رابطه آیینه و شمعدان با مهریه

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

در تاریخ 1399/05/27 اقای م. ف. به طرفیت همسرش خانم ن. ق. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق تقدیم که جهت ایجاد صلح و سازش بین طرفین بدوا به شعبه *ارجاع گردید. خانم ا. ش. وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالتنامه از جانب خوانده (زوجه) اعلام وکالت نموده است. شورا پس از تشکیل جلسه به علت عدم حضور خواهان و عدم سازش بین طرفین پرونده را به دادگستری اصفهان (محاکم خانواده) ارسال که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه رسیدگی مورخ 1399/07/29 که با حضور زوجین و وکیل زوجه تشکیل گردیده خواهان اظهار داشت خواسته ام طلاق زوجه است.هفت سال است.با هم ازدواج کردیم که دو سال ان زیر یک سقف نبودیم الان 5 سال است.که این زن از من تمکین نکرده است.و زندگی را برای من زهر کرده است.هر وقت پایم را به خانه میگذارم شروع به اهانت و فحاشی کرده و ابروریزی برایم کرده است.سال قبل من درخواست طلاق کردم با خواهش و تمنا گفتند به او مهلت بده که امدم خواسته طلاق را پس گرفتم ولی هیچ فرقی نکرد او خودزنی میکرد با کفگیر زد روی دستش و زنگ زد به 110 و گفت او مرا زده است.سه ماه است.که نگذاشته من بچه ام را ببینم هر وقت خواستم بروم میگوید برو بیرون تو از کجا معلوم که کرونا نداشته باشی من از سوراخ درب بچه ام را می بینم کلید خانه را از من گرفته است.که من به خانه خودم نروم خواهان در ادامه مطالب دیگری در ارتباط با سوی اخلاق و رفتار زوجه بیان نموده که در صورتمجلس درج گردید.سپس خوانده (زوجه) اظهار داشت من 7 سال است.که کتک خوردم. به من شک دارد. که همیشه می گوید بچه ام را می کشم این اقا مرا تهدید کرد و دروغ گفت من مهریه ام را بخشیدم و او سه بار درخواست طلاق کرده است.او اجازه امدن خانواده ام را نمیدهد به من میگوید ترا میکشم ما با خانواده او زندگی می کنیم خانواده اش مرا جلوی بچه خورد و تحقیر می کنند و مرتبه قبل هم خودش امد از من خواست برگردم و در پاسخ به سوال ایا مهریه ات را به همسرت بخشیده اید اظهار داشت بخشی از مهریه را بخشیدم الان 114 سکه و پنج هزار شاخه گل مانده و نبخشیدم و بقیه اش را بخشیدم و من طلاق نمی خواهم و تاکنون مهریه ام را اجرا نگذاشتم و تا بحال نفقه ام را داده ام و ادعایی ندارم. ولی مهریه ام را میخواهم من کارهای منزل را خودم با اراده خودم و همسرم انجام میدادم ولی قصد گرفتن اجرت را داشتم لیکن دلیلی بر ان ندارم. و مطالبه ای هم از او نکردم و یک پسر 4 ساله داریم که او را گفتار درمانی میبرم. خواهان گفته است.من ملاقات فرزند م را میخواهم و پنجشنبه و جمعه در خانه هستم سپس دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده و داور منتخب خواهان و داور منصوب خوانده به اتفاق نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند سپس دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و پس از اظهار عقیده قاضی مشاور به موجب دادنامه شماره 1019 مورخ 1399/08/27 پس از ذکر خواسته خواهان و اعلام احراز رابطه زوجیت دائم بین طرفین با اعلام اینکه مساعی دادگاه و داوران منتخب جهت ایجاد صلح و سازش بین زوجین و ترغیب انها به ادامه زندگی مشترک موثر واقع نگردیده و خواهان همچنان اصرار در طلاق دارد. لذا با توجه به قاعده فقهی الطلاق بید من اخذ بالساق و به استناد ماده 1133 قانون مدنی گواهی عدم امکان سازش بین زوجین جهت اجرای صیغه طلاق از نوع رجعی و ثبت رسمی ان صادر و مدت اعتبار اجرایی ان را سه ماه از تاریخ قطعیت و ابلاغ حکم قطعی به طرفین اعلام و ثبت طلاق در دفتر رسمی طلاق را منوط به پرداخت کلیه حقوق مالی مقرر در این گواهی از طرف زوج در حق زوجه خواهد بود و در اجرای ماده 29 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 در خصوص مسایل مالی فیما بین زوجین به شرح زیر اتخاذ تصمیم نموده و اعلام نموده که چون زوجه در جلسه دادگاه بیان نموده که بخشی از مهریه خود را در گذشته به همسر خود بخشیده و باقی مانده ان تعداد یکصد و چهارده سکه تمام بهار ازادی و پنج هزار شاخه گل رز قرمز باقی مانده است.لذا زوج مکلف به پرداخت عین یکصد و چهارده عدد سکه تمام بهار ازادی و در صورت توافق بهای روز پنج هزار شاخه گل رز قرمز در زمان طلاق زوجه در حق زوجه و هم چنین به لحاظ احراز قصد تبرع زوجه با توجه به اظهارات وی در جلسه دادگاه مستحق اجرت المثل ایام زندگی مشترک نبوده ولی من باب نحله زوج به پرداخت هفتاد میلیون ریال بابت انجام کارهای خارج از وظیفه زوجه در طول زندگی مشترک محکوم میگردد. و در باب نفقه با توجه به اقرار خوانده که تاکنون زوج نفقه وی را پرداخت کرده است.ذمه زوج بری می‌باشد. و در باب تنصیف اموال، زوجه مالی را معرفی نکرده است.و دادگاه با تکلیفی مواجه نیست و هم چنین زوج در ایام عده طلاق حق رجوع به همسرش را داشته و مکلف به انفاق در حق وی می‌باشد. و حق اخراج او از مسکن مشترک را ندارد. زوجین یک فرزند مشترک پسر 4 ساله دارند که حضانت او با مادر می‌باشد. و پدر را مکلف نموده که ماهیانه مبلغ شش میلیون ریال نفقه فرزند را با ده درصد افزایش سالیانه به حساب زوجه واریز نماید. و برای پدر به نحو مقرر در حکم حق ملاقات با فرزند تعیین نموده است.پس از ابلاغ رای صادره، زوجه در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدید نظرخواهی نموده و عمده اعتراض در مورد بخشی از مهریه و مدت زمان ملاقات پدر با فرزند می‌باشد. که پس از تبادل لوایح و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *حسب الارجاع وارد رسیدگی شده و در جلسه دادرسی مورخ 1399/10/21 که فقط با حضور زوجه تجدیدنظرخواه تشکیل گردیده توضیحات زوجه را در خصوص اعتراض مطروحه نسبت به رای بدوی استماع و در صورتمجلس منعکس نموده و در ادامه جلسه که زوج تجدیدنظرخوانده در دادگاه حضور یافته دادگاه اظهارات نامبرده در پاسخ به توضیحات زوجه را استماع و در صورتجلسه درج نموده که زوج در قسمتی از اظهارات خود گفته است.در خصوص اموال اصلا خانه ای از خود ندارم. و این خانه مال پدرم است.و من به ایشان اجاره میدهم و در خصوص ماشین هم دو سال پیش فروختم که پول وکیل بدهم من کلا چهارصد هزار تومان پول در بورس دارم. دادگاه در خصوص اموال و دارایی زوج از مراجع مختلف استعلام و پس از وصول پاسخ استعلامات سرانجام در وقت فوق العاده مورخ 99/11/29 ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره 2295 - 99 مورخ 1399/12/02 پس از ذکر تجدیدنظرخواهی زوجه و موارد اعتراض نامبرده به شرح زیر انشای رای نموده است. … … دادگاه با عنایت به محتویات پرونده و اینکه اولا- نفقه تعیین شده برای فرزند مشترک متناسب است.و این غیر از هزینه های درمان و اموزش فرزند مشترک که جداگانه بایستی پرداخت گردد. می‌باشد. و اینکه نحله تعیین شده نیز متناسب بوده با توجه به مدت زندگی مشترک و همچنین رای دادگاه بدوی در خصوص عدم استحقاق اجرت المثل نیز با عنایت به اظهارات تجدیدنظرخواه در رسیدگی بدوی صحیح می‌باشد. و هم چنین در خصوص نفقه زوجه با عنایت به اقرار زوجه به پرداخت نفقه وی تا زمان رسیدگی در این دادگاه دادنامه صادره از این جهت نیز صحیح و مصون از خدشه است.ضمن تذکر این موضوع که تا زمان اجرای صیغه طلاق نفقه زوجه به عهده زوج می‌باشد. و زوجه حق اخراج زوجه از منزل مشترک را ندارد. در خصوص شرط تنصیف با عنایت به محتویات پرونده و استعلام های انجام شده از بانک و نیز واریزی های انجام شده بابت سود سهام به حساب زوج و نیز انتقال یک منزل مسکونی توسط زوج به مادرش به عقد صلح من حیث المجموع دادگاه زوجه را مستحق مبلغ پانصد میلیون ریال بابت شرط تنصیف سند نکاحیه میداند و از این حیث اجرای صیغه طلاق را به پرداخت این مبلغ توسط زوج به زوجه مشروط مینماید. هم چنین اعتراض معترض به موضوع مدت ملاقات نیز با توجه به عدم ایراد موثر بر ان مردود می‌باشد. علیهذا مستندا به ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه صادره از سوی دادگاه بدوی را با اصلاحات انجام گرفته نتیجه تایید مینماید. …. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1399/12/03 به هر یک از زوجین ابلاغ شد و هر یک از انان در تاریخ 1399/12/19 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به ان فرجام خواهی نموده‌اند که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لوایح طرفین به هنگام شور قرائت میگردد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. ع. ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

خانم ن. ق. و اقای م. ف. هر یک نسبت به دادنامه شماره 2295 - 99 مورخ 1399/12/02 شعبه *متضمن اصلاح و تایید دادنامه شماره 1019 - 99 صادره از شعبه *که به موجب ان به درخواست زوج (فرجامخواه) گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق با لحاظ حقوق متعلق به زوجه (فرجامخواه) اصدار یافته است.فرجام خواهی نموده‌اند و عمده اعتراض زوج در خصوص تنصیف دارایی و عمده اعتراض زوجه در مورد نحوه تنصیف دارایی و قلت مبلغ تعیین شده بابت شرط تنصیف و هم چنین راجع به نفقه خود و فرزند مشترک و مدت ملاقات پدر با فرزند مشترک و بخشی از مهریه (یک جلد کلام الله مجید و ایینه و شمعدان) می‌باشد. که با توجه به جامع اوراق پرونده اعتراضات فرجام خواهان هیچ یک وارد و موجه نیست زیرا اولا- در پرونده محاکماتی امر ادله کافی که مثبت سوی اخلاق و سوی رفتار زوجه یا تخلف نامبرده از وظایف همسری بوده باشد. مشهود نبوده تا استحقاق زوجه نسبت به تنصیف دارایی زوج ساقط بوده باشد. ثانیا- دادگاه پس از وصول پاسخ استعلامات از مراجع ذیربط و تحقیقات انجام شده در خصوص وضعیت دارایی زوج سرانجام در مورد شرط تنصیف دارایی تعیین تکلیف نموده است.و پاسخ استعلامات مضبوط در پرونده مدلل میدارد. که زوج فرجامخواه در ایام زوجیت خود با زوجه فرجام خواه اقدام به خرید یک واحد مسکونی از اقای ح. ت. ب. نموده و سپس در تاریخ 97/10/4 در شرایطی که بین او و همسرش اختلاف وجود داشته همین واحد مسکونی را به مادرش خانم ش. ر. ص. ا منتقل نموده است.که اگر چه واحد مسکونی یاد شده در حال حاضر در مالکیت زوج باقی نبوده ولی قیمت ان می‌تواند جزی دارایی موجود زوج و مشمول شرط تنصیف دارایی محسوب گردد. که با لحاظ ان و دیگر دارایی زوج از بابت سود سهام واریزی اقدام دادگاه به اجرای شرط تنصیف دارایی و تعیین حقوق متعلق به زوجه از بابت شرط تنصیف مغایرتی با موازین قانونی ندارد. ثالثا- مطابق شرط قراردادی مندرج در سند نکاحیه موضوع بند الف شرط ضمن عقد نکاح، استحقاق زوجه در اموال و دارایی موجود زوج تا نصف دارایی بوده که تشخیص میزان ان با دادگاه می‌باشد. و دادگاه با لحاظ کلیه عوامل موثر در قضیه و وضعیت دارایی موجود زوج، در مورد تنصیف دارایی تعیین تکلیف نموده که تشخیص دادگاه در میزان استحقاق زوجه و دارایی موجود زوج و مالا رقم تعیین شده بابت تنصیف دارایی مغایرتی با اوضاع و احوال قضیه ندارد. و صایب و موجه به نظر میرسد رابعا- زوجه فرجامخواه در جلسه دادرسی مرحله تجدید نظر به پرداخت نفقه جاریه خود از سوی زوج اقرار نموده و در دادنامه فرجام خواسته هم مقرر گردید.که زوج تا زمان اجرای صیغه طلاق نفقه جاریه زوجه را پرداخت نموده و حق اخراج او را از منزل مشترک ندارد. که بالحاظ ان اعتراض زوجه در خصوص مورد توجیه قانونی ندارد. و هم چنین میزان نفقه ماهیانه فرزند مشترک هم با لحاظ اینکه هزینه های درمانی و اموزشی فرزند از شمول ان خارج بوده مبلغ متناسبی محسوب میگردد. و اعتراض زوجه نسبت به میزان نفقه معینه فرزند و هم چنین اعتراض نامبرده در مورد مدت ملاقات پدر با فرزند مشترک که با لحاظ مصلحت فرزند تعیین گردیده فاقد وجاهت قانونی بوده و موثر در مقام نمی‌باشد. خامسا- عرفا به هنگام عقد نکاح (یک جلد کلام الله مجید و ایینه و شمعدان) من باب تبرک و تیمن از طرف زوج به زوجه اهدا و تسلیم میگردد. و این اقلام اساسا به عنوان مهریه جزی دیون زوج محسوب نمیگردد. تا زوج مکلف به تحویل و تسلیم ان بوده باشد. و از این رو عدم تعیین تکلیف نسبت به اقلام مذکور مغایرتی با موازین قانونی ندارد. بنابراین و با توجه به مراتب اشعاری دادنامه های بدوی و فرجام خواسته من جمیع جهات با لحاظ مجموع اوراق و محتویات پرونده و پیوست ان و اقدامات و رسیدگی های معموله موجها و مطابق موازین شرعی و مقررات قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر ارای مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات فرجامخواهان در حد و کیفیتی نیست که بمبانی استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه معترض عنه خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد و چون از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد موثری در نحوه رسیدگی دادگاه و صدور حکم مشهود نمی‌باشد. لهذا ضمن رد فرجامخواهی فرجام خواهان به استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد.

شعبه *

رئیس شعبه: ح. ع. ع. معاون: ح. م. ه.

منبع