تاریخ دادنامه قطعی: 1395/06/15
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در بزه قتل عمدی، چنانچه دلایل کافی در توجه اتهام به افراد معین وجود داشته و قاتل قابل شناسایی باشد، حکم به پرداخت دیه از بیت المال، فاقد وجاهت قانونی است.
حسب محتویات پرونده اولیای دم مرحوم ع.ر. شکایتی مطرح نمودهاند و درخواست پرداخت دیه مقتول را از بیت المال داشته اند که شعبه اول دادگاه کیفری یک شهرستان الف. در تاریخ 94/12/12 مبادرت به رسیدگی طی دادنامه شماره --- نموده که خلاصه ای از جریان پرونده باین شرح که در تاریخ 84/8/23 از طریق پاسگاه انتظامی ش. واقع در شهرستان چ. گزارش به دادستان عمومی شهرستان، اعلام شده و حسب گزارش جسد مجهول الهویه ای کشف گردیده که از قسمتهای مختلف بدن، مورد ضرب و جرح قرار گرفته است از جسد و هویت آن تحقیق و بررسی به عمل آمده که معلوم گردید هویت جسد به نام ع.ر. میباشد از اولیای دم بازجویی و تحقیقات به عمل می آید که خانم م.س. همسر مقتول اعلام داشته که همسرم ساعت 12 ظهر مورخه 94/8/22 از منزل خارج شده و هدف وی از خروج منزل رفتن به تفریح با چهار نفر از دوستانش بوده که اسامی دوستانش اعلام نشده است و همینطور مشارالیها بیان داشته که دو ماه قبل، فردی به نام م.ی. خودکشی کرده و برادر ایشان به نام ع.ر. تهدید نموده که به جای برادرش باید یکی از افراد خانواده ر. را به قتل برسانم فرد دیگری به نام غ.الف. نیز با همسرم اختلاف حساب داشته و علت خودکشی م.ی. را اینطور بیان داشته که ایشان خواستگار برادرزاده شوهرم به نام خانم ص.ر. بوده لیکن با این وصلت، موافقت صورت و وی در نتیجه، اقدام به خودکشی کرده است. از ع. تحقیقات به عمل آمده، وی بیان داشته من قاتل نیستم ولی افرادی به اسامی 1 - ی.ی. 2 - خ.خ. حدود یازده روز پیش که من در منطقه ش. بودم با فرد دیگری که یک چشم وی ناقص بود، در حال تهدید کردن و نقشه کشیدن برای قتل ع.ر. بودند و دنبال تهیه اسلحه می گشتند حاضر هستم با آنها مواجهه حضوری شوم. نامبرده در اظهاراتش در مورخه 84/8/26 جزئیات تمیزی از موضوع را اعلام نموده و اظهار داشته وقتی که م.ی. به قتل رسید همه اقوام و فامیل ناراحت بودند یک روز که من در منزل پدرم زنم بودم آقای الف.ر. گفت من حاضرم 50 گلوله به منزل خانواده ر. که قاتل برادرم بودند شلیک کنند و اگر ی.ی. بیاید من حاضرم انتقام م. را بگیرم تا اینکه در تاریخ 84/8/22 من با ی.ی. تماس گرفتم و ی. به من گفت غروب بیا سر پل به طرف پارک جنگلی قرار است ایمان ریزه وندی، علی رضایی را فریب دهد تا به آن محل بیاید تا اور [او را، صحیح است] بکشیم و انتقام م. را از او بگیرم. من هم غروب به وسیله یک دستگاه پیکان کرایه ای به آن محل رفتم هوا تاریک شده بود و گویا من درست دیر به سر قرار رسیده بودم پس از یک ساعت ی. نزد من آمد و گفت ع.ر. را کشتیم. ی. خودش تنها بود ولی گفت به همراه الف.ر. و خ.الف.، ع.ر. را به قتل رسانده ایم در آن موقع ی. اضطراب داشت. از ی. درمورخه 84/8/26 تحقیق به عمل آمده گر چه اتهام قتل را منکر شده است ولیکن اظهار داشته که سابقا که م.ی. کشته شد الف.ر. در مورد فوت وی از من سئوال پرسید که من گفتم خودکشی کرده است. در صفحه 140 پرونده آقای ع.ی. به صراحت بیان داشته که وقتی به محل قرار رفتم ی.ی. را دیدم و یک چاقو در دست داشت و گفت به همراه خ.الف. و الف.ر. و احتمالا یک نفر دیگر به نام ع.، مقتول را کشته اند. از آقای ع.ی. درمورخه 84/9/3 به شرح صفحه 150 تحقیقات به عمل آمده وی بیان داشته من چیزی به یاد ندارم برادرم به قتل رسیده و توسط خانواده ر. کشته شده است. اگر بیش از این از من تحقیق شود خودم را می کشم از کلیه متهمین تحقیقات و بازجوئی به عمل می آید و در تاریخ 92/12/19 با این بیان که اقرار آقای ع.ی. موضوعیت نداشته و با سایر قراین و امارات موجود در پرونده مغایرت دارد و به لحاظ انکار دیگر متهمین و عدم امکان شناسایی مرتکبین قتل، مبادرت به صدور قرار منع تمامی متهمین به اسامی 1 - ع.ی. 2 - الف.ر. 3 - خ.الف. 4 - ی.ی. 5 - غ.الف. و به لحاظ عدم اعتراض اولیای دم به قرار صادره قطعی اعلام میشود و اولیای دم تقاضای پرداخت دیه از بیت المال را می نمایند. دادگاه با استناد به ماده 487 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 92 چنانچه شخصی به قتل برسد و قاتل شناخته نشود، دیه از بیت المال پرداخت میشود. حال آنکه از نظر این دادگاه دلائل کافی در توجه اتهام به افراد معین وجود دارد و قاتل قابل شناسایی میباشد. چونکه قبل از قتل مرحوم ع.ر. فردی به نام م.ی. خواستگار یکی از بستگان وی بوده و چون نامبرده معتاد بوده دختر ب.ر. با وی ازدواج نکرده در نهایت وی خودکشی می کند و پس از آن آقای ع.ی. که برادر م. بوده به صراحت تهدید و انتقام گیری مینماید که این موضوع میتواند از موارد لوث تشخیص داده شود در نهایت دادگاه با توجه به مراتب فوق موجبات پرداخت دیه از بیت المال را صحیح ندانسته و با استناد به مفهوم مخالف ماده 487 قانون مجازات اسلامی و ماده 197 قانون آیین دادرسی در امور مدنی، حکم بر بی حقی اولیای دم صادر می نمایند. دادگاه این رای را قابل فرجام در ظرف بیست دانسته که خانم شیرین م.ح.الف. مادر ع.ر. به همراه سایر اولیای دم در تاریخ 95/2/8 برای صادره شماره 134 اعتراض مینماید. و پرونده به دیوانعالی کشور ارسال که جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع میشود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای رضا حاتمی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی جناب آقای کامران محمد حسینی دادیار محترم دیوانعالی کشور (با توجه به گزارش عضو محترم ممیز اولا با عنایت به اینکه موضوع قرارهای منع تعقیب قطعی شده است لذا رسیدگی مجدد در این مورد قابل خدشه و فاقد توجیه قانونی است و اما در مورد تصمیم دادگاه با عنایت به اینکه موضوع از موارد مندرج در ماده 428 قانون آیین دادرسی کیفری نمیباشد لذا قابل طرح در دیوانعالی کشور نمیباشد) مشاوره نموده چنین رای می دهد:
تجدیدنظرخواهی خانم ش.الف. اولیاءدم مرحوم ع.ر. همراه با سایر وراث به اسامی م.س. همسر مرحوم ک.ر. قیم ص.ر. نسبت به دادنامه شماره --- مورخه 94/12/12 صادره از شعبه اول دادگاه کیفری یک استان ایلام، وارد به نظر نمی رسد. زیرا از ناحیه تجدیدنظرخواهانها اولیای دم اعتراض موجود و مدللی که موجبات نقض دادنامه معترض عنه را ایجاب نماید ابراز و اقامه نشده است و دادگاه نیز حسب ماده 487 قانون مجازات اسلامی که بیان داشته چنانچه شخصی به قتل برسد و قاتل شناخته نشود دیه از بیت المال پرداخت میشود، حال آنکه به نظر دادگاه صادرکننده رای، دلائل کافی در توجه اتهام به افراد متهم در پرونده وجود داشته و قاتل قابل شناسایی بوده است. بنابراین رای اصداری از حیث مبانی استدلال و رعایت اصول دادرسی و موازین قانونی صحیح اصدار یافته و ایراد و اشکالی بر آن وارد نیست. مستندا به بند الف ماده 469 قانون آیین دادرسی در امور کیفری ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته را عینا تایید و ابرام مینماید.
شعبه بیست و نهم دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار
نبی ا... راجی - رضا حاتمی