تاریخ دادنامه قطعی: 1395/02/29
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: ازدواج مجدد زوج بدون اجازه زوجه و یا اخذ مجوز از دادگاه (علیرغم صدور حکم الزام به تمکین برای زوجه)، موجب تحقق شرط ضمن عقد و وکالت زوجه در طلاق میباشد و دائم یا موقت بودن ازدواج دوم، موثر در مقام نیست.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه هشتم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/02/29 - 15 : 04 قاضی: جعفر پوربدخشان قاضی: مسعود کریم پورنطنزی قاضی: حسن عباسیان
خلاصه جریان پرونده
خانم ن. ب. در تاریخ 93/1/26 دادخواستی با وکالت آقای ع. ع. به طرفیت آقای ح. ش.ز. به خواسته طلاق تقدیم نموده که شعبه چهارم دادگاه عمومی قوچان تحت پرونده شماره 112 / 94 عهده دار رسیدگی شده است. وکیل خواهان در دادخواست تقدیمی توضیح داده که موکلش به موجب سند رسمی ازدواج شماره 5479 مورخ 91/5/12 دفتر ازدواج شماره 3 حوزه ثبتی قوچان با صداقیه 114 سکه بهار آزادی به عقد دائمی و رسمی خوانده در آمده است. زوجه به استناد دادنامه شماره --- / 93 شعبه --- دادگاه جزایی قوچان مورد ضرب و جرح عمدی قرار گرفته است، ضمن اینکه زوج بدون اذن زوجه اقدام به ازدواج مجدد کرده است. فلذا با عنایت به تخلف زوج از بند 2 و 12 شروط ضمن عقد و با لحاظ ماده 1130 قانون مدنی تقاضای رسیدگی و صدور حکم طلاق داریم. اولین جلسه رسیدگی دادگاه به تاریخ 94/3/23 با حضور خوانده و وکیل خواهان تشکیل میگردد. وکیل زوجه مطالب خودرا به شرح دادخواست تقدیمی اعلام و اضافه مینماید مراسم عروسی برگزار شده و عمل مقاربت انجام داده اند و زوجه باکره نیست. فرزند مشترکی ندارند. علت طلاق این است که زوج اقدام به ضرب و جرح زوجه نموده و از طرفی ازدواج مجدد کرده است. برای کشف حقیقت تقاضا دارم پرونده شماره 921112 شعبه چهارم دادیاری شیروان مطالبه شود. زوج پرونده دیگری در قسمت مفاسد اجتماعی قوچان دارد. زوجه مهریه خود را مطالبه نموده و زوج محکوم به پرداخت آن شده است. در مورد استرداد جهیزیه نیز حکم صادر شده است. به علت تخلف زوج از بند های 2 و 12 شروط ضمن عقد تقاضای طلاق داریم. زوج در مقام دفاع اظهار میدارد لایحه ای تقدیم نموده ام. لازم به توضیح است که جریان ازدواج مجدد اینجانب مربوط به دو سال قبل بوده و مدت آن پنج روز بوده و این ازدواج با اجازه خواهان صورت گرفته و عقد موقت بوده و فسخ شده است و پس از آن با خواهان آشتی کردیم و در حال حاضر همسردیگری ندارم. خواهان نیز ازدواج قبلی داشته ولی شناسنامه و فامیل خود را تعویض کرده است زوج در لایحه تقدیمی نیز توضیح داده که حکم محکومیت اینجانب به اتهام ایراد ضرب و جرح نسبت به زوجه از موارد قاعده لوث بودن و به ناحق محکوم به پرداخت دیه شدم. در مورد ازدواج مجدد نیز اینجانب به علت بیماری همسرم خانمی را جهت خدمتکاری به کار گرفتم و با نظر و اذن و صلاح دید خواهان در اجازه نامه مذکور وحضور شهود صرف معذب نبودن این خدمتکار صیغه محرمیت بر قرار شد نه برای زوجیت بلکه برای راحت بودن ایشان و بعد از صلاح دید همسرم صیغه فوق منحل گردید. بنابراین چون رضایت همسرم حاصل بوده تخلف از شرط نکرده ام. زوجه محکوم به تمکین شده ولی حاضر به بازگشت نیست. همسرم را دوست دارم و هیچگونه تخلف از شرط نکرده ام. و به هیچ وجه حاضر به طلاق نیستم. تصویر دادنامه شماره --- مورخ 93/6/13 شعبه اول دادگاه عمومی قوچان مبنی بر محکومیت زوجه به تمکین و پرداخت یک سکه بابت اقساط مهریه در تاریخ 94/2/29 و تصویر دادنامه شماره --- مورخ 92/3/26 شعبه چهارم دادگاه عمومی قوچان مبنی بر محکومیت زوج به استرداد جهیزیه و تصویر دادنامه شماره --- مورخ 93/10/16 همان شعبه مبنی بر رد دعوی زوجه به خواسته نفقه معوقه از تاریخ 93/2/1 تا 93/7/20 ارائه میشود در این مرحله دادگاه مبادرت به صدور قرار ارجاع امر به داوری نموده که پس از تعیین داوران وطی تشریفات نظر آنها که مفادا حکایت از عدم توفیق در بر قراری صلح و سازش بین زوجین دارد، ارائه میشود. جلسه بعدی رسیدگی دادگاه به تاریخ 94/5/28 با حضور زوجین و وکیل زوجه تشکیل میگردد. زوجین متفقا اظهار می دارند که مدت 8 ماه زندگی مشترک داشته و عمل مقاربت انجام شده ولی فرزند مشترکی نداریم. مدت یک سال است که با هم زندگی نمی کنیم. زوجه می گوید بعد از این که خوانده مرا به عقد خود در آورد با خانم دیگری ازدواج نمود. زوج اظهار میدارد چون خواهان از منزل اینجانب خارج شده بود و چندین ماه بدون همسر بودم به علت اینکه به حرام نیفتم در مشهد با خانمی عقد موقت به مدت پنج روز خواندم و پس از پایان مدت دیگر نامبرده همسرم نیست و ازدواج دیگری نکرده ام حاضرم سوگند یادکنیم که به غیر از خواهان همسر دیگری اعم از موقت یا دائم ندارم. زوجه محکوم به تمکین شده است. حاضرم ایشان را به منزل خود در شیروان ببرم. البته زوجه میتواند محل زندگی خود را انتخاب کند که شیروان باشد یا قوچان زوجه اظهار میدارد پرونده شعبه چهارم دادیاری شیروان مطالبه شود.مدارکی در امنیت اخلاقی و مفاسد قوچان نزد آقای براتی دارد استعلام شود. خوانده با دختر خانواده آقای ابراهیم سرشاری ازدواج کرده است. پرونده شیروان هم مربوط به همین خانم آسیه سرشاری است. دادگاه در این جلسه مقرر میدارد داوران به تکلیف قانونی خود عمل کنند و از دادسرای شیروان در مورد پرونده شماره 921112 استعلام شود و مرجع انتظامی در خصوص ازدواج خانم آسیه سرشاری با خوانده تحقق نمایند. دادگاه ظاهرا بدون وصول پاسخ های مورد نظر ختم دادرسی را اعلام و با توجه به محتویات پرونده و اظهارات طرفین و احراز رابطه زوجیت و اینکه مساعی دادگاه و داوران در جهت ایجاد صلح و سازش مفید و موثر اقع نگردیده و زوجه ووکیل وی با اشاره به تخلف زوج از بندهای 2 و 12 شروط ضمن عقد خواستار طلاق گردیده و از طرفی برای اثبات تخلف زوج از بند 2 شروط ضمن عقد به دادنامه شماره --- مورخ 93/6/19 شعبه --- دادگاه جزایی قوچان استناد نموده که طی آن زوج به اتهام ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به زوجه با اتیان سوگند به پرداخت یک درصد دیه کامل در حق زوجه محکوم شده و در مورد ازدوج مجدد از ناحیه خواهان ووکیل وی هیچ گونه دلیلی ارائه نشده و خوانده درمقام دفاع اظهار داشته حاضر به طلاق نیست و ازدواج مجدد به صورت عقد موقت در دو سال قبل و به مدت پنج روز بوده و هیچ گونه ازدواج مجدد رسمی اعم از موقت یا دائم در حال حاضر ندارد بنابراین تخلف زوج از شروط ضمن عقد محرز نگردیده و صرف درگیری زوجین در یک مرحله از مصادیق عسر و حرج نیست فلذا طی دادنامه شماره --- مورخ 94/8/20 حکم به رد دعوی خواهان صادر مینماید. پس از ابلاغ این رای به وکیل زوجه نامبرده مبادرت به تجدیدنظر خواهی نموده و در لایحه خود توضیح داده که زوج در جلسه رسیدگی دادگاه اقرار نموده که دو سال قبل خانمی را به مدت پنج روز به عقد موقت خود در آورده ضمن اینکه محتویات پرونده شعبه چهارم دادیاری با این ادعا در تناقض است زیرا در آن پرونده پس از شکایت خانم آسیه سرشاری علیه زوج به اتهام سرقت، زوج اقرار نموده که با خانم آسیه سرشاری ازدواج دائم به صورت عادی داشته و در تاریخ 92/4/18 با هم ازدواج رسمی نمودهاند سپس به لحاظ مشکلات در تاریخ 92/4/31 وی را طلاق داده است. بنابراین تخلف زوج از بند 12 شروط ضمن عقد محرز است. زوج نیز طی لایحه ای نسبت به موارد مطروحه در لایحه تجدیدنظر خواه پاسخ داده است شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره --- مورخ 94/11/14 رای تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است. این رای در تاریخ 94/11/27 به وکیل زوجه ابلاغ گردیده و نامبرده ظرف مهلت مقررقانونی اعتراض و دادخواست فرجامی خود را نسبت به دادنامه اخیر تقدیم نموده که پس از ثبت و تبادل لوایح جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. گزارش پرونده و لایحه فرجامی هنگام شور قرائت میشود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای م. کریمپورنطنزی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
فرجام خواهی خانم ن. ب. با وکالت آقای ع. ع. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 94/11/14 شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی که در مقام تایید دادنامه شماره --- مورخ 94/8/20 شعبه چهارم دادگاه عمومی قوچان اصدار گردیده و متضمن حکم بر رد دعوی زوجه فرجام خواه به خواسته طلاق است، وارد و موجه به نظر میرسد. زیرا زوجه و وکیل وی دردادخواست تقدیمی و مراحل دادرسی و لوایح ارائه شده با اشاره به ایراد ضرب و جرح از سوی زوج و محکومیت کیفری زوج به پرداخت دیه در حق زوجه و ازدواج مجدد زوج بدون اذن و رضایت زوجه مدعی تخلف زوج از بندهای 2 و 12 شروط ضمن عقد و عسر و حرج زوجه در تداوم زوجیت گردیده و خواستارصدور حکم طلاق شده است. محکمه به موضوع رسیدگی و با توجه به محتویات پرونده و اظهارات و مدافعات طرفین و با این استدلال که زوجه دلیلی برای اثبات ادعایش مبنی بر تجدیدفراش زوج ارائه ننموده و صرف یک بار محکومیت زوج به اتهام ایراد ضرب و جرح که با سوگند اثبات شده موجب عسر و حرج زوجه نمی شود و زوج ضمن مخالفت با طلاق مدعی شده که ازدواج مجدد وی به صورت عقد موقت در دو سال قبل و برای مدت پنج روز بوده و در حال حاضر همسر دیگری به صورت دائمی یا موقت ندارد فلذا ادعای خواهان را وارد ندانسته و حکم به رد دعوی زوجه صادر کرده است در حالی که اولا: قطع نظر از اینکه ادعای زوجه در مورد عسر و حرج یا تحقق بند 2 شروط ضمن عقد وارد باشد یا خیر ؟ ولی تخلف زوج از بند 12 شروط ضمن عقد مندرج در سند ازدواج که به امضا زوجین رسیده قابل احراز است. چرا که وقتی زوج با حضور در جلسه رسیدگی دادگاه و لوایح تقدیمی صراحتا به ازدواج مجدد خود اقرار نموده دیگر نیازی به ارائه دلیل از سوی زوجه نیست ضمن اینکه زوجه برای اثبات ادعایش به مفاد پرونده شماره 921112 مطروحه در شعبه چهارم دادیاری شیروان استناد نموده است. مفاد پرونده مذکور که از سوی دادگاه مطالبه گردیده و پس از اصدار رای توسط دادگاه بدوی ضمیمه پرونده شده حاکی از این است که زوج در جلسه بازجوئی مورخ 92/6/24 اداره آگاهی اعلام نموده: من با خانم آسیه سرشاری در تاریخ 92/4/18 ازدواج رسمی کردم سپس به لحاظ مشکلات فیمابین مجبور شدم از یکدیگر جداشویم و در تاریخ 92/4/31 سی میلیون تومان وسایل بوی دادم. به صورت توافقی جدا شدیم (برگ ردیف 63 پرونده). تصویر طلاق نامه ضمیمه همین پرونده حاکی از این است که آقای ح. شفیعی در تاریخ 92/4/18 طبق سند عادی خانم آسیه سرشاری را به عقد شرعی دائمی خود در آورده و مهریه تعداد 124 سکه بهار آزادی بوده است و زوجه با بذل 50 سکه از مهریه طلاق گرفته است (برگ 65 پرونده) بنابراین اظهارات متناقض زوج بدور از واقعیت است زیرا در جائی اظهار داشته که خانم مورد نظر را برای راحتی همسرش که بیمار بوده و به عنوان خدمتکار گرفته و فقط صیغه محرمیت جاری شده است. در جای دیگر اظهار داشته چون همسرم تمکین نداشت بخاطر اینکه به حرام دچار نشوم نامبرده را به عقد موقت خود در آوردم و در مرحله دیگر اعلام نموده ازدواج مجدد وی با رضایت کتبی زوجه صورت گرفته ولی در هیچ یک از مراحل دادرسی دلیل و بینه ای برای این ادعا ارائه ننموده است. ثانیا. مفاد پرونده مطروحه در شعبه چهارم دادیاری شیروان که متعاقب شکایت خانم آسیه سرشاری علیه زوج به اتهام سرقت تشکیل شده حاکی از این است که زوج در تاریخ 92/4/18 در حالی که فرجام خواه در علقه زوجیت دائم وی بوده خانم آسیه سرشاری را یه صورت عادی به عقد شرعی نکاح دائمی خود در آورده و در این خصوص صرفا به حکم محکومیت زوجه به تمکین استناد شده در حالی که همین حکم تمکین نیز در سال 93 و بعد از ازدواج مجدد زوج اخذ شده است و دلیلی مبنی بر رضایت کتبی زوجه و کسب اجازه از دادگاه برای ازدواج مجددارائه نشده است. هر چند در اینگونه موارد تفاوتی بین عقد دائم و عقد موقت نیست ولی همینکه طلاق نامه بین آقای ح. شفیعی و خانم آسیه سرشاری تنظیم شده حکایت از دائمی بودن ازدواج مجدد دارد. در رای وحدت رویه شماره 716 مورخ 89/7/20 هیات عمومی دیوان عالی کشور نیز تاکید شده صرفا در صورت اثبات نشوز زوجه و تحصیل اجازه ازدواج مجدد از دادگاه بند 12 شروط ضمن عقد قابل اعمال نخواهد بود ولی در مانحن فیه اولامحرز است که زوج در سال 92 و قبل از اثبات نشوز زوجه اقدام به تجدیدفراش نموده و خانم آسیه سرشاری را به عقد دائمی و شرعی خود در آورده است ثانیا دلیلی مبنی بر رضایت زوجه و اخذ اجازه از دادگاه ارائه ننموده است. از این رو دادنامه فرجام خواسته به لحاظ عدم مطابقت با دلاات محتویات پرونده و مغایرت آن با موازین قانونی مخدوش بوده و مستندا به بند 2 ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی نقض میشود و تجدید رسیدگی به استناد بند ج ماده 401 همان قانون به شعبه هم عرض دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع میگردد.
رئیس شعبه هشتم دیوان عالی کشور: حسن عباسیان مستشار: م. کریمپورنطنزی عضو معاون: جعفر پوربدخشان