رای دادگاه بدوی
محتویات پرونده محاکماتی دلالت دارد. که: در تاریخ 97/8/5 اقای م. ح. ا. با قیومیت م. ح. و م. ص. ا. دادخواستی به طرفیت ا.، خ. و ش. ا. به خواسته الزام به تنفیذ صلح بلاعوض الزام به تنظیم سند رسمی ومجزی شده الزام به اخذ پایان کار تقدیم و اعلام کرده مادر خواهان و خواندگان به نام م. ا. در سال 1380 که مالک *بوده 78 متر از ضلع جنوب ملک را به خواهان که فعلا محجور است.صلح بلاعوض نموده تا ساخت و سکونت کند که اقدام به ساخت کرده و تا کنون ساکن و متصرف است.ولی با فوت مصالح که 94/4/25 بوده خواندگان منکر صلح شده اند لذا تقاضای به شرح خواسته را دارد. (ص 18- 19) خواندگان با لایحه ای اعلام کرده اند قسمت اعیانی مورد نظر در سال 1360 ساخته شده و برادر مرحومشان م. در ان سکونت داشته و وکیل تام الاختیار مادرشان بوده است.و واگذاری نبوده است.وخواهان از سال 1385 با قرارداد شفاهی و ملک مورد ادعا مستاجر شده که پرداختی نیز نداشته است.و محکوم به پرداخت اجرت المثل شده است.و بعد از فوت مادرمان فرزند ان خواهان فقط قفل ها را تعویض و ملک را تصرف کامل کرده اند که شکایت خلع ید مطرح شده و دستور فروش ان نیز صادرشده است. (ص 74- 6) در جلسه دادرسی 97/10/9 طرفین همان مطالب دادخواست و لایحه را تکرار کرده وکیل خواهان اعلام کرده قبل از خواهان برادر دیگر انها در محل که فقط یک اتاق بوده سکونت داشته و بعد از ان از سال 1380 پیرو صلح شفاهی مورث خواهان با توسعه ساخت و حفرچاه فاضلاب سکونت داشته و خواندگان علیه وی دعوای تخلیه و نیز خلع ید مطرح کرده اند که معارض است.و پرونده های کلاسه *خواسته حکم به فروش پلاک است.که از شعبه 134 به 130 ارجاع شده و کلاسه *خواسته اجرت المثل است.که در مرحله واخواهی است.و کلاسه فعلی که تحت رسیدگی است.و تقاضای رسیدگی توامان کرده است. (ص 145 تا 152) در جلسه 87/10/9 یک شاهد دیگر که خواهر زن خواهان است.گفته سال 80 خانم م. ا. در حضور خانواده گفت اتاق را به ح. اقا (خواهان) می بخشد و همان سال او انجا را توسعه داد و در جلسه خواهانها بودند شاهد دیگر گفته خانم م. ا. به وی گفته به خواهان گفته است.اینجا را با هزینه خودش برای خودش خانه بسازد (51- 55) دادگاه با فراهم نمودن کلیه پرونده ها و ختم رسیدگی طی دادنامه *87/10/30 با استناد بر اظهارات شهود و استباط از جواز تصرفات خواهان ناشی از صلح مورد ادعا و عدم ارائه دلیل بر نامشروع بودن تصرفات خواهان با پذیرش صلح حکم به محکومیت خواندگان به تنظیم سند رسمی ملک موضوع صلح (حدود 87 متر اعیانی بالای مغازه *به نام خواهان و بطلان دعوی الزام بر اخذ پایان کار صادر کرده است.و نیز نقض دادنامه */11/30 (دادنامه صادره مبنی بر محکومیت خواهان (م. ح. ا.) به پرداخت 636/700/000 ریال به عنوان اجرت المثل درحق خواندگان صادره از همین شعبه *طی دادنامه 63- 98/1/20 با رد تجدید نظرخواهی دادنامه صادره را عینا تایید کرده است. اکنون پرونده بر اساس دادخواهی خواندگان رئیس کل محترم سازمان *با این استدلال که شهادت شهود به نحو تام و کامل نمیتواند صلح بلاعوض شفاهی را به اثبات برساند و سایر دلایل نیز ضعیف است. دادنامه را خلاف شرع بین دانسته است.بارارسال پرونده به حوزه معاونت قضایی وتاییدمراتب توسط مشاوران ان مرجع سپس با موافقت ریاست محترم قوه قضاییه پرونده به دیوان عالی کشورارسال وبه این شعبه ارجاع شده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ع. ح. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای
نظر به اینکه دعوی مطروحه مبنی بر تنفیذ صلح و الزام به تنظیم سند با لحاظ فوت مصالح از زمره دعاوی بر میت محسوب است.و دراین حالت رعایت مقررات سوگند موضوع ماده 278 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ضرورت دارد. که مورد غفلت محاکم رسیدگی کننده قرار گرفته است.لذا جهت برطرف ساختن نقض مذکور پرونده به همان دادگاه تجدید نظر ارسال میگردد. تا به نیابت با تعیین وقت رسیدگی و دعوت طرفین و رفع نقص یاد شده سپس پرونده به این مرجع اعاده شود. در حال حاضر غیر قابل طرح اعلام میگردد.
شعبه *
مستشار: ع. ح. عضو معاون: ح. ا.