافعی جاری نگردیده است.و دارای اشکال و ایرادات اساسی است.لذا صدور حکم به خواسته مورد استدعا است.و خواهان در لایحه خود اضافه نموده اولا زوج اذن ولی در ازدواج با اینجانب را نداشته است.ثانیا عدم حضور شاهدان ثالثا شخص ثالث به جای عاقد و سردفتر اصلی عقد را بدون رعایت موازین شرعی و عدم تطبیق ان با مذهب حضرت ا. ش. جاری کرده که دارای اشکال میباشد. خوانده در لایحه خود دفاعا اظهار داشته اولا خواهان دلیل موجه بر ادعای خود ارائه ننموده است.ثانیا خواهان با وجود سند رسمی نکاح و ازدواج خواهان ابطال ان سند شده که برخلاف اصل صحت و ماده 223 قانون مدنی بوده و قابلیت استماع ندارد. ثالثا ادعای خواهان برخلاف اقاریر عدیده وی در دعاوی سابق میباشد. همچنین برخلاف ماده 70 قانون ثبت اسناد میباشد. لذا هیچ گونه ایرادی متوجه نکاح فیمابین نمیباشد. و از دادگاه تقاضای رد دعوی خواهان را نموده است.دادگاه در تاریخ 99/9/23 تشکیل جلسه داده و طرفین را جهت دادرسی دعوت نموده است.وکیل خواهان درخواست موکل را به شرح دادخواست تقدیمی بازگو نموده است. وکیل خوانده نیز ضمن تکذیب ادعای خواهان با توجه به دفاعیه مطروحه تقاضای رد دعوی خواهان را نموده است.درنهایت دادگاه در تاریخ 99/10/3 مبادرت به صدور رای به بطلان دعوی خواهان نموده است.سپس خوانده به شرح لایحه وکیل خود که عمدتا تکرار مطالب و اظهارات در فرایند دادرسی است.نسبت به رای صادره دادخواست تجدیدنظر تقدیم نموده و از دادگاه تجدیدنظر تقاضای نقض رای صادره و صدور حکم به خواسته را نموده است.پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و دادگاه مذکور نیز در تاریخ 99/12/20 مبادرت به صدور رای به تایید دادنامه تجدیدنظرخواسته نموده است.متعاقبا زوج نسبت به رای صادره معترض است.و از دیوان عالی کشور تقاضای فرجامخواهی نموده که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و مطرح رسیدگی میباشد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. م. ه. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
در خصوص دادخواست فرجامخواهی اقای س. غ. ب. با وکالت اقای ر. ق. نسبت به رای شماره *مورخ 99/12/20 شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ 99/10/3 شعبه *مبنی بر صدور حکم به بطلان دعوی ابطال نکاح و ابطال ثبت نکاح با توجه به محتویات پرونده فرجاخواهی وارد است.زیرا اولا خواهان مدعی است.اینجانب تابع مذهب شافعی هستم و با توجه به اینکه نکاح اینجانب و خوانده بدون اذن ولی و حضور گواه منعقد گردیده است.در حالی که در مذهب ش. نکاح زوجه ای که بدون اذن ولی وحضور گواه منعقد گردیده باشد. باطل است.لذا از دادگاه تقاضای ابطال نکاح فیمابین را نموده است.ثانیا خوانده در مقام دفاع اظهار داشته به فرض بعید حتی اگر بنابر ادعای خواهان عقد نکاح صورت گرفته را نپذیریم اصحاب دعوا قبلا ازدواج دیگری با هم داشته اند که طلاق رجعی در این خصوص صورت گرفته است.لذا رجوع با هر لفظ و عمل محقق خواهد شد و زندگی مشترک زوجین به مدت بیش از یک سال دلیل بر ان میباشد. ثالثا با عنایت به مراتب مذکور نظر به اینکه زوجین تابع مذهب شافعی هستند و برابر تبصره ماده 4 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 دادگاهها موظفند در احوال شخصیه ایرانیان غیرشیعه دعاوی انان را رسیدگی و مطابق مبانی فقهی و دینی انان رای صادر نموده و فصل خصومت نماید. لذا ضرورت دارد. دادگاه از مرکز اسلامی غرب کشور و شورای افتای مذهب شافعی استعلام گردد. اولا در چه مواردی زن برای نکاح به اذن ولی (پدر یا جد پدری) نیاز دارد. ثانیا در صورت عدم دسترسی به پدر و جد پدری یا فوت انان ایا اذن وی کماکان باقی است.یا دیگر نیاز به اذن ولی نمیباشد. و اگر نیاز به اذن ولی کماکان باقی باشد. چه کسانی این اذن را باید جهت نکاح زن صادر نماید. ثالثا اگر زن بعد از طلاق نخواهد ازدواج کند اذن ولی در فروض مذکور به چه نحوی است.رابعا در مورد شاهدان عقد نکاح خواهان و خوانده و نحوه ان تحقیقات لازم صورت پذیرد نظر به نواقص تحقیقات مذکور رای فرجامخواسته قابلیت ابرام ندارد. لذا مستندا به مواد 371 و 401 قانون ایین دادرسی مدنی رای فرجامخواسته را نقض کرده و پرونده را جهت رسیدگی مجدد در راستای نواقص گفته شده و صدور رای مقتضی پس از رفع نواقص مذکور به شعبه *ارجاع می نماید.
رئیس شعبه *: ح. ع. مستشار: ح. م. ه.