دعوی اثبات زوجیت - دعوی بر میت و لزوم ارائه دلایل و سوگند مدعی

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

خلاصه جریان پرونده:

حسب محتویات پرونده اقای م. ز. به وکالت از خانم ن. ز. دادخواستی به خواسته اثبات زوجیت به طرفیت خانم ها و اقایان ف. و س. و ن. و ق. و م. و م. و م. ج. و م. و ر. و س. ش. همگی ق. و خانم س. ز. به سازمان *تقدیم نموده و توضیح داده است.بر اساس دلایل و اعلامی موکل در تاریخ 1364/07/12 با مرحوم ص. ق. مورث خواندگان ازدواج دائمی نموده است.که حاصل این ازدواج سه فرزند مشترک به نام های ف.، ن. و س. ق. می‌باشد. لیکن از انجا که مراتب ازدواج دائم موکل به طور رسمی ثبت نگردیده است. تقاضای رسیدگی و صدور حکم مبنی بر اثبات رابطه زوجیت موکل با مورث خواندگان با مهریه یک جلد کلام اله مجید به انضمام یک میلیون و دویست هزار ریال وجه نقد مورد استدعا می‌باشد. با ارجاع پرونده به شعبه *فتوکپی یک فقره سند عادی به عنوان قرارداد ازدواج پیوست پرونده گردیده است. در جلسه مورخ 1400/01/17 وکیل خواهان به سند مذکور و شهادت شهود و داشتن فرزند مشترک خواهان و مرحوم ص. ق. استناد کرده است. سپس ق. ق. اعلام نموده که اصل سند به دادگاه ارائه شود. ضمنا در صدر و ذیل ان اسم و امضای محضردار قید نشده و مدت ان سه ماهه می‌باشد. پدرم می گفت ن. جان صیغه بوده و حق وی را پرداخت کرده ام و صیغه فسخ شده، ن. ق. و ن. ز. (ع. ز.) شاهد این قضیه بوده اند … سپس از ناحیه دادگاه قرار استماع شهادت شهود صادر گردیده است. در جلسه مورخ 1400/01/30 شهودی در دادگاه حاضر و اقای ا. ز. د. به عنوان گواه اظهار داشته ما قوم و خویش هستیم از بچگی با متوفی ارتباط داشتیم. خواهان همسر م. شد 14الی15سال همسر ایشان بود سه بچه بدنیا اورده در عقد اولیه من نبودم که دائم بود یا صیغه ای ولی در موعد طلاق بودم داخل دفتر س. ع. بودیم خرامه بودیم داخل ان دفتر خانه طلاق ثبت شد بین حدودا 73 الی76 بود خانم را منزلش بردیم رساندیم در بین راه گریه و زاری می کرد یک مدتی بعد مجددا متوفی رفت ایشان را عقد کرد ان هم اطلاع ندارم. که دائم بود یا موقت و میدانم که تا روز فوت متوفی خواهان بالای سر م. بود و حتی در امبولانس هم بود. اقای ن. ق. نیز اظهار داشته (من برادر متوفی هستم من اطلاع دارم. خواهان همسر برادرم بوده است. دائم بود بعد از چند سال از هم جدا شدند. 4 الی 5 روز طول کشید مجددا برادرم رفت همسرش را اورد زندگی کردند. اطلاع ندارم. چه کردند. حتما عقد کردند. که خانمش را اورد. طلاق هم نمیدانم کجا انجام شد فقط شنیدم برادرم با دوست و رفیقانش بود با ما برادران زیاد تعریف می کرد. متوفی نزد من نگفت که خواهان همسر صیغه ای ایشان است. 4روز بود که برادرم گریه می کرد. مادرم گفت برو همسرت را بردار بیاور و این کار را نکن ناراحت بود که طلاقش داده بود من نشنیدم که برادرم بگوید این خانم صیغه ای من است.و فقط شنیدم که گفت همسرم است.از سال 63تاکنون خواهان در منزل برادر من بود. در صیغه مدت مشخصی باید مشخص بشود. برادرم خواهان را طلاق داد و مجددا رفت همسرش را اورد). اقای ا. ز. نیز اظهار داشته من برادر خواهان هستم. من از بچگی یاد دارم. متوفی داماد ما شد من یادم است.بدون اجازه منزل انها رفتم سیلی خوردم. عروسی کردند. د. ج زندگی می کردند. مدتی س. بودند ساختمان سازی می کرد. خواهان سه بچه دارد. اگر صیغه ای بود عروسی نمی گرفت. تا یکروز قبل مردنش متوفی منزل خواهرم بود. صبح ایشان را داخل ماشین بردم. یک زمانی درب محضر س. ع. خ. ا. م. ن. فرزند س. ع. رفت گفت قصد جدایی داریم. فرزند س. گ. چ. س. فرزند د. اجازه چنین کاری ندارم. من و خواهرم را با لندرور کربال برد و خودش دودج رفت فردایش برگشت گریه می کرد و رفت و امد کرد اتفاقی در خصوص طلاق رخ نداد شاید ماشینش در ذهنم نباشد. متوفی تا زمانی که ما را کربال برد گریه می کرد فرزند س. ع. ن.یک ماشین امد گفت من چنین کاری نمیتوانم انجام بدهم. سپس از ناحیه دادگاه به منظور بررسی وضعیت سند عادی ارائه شده قرار کارشناسی صادر گردیده و پیرامون اخذ شهادت و اطلاعات اقای ع. ق. ش. پ. نیابت قضایی صادر و از سردفتر ازدواج و طلاق *نیز استعلام گردیده است. س. م. ف. نیز خود را به وکالت از اقایان م. و ق. ق. به دادگاه معرفی نموده است. در نظریه کارشناسی توضیح داده شده که متن سند مذکور با دو قلم نوشته شده و عبارت ((و مدت قرارداد سه ماه خواهد بود و در مورد عدم مراجعه این قرارداد باطل خواهد شد تاریخ متن صحیح است)) در شرایط تحریری دیگری اضافه گردیده است. با اعتراض س. م. ف. نسبت به نظریه کارشناس موضوع به هیات کارشناسی ارجاع گردیده که هیات مذکور نیز نظری مشابه کارشناس اول اعلام و نهایتا دادگاه به موجب دادنامه **00/7/6 حکم بر اثبات رابطه زوجیت بین خواهان و مرحوم ص. ق. به شرح مندرج در ان صادر نموده است. با تجدیدنظرخواهی اقای ق. ق. پرونده در شعبه *مطرح و به موجب دادنامه **00/9/22 رای دادگاه بدوی تایید گردیده است. با ابلاغ دادنامه اقای ق. ق. از دیوان عالی کشور تقاضای رسیدگی فرجامی نموده است.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ع. د. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه فرجام خواسته مشاوره نموده با اعلام ختم رسیدگی چنین رای می دهد:

رای شعبه

در خصوص فرجام خواهی اقای ق. ق. نسبت به دادنامه **00/9/22 صادره از شعبه *متضمن تایید رای بدوی و اثبات رابطه زوجیت فیمابین فرجامخوانده و مرحوم ص. ق. به شرح مندرج در رای، با بررسی محتویات پرونده نظر به اینکه دعوی مطروحه در واقع دعوی بر میت تلقی می‌گردد. و در مانحن فیه رعایت ماده 278 قانون ایین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی نگردیده است.لذا دادنامه فرجامخواسته مستندا به بند 5 ماده 371 قانون مرقوم نقض و پرونده به دادگاه صادرکننده رای منقوض اعاده می‌گردد. تا دادگاه محترم در صورتی که بینه را کافی می دانند وفق مقررات مراسم اتیان سوگند خواهان بدوی را انجام سپس مبادرت به صدور رای مجدد فرموده و پرونده را اعاده نمایند.

شعبه *

رئیس- م. ع. ک. پ. مستشار- ع. د.

منبع