اثر حقوقی سلب وصف الزام آور بودن از رأی داوری

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1392/02/04
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: ویژگی ذاتی رای داور، الزام آور بودن آن برای طرفین است و در فرضی که طرفین رای داوری را قابل اعتراض اعلام کرده و بدین نحو وصف الزام آور بودن را از رای سلب نمایند، رای صادره از نوع کدخدامنشی است که اجرای آن باید با میل و رغبت طرفین صورت گیرد و نه رای داور.

رای دادگاه بدوی

در خصوص دادخواست تقدیمی خواهان ها و.ف. و م.ر. با وکالت ع.س. به طرفیت خوانده الف.الف. و م.ح. با وکالت الف.ح. به خواسته اعتراض به نظریه داوری مورخ 8/9/88 موضوع کلاسه --- /880621 و استدعای صدور حکم بر بطلان رای داوری، با لحاظ نقض دادنامه بدوی (در خصوص صدور رد دعوی) توسط شعبه پانزدهم دادگاه تجدیدنظر و الزام دادگاه بدوی به بررسی و ورود در ماهیت دعوی، آنچه از باب هفتم قانون آیین دادرسی مدنی برداشت می‌شود، این است که قانونگذار وظایف و تکالیفی را بر داور یا داوران بار نموده که جنبه ایجابی داشته نه سلبی، فلذا داوران طبق قسمت اخیر ماده 474 از قانون آیین دادرسی مدنی نمی تواند با سلب صلاحیت از خود به واسطه تخصصی و فنی بودن موضوع، داوری را در صلاحیت دادگاه تشخیص دهند چون می توان گفت داور نسبت به مطلبی که موضوع داوری نبوده رای صادر نموده است، علی ایحال داوران مکلف به صدور رای و آثار مثبته آن بوده و طبق ماده 482 قانون مذکور آراء آنان بایستی موجه و مدلل بوده و مخالف قوانین موجد حق نباشد چون که اعتبار امر مختومه را دارا است و تکلیف داور بر صدور رای وابسته بوده و در صورت عدم صدور رای در اثر نخواستن یا نتوانستن، طرفین می‌توانند برای حل و فصل اختلافات به دادگاه مراجعه نمایند نه اینکه داور چنین شایستگی را راسا تشخیص دهد، فلذا دادگاه خواسته خواهان را مورد پذیرش قرارداده و حکم بر بطلان رای داوری مورخ 8/9/88 را صادر و اعلام می دارد. رای صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز پس از رویت دادنامه قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدیدنظر مرکز استان خواهد بود.

رئیس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران - ابوصادقی

رای دادگاه تجدیدنظر استان

در خصوص تجدیدنظرخواهی 1 - آقای الف.الف. 2 - م.ح. به طرفیت آقایان 1 - و.ف. 2 - م.ر. نسبت به دادنامه شماره --- مورخه 21/8/91 صادره از شعبه محترم --- دادگاه حقوقی تهران که مطابق آن دعوای ابطال رای داوری مورد اجابت واقع گردیده دادگاه قطع نظر از ایرادات عدیده که بر رای داوری مذکور از حیث شکل و ماهیت وارد می‌باشد از آنجا که شرط داوری موضوع بند 3 ماده 8 قرارداد فی مابین ظهور در حکمیت داوری قانونی با عنایت به قید انتهایی (در صورت لزوم اعتراضات طرفین در مراجع قضایی ذی صلاح مسموع خواهد بود) به نحوی که الزام آور برای طرفین باشد نبوده در حالی که ویژگی ذاتی رای داوری قانونی، الزام آور بودن آن برای طرفین می‌باشد و در فرض که طرفین این الزام آور بودن را از رای سلب نمایند، رای داور از نوع داور کداخدامنشی است که اجرای آن توسط طرفین باید با میل و رغبت طرفین باشد و در مانحن فیه قابل اعتراض بودن یعنی عدم تبعیت از رای داوری است هر چند که مرجعی برای رسیدگی به اعتراض و موارد آن در قانون مشخص نشده و موارد موضوع 489 قانون آیین دادرسی مدنی دارد از موارد ابطال می‌باشد نه اعتراض و مواد مذکور هر یک حکم قانونی است که قابل اعتراض دانستن یا ندانستن رای داور توسط طرفین در حاکمیت آن نقشی ندارد، علی ایحال دادگاه رای معترض عنه را از حیث نتیجه با رد تجدیدنظرخواهی تقدیمی تایید می‌نماید، مضافا به اینکه رای که مورد اعتراض واقع شده تنها رای یکی از داوران است، بنابراین هیات دو نفره داوری رای صادر ننموده که مناط اعتبار و موجد اثر باشد و از فرض همین اظهار نظر احد از داوران مورد اعتراض است در واقع نوعی پیشنهاد به طرح موضوع در مرجع قضایی است و واجد وصف فصل خصومت که از ارکان ذاتی رای داوری است نمی‌باشد. رای دادگاه قطعی است.

رئیس شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه

عشقعلی - جمشیدی

منبع