نحوه رسیدگی به درخواست صدورحکم حجر

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1395/05/19
شماره دادنامه قطعی: ---


پیام: در دعاوی به خواسته صدور حکم حجر، مراجع رسیدگی کننده ملزم به انجام تحقیقات جامع در خصوص چگونگی حجر و علت صدور مدارک مربوط به آن هستند. بنابراین، صدور حکم بدون تشکیل جلسه رسیدگی، استماع اظهارات طرفین و انجام تحقیقات به شیوه قانونی، صحیح نیست.


رای شعبه دیوان عالی کشور

شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه بیست و دوم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/05/19 - 11 : 56 قاضی: سعید جنتی قاضی: احمد حضرتی


خلاصه جریان پرونده


محتویات پرونده محاکماتی واصله حاکی از اینستکه خانم ط.ص به وکالت از آقای م. م. سرچشمه در تاریخ 94/8/18 درخواستی تقدیم دادیاری سرپرستی دادسرای عمومی و انقلاب لاهیجان نموده و توضیح میدهد که زوجه آقای م. م. سرچشمه به نام خانم م. مطبق نامه پزشکی قانونی از سال 91 دارای جنون ادواری بوده و محجور میباشد و تقاضای صدور دستور لازم را نموده و فتوکپی های: 1 - نامه شماره 4573 /م/ 6 - 94/4/6 اداره کل پزشکی قانونی استان گیلان به عنوان دادرس شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی لاهیجان دائر بر اینکه خانم م. م.س. بر اساس معاینه و اخذ شرح حال و همچنین تایید تشخیصی در بیمارستان شفا و میمنت تهران و مرکز دانشگاهی روانپزشکی روزبه تهران، نامبرده دچار اختلال خلقی (BMD) است که جنون از نوع ادواری است زمان احراز بر اساس مدارک بیمارستانی فروردین 1391 اعلام میگردد. -- 2 - سند ازدواج رسمی شماره 3439 - 81/10/1 تنظیمی در دفترخانه رسمی ازدواج شماره 209 لاهیجان مشعر بر وقوع عقد نکاح دائم فیمابین م. م.س. و م. م. سرچمشه. 3 - شناسنامه و کارت شناسائی ملی متعلق به م. م. سرچشمه. 4 - دادنامه شماره --- - 94/4/9 صادره از شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی لاهیجان که به موجب آن خلاصتا در خصوص دعوی آقای م. م. سرچشمه به طرفیت خانم م. م.س. به خواسته تجویز ازدواج مجدد، به لحاظ اینکه خوانده به دلالت گواهی پزشکی قانونی دارای جنون ادواری بوده و زمان احراز آن نیز فروردین 1391 اعلام شده است و طرح دعوی به طرفیت مجنون فاقد وجاهت قانونی است لذا قرار عدم استماع دعوی صادر گردیده است. 5 - دو فقره نظریات پزشکی خانم ها دکتر ر.خ و دکتر ف.س در مورد بیماری خانم م. م را ضمیمه درخواست تقدیمی مینماید.دادیار سرپرستی دادسرای عمومی و انقلاب لاهیجان طی نامه مورخ 94/8/18 پرونده آن سرپرستی را که بکلاسه --- و راجع به خانم م میباشد که به موجب نامه مورخ 94/4/6 پزشکی قانونی مختل الحواس تشخیص داده شده است، جهت صدور حکم حجر مشارالیها به دادگاه عمومی لاهیجان ارسال داشته و رسیدگی بدان در تاریخ 94/9/9 به شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی شهرستان مذکور ارجاع میشود.شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی لاهیجان در وقت فوق العاده به موجب دادنامه شماره --- - 94/9/17 در خصوص تقاضای شماره 9409981413700029 دایره سرپرستی دادسرای عمومی و انقلاب لاهیجان مبنی بر صدور حکم حجر برای خانم م. م.س.، با عنایت به مندرجات پرونده و اقدامات معموله، نظر به اینکه مشارالیها حسب نظریه شماره 4573 /م/ 6 مرکز پزشکی قانونی استان گیلان، دچار جنون از نوع ادواری بوده و زمان احراز بر اساس مدارک بیمارستانی فروردین 1391 اعلام شده است لذا با توجه بمراتب فوق، نامبرده را محجور از نوع جنون تشخیص و به استناد مواد 57 و 65 و 70 و 71 قانون امور حسبی و 1207 (بند 3 ) و 1211 و 122 قانون مدنی، حکم به حجر خانم م. م.س. فرزند ج. متولد 1394/05/31 صادر مینماید.دادنامه مذکور مورد تجدیدنظرخواهی خانم م. م.س. واقع شده و نامبرده ضمن توصیف مشکلات زندگی مشترک خویش با همسر خود (م. م.) و اینکه با وجود شرکت در کلاسهای طراحی و خوشنویسی و یا کارهای خیاطی، چگونه میتواند جنون ادواری داشته باشد، نظریه پزشکی قانونی را مورد اعتراض قرار داده و تقاضای ارجاع امر به هیات پزشکی را نموده و مستدعی نقض حکم حجر صادره گردیده و فتوکپی 4 برگ آزمایشات پزشکی و نوار مغزی ماخوذه از خویش را پیوست دادخواست تجدیدنظرخواهی تقدیمی مینماید.پرونده امر جهت رسیدگی به تجدیدنظرخواهی مذکور به شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان گیلان ارجاع میشود.شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان گیلان در وقت فوق العاده بر اساس دادنامه شماره --- - 95/1/28 خلاصتا به لحاظ اینکه نظریه شماره 4573 /م/ 6 - 94/4/6 پزشکی قانونی استان گیلان بر مبنای معاینه و اخذ شرح حال و سوابق بستری شدن تجدیدنظرخواه در بیمارستانهای شفای رشت و میمنت تهران و مرکز روانپزشکی روزبه تهران و تشخیص اختلال خلقی (BMD) صادر گردیده و از طرفی دادنامه تجدیدنظرخواسته نیز بر اساس رسیدگیهای لازم اصدار یافته، النهایه نظر به اینکه در دادنامه معترض عنه تاریخ ابتلاء تجدیدنظرخواه به جنون ادواری تصریح نشده و تاریخ تولد تجدیدنظرخواه نیز سهوا 94/5/31 قید شده است بنابراین با تعیین تاریخ 1391/01/01 به عنوان تاریخ ابتلاء به جنون ادواری و اصلاح تاریخ تولد از 94/5/31 به 1359/05/31 و با رد تجدیدنظرخواهی معموله تجدیدنظرخواه، مبادرت بتایید دادنامه تجدیدنظرخواسته با اصلاح به عمل آمده، مینماید.دادنامه مرقوم طبق گزارش مامور ابلاغ در ذیل برگ ابلاغیه مربوط بدان در تاریخ 95/2/18 به خانم م. م.س. ابلاغ قانونی شده و مشارالیها به موجب دادخواستی که در تاریخ 95/3/1 در دفتر دادگاه صادر کننده رای مذکور به ثبت رسیده است، مبادرت به فرجام خواهی از آن نموده و دفتر دادگاه یاد شده پس از انجام اقدامات قانونی، پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال داشته و رسیدگی به موضوع باین شعبه ارجاع میشود و مندرجات عرضحال فرجام خواهی تقدیمی فرجام خواه و لایحه ضمیمه آن به هنگام شور قرائت خواهند گردید. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای جنتی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد.


رای شعبه


فرجام خواهی خانم م. م.س. از دادنامه شماره --- - 95/1/28 شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان گیلان که در مقام تایید دادنامه شماره --- - 94/9/17 صادره از شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی لاهیجان مشعر بر اعلام حجر مشارالیها به لحاظ ابتلاء به جنون ادواری به کیفیت منعکس در دادنامه صدرالاشعار و پرونده امر، اصدار یافته است نتیجتا با توجیهات ذیل مقبول میباشد زیرا پرونده متشکله در سرپرستی دادسرای عمومی و انقلاب لاهیجان به استناد فتوکپی مدارکی است که از ناحیه وکیل متقاضی صدور حکم حجر (آقای م. م.) تقدیم دادیاری مذکور گردیده و اصول مدارک استنادی متقاضی مذکور نیز مورد ملاحظه دادگاه واقع نشده و پرونده موضوع صدور نامه شماره 4573 /م/ 2 - 94/4/6 اداره کل پزشکی قانون استان گیلان و چگونگی استعلام مراتب و همچنین پرونده موضوع صدور دادنامه شماره --- - 94/4/9 اصداری از شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی لاهیجان مورد ملاحظه واقع نگردیده و از ناحیه دادیاری مذکور و متعاقبا از طریق دادگاه بدوی و تجدیدنظر در باب چگونگی امر و کیفیت حجر مورد ادعا از طرفین تحقیقی صورت نپذیرفته و هر دو دادگاه بدوی و تجدیدنظر یاد شده بدون تشکیل جلسه رسیدگی و بدون تحقیق از طرفین، اقدام به صدور حکم نموده و با وصف مراتب فوق، فرصت دفاع به فرجام خواه داده نشده است و نظر به اینکه بر اساس مقررات ماده 1223 قانون مدنی و ماده 57 قانون امور حسبی، دادگاه‌ها و دادسرا ملزم به انجام تحقیقات پیرامون چگونگی حجر بوده و در مانحن فیه توسط دادسرای مربوطه و متعاقب آن دادگاه‌های بدوی و تجدیدنظر ذیربط منحصرا به مدارک ابرازی وکیل متقاضی صدور حکم حجر که آنها نیز به صورت فتوکپی میباشند، توجه شده ولکن چگونگی و علت صدور و وجود و ارائه آنها مورد عنایت مراجع یاد شده قرار نگرفته و تحقیقاتی نیز چه از طرفین قضیه و چه بطرق مقرر قانونی در این زمینه معمول نشده است و با التفات به اینکه با وصف مراتب مرقوم و محتویات پرونده امر و تعرضات معموله فرجام خواه، چه در مقام تجدیدنظرخواهی از دادنامه بدوی و چه در این مرحله (فرجامی)، اقتضاء داشته است که مرجع تجدیدنظر مذکور، اولا- با دعوت طرفین و تشکیل جلسه دادرسی نسبت به استماع اظهارات و مدافعات طرفین اقدام و استعلامات و تحقیقات دقیق از آنها معمول میداشته و ثانیا- پرونده های موضوع دادنامه شماره --- - 94/4/9 صادره از شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی لاهیجان و همچنین پرونده موضوع صدور نامه شماره 4573 /م/ 2 - 94/4/6 اداره پزشکی قانونی استان گیلان که فتوکپی آنها در زمره منضمات درخواست وکیل متقاضی صدور حکم حجر خانم م. م.س. میباشند مورد مطالبه و ملاحظه قرار میگرفته و ماحصل مفید محتویات آنها که موثر در اتخاذ تصمیم باشد در صورتمجالس دادگاه انعکاس مییافته و از مدارکی نیز که واجد تاثیر در مقام باشند فتوکپی های خوانا و قابل رویت تهیه و پیوست پرونده حاضر میشده و ثالثا- پیرامون چگونگی وضعیت روحی و روانی و رفتار خانم م. م.س. و بیماری مشارالیها و نحوه آن تحقیقات لازم و جامع بطرقی که از نظر دادگاه مقتضی بوده و رافع هر گونه ابهام باشد معمول میگردیده و رابعا- با توجه به تعرض فرجام خواه (خانم م. م.س.) به نظریه اداره پزشکی قانونی استان گیلان و نحوه استعلام و اعلام آن و درخواست مشارالیها مبنی بر کسب نظر کمیسیون پزشکی قانونی، نسبت به اجابت درخواست مذکور هم اقدام میشده و نظریه صریح کمیسیون روان پزشکی متشکله در اداره پزشکی قانونی مرکز استان گیلان در باب کیفیت بیماری و حجر یا عدم حجر و تاریخ آن با توجه و لحاظ سوابق بیماری و پزشکی و بالینی و بستری شدن مشارالیها در مراجع درمانی ذیربط و بالحاظ مقررات قانون مدنی و قانون امور حسبی اخذ میگردیده و چنانچه رسیدگیهای فوق، اقدامات و تحقیقات دیگری را نیز به تبع داشته و یا از نظر دادگاه تجدیدنظر در احراز واقعیت امر و کشف حقیقت ضرورت یابند نسبت بانجام آنها نیز اقدام و نهایتا با ملحوظ داشتن نتایج حاصله از انجام تحقیقات و رسیدگیهای معموله مبادرت به صدور رای مقتضی میگردیده است و چون جهات و مراتب مرقوم در صدور دادنامه های صدر الاشعار مورد عنایت واقع نشده و پرونده امر واجد نقص در رسیدگی و انجام تحقیقات میباشد علیهذا با پذیرش فرجام خواهی معموله فرجام خواه و مستندا به شق 5 ماده 371 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی و بند الف ماده 401 قانون مرقوم، ضمن نقض دادنامه فرجام خواسته موصوف، رسیدگی مجدد به دادگاه تجدیدنظر صادر کننده آن ارجاع میشود.


شعبه بیست و دوّم دیوان عالی کشوررئیس شعبه: جنتی عضو معاون: حضرتی

منبع