تمایز میان مفهوم حجر و ضعف نفس

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

خلاصه جریان پرونده:

به دلالت محتویات پرونده محاکماتی واصله، دادیار محترم شعبه *به موجب دادنامه مورخ 99/6/15 به عنوان ریاست مجتمع قضایی ویژه امور حسبی شعبه *، با ارسال بدل پرونده متشکله در ان دادیاری در خصوص اقای ف. م. م. که اعلام حجر او شده است.تقاضای صدور حکم حجر نامبرده را نموده و فتوکپی مدارک و اوراق ذیل را ضمیمه درخواست مزبور مینماید.: (1- نظریه مورخ 99/4/23 اداره پزشکی قانونی منطقه *مبنی بر اینکه در تاریخ 99/4/22 از اقای ف. م. م. معاینه به عمل امده و نامبرده دچار نوعی اختلال از نوع ادواری و مزمن بوده و در دوره های عود و شدت قادر به اداره امور مالی و غیرمالی خود نبوده و حسب مدارک ارائه شده این وضعیت از سال 1390 شروع شده و در حال حاضر حالت خطرناک و نیاز به بستری در مراکز درمانی ندارد. ولی علایم بیماری هنوز مشاهده میشود. در صورت بهبودی جهت معاینه مجدد ارجاع گردد. 2- گزارش مورخ 99/5/27 واحد مددکاری دادسرای ناحیه 25 شعبه *به عنوان شعبه *و در پاسخ دادیاری مزبور پیرامون اطلاعات هویتی و خانوادگی منتسب به حجر به نام ف. م. م. و مصاحبه با وی و اموال و دارایی نامبرده و نیز مصاحبه با اعضای خانواده وی. 3- شناسنامه و کارت هوشمند ملی اقای ف. م. م.. 4- فرم اطلاعات مربوط به خانم م. پ. ا. ج. به عنوان اعلام کننده حجر).

درخواست مذکور در تاریخ 99/6/16 به منظور رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و شعبه مزبور طرفین (شعبه دادیاری و منتسب به حجر) را دعوت به دادرسی مینماید.

دادیار شعبه *ارسال داشته است.درخواست صدور حکم حجر اقای ف. م. م. را مینماید. و در تاریخ 99/6/26 جلسه دادرسی شعبه *بدون حضور طرفین تشکیل شده و دادگاه اقدام به صدور رای مینماید.

شعبه *به موجب دادنامه غیابی دادنامه غیابی شماره **/6/30 در خصوص درخواست مورخ 99/6/15 شعبه *مبنی بر صدور حکم حجر اقای ف. م. م.، با توجه به جمیع محتویات پرونده از جمله نظریه پزشکی قانونی به شماره 1 */4/23 مندرج در پرونده که عدم توانایی نامبرده در اداره امور مالی و غیرمالی بسبب ابتلای به نوعی اختلال روانی از نوع ادواری و مزمن از سال 1390 مورد گواهی قرار گرفته و باین نظریه اعتراضی.واصل نشده است.و با ملاحظه گزارش واحد مددکاری دادسرا و تحقیقات صورت گرفته در شعبه دادیاری و مودای گواهی مطلعین و نیز با بررسی نحوه گفتار و رفتار نامبرده در ان مرجع و سایر قرائن مثبته موجود، حجر وی در حال حاضر بسبب جنون ادواری محرز است.لذا دادگاه بالحاظ بند 12 ماده 4 قانون حمایت خانواده و به استناد بند 3 ماده 1207 و مواد 1211 و 1213 و 1223 قانون مدنی و مواد 57 و 70 قانون امور حسبی، حکم حجر مشارالیه را از ابتدای سال 1390 صادر مینماید.

دادنامه فوق مورد واخواهی اقای ف. م. م. با وکالت اقای ع. ر. قرار گرفته و خلاصتا توضیح داده میشود. که واخواه بازنشسته سازمان *با سابقه 25 سال بوده و سالها پس از تاریخ حجر اعلامی از دادگاه مذکور در بانک مربوطه فعالیت کاری داشته و فرارتر از اداره امور مستقل خود و خانواده خویش، حتی به فعالیت های ورزشی نیز میپرداخته و طی مدت 98/6/26 لغایت 98/7/1 گواهی مربیگری درجه c *را کسب مینماید. و در کنار سایر موارد نظیر اعطای وکالت محضری، دادخواست طلاق توافقی به طرفیت قیم فعلی خود تقدیم داشته که همگی حاکی از سلامت عقلی و روانی نامبرده دارند و مستدعی رسیدگی مجدد شده و فتوکپی های وکالتنامه رسمی تنظیمی در دفتر خانه اسناد رسمی شماره 1230 *در تاریخ 98/1/29 مبنی بر اعطای وکالت از ناحیه خانم م. پ. ج.ه و اقای ف. م. م. به اقای غ. س. چ. ح. و گواهی شرکت در دوره مربیگری درجه c *به نام اقای ف. م. م. را ضمیمه دادخواست مزبور مینماید.

دادگاه در تاریخ 1400/02/07 مقرر میدارد. که دفتر میدارد. که دفتر متبوع بررسی نماید. که شخص محجور قیم دارد. یا خیر و سمت خوانده در پرونده چیست. دفتر دادگاه مزبور در تاریخ فوق اعلام میدارد. که خانم م. پ. جقه طی دادنامه شماره *به سمت قیم اقای ف. م. م. منصوب گردیده است.و فتوکپی دادنامه مزبور را پیوست پرونده امر مینماید.

در تاریخ 1400/02/07 جلسه دادرسی شعبه *با حضور واخواه (اقای ف. م. م.) و وکیل خانم م. پ. جقه تشکیل شده و اقای ف. م. م. اظهار میدارد. که با همسرش مقداری اختلاف داشته و او را از سال 1398 ترک نموده و کارهای مقدماتی طلاق را انجام داده و مقداری قرض خورده که سر از *در اورده و بعدا در مرکز طلوع بوده و در این مدت همسرش دنبال کارهای حجر وی بوده ولی وی (واخواه) اکنون محجور نیست و سالم است.و سپس به سیوالات دادگاه راجع به شغل و تعداد فرزند ان و مال و اموال خویش و مطلقه ساختن همسر خود و سن و میزان تحصیلات و ادرس منزل خود و دو سیوال ریاضی و تاریخ روز پاسخ میدهد. وکیل واخواه نیز اجمالا تقاضای ارجاع امر به کمیسیون پزشکی را مینماید. وکیل قیم محجور نیز اظهار میدارد. که اقدام واخوانده جهت حفظ اموال و منافع محجور بوده و حسب اعلام بدادسرا، ابلاغ بپزشکی قانونی ارجاع شده و مددکاری هم تحقیقات خود را انجام داده است.و البته ممکن است.در حال حاضر محجور نباشد.

دادگاه در جلسه مزبور به لحاظ اینکه اظهارنظر پزشکی راجع به ادعای افاقه محجور، پس از نظریه اولیه پزشکی قانونی وی ضروری میباشد. لذا مبادرت دقیق و فنی به کمیسیون سه نفره پزشکی قانونی معرفی گردد. تا صراحتا اعلام شود. که ایا محجور از بابت سلامت ذهنی و عقلانی بحدی رسیده که توانایی مدیریت امور مالی خود را عهده دار شود. یا خیر.

اداره کمیسیونهای پزشکی قانونی استان شعبه *به موجب نامه مورخ 1400/04/26 در پاسخ شعبه *، فتوکپی صورتجلسه کمیسیون پزشکی در مورد واخواه را به ان دادگاه ارسال میدارد. و به دلالت صورتجلسه مزبور جلسه کمیسیون روانپزشکی در تاریخ 1400/04/16 در خصوص اقای ف. م. م. در ان اداره با شرکت یکنفر متخصص پزشکی قانونی و دو متخصص روانپزشکی تشکیل شده و پس از بررسی سوابق و مدارک پزشکی و استماع اظهارات نامبرده و اقای غ. س. و بحث و تبادل نظر باین شرح اظهارنظر گردیده است.که: (نتیجه کمیسیون: از صاحب عکس فوق معاینه روانپزشکی انجام و مدارک بالینی وجود شامل پرونده های بستری های بیمارستانی و گواهی پزشک معالج بررسی شد نامبرده مبتلا به اختلال خلقی و رفتاری با ماهیت عود کننده حداقل از سال 1390 است.که در زمانهای عود و شدت میتواند موجب سلب توانایی اداره امور مالی شود. در حال علایم بیماری با درمان تحت کنترل است.ولی بدلیل ماهیت عودکننده بیماری خصوصا در صورت بروز استرس جدید یا عدم پیگیری منظم درمانی، احتمال عود وجود دارد. و کماکان توانایی اداره امور مالی را ندارد.).

نظریه مذکور مورد اعتراض اقای ر. وکیل اقای ف. م. م. قرار گرفته و وکیل مزبور خلاصتا به لحاظ منجز نبودن نظریه کمیسیون مزبور و وجود تعارض در ان، تقاضای ارجاع امر به کمیسیون 5 نفره پزشکی را مینماید.

دادگاه در تاریخ 1400/05/18 از جهت رسیدگی به اعتراض وکیل واخواه و رفت هرگونه ابهام، مبادرت به صدور قرار ارجاع امر به کمیسیون 5 نفره پزشکی مینماید. تا با ملاحظه مفاد اعتراض و بررسی نظریه کمیسیون سه نفره و بررسی مجدد اسناد و مدارک پزشکی محجور، اعلام دارند که ایا ادعای وکیل معترض مبنی بر سلامت موکل خود مبتنی بر ادله پزشکی بوده و دلیلی در این زمینه وجود دارد. یا خیر و تاریخ دقیق استقرار حجر ملاک تصمیم گیری بوده و از اعلام تاریخ شروع بیماری خودداری گردد.

اداره کمیسیونهای پزشکی قانونی استان شعبه *به موجب نامه مورخ 1400/11/11 در پاسخ شعبه *، فتوکپی صورتجلسه کمیسیون 5 نفره پزشکی را به دادگاه مزبور ارسال میدارد. که براساس صورتجلسه فوق اعلام گردیده است.که در تاریخ 1400/10/13 جلسه کمیسیون روانپزشکی در خصوص اقای ف. م. م. با شرکت دو متخصص پزشکی قانونی و دو متخصص روانپزشکی و یک متخصص نورولوژی تشکیل شده و پس از بررسی سوابق و مدارک پزشکی و استماع اظهارات نامبرده و بحث و تبادل نظر باین شرح اظهار نظر گردیده است.که: (نتیجه کمیسیون: براساس مصاحبه روانپزشکی، بررسی سوابق بالینی موجود در پرونده، نامبرده مبتلا به اختلال روانی با علایم خلقی و رفتاری است.که در موقع عود و شدت، توانایی اداره امور مالی خود را ندارد. در ارزیابی فعلی نیز علایمی از عود و شدت بیماری مشهود است.ضروری است.در یک مرکز روانپزشکی تحت درمان قرار گیرد.).

نظریه فوق نیز مورد تعرض وکیل واخواه قرار گرفته و به لحاظ وجود ابهام در نظریه کمیسیون مذکور، مستدعی ارجاع امر به کمیسیون 7 نفره پزشکی میگردد.

بالاخره شعبه *ویژه امورحسبی در وقت فوق العاده به موجب دادنامه شماره **00/12/15 در خصوص واخواهی اقای ع. ر. ب. از اقای ف. م. م. نسبت به حکم غیابی شماره **/6/30 صادره از شعبه *که به موجب ان حکم بر حجر واخواه اصیل بسبب جنون ادواری از ابتدای سال 1390 صادره و در این مرحله مورد اعتراض وکیل نامبرده قرارگرفته است، نظر به محتویات پرونده، از انجا که واخواه اصیل و وکیل وی با حضور در جلسه دادرسی به صحت و سلامت خود اشاره کرده و سبب ارجاع موضوع موضوع به کمیسیون سه نفره پزشکی قانونی شده اند و با وصول نظر به ان مرجع به شماره 1 *00/4/26 اشاره شده که نامبرده حداقل از سال 1390 مبتلا به اختلال خلقی و رفتاری با ماهیت عودکننده بوده و کماکان توانایی اداره امورمالی را ندارد. و با اعتراض وکیل واخواه به مفاد نظریه یادشده، موضوع به کمیسیون 5 نفره پزشکی قانونی ارجاع شده که مفاد نظریه کمیسیون اخیر به شماره 1 *00/11/11 همچنان استمرار ناتوانی وی گواهی شده است.لذا اعتراض واصله از سوی وکیل وکیل واخواه به نظریه موصوف قابل پذیرش نبوده و مضافا پاسخ سیوالات مالی از شخص واخواه در جلسه دادرسی نیز در حدی نبوده که عدم حجر وی به اثبات رسد لذا نظریات کمیسیونهای سه نفره و 5 نفره که در روستای نظریه اولیه پزشکی قانونی ابراز شده من به الکفایه و سبب حصول علم قضایی میباشد. و از انجا که دلیلی بر فسخ رای معترض عنه ارائه نگردیده و حجر واخواه به سبب جنون ادواری از تاریخ فوق محرز است.لذا دادگاه واخواهی واصله را غیر موثر دانسته و رای معترض عنه را عینا تایید مینماید.

دادنامه مذکور مورد تجدیدنظر خواهی اقای ف. م. م. با وکالت اقای ع. ر. واقع شده و رسیدگی بپرونده به شعبه *ارجاع میگردد.

شعبه *در وقت فوق العاده حسب دادنامه شماره **01/2/21 در خصوص تجدید نظرخواهی اقای ف. م. م. با وکالت اقای ع. ر. به طرفیت خانم م. پ. ج.ه از دادنامه شماره 1 *00/12/15 صادره از شعبه *که به موجب ان حکم به حجر اقای ف. م. م. با موضوع حجر به شرح دادنامه تجدیدنظر خواسته صادر گردیده است، دادگاه با بررسی محتویات پرونده و توجها به جهات مندرج در ماده 348 قانون ایین دادرسی مدنی، نظر به اینکه در این مرحله از رسیدگی از طرف تجدیدنظر خواه اعتراض موجه و موثری که موجبات نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته را ایجاب نماید. ارائه نگردیده است.و رای دادگاه بدوی با رعایت مقررات قانونی و براساس پرونده صادر گردیده است.علیهذا دادگاه ادعای تجدید نظرخواه را وارد ندانسته و ضمن رد تجدیدنظرخواهی، دادنامه بدوی را تایید مینماید.

دادنامه مرقوم به دلالت گواهی نتیجه ابلاغ الکترونیکی مضبوط در پرونده در تاریخ 1401/02/26 جهت ابلاغ از طریق درج در سامانه ابلاغ برای وکیل اقای ف. م. م. ارسال شده و مورد مشاهده وکیل مزبور قرار گرفته و اقای ع. ر. ب. از اقای ف. م. م. به موجب دادخواستی که در تاریخ 1401/03/15 تقدیم داشته است.مبادرت به فرجام خواهی از رای مذکور نموده و دفتر دادگاه تجدیدنظر فوق الذکر پس از انجام اقدامات قانونی، پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال داشته و رسیدگی بپرونده باین شعبه ارجاع میگردد. و مندرجات دادخواست فرجام خواهی تقدیمی وکیل فرجام خواه به هنگام شور قرائت خواهد گردید.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ج. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای

فرجام خواهی اقای ع. ر. ب. از اقای ف. م. م. از دادنامه شماره **01/2/21 صادره از شعبه *که متضمن تایید دادنامه شماره **00/12/15 اصداری از شعبه *که مشعر بر تایید دادنامه غیابی شماره **/6/30 ان شعبه دائر بر حجر فرجام خواه از ابتدای سال 1390 به نحو منعکس در دادنامه صدرالذکر و پرونده امر میباشد.، قابل پذیرش نیست زیرا از ناحیه وکیل مذکور در قبال دادنامه فرجام خواسته، ایراد و اعتراض موجه و خاصی که درخور امعان نظر باشد.، صورت نپذیرفته و تعرضات معموله و مندرجات دادخواست فرجام خواهی تقدیمی نامبرده، علاوه بر غیرمتکی بودن بدلیل معارض با استدلال دادگاه صادر کننده رای معترض عنه و تکرار مطالبی که در مراحل سابق دادرسی نیز عنوان شده و ملحوظ نظر دادگاه‌های ذیربط واقع گردیده اند، با التفات به جهات موجهه مصرح در دادنامه صدرالاشعار، به گونه ای هم نیستند که خدشه یا خللی به اساس رای یادشده و مبانی استنباط قضایی و تشخیص دادگاه‌های مرقوم که مبتنی بر ارزیابی دلایل ابرازی و موجود در پرونده و اظهارات فرجام خواه و وکیل وی و اظهارنظر پزشکی قانونی *و همچنین نظریات کمیسیونهای سه و 5 نفره روانپزشکی متشکله در اداره کمیسیونهای پزشکی قانونی شعبه *که با بررسی سوابق و مدارک پزشکی و استماع اظهارات فرجام خواه (اقای ف. م. م.) و نوعیت بیماری وی و تاریخ استقرار ان و لحاظ ضوابط پزشکی و علمی مربوط اعلام گردیده اند و مجموع محتویات پرونده، اصدار یافته است.وارد ساخته و مخالفت انرا با موازین شرعی و مقررات قانونی مدلل نموده و یا نقض رای معترض عنه را ایجاب نمایند، علیهذا مستندا به مادتین 370 و 396 قانون ایین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، ضمن رد فرجام خواهی معموله وکیل فرجام خواه، دادنامه فرجام خواسته موصوف نتیجتا ابرام میگردد.

شعبه *

رئیس: ج. مستشار: ح.

منبع