انصراف داور معیّن از داوری

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1391/06/25
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: انصراف یا عدم توانایی داور معین از داوری موجب منتفی شدن داوری می‌شود و برای داوری فرد دیگر توافق مجدد لازم است.

رای دادگاه بدوی

دعوی آقای (ح. ر.) فرزند (ع.) با وکالت (ع. ب.) به طرفیت خواندگان 1 - (ح. ک.) فرزند (م.) 2 - (س. م.) فرزند (س. م.) خوانده ردیف دوم با وکالت (ع. الف.) به خواسته ابطال رای داوری و مطالبه خسارت دادرسی می‌باشد بدین شرح که وکیل خواهان اظهار نموده است که رای داوری صادره از ناحیه آقای (ر. ع.) که از ناحیه شعبه --- ابلاغ شده است، قابل ابطال است؛ زیرا طبق بند 6 ماده 489 قانون آیین دادرسی مدنی، رای داور باید به وسیله کسانی صادر شود که مجاز به صدور رای باشند و از سوی طرفین به عنوان داور مرضی‌الطرفین تعیین شده باشند و یا از طریق دادگاه در حالی‌که طبق بند 8 قسمت (الف) ماده 6 قرارداد شماره 13401 - 20/1/86 در صورت بروز اختلاف بین طرفین به استثنای موضوع بند 2 فراز الف ماده 6 مشاور املاک به عنوان داور تعیین شده است و آقای (ح. ک.) به عنوان مدیر املاک با امضای ذیل قرارداد به عنوان مدیر و هم به عنوان داور قبول داوری نموده است و با عنایت به اختلافات حاصله اقدام به تامین دلیل شماره 89/663/260 در شورای حل اختلاف منطقه 14 نموده که علی‌رغم پذیرش تامین دلیل صورت گرفته توسط خواهان و شریک وی، متاسفانه طرف قرارداد آقای (س. م.) از قبول آن امتناع و در نهایت داور مرضی‌الطرفین ضمن اقرار به قبول داوری در اظهارنامه شماره 989 - 5/5/90 در تاریخ 1390/05/11 ابلاغ گردیده است از داوری به طور ضمنی استعفاء و اظهار نموده قادر به داوری نمی‌باشد که در نهایت بدون توافق شخصی به نام (ر. ع.) به درخواست آقای (ف.) نامبرده طی نامه مورخه 30/7/90 خود را داور مرضی‌الطرفین معرفی و در خصوص موضوع قرارداد اقدام به انشای رای و مردود شناختن نظریه مدیر املاک در بند یک نظریه داوری نموده است در حالی‌که نه داور تعیین شده طبق قانون انتخاب شده و نه نظر وی می‌تواند مستند قرار گیرد،[زیرا] چنانچه وی نماینده بنگاه املاک 110 می‌باشد باید سمت خویش را به دادگاه ارائه مینمود در حالی‌که طبق دادخواست تقدیمی شغل داور آزاد است و مشاور یا مدیر املاک 110 نیست و از طرفی داور باید بر اساس تراضی طرفین داوری نماید، داور باید بر اساس بند 2 ماده 489 قانون آیین دادرسی مدنی نسبت به مطالبی که به داوری ارجاع شده است اظهارنظر نمایند که داور خارج از حدود مفاد داوری اظهارنظر نموده است و بدین شرح خواستار صدور حکم بر ابطال رای داور شده است وکیل خوانده ردیف دوم اظهار نموده است طبق توافق داوری مندرج در قرارداد استنادی، واحد صنفی مشاور املاک 110 به عنوان داور و حکم مرضیالطرفین تعیین شده بنابراین بدوا شخص خاصی یا فرد حقیقی مورد توافق واقع نشده از طرفی دیگر آقای (ح.ک.) مدیریت مشاور املاک خود نیز خوانده طرف داوری قرار گرفته است و علی‌الاصول خوانده دعوی داوری نمی‌تواند علیه خود مبادرت به رسیدگی و داوری عادلانه داشته باشد، ثالثا؛ موضوع اختلاف ارجاع شده صرفا راجع به تعلق انبارها و پارکینگها جهت انجام امورات ثبتی بوده است نه اینکه در خصوص تامین دلیل استنادی خواهان راجع به کیفیت مصالح و خسارات وارده احتمالی، لذا از این حیث موضوع دعوی با مستندات ابرازی خواهان مباینتی فاحش دارد و از طرفی مشاور املاک، امر داوری را که یک امر تخصصی است به مشاور حقوقی آقای (ر. ع.) واگذار نموده است و داور بدوا به صلاحیت خویش سپس انشای رای نموده است و ایرادات مطروحه به داور را وارد ندانسته و خواستار رد دعوی مطروحه شده است با توجه به اینکه داور مرضی الطرفین املاک 110 اعلام شده است ملاک عمل نسبت به مدیریت املاک است نه اشخاص ثالث یا افرادی که در آن املاک مشغول به فعالیت می‌باشند و از طرفی داور صرفا به موضوعی که به آن محول شده است می‌تواند اظهارنظر نماید و خروج از موارد داوری قابلیت پذیرش ندارد فلذا دادگاه دعوی مطروحه را وارد و ثابت تشخیص و به استناد بند 6 ماده 489 قانون آیین دادرسی مدنی، حکم به ابطال رای داوری مورد خواسته صادر و اعلام می‌گردد. رای صادره حضوری است و ظرف بیست روز پس از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می‌باشد.

رئیس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران - شریفی

رای دادگاه تجدیدنظر استان

تجدیدنظرخواهی آقای (س. م.) به طرفیت آقای (ح. ر.) با وکالت آقای (ع. ب.) نسبت به دادنامه شماره --- مورخه 23/11/90 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی تهران که متضمن اجابت دعوی تجدیدنظرخوانده به خواسته ابطال رای داوری 20/8/90 موضوع قرارداد 20/1/86 می‌باشد، وارد نبوده و رای خالی از ایراد موثّر و موافق با موازین قانونی انشاء گردیده است، زیرا محتویات پرونده دلالت بر تراضی طرفین به داوری شخص به‌نام (ح. ک.) دارد و استعفای وی و یا عدم توانایی در صدور رای در صورت عدم تراضی به داوری دیگر موضوع داوری را منتفی خواهد کرد و دلیلی که حکایت از تراضی به داوری آقای (ر.ع.) داشته باشد وجود ندارد بنابه مراتب اعتراض بلا وجه بوده و مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی، با رد تجدیدنظرخواهی، دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید می‌نماید. این رای قطعی است.

رئیس شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه

عشقعلی - جمشیدی

منبع