تاثیر رابطه دوستی شاکیه و متهم در تحقق بزه زنای به عنف

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

رای دادگاه بدوی

پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *

1. خانم م. ش. فرزند ع. واخواه و واخوانده، به نشانی *

*. خانم س. ا. ه. فرزند س. واخوانده، به نشانی *

*. اقای ن. ح. ز. فرزند ر. واخواه، با وکالت خانم م. د. خ. فرزند ق. به نشانی *و با وکالت اقای ج. ع. ز. فرزند ا. به نشانی *

اتهام ها:

1. زنا به عنف و اکراه

2. زنا به عنف و اکراه (معاونت)

(رای دادگاه))

اولا:در خصوص اتهام خانم س. ا. ه. فرزند ع. 35 ساله خانه دار مجرد با سواد شیعه و ایرانی فاقد سابقه کیفری اهل *دایر بر معاونت در تجاوز (زنا) به عنف و اکراه نسبت به شاکی خصوصی خانم م. ش. با توجه به محتویات پرونده امر و با لحاظ اظهارات شاکی خصوصی و متهم در جلسه مورخ 1402/08/11 دادگاه و به لحاظ عدم کفایت ادله اثباتی بر وقوع بزه معنون از ناحیه متهم موصوف دادگاه به استناد ماده 383 قانون ایین دادرسی کیفری مصوب 1392 با الحاقات و اصلاحات بعدی قرار منع تعقیب از این حیث صادر ثانیا: در خصوص واخواهی اقای ن. ح. ز. فرزند ر. معروف به ل. ح. ز. متولد 1372/01/03 با شماره ملی*صادره از *دارای سابقه کیفری که پس از شکایت شاکی و شروع به تعقیب متواری شده و تا کنون دستگیر نگردیده است.با وکالت خانم م. د. خ. نسبت به دادنامه غیابی شماره *مورخ 1402/06/19 صادره از این دادگاه بر محکومیت واخواه (اصیل) به اتهام تجاوز (زنا) به عنف و اکراه نسبت به شاکی خصوصی خانم م. ش. با توجه به محتویات پرونده امر و شکایت شاکی خصوصی و اظهارات بی شایبه و منطبق با واقع وی در مراحل رسیدگی که اظهار داشته: (در جلسه مورخ 1402/02/05) از اقای ن. ح. ز. شکایت دارم. 1401/08/22 تجاوز کرد یک سال قبلش من ایشان را سمت بازار وکیل دیدم با دوستم رفته بودم بازار وکیل برای خرید در قالب راننده تاکسی که ماشینش به تاکسی می خورد ما به عنوان مسافر سوار شدیم … مارو رساند جلوی خوابگاه ازم شماره مرا گرفت گفت غریب هستم جایی را بلد نیستم برای دکتر امدیم … رفت شب پیام داد و خیلی اصرار داشت ما را دعوت کند گفت اینجا با خواهر و خواهرزاده ام خونه گرفتم تو پیام ها گفته بود ما ترس داشتیم گفتیم نه و بلاکش (مسدودش) کردم فردا صبح با دو شماره جدید شروع کرد پیام و تماس و امد جلو خوابگاه … من یک رفتاری ازش دیدم که دنبال رابطه با من بود پرخاشگری کردم و دعوا کردیم و دیگر رفت و دوباره سال 1401 ابان ماه پیام فرستاد گفت من از مکه برایت هدیه اوردم رفتم سمت کشن هدیه ازش گرفتم و یک سری صحبت کرد … صبح … می رفتیم سمت *ولی تغییر مسیر داد رفت سمت هفت تنان که از شهر خارج شود. گفت نترس ما یک خونه گرفتیم یک ماهی می مانیم برادرم و خواهرم هستند برویم ببینیم محله اش چطور است.گفتم هفت تنان خوب است.گفتم مهمان داریم و باید برویم خونه … ترس داشتم ازش دنبال رابطه بود می خواستم از دستش فرار کنم دعوا بالا گرفت وایساد و سمت من یک چاقو در اورد (بیرون اورد) گفت با اینها من هشت تا گروگان گیری داشتم از ترس مرده بودم گفت یا با من می ایی یا سرت می برم من کامل تهدید را حس کردم گفت بیا فقط خونه را ببین و مرا برد هفت تنان و با یک خانمی تماس گرفت کلید خونه اش را براش گذاشته بود تو پنجره … برد داخل خونه پا شدم رفتم سمت در امد گفت من از پارسال به تو علاقه دارم. گفتم من دور این داستان ها نیستم و می خواستم از منزل خارج شوم نگذاشت و مرا انداخت روی تخت و مقاومت می کردم گفت یک کاری می کنم که مرا شوهر از این به بعد صدا کنی و مرا کشاند روی مبل انداخت گفت صدایت در بیاوری همین جا می کشمت… ان کار که نباید انجام شد شوارم در اورد و لباس خودش کامل در اورد و از جلو تجاوز کرد … طول کشید و کامل … دیدم که خونریزی خیلی شدید دارم. … رفتم سمت دست شویی خودم شستم قصد خودکشی داشتم می خواست دوباره تجاوز کند خیلی وحشتناک شده بود رفت دوش بگیرد سریع لباسم پوشیدم و رفتم فرار کردم… همان روز پیش پلیس و گزارش دادند 110 امد و… شکایت کردم… شاکی در جلسه مورخ 1402/06/19 دادگاه اظهار داشته: مثل یک حیوان به من اسیب رساند و پیام ها را با هماهنگی مامورین اگاهی پس از تجاوز برای متهم ارسال کردم دنبال این بودم با هماهنگی مامور اگاهی ایشان را *بکشانم که خودش می دانست چه کار کرده و متواری شد من باکره بودم اولین بار ایشان به من تجاوز کرد و پرده بکارتم اسیب دید دخول انجام شده پزشکی قانونی اعلام کرده… اشنایی قبلی ارتباطی به تجاوز ندارد. من اهل نزدیکی جنسی قبل از ازدواج نیستم و این نقشه تو ذهن متهم بود که استفاده کرد … با توجه به اظهارات و مدافعات شاکی خصوصی در جلسه مورخ 1402/08/07 دادگاه که اعلام داشته: … بعد از صدور حکم جریان برادرش هست که به من پیام می دهد و تهدید می کند … می گوید می برمت پزشکی *و ثابت می‌شود. حکم را عوض می کنم چون تو دیوان عالی کشور از بستگانم انجا هستند یا رضایت می دهی و همین جا حکم عوض می‌شود. یا خودم چون بستگانم تو دیوان عالی هستند حکم را عوض می کنم و این یک اسیب روحی دیگری است.که برایم مزاحمت ایجاد می‌شود. بعد از اینکه شکایت کردم با هماهنگی مامورین برای جلو رفتن پرونده پیام می دادم به متهم و… دچار این مریضی و مشکل شدم بعد از تجاوز و ایشان باعث شده من برای همیشه از ازدواج منصرف شوم و هیچ وقت من ازدواج نمی کنم آزمایش ایدز و دیگر بیماری های مقاربتی انجام دادم گرفتار شدم رفت و امد و زیر نظر پزشک زنان که مدتی هر روز زیر سرم بودم و بستری شدم… خودتون می بینید که چه وضعیتی دارم. من وکیل ندارم. خودش بیاید توضیح بدهد و چرا تهدید می کند گیرم من با ایشان صمیمی بودم چیزی که خط قرمز من بوده است.با این بهانه می برد و بهم تجاوز کرد و دختری ام ازم گرفت … متهم گفت من این کارها را خیلی انجام دادم و کسان دیگری که این بلا سرشون امده و ممکن است.بیاید در نظر بگیرید ادعا می کنند من دنبال پول هستم تو پیام هاش هست به هیچ عنوان غیر از قانون چیز دیگری من نمی خوام ایشان باید از بین برود و از این دنیا پاک شود.… بلی من از اول گفتم… سوار شدیم و توضیح دادم … چه جوری من تشخیص می دادم چه قصدی دارند… قرار اینکه ایشان چه قصدی دارند نداشتم من خبر نداشتم… عقب ماشینش می نشستم دیدم دارد. می رود سمت دروازه قران و از شهر خارج می‌شود. تا ان موقع من چیز خلافی از ایشان ندیده بودم که شک کنم ایشان بدون اطلاع من عکس می گرفت … من واقعا راضی نبودم من این همه دانشجو تو دانشگاه اگر می خواستم می رفتم با انها… پیش بینی نمی کردم… اینجا بود که شروع کرد تو غرور مرا خرد می کنی ما بلوچیم دختر ده ساله بخوام بهم می دهند تو کی هستی… گفت من کاری می کنم که تو مرا شوهر خطاب کنی و بیفتی دنبالم … گفت من بلوچم ما معروف به کینه شتری هستیم حالا که مرا عصبانی کردی سرت می برم … مقاومت من فایده نداشت گریه می کردم کارم به التماس کشید… گفتم حداقل دختری ام از بین نبر قیافه فوق العاده شیطانی و حیوانی چشامم بسته بودم و به هر طریقی که توانست تجاوز کرد و من دیگر قید خودم را کامل زده بودم … متوجه خونریزی خیلی شدید شده بودم… به خودکشی فکر می کردم … دنبال فرصت بودم که بروم سریع پیش پلیس برای اولین بار تو اون خونه تجاوز شد و بکارتم از بین رفت و ان مرحله که گفتم قبلا … از ناحیه عقب دست کرده بود … رفتم دکتر … من نادان و ساده و باور کردم اشتباه کردم عین بچه ها رفتار کردم این بلا سرم امد دادگاه با توجه به محتوای پیامک های استنادی شاکی خصوصی صفحات 23 الی 28 پرونده و پاسخ های متهم به پیام های شاکی پس از اعلام شکایت که شاکی اعلام کرده با هماهنگی مامورین برای دسترسی به متهم ارسال نموده است.با این عناوین که فقط می تونم بگم ببخشم خداجان یک روز فرصت جبران بده … به حرفای الکی فکر نکن … تو پاکترینی و با توجه به مفاد نظریه پزشکی قانونی ناظر به ازاله بکارت از شاکی و زمان ان مطابق با اظهارات شاکی خصوصی و اوضاع و احوال مسلم و دفاعیات غیرموجه وکیل مدافع متهم و اینکه عدم وجود نمونه اسید فسفاتاژ مثبت با توجه به اظهارات شاکی خصوصی و نظریه پزشکی قانونی منافاتی با وقوع بزه ندارد. و محل وقوع بزه که خونه مبله بود و اجاره شده و ورودی و خروجی و محوطه ان فاقد دوربین مدار بسته بوده و عدم وجود اثار ضرب و جرح بر بدن شاکی با توجه به اظهارات شاکی و نحوه اقدامات منافاتی با وقوع بزه ندارد. و همراهی شاکی با متهم با توجه به سابقه اشنایی که شاکی اعلام کرده و اینکه در زمان قبل از وقوع بزه با قصد و هدف جلب اعتماد شاکی اقدام و رفتار مشکوکی شاکی از متهم مشاهده نکرده و قبل از ان رابطه جنسی وجود نداشته و شاکی نیز با این سابقه رفتار متهم از قصد و نیت واقعی متهم اطلاع نداشته و بر این اساس این همراهی موثر نبوده و دلالتی بر رضایت شاکی به رابطه جنسی ندارد. با توجه به اینکه شاکی دختر بوده و در مدت زمان ارتباط با متهم تا زمان وقوع بزه رابطه جنسی با متهم نداشته و متهم نیز ادعای اینکه قبلا با شاکی رابطه جنسی داشته ندارد. و رابطه قبلی با وصف اینکه نامتعارف و غیر قابل توجیه می‌باشد. برای زمان وقوع بزه و اوضاع و احوال حاکم بر اثار وقوع بزه متفاوت از شرایط رابطه قبلی تاثیری ندارد. و پرداخت وجه به حساب شاکی که توضیح داده ارتباطی به موضوع شکایت شاکی ندارد. و قابل توجیه نیست و چه بسا متهم با خانمی که در محل وقوع بزه با وی همکاری داشته و ممکن است.همراه دیگر وی یا نگهبان خونه مبله باشد. زمانی را که خلوت بوده و کسی در منزل نبوده انتخاب کرده و اشتباه شاکی ناظر به اینکه سوار خودرو شده و قبلا شماره تلفن به متهم داده و اعتماد کرده با توجه به اظهارات شاکی که اعلام کرده از قصد و نیت متهم اطلاع نداشته و مثل بچه ها رفتار کرده و اشتباه کرده نیز موثر نمی‌باشد. و در فرض تمایل شاکی به برقراری رابطه جنسی با متهم با توجه به اینکه اعلام کرده باکره بوده و دختری اش خط قرمز وی بوده در زمان قبل از وقوع بزه باید این رابطه به این نحو برقرار می شد و اینکه در مدت زمان بیش از یک سال اشنایی شاکی و متهم بین انها چنین رابطه ای وجود نداشت دلالت بر صحت اظهارات شاکی خصوصی دارد. متهم نیز اگاه بوده که چه اتفاقی افتاده و بلافاصله تسویه حساب و محل را ترک و متواری می‌شود. و تاکنون علی رغم اطلاع از تحت تعقیب بودن حضور نیافته و اظهارات مالک منزل خانم س. ا. ه. در جلسه مورخ 1402/08/11 دادگاه با توجه به اظهارات شاکی خصوصی و زمان خروج شاکی از منزل مغایرتی با اظهارات شاکی خصوصی ندارد. و ناظر به زمانی است.که متهم پس از وقوع بزه و خروج از منزل حدود ساعت سه عصر و تعقیب شاکی که اعلام داشته حدود ساعت سه و نیم عصر دکتر بوده متهم سپس به منزل برگشته و وسایل خودش را جمع و به صاحب منزل تماس گرفته که برای تسویه حساب مجددا حدود ساعت پنج یا شش عصر مطابق اظهارات صاحب منزل، منزل را ترک کرده است.و ناظر به دو زمان مختلف است.و شاکی و صاحب منزل نیز در جلسه مورخ 1402/08/11 دادگاه اعلام داشته اند همدیگر را ندیده و نمی شناسند و بر این اساس و با توجه به سایر قراین و امارات موجود در پرونده امر به نظر دادگاه دادنامه معترض عنه ناظر به محکومیت متهم اقای ن. ح. ز. (واخواه) مطابق موازین قانونی و شرعی صادر شده است.و ایراد و اعتراض موثری از ناحیه متهم و وکیل مدافع وی که موجبات خدشه به مبانی ان را فراهم نماید. به عمل نیامده است.دادگاه با رد واخواهی به استناد ماده 407 قانون ایین دادرسی کیفری مصوب 1392 با الحاقات و اصلاحات بعدی دادنامه معترض عنه را تایید و اعلام می‌گردد.این رای حضوری و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان محترم عالی کشور می‌باشد.

رئیس شعبه *مستشار شعبه *

م. ر. ن. خ. ح.

اقای ن. ح. ز. فرزند ر. معروف به ل. ح. ز. متولد 1372 دارای سابقه کیفری دایر بر تجاوز به عنف زنا با شاکی خانم م. ش. که اظهار داشته شاکی از اقای ن. شکایت دارم. در تاریخ 1401/08/21 به من تجاوز نموده یک سال قبل یک بار سمت *با دوستم رفته بودم مرا دید و در قالب تاکسی مرا سوار نمود و جلو خوابگاه ازم شماره مرا گرفت. و گفت غریب هستم و جایی بلد نیستم برای دکتر امدم رفت و شب پیام داد و پیوسته تماس می گرفت. من از رفتارش متوجه شدم که دنبال رابطه است. پرخاش گری کردم و دیگر رفت و دوباره سال 1401 ابان ماه تماس گرفت. و گفت من از *برای شما هدیه اوردم. رفتم از وی هدیه را بگیرم یک سر صحبت کرد من را سوار بر ماشین و از شهر خارج شد. می خواستم از دستش فرار کنم دعوا بالا گرفت. که به سمت من چاقو کشید و گفت با من می ایی یا سرت را می برم و مرا برد هفت تنان و با یک خانمی تماس گرفت. و برد داخل خانه و به سمت من امد و گفت از پارسال به تو علاقه دارم. می خواستم از منزل خارج شوم نگذاشت و با زور به من تجاوز کرد. بعد از عمل قصد خودکشی داشتم می خواست دوباره به من تجاوز کند که از دستش فرار کردم. و همان روز شکایت کردم. و پرده بکارتم اسیب دید پزشکی قانونی اعلام پارگی ناقص در اثر دخول اعلام کرده است. دادگاه با شکایت شاکی خصوصی و مفاد نظریه های پزشکی قانونی در صفحات 6 و 14 و 33 پرونده منطبق با اظهارات شاکی خصوصی و اوضاع و احوال و مفاد و محتوای پیامک های رد و بدل شده فی مابین شاکی و متهم وفق صفحات 23 الی 28 پرونده و سایر قرائن و امارات موجود دادگاه بزه انتسابی متهم را دایر بر زنای به عنف محرز و مسلم با شاکیه م. ش. محرز و مسلم دانسته و با استناد به مواد 211 و 221 و 231 بند ت ماده 224 قانون مجازات اسلامی حکم بر محکومیت متهم ن. ح. ز. را بر اعدام از طریق حلق اویز و تادیه دو درصد دیه کامل به عنوان ارش البکاره و تعداد سیصد عدد سکه تمام بهار ازادی به عنوان مهر المثل درحق شاکی خصوصی مجنی علیه صادر می نماید. رای صادره غیابی و پس از ابلاغ واقعی قابل واخواهی می‌باشد. پس از واخواهی اولا درمورد اتهام خانم س. ا. ه. فرزند ع. 35 ساله دایر بر معاونت در تجاوز به زنای به عنف و اکراه نسبت به شاکیه خانم م. ش. دادگاه با توجه به محتویات پرونده و به لحاظ عدم کفایت ادله اثباتی بر وقوع بزه معنونه از ناحیه متهمه قرار منع تعقیب از این حیث صادر نموده و ثانیا در مورد واخواهی اقای ن. ح. ز. معروف به ن. ح. ز. متولد 72 وکالت خانم م. د. خ. که در شعبه *تحت رسیدگی قرارگرفته و تاریخ 1402/08/17 مبادرت به صدور دادنامه شماره *نموده و دادنامه واخواسته را مطابق موازین قانونی و شرعی دانسته و ایراد موثری از ناحیه متهم و وکیل راکه موجبات خدشه به مبانی ان را فراهم نماید. به عمل نیامده دادگاه با رد واخواهی به استناد ماده 407 قانون ایین دادرسی در امور کیفری دادنامه واخواسته را تایید می نماید. پس از ابلاغ رای خانم م. د. خ. به وکالت از اقای ن. ح. ز. تقدیم لایحه ایکه ضم پرونده گردیده درخواست فرجام خواهی نموده که پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع می‌شود.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرائت گزارش اقای ر. ح. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای س. ح. دادیار دیوان عالی کشور مبنی بر این که با توجه به اوراق و محتویات پرونده، مفاد شکایت شاکیه و مدافعات وکیل مدافع متهم نظر به اینکه شاکیه با متهم رابطه دوستی داشته و همراهی شاکیه با متهم به واسطه عنف و اجبار نبوده و برای مدتی هم این ارتباط ادامه داشته و اگر شاکیه از همان روز اول رفتار مشکوکی از متهم مشاهده مینمود می‌بایست این ارتباط را قطع و به خواسته متهم به محل موردنظر رفت وامد نکند و اینکه عمل زنا با شاکیه صورت گرفته محرز است. ولی این امیزش بدون زور و اکراه بوده مستندی ارائه نشده و نظریه پزشکی قانونی و پیامک های ردوبدل شده میان طرفین هم دلالت بر تجاوز به عنف ندارد. لذا رای صادره برابر موازین قانونی اصدار نیافته مستندا به قسمت چهارم بند ب ماده 469 قانون ایین دادرسی کیفری عقیده به نقض رای صادره و ارجاع پرونده به دادگاه هم عرض جهت رسیدگی مجدد دارم. مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

فرجام خواهی خانم م. ش. به وکالت ن. ح. ز. معروف به ن. ح. ز. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1402/08/17 صادره از شعبه *با بررسی اوراق و محتویات پرونده ملاحظه می‌شود. ارکان اثبات جرم زنای به عنف در متن دادنامه صادره از ناحیه دادگاه مستندات علم تحصیلی از طریق متعارف تحصیل نگردیده است. و قرائن و امارات مستند علم در دادنامه قید نگردیده است. و اظهارات شاکی منعکس در پرونده و در صورتجلسات دادگاه ضدونقیض می‌باشد. شاکیه در مرحله اولیه اظهار داشته من متوجه شدم که متهم دنبال رابطه با من می‌باشد. و در جلسه مورخ 1402/08/07 شاکیه می پذیرد که به متهم به رستوران و باغ وحش رفته اند و متهم در پاره ای موارد اظهار داشته شاکیه طی تماس مکرر از وی درخواست نموده که از *عزیمت نماید. و همان طوریکه در متن دادنامه امده است. شاکیه در صورتجلسه مورخ 1402/02/05 مدعی گردیده که دعوا کردیم و دیگر رفت و دوباره سال 1401 ابان ماه پیام داد که از مکه برایت هدیه اوردم که جهت تحویل هدیه به نزد وی می رفتم و در مرحله دیگر تحقیقات از شاکیه اظهار داشته با اختیار و اراده خود عقب ماشین وی نشستم و دیدم دارد. به سمت دروازه قران می رود. که این نوع اظهارات شاکی دلالت بر اینکه متهم بالاجبار و با زور به وی تجاوز نموده باشد. دلیل موجه شرعی و قانونی وجود ندارد. و متهم در تمام مراحل دادرسی منکر تجاوز به عنف بوده است. و نظریه پزشکی قانونی و هم صرف نظر از عدم تعیین متجاوز عنفی بودن تجاوز را اثبات نمی کند و نحوه حصول علم اعضای دادگاه متعارف به نظر نمی رسد خصوصا اینکه شبهه در ادله هم وجود دارد. و با توجه به مراتب و با استناد به بند چهارم بند ب ماده 469 قانون ایین دادرسی در امور کیفری دادنامه صادره نقض و جهت رسیدگی مجدد به دادگاه هم عرض ارجاع می‌شود.

شعبه *

رئیس: ع. ع. مستشار: ر. ح. عضو معاون: ز. ا. ص.

منبع