تاریخ دادنامه قطعی: 1395/05/27
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: تبدیل مجازات اعدام به حبس ابد در جرایم مواد مخدر، زمانی قابل إعمال است که با توجه به کیفیت و مسیر حمل مواد، احراز گردد متهم قصد توزیع آن را در داخل کشور نداشته است.
در ساعت 13/30 مورخ 1393/12/19 توسط پلیس مبارزه با مواد مخدر شهرستان ق. در عوارضی شماره 2 ... خودرو سواری پژو به شماره انتظامی... که آقای س.الف.ع. یکی از سرنشینان در صندلی عقب بوده، بازرسی و از کیف مشکی رنگ همراه وی مقدار 235 گرم هروئین کشف میشود (ص 2 ) پیامک های صندوق ورودی گوشی همراه وی استخراج گردیده که حاکی است پیامهای رمزی که قاعدتا بایستی در رابطه مواد مخدر باشد از طرف اشخاص ناشناس به گوشی نامبرده واصل شده (ص 4 ) در تاریخ 93/12/19 از وی در نیروی انتظامی بازجوئی شده اظهار داشته، بنده در کرج سوار ماشین پراید سفید رنگ مواد فروش که ایشان را نمی شناسم شدم در صندلی عقب ماشین کیف سیاه رنگی بود که هنگام پیاده شدن از عقب ماشین برداشتم و در ترمینال... پیاده شدم وقتی داخل آن را در ترمینال باز و مشاهده کردم مقداری وسایل و مواد در داخل آن بود و من از ترس دیگر آن را نگاه نکردم و ندانسته آن را برداشته و سوار ماشین شده و به سمت شهر خود راه افتادم که در راه ماموران مرا گرفتند و دستگیر کردند (ص 6 ). و در ادامه اظهار داشته قبول دارم که در گوشی من پیامهائی در مورد خرید و فروش مواد مخدر است زیرا وقتی مواد را درداخل کیف دیدم دیگر قید مغازه و اجاره مغازه را زدم و به رفقای قدیمی که با آنها آشنا بودم زنگ زده و از مواد می خواستم قیمت بگیرم (ص 5 ). در برگ سبز رنگ تحویل به شماره سریال م/ 1153908 ثبت شده به شماره 4508 مورخ 93/12/20 وزن خالص و بدون لفاف هروئین کشف شده 235 گرم ثبت شده (ص 7 ) مراتب به دادسرای عمومی و انقلاب قزوین گزارش و پرونده به شعبه هفتم دادیاری ارجاع شده است (ص 8 ) در تاریخ 93/12/20 دادیار شعبه --- از متهم س.الف.ع. بازجویی و گزارش مامورین را قرائت و تفهیم [اتهام] نموده اظهار داشته بنده دیروز صبح ساعت 7/5 از شهرستان ز. به سمت شهرستان ق. برای اجاره مغازه نانوائی راه افتادم. چون شغل اصلی من نانوائی میباشد با قطار از ز. رفتم گفتند باید بروی اتحادیه نانوایان... برای مغازه، سوار ماشین شدم از الف بروم داخل شهرستان ک. ماشین خانواده بودند که یک خانم و یک آقا جلو نشسته بودند و یک بچه حدودا پنج ساله که دختر بچه بود عقب نشسته بود و یک کیف کمری هم کنار دختر بچه بود که مشکی رنگ بود من کیف را برداشتم و دیدم وقتی زیپ آن را کمی باز کردم دیدم یک گوشی و مواد داخل آن بود و چند تا وسیله دیگر هم بود من زیپ را بستم و به راننده گفتم همین جا پیاده می شوم پیاده شدم و دیگر قید مغازه را زدم و رفتم ترمینال ک. مواد هم داخل کیف بود. سوار ماشین سواری شدم که به ز. بروم. من یک رفیق داشتم در ز. که اعتیاد دارد پیام دادم و گفتم مقداری مواد هست دست یکی از بچه ها است بدردت میخورد و او هم گفت باید ببینم و من اندازه مواد را نگفتم چون اندازه مواد را نمی دانستم و گفته س. همان دوستم است که معتاد است و گفته گوشی که پیامکهای آن خارج نویس شده مال خودم است و مامورین هم گفته اند داخل کیف گوشی نبوده است و ترازوی توزین بوده است بنده نمی دانم چه بوده ولی من کیف را سرقت کردم دیدم داخل آن مواد است دیگر در کرج سراغ اجاره مغازه نرفتم و گفتم ببرم مواد را بفروشم سپس دادیاراتهام حمل و نگهداری 235 گرم هروئین را بوی تفهیم نموده در پاسخ گفته است مواد مال من نیست ولی قبول دارم که من کیف را سرقت کردم. دیدم داخل آن مواد است از اجاره مغازه در ک. منصرف شده و به سمت ز. برگشتم تا ببرم مواد را بفروشم آخرین دفاع نیز اخذ شده گفته مواد مال من نیست. من کیف را که داخل آن مواد است سرقت کردم (ص 9 - 10 ) از متهم انگشت نگاری شده دارای یک فقره سابقه سرقت بوده است (ص 17 ) پنج گرم از هروئین کشف شده با کد 820 را جهت تعیین نوع و ماهیت مواد به آزمایشگاه پلیس آگاهی ناجا ارسال کرده اند (ص 19 ) دادیار در تاریخ 94/1/10 برای متهم به اتهام حمل و نگهداری 235 گرم هروئین قرار مجرمیت صادر و در مورد استعمال تریاک در گذشته و ادعای سرقت کیف که عقیده دارد مکرا بیان شده قرار منع تعقیب صادر کرده است که مورد موافقت دادیار اظهار نظر قرار گرفته (ص 20 ) و براساس قرار مذکور کیفرخواست صادرشده (ص 21 ) پرونده به دفترکل دادگاههای انقلاب قزوین ارسال شده و به شعبه اول دادگاه انقلاب قزوین ارجاع شده است 94/1/31 (ص 22 ) در تاریخ 94/2/10 دادگاه پس از انقضاء مهلت داده شده به متهم جهت معرفی وکیل از کانون وکلای قزوین خواسته است برای متهم وکیل تسخیری معرفی نمایند (ص 26 ) کانون وکلای قزوین به آقای م. ح ابلاغ کرده که به سمت وکیل تسخیری س.الف. ع. منصوب شده برابر مقررات اقدام نماید و رونوشت آن را برای شعبه اول دادگاه انقلاب قزوین فرستاده است (ص 28 ) پاسخ آزمایشگاه واصل و اعلام کرده است نمونه مواد مذکور هروئین میباشد در جلسه 94/4/10 که با حضور متهم و وکیل وی و نماینده دادسرا تشکیل شده متهم در دفاع از اتهام حمل و نگهداری 235 گرم هروئین اظهار داشته یک چیزهائی در مواد مخدر به من گفته اند که اگر بگوئید قاضی برای شما فرار از جرم می زند و من اهل این کار نیستم من تا زمانی که ماموران گفته اند داخل کیف ترازو هست من نمی دانسته ام فکر کردم که موبایل است من داخل کیف را نگاه کرده ام که داخل مشما یک چیزی است ولی نمی دانستم چیست وقتی که ماموران گفتند چی هست و هرچه ما میگوئیم بگو تا مشکلی برایت پیش نیاید و من نیز هر چه مامورین به من گفته اند گفته ام ولی در واقع اینطور نبوده است و من از اینکه مواد داخل کیف است خبر نداشتم وکیل متهم نیز از موکل خود دفاع نموده. سپس آخرین دفاع از وی اخذ و دفاعا گفته اشتباه کردم کیف را برداشتم من نمی دانستم داخل کیف مواد هست و بعد که متوجه مواد شده ام نمی دانستم چه موادی است و چه مقدار میباشد من اگر می خواستم فرارکنم وقتی مامورین را دیدم می توانستم از داخل ماشین به بیرون پرت کنم و یا به گردن دیگران بیندازم اشتباه کردم کمکم کنید وکیل نیز با تکرار همان مطالب به عنوان آخرین دفاع از موکلش مطالبی گفته و دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و مبادرت به صدور دادنامه شماره --- مورخ 94/4/10 با امضا یک قاضی نموده و متهم به اتهام حمل و نگهداری 235 گرم هروئین به اعدام محکوم کرده است. از این دادنامه فرجامخواهی شده که به موجب دادنامه شماره --- مورخ 1394/08/30 صادره از این شعبه (شعبه --- دیوان عالی کشور) به لحاظ اینکه مطابق مقررات آیین دادرسی جدید میبایست جلسه دادگاه با تعدد قضات تشکیل و ماده 297 قانون مذکور رعایت می شده که مراعات نشده بود نقض و برای رسیدگی مجدد به شعبه همعرض ارجاع میشود پس از اعاده پرونده به شهرستان ق. به شعبه دوم دادگاه انقلاب در تاریخ 94/10/1 به عنوان شعبه همعرض ارجاع میگردد (ص 61 ) در تاریخ 94/10/22 دادگاه از پرونده گزارشی تهیه مینماید (ص 73 ) و در تاریخ 95/1/24 شعبه دوم دادگاه انقلاب ق. با حضور دو نفر قاضی متصدی شعبه و نماینده دادستان و متهم و وکیل وی تشکیل و اتهام را به شرح کیفرخواست به متهم س.الف.ع. تفهیم و در دفاع اظهار میدارد، قبول ندارم من یک کیف را پیدا کردم اما تا زمان دستگیری داخل آن را نگاه نکردم چون خیلی ترسیده بودم و هول کرده بودم و علت اینکه ترسیده بودم این بود که صاحب کیف پیدا شود. قبول دارم که من آن حرفها را نزد بازپرس و قاضی آقای ذوقی گفتم چون مامورین به من گفتند اینگونه بگو به نفع شما است و چون مامورها گفتند اینگونه بگو من اینگونه گفتم. سپس وکیل وی گفته من دفاعم را قبلا گفته ام دفاع جدیدی ندارم و متهم در آخرین دفاع گفته دفاعم به شرح قبل است وکیل وی نیز همین را گفته است در تاریخ 95/2/4 در وقت فوق العاده دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و شرح دادنامه شماره --- مورخ 95/2/4 مبادرت به صدور رای و متهم را به اعدام محکوم کرده است دادنامه در تاریخ 95/2/22 به وکیل متهم حضورا در دفتر دادگاه ابلاغ شده و در تاریخ 95/3/9 فرجامخواهی نموده و پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای علی محمد سازگارزاده سخویدی عضو ممیز واوراق پرونده ونظریه کتبی آقای مهردادحبیبی دادیاردیوان عالی کشور اجمالا مبنی برتایید و ابرام دادنامه. در خصوص دادنامه شماره --- مورخ 95/2/4 فرجام خواسته ختم رسیدگی را اعلام و مشاوره نموده چنین رای میدهد:
فرجامخواهی آقای م.ح. به وکالت از آقای س.الف.ع. وارد نیست زیرا دادنامه فرجامخواسته از محکمه ای صالحه با رعایت تشریفات دادرسی و براساس محتویات پرونده و بررسی و لحاظ تمامی قرائن و امارات موجود از جمله گزارش مرجع انتظامی برگ تحویل و توزین نتیجه آزمایش نمونه مواد مکشوفه و تعیین نوع ماده مکشوفه و اقاریر متهم نزد مرجع کاشف و دادسرا و طبق موازین قانونی صادر گردیده و خدشه ای برآن وارد نیست و از ناحیه وکیل محترم فرجامخواه نیز اعتراض مستدل و موثری به عمل نیامده و عدم احراز قصد توزیع در داخل کشور، وقتی موجب إعمال تبصره 1 ذیل بند 6 ماده 8 قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر در حق متهم میشود که قرینه کیفیت و مسیر حمل حکایت از قصد ترانزیت نماید. درحالی که حسب اظهار متهم مقصد وی شهر ز. بوده و قصد فروش آنها را در آن شهر داشته و پیامکهای استخراج شده از گوشی موبایل وی نیز موید اظهارات او نزد مرجع کاشف و دادسرا میباشد. لذا مستندا به بخش الف ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری با رد فرجامخواهی دادنامه فرجامخواسته را عینا تائید و ابرام مینماید این رای قطعی است.
شعبه چهل و چهارم دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون
علی اکبر یساقی - علی محمد سازگارزاده سخویدی