عدم تنصیف دارائی به علت تخلف زوجه

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

خلاصه جریان پرونده:

در این ا. م. م. به وکالت از م. م. در مورخه 1400/03/05 باتقدیم دادخواست به خواسته طلاق (صدور گواهی عدم امکان سازش) به طرفیت م. ب. طرح دعوی نموده است.و اعلام کرده در 78/5/7 با خوانده ازدواج نموده لیکن با سوی رفتار زوجه قادر به ادامه زندگی نیست و زوجه حاضر به تمکین نمیباشد. شعبه *در مورخه 1400/04/05 تشکیل جلسه داده است. وکیل خواهان به خواسته تاکید نموده است.خوانده گفته: قصد طلاق ندارم. اگر می خواهد طلاق دهد. باید حقوق من را بدهد یک اپارتمان در *دارد. مال دیگری سراغ ندارم. و یک خانه دیگر و خودرو داشته که به نام مادرش کرده است. من اماده تمکین هستم. جهیزیه در اختیار ایشان است. در مورد مهریه تقسیط شده است. وکیل خواهان گفته اظهارنامه رجوع به منزل پس از دعوی طلاق بوده است. جهیزیه ندارد. چون همه وسایل تعویض شده است. زوجه گفته به منزل رفتم قفل را تعویض نموده است. در خرداد 99 منزل را به نام مادرش نموده و در مرداد 99 درخواست طلاق داده است. ولی بعد مشاوره نموده که باید حق و حقوق من را بدهد دادخواست را مسترد کرده و برای تقسیط مهریه اقدام نموده است. وحالا مجددا درخواست طلاق نموده است. باید اجرت من را هم بدهد. دادگاه قرار ارجاع به داوری صادر نموده است. زوجه اموال زوج را به شرح ص 33 اعلام نموده است. داور زوج نظر به عدم سازش داده است.ص 46 داور زوجه اعلام کرده ایشان مخالف طلاق است. دادگاه به موجب دادنامه شماره *مورخه 1400/07/29 گواهی عدم امکان سازش صادر و مقرر نموده 1- زوجه با عدم تمکین مستحق تنصیف اموال نیست. 2- زوجه لیست جهیزیه را نداده است. 3- زوجه مستحق اجرت المثل نیست 4- نفقه ایام عده تعیین شده 5- نحله تعیین شده است.زوجه در 1400/03/23 اعلام تمکین نموده است. (اظهارنامه ص 84) زوجه نسبت به دادنامه اعتراض نموده و اعلام کرده 1- حاضر به تمکین شده 2- لیست جهیزیه را اعلام کرده 3- اجرت المثل را می خواهد چون غیر از کارخانه فرش بافی هم نموده است. شعبه *به موجب دادنامه شماره *مورخه 1400/11/09 دادنامه بدوی را تایید نموده است. زوجه از دادنامه فرجامخواهی نموده و نسبت به عدم تعیین اجرت المثل جهیزیه تنصیف اموال و نفقه معترض می‌باشد. که متن لایحه ایشان و پاسخ وکیل زوج در زمان شور قرائت می‌گردد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای س. م. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *1400/11/09 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد.

فرجامخواهی خانم م. ب. نسبت به دادنامه شماره *مورخه 1400/11/09 صادره از شعبه *که به موجب ان با تایید دادنامه بدوی صادره از دادگاه عمومی *گواهی عدم امکان سازش به درخواست زوج صادر گردیده وارد و موجه است.زیرا نسبت به حقوق قانونی زوجه مطابق مفاد ماده 29 قانون حمایت خانواده رسیدگی دقیق صورت نگرفته است. اولا دادگاه در مورد جهیزیه زوجه رسیدگی به عمل نیاورده است.در حالی که در عرف جامعه اصل برداشتن جهیزیه توسط زوجه می‌باشد. و لیست ان هم ارائه شده است.ثانیا اگر چه زوجه ملزم به تمکین شده است.لیکن بعد از صدور رای با ارسال اظهارنامه حاضر به تمکین شده و به درب منزل زوج هم مراجعه کرده و زوجه مدعی است.با اعلام زوج به پلیس مانع از ورود ایشان شده است.که موضوع به طور دقیق بررسی نشده است. در صورت احراز قصد تمکین زوجه و اینکه در جلسه دادگاه نیز اعلام به تمکین نموده قطعا مستحق نفقه از زمان اعلام تمکین تا زمان اجرای صیغه طلاق خواهد بود و باید مشمول تنصیف اموال نیز باشد. ثالثا در مورد اجرت المثل نیز دادگاه بدون استدلال اعلام کرده زوجه مستحق نمی‌باشد. در حالی که اصل بر عدم تبرع بوده و کارهای زوجه باید از جهت اجرت المثل مورد کارشناسی قرار گیرد دلیلی بر قصد تبرع از ناحیه زوج جز ادعا ارائه نگردیده است. لذا با استناد به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع می‌گردد.

با نقض دادنامه و اعلام نقص در مورد 1- احراز تمکین زوجه و بعد تصمیم در مورد نفقه تنصیف اموال و اجرت المثل و رسیدگی به ادعای جهیزیه و اعاده پرونده دادگاه تجدیدنظر *در 1401/03/30 تشکیل جلسه داده است. زوجه گفته من لیست جهیزیه را تهیه و ارائه کردم. و زوج قسم بخورد که مال من نیست در مورد تمکین من اظهارنامه دارم. که برگردم به منزل و به خانه او رفتم ولی من را بیرون کرد و مادرش ادعا کرده من جلوی خانه فحاشی کردم من رفتم داخل خانه که مامور اوردند من را بیرون کردند. و الان یک خانه دارد. که به نامش است.غیر از اموالی که به نام مادرش کرده است.در مورد اجرت المثل هم قصد تبرع نداشتم و بارها به خودش گفتم و باتعیین نحله اعتراضی به اجرت المثل ندارم. الان هم حاضرم به منزل زوج برگردم. زوج گفته ایشان برای جهیزیه دو لیست داده 51 و 59 قلم است.و من ایراد دارم. چرا شاهدها اسم ندارند و قسم نمی خورم من بخاطر چند تکه ظرف قسم نمی خورم و می خواهم شاهدها بیایند و حاضرم خانم قسم بخورد شهادت شاهد را قبول می کنم اسم شهود را بگوید زوجه گفته شهود پدرم و مادرم و زن برادرم و همسر برادرم هستند می توانم به دادگاه بیاورم. زوج گفته: الان یک خانه در *دارم. که 90 متر است.ارزش ان را نمی دانم و جزی مستثنیات دین است.و دو فرزند دارم. و به جهت عدم تمکین نفقه ندارد. ایشان امده بود در خانه ما و اظهارنامه داده بود ولی روزی امد که خاله من مرحوم شده بود و مراسم بود و برای مراسم امده بود تا فهمید دادخواست طلاق دادم ترسید که تنصیف اموال نگیرد اظهارنامه داد و مامور اورده و او هم صورتجلسه می دهد و من هم به مادرم گفتم بدون اعلام امده به 110 زنگ بزنید و بعد امدم دیدم با مامور دارند داد و بیداد می کنند و مدعی شده بود که پدر و مادرش زده اند و من را تهدید کرد. دادگاه تجدید وقت نموده و در 1401/04/05 (ص 159) تشکیل جلسه داده است. زوجه گفته من 51 قلم کالا که اعلام کردم را می خواهم و شهود هم امده اند برای تمکین در خرداد 1400 اظهارنامه فرستادم جواب نداد بعد رفتم *بودند منتظر شدم تا خودش بیاید بعد زنگ زدند پلیس امد و بعد شکایت تهدید به قتل کردند. که منع تعقیب صادر شد و اظهارنامه جدید دارم. که برگردم. وکیل زوج گفته خیلی وسایل تبدیل به احسن شده و لیست را قبول نداریم زوج می گوید من اصراری به نگهداری وسایل ایشان ندارم. و دقیقا نمی دانم موجود است.یا خیر و 51 قلم را قبول دارم. با این شرط که بعضی اقلام از بین رفته است.یخچال را به دختر خاله ام فروختم بر می گردانم و چرخ خیاطی موجود است.و زوجه هم توافق نمود در مورد تمکین اجراییه صادر شده و قبول نکرده و نشوز اعلام شده است.بعد درخواست طلاق دادیم در مرحله داوری هم گفتیم اگر می خواهد برگردد. اما داور همکاری نکرد مستحق تنصیف هم نیست. دادگاه با ختم دادرسی به موجب دادنامه شماره *مورخه 1401/04/28 با اصلاح دادنامه بدوی صادره از دادگاه مهدی شهر اولا در مورد جهیزیه مقرر شده طبق لیست 51 قلم تحویل زوجه شود. و در مورد اجرت المثل هم با رد ان نحله تعیین شده است.و در تنصیف دارایی هم چون تا زمان درخواست طلاق تمکین نکرده مستحق نمیباشد. و اقدام وی بعد از درخواست طلاق مصداق تمکین نمی‌باشد. لذا دادنامه بدوی با اصلاح ذکر شده تایید گردیده است. خانم م. ب. از دادنامه فرجامخواهی نموده که متن لایحه ایشان در زمان شور قرائت می‌گردد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای س. م. ت. عضو ممیز اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *1401/04/28 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد.

رای شعبه

فرجامخواهی خانم م. ب. نسبت به دادنامه شماره *مورخه 1401/04/28 صادره از شعبه *که به موجب ان با اصلاح و تایید دادنامه بدوی صادره از شعبه *گواهی عدم امکان سازش به درخواست زوج صادر گردیده وارد و موجه نیست زیرا با توجه به صدور حکم تمکین زوجه در سال 98 و عدم تمکین تا زمان درخواست طلاق از ناحیه زوج اعتراض وی در مورد استحقاق نفقه و تنصیف اموال نمی‌تواند مورد پذیرش باشد. لذا دادنامه فرجامخواسته مطابق مقررات و موازین قانونی صادر و ایراد و اعتراض موجه و موثری که موجبات نقض دادنامه فرجامخواسته را براساس مقررات مندرج در ماده 371 قانون ایین دادرسی مدنی ایجاب نماید. از ناحیه فرجامخواه ارائه نگردیده است. باتوجه به مراتب ذکر شده مستندا به مواد 370 و 396 قانون مارالذکر با رد فرجامخواهی به عمل امده دادنامه فرجامخواسته را تایید و ابرام می نماید./ا401/8/30

شعبه *

رئیس شعبه: ج. ق. مستشار: س. م. ت.

منبع