شرط صدور حکم محکومیت به حبس در قتل عمدی

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1395/07/24
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: در بزه قتل عمد، صدور حکم محکومیت متهم به حبس مشروط به اعلام رضایت اولیای دم و سقوط قصاص است.

رای شعبه دیوان عالی کشور

شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه سی و دوم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/09/23 - 13 : 22 قاضی: رضا فرج الهی قاضی: محمدصادق مهدوی راد قاضی: حمیدرضا محمدباقری

خلاصه جریان پرونده

موضوع پرونده قتل عمدی خانم ع ب توسط آقای ر. ش.ز. است به حکایت پرونده در مورخ 92/10/25 آقای ر. ش.ز. به محل سکونت مقتول مراجعه و خانه و محل استراحت نامبرده را به آتش می کشد و منجر به قتل مشارالیها می‌گردد. در مرحله اولیه تحقیقات از آقای ر. ش.ز. که دارای یک سابقه درگیری است، از طریق کلانتری تحقیق به عمل آمده و ایشان گفته است، در مورخ 92/10/24 حدود ساعت 8 صبح به خانه همسرم ع ب رفتم چون مشکل اخلاقی داشت نیم لیتر بنزین با خودم داشتم و به کف اتاق ریختم و خانه را آتش زدم و فرار کردم. و درب را محکم بستم و همسرم بخاطر اینکه درب را بسته بودم نتوانست فرار کند و آتش سوزی باعث مرگ او شد. او را قبل از آتش سوزی به قتل نرسانده بودم. (ص 3 ) (مقتول 3 پسر به نام های ف. و م. و فرزاد به ترتیب متولد 75/2/3 و 73/8/1 و 80/10/30 با نام خانوادگی ش.ز. و نیز دختری به نام م. ش.ز. متولد 71/3/8 دارد). م. ش.ز. فرزند ر. در خصوص ماجرا گفته حدود ساعت 30 : 8 مورخ 94/10/24 متوجه حریق شدم و دیدم اتاق محل استراحت مادرم در حال حریق است و دیدم مادرم در حال سوختن است با خواهرم تماس گرفتم و همسایه ها را خبر کردم. مادرم از پدرم طلاق گرفته و از پدرم شاکی هستم و هر از چندگاهی مادرم را تهدید می کرد که تو را می کشم و حتی پیامک هم می داد. پدرم زن دوم گرفته بود و با مادرم اختلاف داشتند و از مادرم تقاضای صلح و بخشش می کرد. خانم م. ش.ز. فرزند ر. متولد 1371 در خصوص ماجرا گفته: من در ساعت 15 : 8 از منزل خارج شدم و سرکار رفتم که ساعت 30 : 8 برادرم م. زنگ زد و گفت خانه آتش گرفته و من خودم را فوری به منزل رساندم و دیدم خانه ای که مادرم در آن می خوابید سوخته که با جیغ و سروصدای من همسایه، آمدند و من از پدرم شاکی هستم. مادرم همیشه از او شاکی بود. قبلا هم مادرم را به قصد کشت خفه کرده بود و چون فکر می کرد مرده از محل فرار کرده بود. من می خواهم مجازات شود. مادرم را تهدید به مرگ می کرد. مادرم به دلیل عدم علاقه و عدم تفاهم از پدرم جدا شد و مادرم می گفت من 20 سال زندگی زوری را تحمل کردم تا بچه هایم بزرگ شوند. ف. ش.ز. هم از پدرش شکایت کرده و گفته مادرم از پدرم جدا شد و پدرم همیشه مادرم را تهدید به مرگ می کرد. دوباره از متهم (ر. ش.ز. تحقیق شده و اذعان کرده که یک بطری را بنزین کردم و داخل جیبم گذاشتم از درب پشت وارد منزل شدم و داخل اتاق همسر قبلی خود عایشه بازیاری رفتم و حدود یک ربع با هم صحبت کردیم. بعد بطری را بیرون آوردم و آن را در نزدیکی همسر قبلی خود زمین ریختم و فندک را کشیدم و سریع از اتاق بیرون رفتم. چون ارتباط با چند نفر داشت قبلا خواستم او را خفه کنم که شاکی شد و چند روز زندان رفتم و گفت بیست میلیون تومان باید بدهی تا رضایت دهم. الابته 6 ماه قبل از آن او را طلاق داده بودم... قتل عمدی و حریق را قبول دارم. من بخاطر اینکه به من شک نکنند به مامورین آتش سوزی اطلاع دادم و گفتم دو نفر که سرو صورت خود را پیچیده بودند داخل خانه آمدند و من و همسرم را بستند و خانه را آتش زدند. (تصاویر نشان دهنده سوختن تمام بدن است.) (ص 36 - 29 ) رئیس شعبه --- دادگاه جزایی بندر لنگه به عنوان جانشین بازپرس به متهم ارتکاب قتل عمدی با آتش زدن منزل تفهیم کرده و متهم جواب داده ؛ اتهام را قبول دارم. حدود ساعت 8 بنزین را به اتاق همسر سابقم ریختم و با فندک به آتش کشیدم و خودم فرار کردم و پشیمان هستم. حرفی ندارم. دادگاه در خصوص متهم قرار بازداشت موقت صادر و روانه زندان کرده است. حسب دادنامه شماره --- - 92/9/6 آقای ر. ش.ز. به اتهام ایراد ضرب و جرح عمدی، تهدید، موضوع شکایت خانم بازیاری به تحمل 74 ضربه شلاق و پرداخت دیه بابت صدمات متعدد گلو و چشم و... محکوم شده (ص 52 ). متهم در آخرین دفاع در مورخ 93/5/1 ، اتهام قتل عمدی و تحریق را قبول نموده. (ص 56 ) در تاریخ 93/11/8 که بازسازی صحنه جرم صورت گرفته متهم جزئیات عملیات خود را به شرح صفحات 66 - 62 تشریح نموده است. سپس جانشین محترم بازپرس در خصوص اتهام آقای ر. ش.ز. دائر بر ارتکاب قتل عمدی خانم عایشه بازیاری و حریق منزل با توجه به گزارش مامورین، شکایت اولیاء دم به شرح ص 44 ، بازسازی صحنه قتل، اقرار و اعتراف متهم، نتیجه معاینه جسد توسط پزشکی قانونی بندر لنگه (که علت تامه مرگ را سوختگی حدود صد در صد بدن و خفگی در اثر سوختن اتاق در ص 43 اعلام داشته) و سایر قرائن و امارات با احراز وقوع جرم قرار مجرمیت صادر کرده که دادستان محترم بندر لنگه در جهت تکمیل پرونده مواردی را گوشزد نموده و در تحقیق بعدی متهم اظهار داشته که چون دوستش داشتم گفتم بیا با هم زندگی کنیم و بنزین را ریختم گفتم خودم را اگر نیایی آتش می زنم و او شناسنامه را داد و گفت فردا می آیم دوباره عقدم کنی و چون خانه آتش گرفت و دود زیاد بود نتوانستم درب را باز کنم. هرچه در قبل گفتم حواسم نبود و نمیدانم چه گفته ام... حسب گواهی حصر وراثت صادر شده از شعبه یک شورای حل اختلاف بندرلنگه، وراث حین الفوت متوفیه (عایشه بازیاری) شامل 1 - م.، ف.، فرزاد، م.، دنیا فامیلی همگی ش.ز. و لطیفه چشم آور مادر مقتول و عبدالرضا بازیاری (پدر) بوده است. بازپرس پس از برآورده کردن خواسته دادستان محترم مطابق تصمیم شماره 696 - 94/11/19 در خصوص اتهام متهم مجددا قرار جلب دادرسی با توجه به محتویات پرونده صادر کرده که به موافقت دادستان رسیده و منتهی به صدور کیفرخواست شده که رسیدگی به دادگاه کیفری یک بندرلنگه محول شده و خانم م. ش.ز. به قیمومت صغار (فرزاد، ف. و دنیا ش.ز.) منصوب گردیده و بالاخره در مورخ 95/3/20 جلسه دادگاه با حضور اعضاء و نماینده دادستان، اولیاء دم و وکیل آنها، متهم و وکیل تسخیری وی تشکیل شده و پس از قرائت کیفرخواست توسط نماینده دادستان، دادگاه به متهم، قتل عمدی با حریق اتاق مقتوله تفهیم نموده و ایشان اظهار داشته اتهام را قبول دارم. صبح ساعت 7 صبح بود و کسی نبود رفتم با مقتوله صحبت کردم تا اختلاف ها حل شود. اول بنزین روی وی ریختم تا با من خوب شود و همان توضیحاتی که در دادسرا داده ام و در آگاهی قبول دارم. بحث ما این بود که با هم خوب شویم. س- مگر شما مقتوله را طلاق نداده بودی ؟ ج- بله طلاق داده بودم. پس شما که همسرت را طلاق داده بودی چرا بدون اجازه به داخل منزل او رفتی ؟ ج- می خواستیم با هم خوب شویم بنزین را از موتور ریختم. یک بطری آب، بنزین روی فرش ریختم و فندک زدم تا سیگار روشن کنم آتش روشن شد. رفتم پاسگاه من مانع فرار شدم. من خودم در را بستم. در این لحظه شکایت اولیاءدم توسط وکیل آنها استماع شده و وکیل به وکالت ازآنها تقاضای قصاص نموده است و قیم صغار هم تقاضای قصاص متهم را نموده است. وکیل اظهار داشته این بار دوم است که متهم با سبق تصمیم مرتکب قتل عمدی شده که دفعه اول موفقیت آمیز نبوده است. وکیل متهم اظهار داشته ؛ با توجه به اقرار صریح موکل دفاع خاصی ندارم فقط راجع به اینکه آیا موکل می دانسته که حریق موجب قتل می‌شود تقاضای تحقیق دارم. دادگاه پس از اخذ آخرین دفاع از متهم (که در آخرین دفاع گفته اشتباه کردم، نفهمیدم تقاضای بخشش از اولیاء دم دارم.)، ختم جلسه را اعلام و با صدور قرار بازداشت متهم را روانه زندان نموده است. و آنگاه به موجب دادنامه شماره --- - 95/3/29 آقای ر. ش.ز. فرزند علی را به اتهام ارتکاب قتل عمدی خانم عایشه بازیاری با احراز جرم مستندا به بند الف ماده 290 و ماده 381 قانون مجازات اسلامی و با رعایت ماده 382 همان قانون حکم به قصاص نفس متهم (اعدام با چوبه دار) محکوم کرده و در ذیل رای نوشته اگر اولیاء دم رضایت دادند. متهم را به تحمل ده سال حبس محکوم می‌نماید. از این رای توسط محکوم علیه در خارج از موعد فرجام خواهی شده که پرونده پس از ارسال به دیوان عالی کشور به شعبه --- ارجاع شده و این شعبه به لحاظ خارج از مهلت بودن، آن را قابل طرح ندانسته و پرونده پس از اعاده به شعبه رسیدگی کننده برابر رای شماره --- - 95/8/12 ، عذر فرجام خواه را موجه فرض و قرار قبولی فرجام خواهی صادر و پرونده را مجدد به دیوان عالی کشور ارسال کرده که این بار هم جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای محمدصادق مهدوی راد عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمدباقری دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر نظر به محتویات پرونده و مستندا به ماده 469 ق.آ.د.ک به لحاظ عدم رعایت ماده 356 قانون مجازات اسلامی عقیده به نقض دادنامه و رسیدگی مجدد دارم. در خصوص دادنامه شماره --- - 95/3/29 صادره از شعبه --- دادگاه کیفری یک هرمزگان مستقر در بندرلنگه فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه

نظر به اینکه: اولا چون بعضی اولیاء دم صغیر بوده اند و دادگاه با استناد به ماده 356 از معاون اول محترم قوه قضائیه که ماذون از طرف رئیس محترم قوه قضائیه راجع به تقاضای قصاص یا غیر از ان کسب نظر ننموده است. ثانیا با توجه به اینکه دادگاه مقررات مواد 387 و 388 و 389 را رعایت ننموده ثالثا محکومیت متهم قبل از اعلام رضایت از اولیاء دم و سقوط قصاص به حبس (به لحاظ بیم تجری) جایگاه قانونی ندارد. بنابراین رای صادره مستند به بند 2 قسمت ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری نقض و جهت رسیدگی به شعبه صادر کننده رای منقوض ارجاع می‌شود.

رئیس شعبه سی و دوم دیوان عالی کشور: رضا فرج اللهی مستشار: محمدصادق مهدوی راد

منبع