تاریخ دادنامه قطعی: 1394/01/11
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: اجرای مجازات شلاق جرایم جنسی، به نحو علنی در محیط روستایی، فاقد وجاهت است.
متهمان 1 - ع. 2 - ی. 3 - م. 4 - الف. حسب شکایت ک. و مادرش به اتهام لواط به عنف تحت تعقیب واقع و نهایتا به اتهام تفخید به مجازات محکوم شده اند. شاکی ک. مدعی شده است: روز جمعه مورخ 1392/12/09 به اتفاق دوستش پ. به باغ رفته اند که در آنجا الف. دست مرا گرفت و داخل خانه باغ برد و یک نفر دست و یک پای مرا گرفت و چون تاریک بود م. چراغ را روشن کرد و چهار نفر یعنی م. و الف. ی. ع. به زور با من لواط کرده اند و با پارچه ای که آنجا بود خودشان را تمیز کردند و پارچه را برای آزمایش دادم. (ص 3 ) درجلسه دادگاه نیز اظهارات خود را تکرار نموده است. شاکی به پزشکی قانونی معرفی گردید و نظریه آن مرجع یه شرح ذیل اعلام شده است؛ ساییدگی، خراشیدگی بند دوم انگشت دوم دست راست حارصه دارد و در تاریخ 1392/12/14 از وی معاینه به عمل آورده در معاینه ناحیه مقعد، آثار جراحت در آن ناحیه مشهود است که میتواند ناشی از فشار جسم سخت قابل انعطاف از قبیل آلت تناسلی در حال نعوظ طی 4 تا 5 روز اخیر حادث شده باشد. (ص 9 ) در ادامه نیز اعلام شده است آزمایش تجسس اسپرم بر روی نمونه ارسال و ثبت گزارش شده است. انجام آزمایش تکمیلی استخراج DNA و مطابقت ژنتیکی، منوط به پرداخت هزینه از سوی متهمان شده که به لحاظ خودداری آنان به ادعای عدم توانایی در پرداخت هزینه، انجام نشده است. (ص 87 ) از ح. به عنوان مطلع تحقیق شده، اظهار نموده است: بنده از دوستانم شنیدم که چهار نفر به نام ی. الف.، م.، ک. عمل لواط انجام داده و از وی فیلم برداری نموده اند. (ص 10 ) اهالی روستا گفتند که تجاوز کردند (ص 12 ) آقای پ. به عنوان گواه اظهار داشته است: حدود هشت سال با ک. دوست هستم در تاریخ 1392/12/09 نزدیک غروب جلوی درب منزل ک. رفتم و با هم به باغ پدربزرگم رفتیم. باغ را تمیز کردیم وقتی که بیرون آمدیم الف با ک. درگیر شد و او را روی زمین خواباند و ع. به دوستانش زنگ زد وگفت بیایید ک. را گرفتم و من فرار کردم. حین فرار دیدم که م و ی. با موتور به طرف باغ پدربزرگم می روند. م. از موتور پیاده شد مرا بگیرد، نتوانست و به داخل باغ رفتند و دیدم که الف و ع به زور ک. را به داخل باغ بردند و ک. گریه می کرد و الف. همان شب حدود ساعت 9 : 30 شب جلوی درب منزل مرا دید و گفت اگر به کسی بگویید از ک. بدترت می کنم. (ص 29 ) در تحقیقات انجام یافته ازمتهمان، ع. اظهار داشته است؛ اظهارات شاکی دروغ میباشد. (ص 17 ) اتهام را قبول ندارم و چون پول نداشتم پرداخت کنم، آزمایش ندادم و اظهارات پ. و الف. را قبول ندارم. (ص 125 ) متهم ی. نیز در دفاع اظهار داشته است: قبول ندارم با شاکی از یک روستا هستیم ولی روز جمعه در روستا بازی می کردیم. (ص 20 ) و (ص 124 ) م. در دفاع اظهار داشته است: من ظهر جمعه با خودرو رفتم و تا ساعت حدود 4 برگشتم و من آن روز آقایان را ندیدم. (ص 31 ) حرفهای شاکی پ. و الف. همه دروغ است و چون راننده کامیون هستم و پول ندارم نمی توانم بپردازم. به من تهمت می زنند (ص 127 ) الف. در تحقیقات اولیه اظهار داشته است: من با ع. روز جمعه 1392/12/09 برای پسته کاری و یونجه کاری رفتیم داخل باغ دیدیم که یک موتور پارک است و داخل باغ رفتیم و دیدم که ک با پ با هم لواط می کنند و من و ع. به آنها گفتیم این چه کاری است می کنید و گفتم می خواهم به پدرت بگویم که ع. زنگ زد به م. که به همراه ی. آمدند و همه از آنجا رفتیم. البته پ. قبل از آمدن م. و ع. رفته بود و ما هم ک. را آنجا ولش کردیم و رفتیم و ساعت حدود 5 تا 6 بعداز ظهر جمعه 1392/12/09 بود اول من و ع. دیدیم و بعد م. و ی. آنجا آمدند و دیدند. از شاکی عکس یا فیلم نگرفته ایم و ضرب و جرح نکردیم. (ص 38 ) بعد از اینکه پ. فرار کرد ما به ک. گفتیم این چه کاری بود که کردی یا باید ما هم باتو کار خلاف بکنیم و یا اینکه به پدر پ. می گوییم که شروع به گریه کرد و من کاری نکردم. (ص 41 ) در دادگاه نیز اظهار داشته است: قبول ندارم در تاریخی که شاکی مدعی است، من در روستا نبودم. (ص 123 ) در خصوص وضعیت اخلاقی و اجتماعی متهمان، تحقیق که اعلام شده است م. از وضعیت اخلاقی واجتماعی مناسبی برخوردار نمیباشد و پدر وی به اتهام حمل مواد مخدر، در زندان به سر می برد. (ص 108 ) و س. الف. م. غ. نیز از وضعیت اخلاقی و اجتماعی مناسبی برخوردار نیستند. (ص 108 ) پرونده که بدوا در دادسرای ش. مطرح شده با صدور قرار عدم صلاحیت به دادگاه کیفری استان س. مستقر در ش. ارسال شده است. دادگاه با تشکیل جلسه با حضور متهمان بدوا اتهام لواط ایقابی مستوجب قتل را به آنان تفهیم اما در ادامه و در حضور وکیل مدافع آنان، اتهام تفخیذ را تفهیم و با استماع اظهارات و دفاعیات شاکی و متهمان و وکیل برخی از آنان با اعلام ختم دادرسی در خصوص اتهام متهمان 1 - ع. 2 - ی. 3 - م. 4 - الف. دایر به لواط در حد تفخیذ به استناد مواد 211 و 235 و 236 قانون مجازات اسلامی هر یک از آنان را به تحمل یکصد ضربه شلاق حدی در ملاء عام شهر محکوم نموده است. رای صادره پس از ابلاغ از سوی م. و وکیل سایر محکوم علیه هم مورد تجدیدنظر خواهی واقع و پرونده پس از وصول به دیوان عالی کشور به این شعبه ارجاع شده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای مرتضوی عضو ممیز وملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمدرضا الهی منش دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر ابرام دادنامه تجدیدنظر خواسته را خواهانم در خصوص دادنامه شماره --- تجدیدنظر خواسته مشاوره نموده، چنین رای می دهد.
از ناحیه معترض، اعتراض موثری که موجبات نقض دادنامه صادره را فراهم سازد به عمل نیامده و رای دادگاه وفق محتویات پرونده، ادله موجود در آن و مطابق قانون اصدار یافته است؛ لکن اجرای مجازات به نحو علنی را با توجه به محیط روستایی مناسب ندانسته و با حذف آن از دادنامه صادره به استناد بند الف ماده 265 قانون آیین دادرسی کیفری ابرام میگردد.
رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور- عضو معاون
رضا فرج اللهی- عبدالحمید مرتضوی